• صفحه خانگی
  • >
  • یادداشت
  • >
  • بی‌انصافی و تهمت‌های داریوش ارجمند به سریال عمر و آنچه که به آن اعتراض نشد

بی‌انصافی و تهمت‌های داریوش ارجمند به سریال عمر و آنچه که به آن اعتراض نشد

554545 - بی‌انصافی و تهمت‌های داریوش ارجمند به سریال عمر و آنچه که به آن اعتراض نشد

عمر فاروق


نویسنده: محمود براهویی نژاد

داریوش ارجمند را به عنوان یک هنرمند بزرگ و نام آشنا می‌شناختیم. اما هرگز فکر نمی‌کردم که هنرمندی که من و خیلی از ما بزرگش می‌دانستیم تا این حد از انصاف و عدالت تهی باشد که درباره یک اثر هنری به صرف آنکه با اعتقادات مذهبی او سازگاری ندارد این چنین با تعصب برخورد کند و جالب اینجاست که وی مدعی است قسمت‌های محدودی از این اثر را نیز دیده است.

سخن من بر سر ادعاهای داریوش ارجمند در گفتگو با خبرگزاری فارس درباره سریال عمر بزرگ‌ترین سریال تاریخی جهان عرب است که این روزها از شبکه ‌های مختلف به دو زبان عربی و ترکی پخش می ‌شود و قرار است به زبان‌های دیگر نیز از جمله فارسی پخش شود. حداقل بیش از ۳۰ نفر هنرمند ایرانی در ساخت این اثر بزرگ هنری مشارکت کرده‌ اند و این امر عصبانیت برخی از جریانات افراطی را برانگیخته است.

«داریوش ارجمند» بازیگر سینما و تلویزیون در گفت‌وگو با فارس می‌گوید: شنیدم که یک سریال عربی با موضوع زندگی عمر ساخته شده است. بخش‌های محدودی از آن را دیدم که فحاشی می‌ کنند و قصد تحقیر تشیع را دارند.

کسانی که در این مدت حداقل ۲۷ قسمت پخش شده سریال را دیده ‌اند دارای هر مذهب و گرایشی که باشند، اگر نگاهی منصفانه به رویدادهای سریال داشته باشند، می‌ دانند که بر خلاف ادعای داریوش ارجمند هیچ اثری از فحاشی و تحقیر تشیع در این سریال به چشم نمی ‌خورد. و بر عکس کارگردان تلاش کرده است تا روایات مربوط به روابط صمیمانه حضرت علی و حضرت عمر را به خوبی به تصویر بکشد و روابط آن دو را سرشار از محبت و حسن همکاری و همدلی با یکدیگر نشان داده است. آقای ارجمند مشخص نکرده است که کدام بخش محدود این سریال را دیده که در آن فحاشی می‌ کنند و چه کسی این فحاشی‌! را برای وی ترجمه کرده است؟

داریوش ارجمند در ادامه گفته است: بعد هم می ‌بینیم که دوستان هنرمند ایرانی و شیعه نیز در این کار دخالت دارند، از این موارد رنج می ‌برم. پول همیشه هست اما آن شرافت آسمانی چیزی نیست که به این سادگی‌ها به دست بیاید و این حقیقتی بود که همه آن را می‌ فهمند.

واقعاً دخالت هنرمندان ایرانی در یک اثر هنری صرف نظر از نوع روایت مذهبی آن چه اشکالی می‌ تواند داشته باشد؟ آیا جز این است که در سریال به وضوح اثر مثبت حضور این گروه ایرانی را در به تصویر کشیدن چهره زیبایی مشابه تمثال معروف حضرت علی و دیگر موارد می ‌بینیم.

حضور هنرمندان شیعه در یک سریال تاریخی مربوط به اسلام که اتفاقاً در وحدت مسلمانان و درک بهتر آنان از یکدیگر کمک می‌ کند آیا موجب رنجش است یا باعث افتخار؟ مردم ایران آرزو می‌ کردند در کشوری که شیعه و سنی قرنها در کنار هم زندگی می ‌کنند ای کاش زندگی بزرگان اهل سنت نیز مانند بزرگان شیعه توسط هنرمندان ایرانی و رسانه ملی به تصویر کشیده می‌ شد؟ و حال که ما مدعیان پر طمطراق وحدت در شعار،  نتوانسته ‌ایم در عمل چنین کنیم چرا باید از حضور وحدت‌ آفرین عده ‌ای هنرمند شیعه در یک سریال اهل سنت رنج ببریم؟

رنج آقای ارجمند از پول و به قول خود محروم بودن این هنرمندان از آنچه وی شرافت آسمانی ! می‌ خواند نیست، رنج وی و امثال وی از تعصب کور است. از اینکه سال‌ها به یکی از خلفای اسلام اهانت کرده و فحش داده ‌اند و امروز دنیای ماهواره و اینترنت درهای آگاهی را به سوی مردم باز کرده و دیگر حنای هتاکی و فحاشیشان رنگی ندارد. سریال عمر یک اثر هنری است که انتقاداتی نیز ممکن است به آن وارد باشد از جمله اینکه در تیتراژ آغازین این سریال نام خلیج فارس به خلیج عربی تغییر کرده است. آقای ارجمند و ده‌ها سایت و روزنامه ‌ای که در این چند ماه به بهانه پخش این سریال هر چه خواستند علیه سریال، عوامل آن و حتی شخصیت خلیفه دوم نوشتند و دلشان را خنک کردند، چرا به تحریف نام خلیج فارس که بیشتر از هر چیز دیگری جای انتقاد داشت اعتراض نکردند؟. چرا وزارت خارجه ایران مراتب اعتراض خود را نسبت به این امر که با توجه به گستردگی پخش سریال به زبان‌های مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است تقدیم کشورهای سازنده سریال نکرد تا تغییری در تیتراژ سریال صورت گیرد؟

جالب آنکه به دلیل نام سریال، هنرمندان شرکت کننده در آن با خشم مقامات فرهنگی مواجه شده و صدا و سیما نیز تهدید کرده است که دیگر با آنان قرارداد نمی ‌بندد. این شیوه برخورد با هنرمندانی که با شعور و آگاهی خود و به مناسبت تخصص و توان هنری و نگاه هنرمندانه ‌شان در این سریال مشارکت کرده ‌اند و نه فقط به خاطر پول، آیا جز تعصب و تنگ‌ نظری دلیل دیگری دارد؟

جناب ارجمند در ادامه مصاحبه‌ اش مدعی شده است: الآن سریال عمر را ساخته ‌اند، عمر خطاب… و یک جورهایی قصدشان این است که امام علی(ع) را کم‌رنگ کنند. چرا وی فکر می‌ کند که با مطرح کردن زندگی و خدمات حضرت عمر که در آن مشاوره ‌ها و رشادت‌های حضرت علی نقش بسزایی داشته و در این سریال نیز این نقش و روابط این دو به خوبی به تصویر کشیده شده است، نقش حضرت علی کم‌رنگ می‌ شود. مگر نقش حضرت علی در تاریخ یک نقش ساختگی و صرفاً داستانی بوده است که کمرنگ شود؟ قطعاً اگر آقای ارجمند و همفکرانش می‌ توانستند تاریخ قبل و بعد از حضرت علی را از صحنه روزگار محو می‌ کردند تا نقش ایشان به اصطلاح کم‌رنگ نشود. جای تأسف است که جایگاه حضرت علی نیز نزد این گروه آنقدر پایین است که تصور می ‌کنند اگر سریال حضرت علی را نمی ‌ساختند، هیچ کس به نقش و جایگاه ایشان پی نمی ‌برد و بدتر آنکه فکر می ‌کنند با ساخته شدن یک سریال دیگر به نام “عمر” نقش حضرت علی  کم‌رنگ می ‌شود. داریوش ارجمند با بازی در نقش مالک اشتر سریال حضرت علی به حدی مغرور شده است که گویا تصور می ‌کند او بوده که حضرت علی را به جهان اسلام معرفی کرده است و حالا دارد زحماتش بر باد می‌ رود. زهی خیال باطل که سریال حضرت علی و اکنون سریال حضرت عمر فقط توانسته ‌اند بخش کوچکی از زندگی آن دو بزرگوار را به تصویر بکشند. ضمن آنکه در معتبر بودن روایات سریال عمر حداقل با قرائت اهل سنت جای هیچ شک و شبهه ای نیست و یک گروه ۶ نفری از علمای بزرگ جهان اسلام بر این سریال نظارت کرده‌ اند.

ارجمند در ادامه مصاحبه ‌اش مدعی شده است: سریال «الفاروق عمر» مزخرف است. انگلیس‌ها آمده ‌اند یک کار برای این‌ها ساخته ‌اند. آن‌ها در هنر از ما وحشت دارند. این ادبیات چندان برای ما غریب نیست. ادبیات آشنایی است که به هر کسی و هر چیزی که از آن خوشمان نمی ‌آید انگی بزنیم و مانند حکایت دایی جان ناپلئون بگوییم کار کار انگلیسی‌هاست. علایم وحشت قضاوت و پیش‌داوری درباره یک اثر هنری بدون آنکه آن را دیده باشیم است. علایم وحشت، تهدید و منع انعقاد قرارداد با هنرمندانی است که در یک اثر هنری شرکت کرده‌ اند. علایم وحشت همین ادبیاتی است که این روزها داریوش ارجمند و همفکرانش در رسانه ‌ها با آن سخن می ‌گویند. آقای ارجمند آن کسانی که از پخش یک اثر هنری وحشت کرده‌ اند جنابعالی و همفکرانتان هستید.

جالب آنکه روزنامه جوان ساخت این سریال را با اتهامی مشابه به اسرائیل نسبت داده بود و حال آنکه بخش‌هایی از این سریال به موضوع خیانت یهودیان به مسلمانان در جنگ احزاب و فتح غرورآفرین بیت‌ المقدس در زمان عمر اختصاص دارد.

کاش رسانه ‌ها و اصحاب مقام و فرهنگ و هنر در بیان دیدگاه‌هایشان هر چند مخالف اثر یا کاری باشند که حق طبیعی هر کسی است، اندکی جانب انصاف را رعایت می ‌کردند و از دایره ادب و انصاف و عدالت خارج نمی‌ شدند. چیزی که ظاهراً در قاموس برخی از ما ایرانیان معنی ندارد.

موج اهانت‌ها به شخصیت حضرت عمر در حالی افزایش یافته است که بسیاری از علما و اندیشمندان شیعه به جایگاه تاریخی ایشان صرف نظر از اختلاف دیدگاهشان در مسئله خلافت احترام گذاشته و از این شخصیت بزرگ جهان اسلام به نیکی یاد کرده ‌اند. امام خمینی؛ رهبر فقید انقلاب اسلامی در یکی از سخنرانی‌های خود در جمع دانشجویان ایرانی خارج از کشور در سال ۱۳۵۷ درباره حضرت عمر می‌ گویند: «وقتی که عمر می ‏خواست برود به مصرـ برای[اینکه]فتح کرده بودند مصر را و قدرتمند شده بود اسلام، همه جا را گرفته بودند ـ می ‏خواست وارد بشود به مصر، یک شتر بود، خودش بود و یکی هم همراهش. یکیشان سوار این شتر می‏ شده آن یکی جلویش را می‏ گرفت و می‏ برد؛ آنکه خسته می ‏شد ـ قسمت کرده بودندـ این سوار می‏ شد. آن وقتی که وارد ـ به حَسَب تاریخ ـ مصر شدند، نوبت آن غلام بود که سوار باشد و آقای خلیفه جلو[شترش]را گرفته بود و داشت می ‏بُردش که مردم مصر آمده بودند به استقبال! خلیفه عبارت از این بود. ما عمر را قبول نداریم اما این عملْ عمل اسلامی آن وقت بوده؛ یعنی نقش اسلام بوده است و لو خودش یک آدمی بوده که ما نپذیرفتیم او را اما عملی که کرده است عملی بوده که نقش اسلام این بوده، یعنی پیغمبر هم این صورت بود؛ یعنی پیغمبر هم سوار یک الاغی می ‏شده، یک کسی هم پشتش می‏ نشسته و مسئله برایش می ‏گفته؛ آن را تعلیمش می ‏کرده، آنکه پشت سرش نشسته بوده تعلیمش می‏ کرده. شما در تمام این دموکراسی‌ها بیاورید که این جوری باشد که سلطان وقت، که سلطنتش چند مقابل ایران بوده، چند مقابل فرانسه بوده، شما بیاورید یک سلطان دموکراتی که با غلام خودش این جوری رفتار بکند که او سوار بشود؛ یک شتر باشد و چیزی بیشتر از این نه؛ آن جمال و جلال هیچ نباشد در کار. هر سلطان دموکراتی را که بیاورد اگر بخواهد وارد یک مملکت شکست خورده بشود، ببینید چه جوری وارد می‏ شود! ببینیم چه جوری وارد می ‏شود! این هم وارد شده در یک مملکتی که فتح شده است، سوار شتر غلام است ـ حالا نوبت اوست ـ خودش دستش را جلو گرفته و افسار شتر را دارد می ‏کشد. آمدند اشراف مصر آنجا و… همه هم تعظیم کردند به او. این تعلیم اسلام بوده.»

آیت‌ الله خامنه ‌ای رهبر انقلاب نیز در یکی از نماز جمعه‌ های چند سال قبل خویش از ایشان با عنوان حضرت عمر رضی الله عنه یاد کرده و همواره در سخنرانی‌های خود حتی در مباحث انتقادی از حضرت عمر با عنوان جناب عمر و با احترام یاد می ‌کنند.

دکتر شریعتی، یکی از بزرگ‌ترین متفکرین شیعه از شخصیت حضرت عمر به نیکی تمجید می ‌کنند که در مطلبی با عنوان «شریعتی- اهل سنت و فهم دموکراتیک دین» از حسین میرزا نیا در سایت زاهدان فردا به آن پرداخته ‌ایم.

پس آنچه توسط ارجمند و رسانه‌ های جریان افراطی مطرح می‌ شود نه دیدگاه تشیع بلکه دیدگاه جریانی است که دکتر شریعتی از آن به نام تشیع صفوی یاد می ‌کند و می ‌گوید: «روحانی صفوی بر خلاف عالم شیعی، متعصب است، تعصب کور، بدین معنی که قدرت تحمل و حتی استعداد فهم عقیده و حتی سلیقۀ مخالف را ندارد، نه تنها مخالف اسلام یا تشیع را، بلکه مخالف “آقا” و طرز فکر و  ذائقۀ آقا ! این است که هر چه نپسندد، بی درنگ تحریم می‌ کند و هر که نپسندد، بی تأمل تکفیر! در حالی که عالم در تشیع علوی: فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه (بشارت ده بندگانی که به سخن گوش می‌ کنند و بهترینش را انتخاب می ‌کنند).»

به هر حال سریال عمر که با استقبال بی‌ نظیری در دنیا مواجه شده است بزودی به زبان فارسی هم پخش خواهد شد. و ایرانیان روایتی متفاوت از آنچه تا کنون شنیده ‌اند را خواهند دید. مردم ایران با شعور خود تصمیم خواهند گرفت که درباره این روایت چگونه قضاوت کنند. اما این سریال بزرگ‌ترین تأثیری که می‌ تواند داشته باشد ارایه درک بهتری به برادران و خواهران شیعه ایرانی نسبت به باورهای هم‌وطنان اهل سنتشان درباره یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های اسلام است. اینکه ایرانیان به جای اهانت به شخصیت‌ها و باورهای یکدیگر بتوانند به همدیگر احترام بگذارند می ‌تواند بزرگ‌ترین دستاورد چنین سریالی باشد و آنچه درباره این سریال باید به طور متحد و جمعی از سوی همه ایرانیان شیعه و سنی مورد اعتراض قرار بگیرد نه نوع روایت آن بلکه تحریف نام خلیج فارس در تیتراژ آغازین سریال است که باید گردانندگان سریال به مخاطبان ایرانی خود احترام بگذارند و آن را اصلاح کنند. از هنرمندان ایرانی شرکت کننده در این سریال نیز که این روزها مورد هجوم افراطیون قرار گرفته‌ اند حمایت کنیم.

منبع: زاهدان فردا


۱ دیدگاه

  1. کاش هرچه زودتر به فارسی ترجمه شود که شیعیان نیز این سریال را ببینند . البته معیار همه باید حق باشد نه جایگاه آدم ها .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 2 =

مطالب تازه