تحریف یک قیام !

عاشورا

عاشورا


محرم و عزا و پرچم های سیاه ؛ نه با دیوار و نه با مردم ما غریبه است و نه اوضاع و حال روزمان را تغییر می دهد . تمام روزهایمان عزاداری است و آنقدر اندوه داریم که دیگر محرم هم افاقه نمی کند . باید گریه کنیم برای فرهنگ سیاه پوشی که فقط با اشک قوت می گیرد . برای امام حسینی که انگار در برهوت کربلا ؛ فقط برای التماس آب رفته است . برای حرف ها و خطبه هایی که مداحان بی سواد ما تحریف اش  کرده و انگار که اصلا نیست .

برای زینبی که یک مثنوی حماسی و حرف های آتشین تا شام همراه داشت و در روضه ها فقط گریه اش را به چشم می آورند . زینبی که در مجلس زیاد گفت : من ندیدم جز زیبایی!

ودر قصه بی سوادان منبر دار ؛ فقط لابه می کند.

مرور کنیم حادثه ای که جز غذای نذری و گلی که بر سر و صورت می مالند و  زنجیری که بر سر و کول فرود می آید ؛ دستاورد دیگری ندارد . کتاب قیامی که چنان با دروغ های شاخدار مداح ؛ آب و تاب گرفته که گاهی میانش امام حسین و اهل بیت اش هم ، گم می شوند !

چرا برای این همه مداح که ملتی را دو ماه از سال به کلاس کربلا می برند ؛ دوره های آموزشی برگزار نمی کنند که حداقل بدانند چه باید بگویند و نام هفتاد و دو شهید را بدانند و به شاخه گسترانی دروغین نپردازند ؟

برای این همه معلم که دو ماه فشرده ، به مردم داستان می فروشند ؛ چرا آموزش صحیح تعبیه نمی کنند که دروغ از متن حادثه زدوده شود ؟ بی تخصص و مهارت ؛ افاضاتشان را به خورد خلق الله می دهند و کسی نیست بپرسد : سند این همه دروغ کجاست ؟

هرچه دل تنگ شان می خواهد می گویند و زیرکی آن میانه نیست تا مدرک بخواهد .

جز گریه و زنجیر و قمه و کتل ، از کربلا چه می دانید ؟ این همه بدعت را به مرور چنان افزوده اند که آدم وحشت می کند که چه گذشت و چه روایت ها مانده ؟

کار از کار کربلا گذشته و شده ایم سوژه حرف هایی که می پرسند : راستی امام حسین کی بود ؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *