ترکیه در یک نگاه

59455 - ترکیه در یک نگاه


نویسنده: ذبیح الله عرب

امپراطوری عثمانی از ظهور تا سقوط
تاریخ عثمانی حکایتی بس پیچیده است؛ داستانی که نه فقط شرح خاندان عثمانی، بلکه شرح اقوام بسیاری را در بر می گیرد ـ از قبیل ترکها، عربها، صرب‌ها، یونانی‌ها، ارامنه، یهودی‌ها، بلغارها و بسیاری دیگر ـ که امپراطوری را در دست داشتند وبر قلمرو گسترده‌ای حکم می راندند.
ترکان را سلاطین دنیای اسلام خوانده اند، ادعایی که گزاف نمی نماید. از نیمه اول قرن سوم هجری به بعد ترکان به تدریج عمده ترین سهم را در ساختار قدرت در جهان اسلام از ان خود نمودند.

سیری گذرا در دولت عثمانی
اساس خاندان عثمانی ها از ترکان «قایی» و از عشایر «اوقوز» بود که نیاکان شان از آسیای مرکزی به غرب آسیا هجرت نموده وتا اوایل قرن ۷ هجری/ ۱۳ میلادی در آنجا زندگی می‌کردند.
پدر بزرگ عثمان اول که سلیمان نام داشت در سال ۶۱۷ هـ.ق به همراه قبیله اش به شرق ترکیه کنونی نقل مکان کرد و در شهر اخلاط (آخلات) از سرزمین آناتولی سکنی گزید. بعد از وفات سلیمان در سال ۶۲۸هـ.ق از آنجاییکه پسر ارطغرل در نبرد سنگینی که بین سلجوقیان روم و سپاه روم شرقی (بیزانس) در گرفته بود، به سلجوقیان کمک شایسته و دلیرانه ای کرده و پیروزی را برای آنان به ارمغان آورده بود، سلطان علاءالدین سلجوقی به پاس این رشادن و همکاری، اداره بخشی از قلمروش در غرب آناتولی و در سرحدات دولت بیزانس را به ارطغرل سپرد که این خود یک فرصتی را برای عثمانی ها ایجاد کرد که به عنوان یک هم پیمان قوی به جهاد و مبارزه با دولت بیزانس که همواره یک تهدید برای جهان اسلام بود بپردازند و تهدیدات و حملات آن را دفع کنند.

آغاز حکومت امپراطوری عثمانی
تقدیر اینگونه رقم خود که با نابودی دولت سلجوقیان دولت عثمانی برپا شد و عثمان اول که فرمانده‌ای نظامی و مرد سیاست و دارای ویژگی های برجسته اخلاقی و ایمانی بود به حکومت رسید وجانشی پدرش ارطغرل شد. با توجه به اینکه سلاطین عثمانی بسیار بوده اند و ذکر احوال همه آنها کلام را به درازا می کشاند وبه قول معروف «مشت نمونه خروار است» به بیان احوال بعضی از آنها اکتفا می کنیم و شرح حال باقی آنها را به خوانندگان گرامی واگذار می نمائیم.
یکی از سلاطین عثمانی سلطان اورخان است که بعد از وفات پدرش عثمان اول در سال ۷۲۶ هـ ق، رهبری را در دست گرفت و خط مشی و سیاستهای پدرش را ادامه داد.
اورخان برای سر وسامان دادن به لشکر یک پنجم غنایم را تعیین کرده بود که با این کارش توانست برای اولین بار یک لشکر منظم و سازمان یافته را تشکیل داد که نه تنها در هنگام جنگ و درگیری بلکه در تمام اوقات در حال آماده باش و نبرد در مقابل متجاوزین بود.
در سال ۷۵۷ هـ ق عثمانی ها از طریق تنگه داردانل وارد اروپای شرقی شدند و سرزمین های زیادی از قبیل صربستان، مقدونیه، بلغارستان، بوسنی و… را در تصرف خود در آوردند. در سال ۷۶۱هـ ق بعد از وفات سلطان اورخان، سلطان مراد اول که فردی متدین، شجاع و مبارز بود بر تخت پادشاهی نشست وشیوه سلاطین قبل از خود را ادامه داد. از مراحل سخت و دشواری که حکومت عثمانی در آن قرار گرفت، دوران سلطنت بایزید اول (که جانشین سلطان مراد اول بود)  می باشد، که از یک طرف اختلافات داخلی شروع شد و از طرفی دیگر قلمرو عثمانی مورد تاخت و تاز تیمور لنگ قرار گرفت. در همین دوران (سال ۸۰۴ هـ ق) تیمور لنگ هزاران نفر را کشت، مساجد و مدارس را تخریب کرد، شهرها و روستا ها را سوزاند و هزاران نفر دیگر را به اسارت کشید. پس از تاخت و تاز تیمور، دولت عثمانی به مدت ۱۱ سال دچار یک فترت شد  و تا استانه اضمحلال و فروپاشی پیش رفت اما با به قدرت رسیدن سلطان محمد جلبی فرزند سلطان بایزید اول در سال ۸۱۶ هـ ق دورۀ جدیدی از اقتدار دولت عثمانی آغاز شد و با آمدن سلطان مراد دوم مقدمات توسعه بیشتر دولت عثمانی به عنوان یک امپراطوری فراهم شد.

سلطان محمد، فاتح قسطنطنیه
یکی دیگر از سلاطین دولت عثمانی که نامش همواره در برگ زرین تاریخ اسلام می درخشد و تاریخ آن زمان افتخار و جود این شخصیت را در وجود خود دارد، سلطان محمد فاتح فرزند سلطان مراد دوم است. که بعد از فوت پدرش در سال ۸۵۵ هـ ق در سن ۲۲ سالگی به سلطنت رسید. ایشان از استعداد و نبوغ فکری فوق العادی ای برخوردار بود و کارهای مهمی انجام داد که مهم ترین آنها عبور دادن هفتاد کشتی جنگی از بین دو دریا در یک شب  بود که عامل اصلی و اساسی برای فتح قسطنطنیه (درسال ۸۵۷ هـ ق) و سقوط امپراطوری بیزانس گردید. سلطام محمدفاتح با این پیروزی تحولی جدید در تاریخ سیاسی جهان به وجود آورد و توانست خود را مصداق حدیث گرامی پیامبر صلی الله علیه وسلم: «لتفحن القسطنطنیه، فلنعم الأمیر أمیرها، و لنعم الجیش ذلک الجیش» قرار دهد.
البته ناگفته نماند، سنت الهی است که در کنار هر فرمانده و رهبر برجسته وموفق، علمایی ربانی و مخلص وجود دارند تا همراه و مددگاه آنها باشند. که سلطان محمد فاتح از این قاعده مستثنی نبود و در کنار ایشان شیخ ومرشدشان، شیخ آق شمس الدین دمشقی رومی بود که نسبش به حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه می رسید. سلطان محمد بعد از فتح قسطنطنیه دست به ساخت و ساز وسیع این منطقه زد و از همه لحاظ به این سرزمین اهمیت داد و رسیدگی کرد.
بعد از وفات ایشان فرزندش سلطان بایزید دوم (سال ۸۸۶ هـ ق) که فردی صلح جو بود به تخت پادشاهی نشست. در اواخر این حکومت بود که سلسله صفویان در ایران ظهور کرد که شاه اسماعیل صفوی یکی از حاکمان این سلسله برای پیروزی حکومت شیعی خودش دست به قتل یک میلیون نفر زد و علما، کتب و اماکن مقدس اهل سنت را از بین برد و بایزید دوم هیچگونه اقدامی نکرد و فقط خواستار توقف این جنایت وحشیانه شاه اسماعیل شد. در عهد سلطنت سلیم اول  ملقب به «یائوز» سیاست فتوحات شرقی به پیش گرفته شد. جنگ مشهور چالداران میان شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم به شکست شاه اسماعیل منجر شد. غلبه بر ممالیک و فتح جهان عرب از مهمترین وقایع عصر سلیم است.

انحطاط امپراطوری عثمانی و عوامل آن
روند انحطاط حکومت عثمانی که از زمان اوج عظمت آن، یعنی دوره سلطنت سلیمان دوم آغاز شده بود، مستمر و بی وقفه تاپایان قرن دوازدهم هجری قمری ادامه یافت. عوامل گوناگونی از جمله افزایش قدرت سیاسی ونظامی و پیشرف علوم در اروپای غربی، توان امپراطوری عثمانی را روبه ضعف نهاد. جنگهای پی درپی، قیام‌های متعدد، رقابتهای خونین حکومت صفوی، ضعف بنیه اقتصادی، فرسودگی سیستم اداری امپراطوری و عدم کارایی راهکارها و… توان امپراطوری را به تحلیل برد و آنرا در مواجهه بادشمنان تازه نفسش بیمار کرد.
امپراطوریی که روزگاری تمامیت اروپای مسیحی را تهدید می کرد به جایی رسید که به مرد بیمار اروپا شهرت یافت وبقای آن تا نیمه قرن بیستم بیشتر مدیون رقابت قدرتهای اروپایی با یکدیگر بود تا قابلیت خود امپراطوری.
از وقایع مهم دوران حکومت محمود دوم (۱۲۲۳ هـ ق) انحلال سپاه ینی چَری است، سپاهی که تنها دشمنان امپراطوری بلکه خود امپراطوری عثمانی نیز از آن بیمناک بودند. ینی چری با قدرت و نفوذ فراوانی که به تدریج بدست آورد، در سیر انحطاط امپراطوری به یکی از مراکز فساد فراگیر امپراطوری مبدل شده بود و در تاریخ عثمانی این رویداد به نام واقعه فرخنده (واقعه خیریه) مشهور است.
امپراطوری عثمانی در اواخر حکومت خود به جنگ جهانی وارد شد. پایان جنگ را می توان در حقیقت پایان امپراطوری عثمانی خواند. پایانی که با الغای سلطنت در اول اکتبر ۱۹۲۲ م از سوی مجلس کبیر ملی به طور رسمی اعلام شد. وحیدالدینبرکنار و آخرین خلیفه عثمانی عبدالحمید دوم در مقام خلافت منهای سلطنت برتخت نشست.
تصویب قانون لغو خلافت و اخراج خاندان عثمانی از ترکیه در سوم مارس ۱۹۲۴م نقطه پایانی بود بر حکایت طولانی و پرماجرای عثمانی ها.
خوانندگان محترم جهت مطالعه تفصیلی حکومت عثمانی می توانند به منابع ذیل مراجعه نمایند.

منابع:
ـ دایره المعارف فارسی ج۱، ص ۶۳۱٫
ـ لغت نامه دهخدا ج۱۵، ص ۶۱۷٫
ـ گیتا شناسی نوین کشورها ص۲۰۳٫
ـ ترکیه در یک نگاه، محمد ابوالقاسمی.
ـ تاریخ امپراطوری عثمانی و ترکیه جدید ج ۱٫
ـ ندای اسلام شماره ۳۱، مروری برتاریخ دولت عثمانی، ثناءالله شهنواز.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب تازه