رسول الله صلی الله علیه وسلم

تظاهرات جهانی!

اکنون به یکی از نشانه‌‌های اعجاز این شخصیت معجزه‌آسا می‌پردازیم…

اگر سازمان ملل از سوی تمامی کشورهای جهان مأمور شود تا تظاهراتی را سامان دهی کند که در یک زمان و در یک مسیر، همگی مردم جهان را در بربگیرد، هرگز قادر به انجام آن نخواهد بود و در پاسخ خواهد گفت: این کار غیر ممکن است…

چگونه شش میلیارد نفر در یک زمان و در یک مسیر حرکت کنند؟

اما رسول خدا (ص) با سادگی کامل توانست چنین کاری را بکند؛ آن گاه که به همه‌ی امت‌اش: مردان، زنان، کودکان و حتی زنانی که در دوره‌ی قاعدگی به سر می‌برند دستور داد که روز عید برای نماز عید از خانه‌‌هایشان بیرون بیایند؟

به کجا بروند؟ به صحرا یا هر فضای باز و آزاد دیگری!!!

او با این کار می‌خواهد آنان را هم زمان در یک تظاهرات عمومی در سراسر کره‌ی زمین سامان دهی کند… روز عید فطر پس از پایان روزه‌ی رمضان و روز عید قربان به مناسبت ادای مناسک حج فرا می‌رسد و رسول خدا (ص) به تمام امت‌اش: مردان، زنان و کودکان دستور می‌دهد که با سردادن شعار: الله اکبر، الله اکبر، لا إله إلا الله، و الله اکبر، الله اکبر و لله الحمد، از خانه‌‌هایشان خارج شوند… و در مسیرِ رفتن به مکان اقامه‌ی نماز با صدای بلند این شعار را سر دهند و تازه ‌ترین لباس‌هایشان را بپوشند و با زیباترین قیافه راهیِ آنجا شوند…

رسول خدا (ص) هیچ کس را مستثنی نمی‌کند؛ حتی به زنانی که در دوره‌ی عادت ماهانه هستند و نمازی بر آنان نیست، فرمان می‌‌دهد که از خانه خارج شوند و در جایی نزدیک مکان اقامه‌ی نماز بنشینند و شاهد دعا و نیایش مسلمانان باشند.

رسول خدا (ص) رهبر طراز اول ملت‌ها و توده‌‌های مردم است و هیچ رهبری به پای او نمی‌رسد و هیچ تشکیلاتی همسان تشکیلات او نیست!

اگر نماز عیدین در سراسر کره‌ی زمین در یک روز اقامه شود، بدین معنا است که رسول خدا (ص) یک تظاهرات مردمی باشکوه را در سطح تمام ساکنان روی کره‌ی زمین ساماندهی کرده است که به شکل عبادتی برای پروردگار جهانیان، انجام داده می‌شود! این است معجزه!

نباید گفت که محمد (ص) تظاهراتی را راه انداخته است که فقط یک میلیارد و پانصد میلیون نفر (تعداد مسلمانان) را در برگرفته است و تظاهرات او شش میلیارد نفری نیست… چراکه اگر بقیه‌ی مردم جهان به تعالیم رسول الله (ص) ایمان می‌آوردند و تسلیم او می‌شدند و اوامر او را گردن می‌‌نهادند، همگی ‌شان مشمول این راهنمایی وی می‌شدند و اگر برای اولین نماز عیدین بیرون می‌رفتند، دایره جهان‌گستر محمدی آنان را نیز در بر می‌گرفت…

اما مردم جهان ابا ورزیدند و از رسول خدا (ص) روی برتافتند… اِشکال در نظم و برنامه‌ی رسول خدا (ص) نیست، او همیشه آماده است چندین برابر ساکنان کنونی زمین را در بر بگیرد؛ و این بیانگر جهانی بودن و جاودانگی پیام خداست، چون برنامه جاودانی بر پیامبر (ص) فرو فرستاده که تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت. او این برنامه را فرو فرستاده است تا تمام ساکنان زمین را که هر اندازه پیشرفته و متمدن و دانا و بی‌شمار باشند، در خود گنجایش دهد.

از این رو برنامه‌ی خدا، فراگیر، کامل و بدون نقص است.

خداوند متعال این حقیقت را زمانی اعلام کرد که می‌فرماید: «… الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا… » (مائده۳)

«امروز [احکام] دین شما را برایتان کامل کردم و [با عزّت بخشیدن به شما و استوار داشتن گام‌هایتان] نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین خداپسند برای شما برگزیدم.»

به راستی نشانه‌های این جهانی بودن و جاودانگی را در ذرّه‌ای از ساختار جاودان اش؛یعنی نماز عید به وضوح مشاهده می‌کنیم. تنها یک راهنمایی از راهنمایی‌های بی شمار رسول خدا (ص)، نظامی معجزه‌آسا را تحقق می‌بخشد و هم زمان تمامی ‌ساکنان روی کره‌ی زمین را در یک تظاهرات عمومی‌، ساماندهی می‌کند؛ تظاهراتی که فقط شعار «الله» را سر می‌دهد، نه شعار ملت‌‌ها و حکومت‌ها و رهبران و اشخاص…

نظم و برنامه‌ای که رسول خدا (ص) به ارمغان آورده است، چقدر با شکوه است! و بشریت را به چه مقام والایی رسانده است؟! آنان را از تاریکی‌‌های وجود و هستی‌ شان، از هواپرستی‌ها، شهوت‌های نژادی، تعصّبات، جهالت‌ها، اختلافات، حسادت‌ها، طمع‌ورزی‌‌ها، خودپرستی‌ها و تمامی تاریکی‌ها به سوی نور و روشنایی پروردگارشان آورده است؛ نوری که در دل‌هایشان فرو می‌ریزد، در حالی که همگی شعار: الله اکبر، الله اکبر را در فضا می‌پیچانند و سراسر کره زمین به لرزه در می‌‌آید و موج فریادهایشان با آهنگ و نغمه‌ی یگانه‌ی لا اله الا اللهِ تمام کائنات یکی می‌شود و رسول خدا (ص) در جهشی باشکوه تمام بشریت را به سوی آن به پیش می‌برد و تمامی تاریکی‌‌ها دور انداخته می‌شود و مؤمنان، شتابان به سوی جهان نور و قُرب الهی می‌روند.

در حالی که تمام انسان‌‌ها از سامان دادن خودشان در یک تظاهرات ناتوان اند، رسول خدا (ص) به اذن و اراده‌ی خدا برمی‌خیزد و پیش می‌رود و راه تحقق چنین امری را برایشان ترسیم می‌کند.

حتی اگر انسان‌‌ها بتوانند چنین تظاهرات جهانی را راه بیندازند، بدون تردید از جهتی دیگر دچار عجز و ناتوانی می‌شوند؛ چراکه مردم را مانند تخته سنگ‌ها به زور در کنار یکدیگر قرار می‌دهند، اما نمی‌‌توانند دل‌هایشان را آن سان که رسول خدا (ص) به سوی خدا سوق می‌دهد، به حرکت درآورند؛ لذا از این جهتِ تابناک نیز که دل‌‌ها را با پیوند دادن به پروردگارشان احیا می‌کند، اعجاز رسول خدا (ص) به اثبات می‌‌رسد. رسول خدا (ص) هنگامی‌که توانست هزاران میلیون نفر را هم زمان بسیج کند تا یک‌دل و یک صدا خدا را بخوانند، بر تمام بشریت برتری پیدا کرده است.

رسول خدا (ص) راه رسیدن به این هدف را این چنین ترسیم می‌کند:

«عَن ابنِ عَبّاسٍ، أنَّ النّبِیَّ (ص) خَرَجَ یَومَ الفِطرِ، فَصَلَّی رَکْعَتَیْنِ، ثُم لَم یُصَلِّ قَبلَهَا، وَ لَابَعدَها» «از ابن عباس روایت شده است که پیامبر (ص) روز عید فطر به محل اقامه‌ی نماز عید رفت و دو رکعت نماز خواند و قبل ازآن و بعد از آن، نماز دیگری نخواند.» (روایت از ترمذی)

آری، تنها دو رکعت نمازِ کوتاه…

همچنین روایت شده است: « أَنَّ النَّبِیَّ (ص) کَبَّرَ فِی العِیدَینِ، فِی الأُولَی سَبعاً، قَبلَ القِرَاءُه، وفی الآخرَهخَمساً قَبلَ القِرَاءَه»« پیامبر (ص) درنماز عید فطر و قربان در رکعت اول قبل از خواندن سوره‌ی فاتحه، هفت بار و در رکعت دوم پنج بار تکبیر می‌گفت.» (روایت از ترمذی)

نماز عید، کاروان تکبیر و تعظیم خداست؛ در رکعت نخست، امام قبل از خواندن فاتحه هفت بار تکبیر می‌گوید و نمازگزاران آن را تکرار می‌کنند… در رکعت دوم نیز با سردادن پنج بار تکبیر، میلیون‌ها نفر به صورت گروهی به تکرار آن می‌‌پردازند!!

«عَن أمِ عَطِیَّه، أَنَّ رَسولَ اللهِ (ص) کانَ یُخرِجُ الأَبکَارَ، وَ العَوَائقَ، وَ ذَوَاتِ الخُدُورِ، وَالحُیَّضَ، فِی العیدینِ، فأَمَّا الحُیَّضُ فَیَعتَزِلنَ المُصَلَّی، وَ یَشهَدنَ دَعوَه المُسلِمینَ. قالت إحدَا هُنَّ: یَا رَسُولَ اللهِ، إن لَم یَکُن لَهَا جِلبَابٌ؟ قَالَ: فَلتُعرِهَا أُختُهَا مِن جَلَابِیبِهَا»

«از ام عطیه روایت شده است که رسول خدا (ص) در روز عید فطر و قربان، دختران، زنان متأهل و زنانی که در دوره‌ی قاعدگی بودند به محل اقامه نماز فرا می‌‌خواند. در این اثنا زنانی که در حالت قاعدگی بودند، خارج از محل اقامه‌ی نماز می‌نشستند و دعا و نیایش مسلمانان را نظاره می‌کردند. زنی گفت: ای رسول خدا! اگر زن چادر نداشته باشد باید چه کار کند؟ فرمود: باید خواهرش آن را به امانت به او بدهد. (روایت از ترمذی)

آیا می‌بینی که چه اجتماع و تظاهراتی عمومی شکل گرفته است که تمام مردم: دختران، زنان متأهل و در حال قاعدگی همگی در آن شرکت کرده‌اند! و این چنین رسول خدا (ص) نیروی این مردم را بسیج می‌کند و به آن سمت و سویی الهی می‌دهد و نیرو و توان انسان‌ها را به گونه‌ای اعجازآمیز و در والاترین شکل با بانگ الله بکار می‌گیرد و گره‌‌های کور غم و افسردگی درونی زنان و مردان، به طور یکسان گشوده می‌شود و همگی احساس می‌کنند که رحمت خدا بر آنان می‌بارد و صبح روز عید آن‌ها را فرا می‌گیرد. این گردهمایی، اشباع غریزه‌ی جمع گرایی را نیز در حالتی که نسبت به هم دیگر عشق می‌ورزند، در اوج پاکی و شادمانی تحقق می‌‌بخشد!

رسول خدا (ص) حتی روش بازگشت از نماز عید را نیز شتابان ساماندهی می‌کند: کَانَ النَّبِیُّ (ص) إِذَا خَرَجَ یَومَ العِیدِ فِی طَرِیقٍ، رَجَعَ فِی غَیرِهِ». «رسول خدا (ص) روز عید از راهی که به نماز می‌ رفت برنمی‌گشت و راه دیگری را برای بازگشت انتخاب می‌کرد.» (روایت از ترمذی)

به این زیبایی بنگر! «اگر از راهی می‌ رفت، از راه دیگری باز می‌گشت» چرا؟ چون این روش یک روان درمانی بسیار ماهرانه است که رسول خدا (ص) آن را پیشنهاد می‌کند! زیرا نفس بشری اگر در حالتی یکنواخت و یکسان و بدون تغییر و تجدد زندگی کند، دچار نوعی گیج و منگی می‌شود؛ اما اگر مناظر و چشم ‌اندازهای زندگی را تجدید کند، با این کار امواج زندگی را در نگاه خویش تازه می‌کند. از این روست که رسول خدا (ص) این دستور العمل را برای امت‌اش وضع کرده تا آنان را حیاتی دیگر بخشد و شادمانی را وارد زندگی‌ شان کند…

او پیامبر حیات در والاترین شکل است و انسان را توسعه‌ی شخصیت می‌ بخشد و او را در عمق جامعه ادغام می‌کند؛ به گونه‌ای که اگر کسی در مسیرِ رفتن به مسجد با برادرش برخورد نکند، در راه بازگشت از آن، او را ملاقات کند. هم چنین در این روش نبوی، مظاهر قدرت و توان، در مقابله با دشمنان اندیشه نمایش داده می‌شود و از کسانی که در راه بازگشت از مسجد، راه‌ها گنجایش آن‌‌ها را ندارد و از مسیرهای دیگر برمی‌گردند، احساس ترس و هراس می‌کنند.

آیا چیز دیگری باقی مانده است؟ آری، رسول خدا (ص) روش غذا خوردن را نیز ترسیم می‌کند و آن را به دست غریزه نمی‌سپارد:

«کان النَّبیُّ (ص) لاَیخرُج ُیومَ الفِطرِ حتَّی یَطعَمَ، و لاَیَطعمُ یومَ الأَضْحَی حتَّی یُصلِّیَ»

«پیامبر (ص) روز عید فطر قبل از رفتن به نماز عید چیزی میل می‌کرد؛ اما روز عید قربان پس از نماز عید غذا می‌خورد.» (روایت از ترمذی)

ببین! هر دو روز عید فطر و قربان دارای پروتکل ویژه‌ی خودشان هستند… روز عید فطر قبل از رفتن به نماز باید شتابان شیرینی یا خرمایی میل ‌کرد… چرا؟ برای مختومه اعلام کردن روزه‌ی رمضان و رفتن به نماز با دلی سرشار از شادمانی و رها و آزاد از هر قید و بندی!

«عن انس بن مالک، أن النَّبیَّ (ص) کان یُفطرُ علَی تَمراتٍ یومَ الفطرِ قبلَ أن یَخرجَ إلی المُصَلَّی»«از انس بن مالک روایت شده است که پیامبر (ص) روز عید فطر قبل از رفتن به مُصلّی، چند عدد خرما میل می‌کرد.» (روایت از ترمذی)

اما پروتکل روز عید قربان چیز دیگری است. پیامبر (ص) تا زمانی که قربانی را ذبح نمی‌کرد، چیزی نمی‌خورد؛ آن گاه مقداری از کَبد قربانی را برمی‌‌داشت و می‌خورد!!

چه زیبایی و نظم و نظام و همه سونگریِ شگفت‌انگیزی! هنوز اسرار و رموز بسیاری باقی است که منابع سنّت نبوی سرشار از آن‌ها است و مفصّل بدان‌‌ها پرداخته‌اند.

این بود تصویری با عجله از تصاویر متعدد رسول خدا (ص)… پیامبری سرشار از حیات که هرگاه زندگی را خزیده در رکود و سستی می‌ دید، آن را از نو برمی ‌انگیخت و به سوی حرکت و تکاپو سوق می‌داد…

فیلسوفان و دانشمندانی که در میان کتاب‌ها و سخنان‌ شان مدفون شده‌اند و هیچگونه تأثیری بر دل مردم ندارند، راهی به این وادی ندارند… پیامبر (ص) نوری است خلّاق و انگیزه‌ بخش… به محض این که قلب‌اش بدرخشد، پرتوهایش را به اعماق جان‌‌ها می‌فرستد و ناگهان یاران و پیروانش به شعله‌ای از نور مقدس تبدیل می ‌شوند و در حالی که با هم دیگر رقابت می‌کنند به سرعت به سوی خدا می‌روند…

پیامبر (ص) با ذوق بود و زندگی را در پاک‌ ترین، والاترین و ارجمندترین شکل، احساس می‌کرد و با ذوقِ والایش آن را می‌ چشید؛ چون همه را برای خدا می‌ دانست: ‏« قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَ مَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ.‏ لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ »

«بگو: نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خدا است که پروردگار جهانیان است. ‏ خدا را هیچ شریکی نیست، و به همین دستور داده شده‌ام، و من اوّلین مسلمان [در میان امت خود، و مخلص‌ترین فرد در میان همه انسان‌ها برای خدا] هستم. ‏» (انعام ۱۶۳-۱۶۲)

این یک پرتو یا درخشش یک پرتو بود… دستیابی به حقیقت انوار رسول خدا (ص) ممکن نیست!

پرتوی از آن شخصیت بزرگی که تمام آنچه بشر ممکن است به آن برسد در بر گرفت!!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن