تعداد رکعات نماز تراویح در پرتو نصوص شرعی و فقه اسلامی

4 620x264 - تعداد رکعات نماز تراویح در پرتو نصوص شرعی و فقه اسلامی


نویسنده: پروفیسور فضل الرحمن فقیهی استاد دانشگاه هرات

مقدمه

ماه رمضان از بهترین ماه‌های سال است که عبادت در آن، ارزش بیشتری در نزد الله متعال دارد. از جمله عباداتی که در این ماه سنت شده و مؤمنان به اقامۀ آن می‌پردازند، نماز تراویح است که این ماه مبارک را بیشتر با شأن و شکوه می‌سازد.
یکی از مواضع اختلاف در میان امت اسلامی و به‌خصوص در دورۀ معاصر، که مربوط ماه رمضان می‌باشد، تعداد رکعات نماز تراویح است که گاهی متأسفانه به اختلاف نزاع، منجر شده است. بیشتر اهل سنت، تعداد رکعات تراویح را بیست رکعت می‌دانند و بدان عمل می‌کنند و بر این روش سخت پایبنداند. شماری هم هشت رکعت می‌خوانند و فقط بر این روش پافشاری می‌دارند. عده‌یی از طرفین، روش خود را مشروع و روش دیگر را بدعت و خلاف سنت، می‌دانند و با پافشاری بر نظر خود، زمینۀ اختلاف نزاع در میان امت اسلامی را فراهم می‌سازند.

تعداد زیادی از مردم ما نیز از این ناحیه، دچار تردد و نگرانی می‌شوند و روز تا روز، نزاع دامن زده می‌شود. این اخلاف نظر، گاهی به حدی رسیده که به زد و خوردهای فزیکی منجر شده و مناقشات به منازعات و بغض و عداوت کشیده است. تعدادی از مردم جامعۀ اسلامی، همراه با اخلاصی که دارند، از جانبین می‌پندارند که گویا جز روشی که آنان به ادای نماز تراویح می‌پردازند، روش دیگری جواز ندارد. اندیشۀ عدم جواز روش‌های دیگر، حتی ذهن و فکر تعدادی از امامان مساجد را نیز در بر گرفته است؛ چه شاید کمتر مطالعۀ دقیق و فراگیر در این زمینه داشته باشند.

در این مقاله به بیان دیدگاه فقها در این مورد پرداخته می‌شود و راه حل این اختلاف که گاهی به نزاع کشیده ارائه خواهد شد.

اصل مشروعیت تراویح

در مشروعیت نماز تراویح و جواز آن، همه امت اسلامی، اجماع و اتفاق دارند و هیچ کسی از اهل علم، جواز و مشروعیت آن را انکار ندارد؛ مگر روافض که از امت اسلامی تخلف ورزیده به مشروعیت آن قایل نیستند و به ادای آن نمی پردازند(سرخسی: ج۲، ص۱۴۴). تاریخچۀ مشروعیت نماز تراویح به وقت حیات رسول الله صلی الله علیه وسلم بر می‎گردد و این سنتی از سنت‌های رسول الله صلی الله علیه وسلم و از سنت‌های خلفای راشدین است.
از عایشه رضی الله عنها حدیثی را امام بخاری چنین روایت کرده است:

«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَرَجَ ذَاتَ لَیْلَهٍ مِنْ جَوْفِ اللَّیْلِ، فَصَلَّى فِی المَسْجِدِ، فَصَلَّى رِجَالٌ بِصَلاَتِهِ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ، فَتَحَدَّثُوا، فَاجْتَمَعَ أَکْثَرُ مِنْهُمْ، فَصَلَّوْا مَعَهُ، فَأَصْبَحَ النَّاسُ، فَتَحَدَّثُوا، فَکَثُرَ أَهْلُ المَسْجِدِ مِنَ اللَّیْلَهِ الثَّالِثَهِ، فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ، فَصَلَّوْا بِصَلاَتِهِ، فَلَمَّا کَانَتِ اللَّیْلَهُ الرَّابِعَهُ عَجَزَ المَسْجِدُ عَنْ أَهْلِهِ حَتَّى خَرَجَ لِصَلاَهِ الصُّبْحِ، فَلَمَّا قَضَى الفَجْرَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ، فَتَشَهَّدَ، ثُمَّ قَالَ: «أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّهُ لَمْ یَخْفَ عَلَیَّ مَکَانُکُمْ، لَکِنِّی خَشِیتُ أَنْ تُفْرَضَ عَلَیْکُمْ، فَتَعْجِزُوا عَنْهَا»(بخاری، ۱۴۲۲، حدیث: ۹۲۴).

(پیامبر صلی الله علیه وسلم، شبی در میان شب برآمدند و در مسجد نماز خواندند. تعدادی از مردم هم با ایشان نماز خواندند. صبح آن شب مردم با هم صحبت کردند. [شب دیگر] تعداد بیشتری جمع شدند و با ایشان نماز خواندند. باز [فردای آن صبح هنگام] مردم با هم صبحت کردند و شب سوم اهل مسجد زیاد شدند. پیامبر صلی الله علیه وسلم به مسجد آمدند و مردم با ایشان نماز خواندند. شب چهارم مسجد از گنجایش مردم عاجز آمد، [اما پیامبر صلی الله علیه وسلم به نماز شب نیامدند] تا اینکه به نماز صبح آمدند. وقتی نماز صبح را ادا کردند، روی خود را به مردم کرده بعد از تشهُّد فرمودند: من از آمادگی شما نترسیدم، بلکه از این ترسیدم که بر شما فرض شود و شما از ادای آن عاجز مانید).

بعد از آن مردم نماز شب در ماه رمضان را می خواندند و تنها و به جماعت ادا می‌کردند. اما در زمان خلیفۀ دوم، صورت کنونی مقرر شد. امام بخاری حدیثی را از عبد الرحمن بن عبد القاری روایت کرده که گفت:

«خَرَجْتُ مَعَ عُمَرَ بْنِ الخَطَّابِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، لَیْلَهً فِی رَمَضَانَ إِلَى المَسْجِدِ، فَإِذَا النَّاسُ أَوْزَاعٌ مُتَفَرِّقُونَ، یُصَلِّی الرَّجُلُ لِنَفْسِهِ، وَیُصَلِّی الرَّجُلُ فَیُصَلِّی بِصَلاَتِهِ الرَّهْطُ، فَقَالَ عُمَرُ: «إِنِّی أَرَى لَوْ جَمَعْتُ هَؤُلاَءِ عَلَى قَارِئٍ وَاحِدٍ، لَکَانَ أَمْثَلَ» ثُمَّ عَزَمَ، فَجَمَعَهُمْ عَلَى أُبَیِّ بْنِ کَعْبٍ، ثُمَّ خَرَجْتُ مَعَهُ لَیْلَهً أُخْرَى، وَالنَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلاَهِ قَارِئِهِمْ، قَالَ عُمَرُ: «نِعْمَ البِدْعَهُ هَذِهِ، وَالَّتِی یَنَامُونَ عَنْهَا أَفْضَلُ مِنَ الَّتِی یَقُومُونَ»(بخاری، ۱۴۲۲، حدیث: ۲۰۱۰).

(من با عمر بن الخطاب رضی الله عنه، شبی از رمضان به سوی مسجد آمدم. در این هنگام مردم گروه‌های جداجدا بودند و تنها تنها و به جماعت‌هایی نماز می‌خواندند. عمر رضی الله عنه گفت: من می‌پندارم که اگر اینها را با یک قاری جمع نمایم بهتر خواهد بود. بعد تصمیم گرفت و آنان را به اقتدا به ابی بن کعب جمع کرد. شبی دیگر با وی بیرون شدم و مردم به امامت یک قاری نماز می‌خواندند. عمر بن الخطاب گفت: این کار جدید خوبی است. و اگر نماز را در آخر شب بخوانند از اینکه حالا می‌خوانند بهتر است).

احادیث مبارکی که روایت شد، بیانگر این‌اند که اصل نماز تروایح در زمان رسول الله صلی الله علیه وسلم، مشروع شده و اقامه گردیده است. بنابراین کسی نمی‌تواند ادعا کند که خلفای راشدین به ویژه خلیفۀ دوم، این عبادت را از خود ساخته و بدعت ایجاد کرده است. یعنی که نماز تراویح، سنت نبوی است و نیز روش خلفای راشدین بعد از ایشان بوده که تا اکنون به همان روش اقامه می‌شود.

دیدگاه‎ها در مورد تعداد رکعات تراویح

با توجه به دلایلی که از احادیث نبوی در مورد اقامه نماز تراویح، از رسول الله صلی الله علیه وسلم و عمل صحابه و ادامه آن در دوره‌های بعدی نقل گردیده، اهل علم در اندازۀ رکعات تراویح اختلاف نظر دارند. این اختلاف نظر، همچنان که بعد از این خواهد آمد، در جواز و عدم جواز نیست، بلکه چنان معلوم می‌شود که در این باره، توسُّع و فراخی وجود دارد. دیدگاه های متفاوت اهل علم و تحقیق از فقها در این موضوع به گونه زیر می‌شود خلاصه شوند:

رأی نخست (هشت رکعت)

شماری تعداد نماز تراویح را هشت رکعت، و با نماز وتر، یازده رکعت دانسته اند. اینان به احادیثی استدلال کردند که ثابت کنندۀ هشت رکعت نماز، برعلاوۀ سه رکعت وتر است. ازجمله حدیث عایشه رضی الله عنها که می‌گوید:
«مَا کَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَزِیدُ فِی رَمَضَانَ وَلاَ فِی غَیْرِهِ عَلَى إِحْدَى عَشْرَهَ رَکْعَهً یُصَلِّی أَرْبَعًا، فَلاَ تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ یُصَلِّی أَرْبَعًا، فَلاَ تَسَلْ عَنْ حُسْنِهِنَّ وَطُولِهِنَّ، ثُمَّ یُصَلِّی ثَلاَثً»(بخاری، ۱۴۲۲، حدیث: ۱۱۴۷).

(نماز شب پیامبر صلی الله علیه وسلم، در رمضان و غیر رمضان، بیشتر از یازده رکعت نبود. چهار رکعت می‌خواندند، تو از حسن نماز و طول آن سؤال نکن [یعنی بسی طولانی بود] بعد از آن چهار رکعت می‌خواندند، تو از حسن نماز و طول آن سؤال نکن؛ بعد از آن سه رکعت [نماز وتر را] می‌خواندند).

همچنان اینان به حدیث سائب بن یزید استدلال کردند که گفته است: «أَمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أُبَیَّ بْنَ کَعْبٍ، وَتَمِیمًا الدَّارِیَّ أَنْ یَقُومَا لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَهَ رَکْعَهً، فَکَانَ الْقَارِئُ یَقْرَأُ بِالْمئین، حَتَّى کُنَّا نَعْتَمِدُ عَلَى الْعِصِیِّ مِنْ طُولِ الْقِیَامِ، وَمَا کُنَّا نَنْصرِفُ إِلا فِی فُرُوعِ الْفَجْرِ»(بغوی، ۱۴۰۳: ج۴، ص۱۲۰).

(عمربن الخطاب ابی بن کعب و تمیم داری- رضی الله عنهم- را فرمان داد که برای مردم، یازده رکعت نماز، اقامه دارند. بدین گونه قاری صد آیه در هر رکعت می‌خواند؛ به حدی که ما از اثر طول قیام، به عصا تکیه می‌کردیم و از نماز باز نمی‌گشتیم، مگر اینکه نزدیک صبح می‌رسید).

همین حدیث را نسائی در سنن الکبری از سائب بن یزید چنین روایت کرده است:
«أمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أُبَیَّ بْنَ کَعْبٍ وَتَمِیمًا الدَّارِیَّ أَنْ یَقُومَا، لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَهَ رَکْعَهً»(نسائی، ۱۴۲۱: حدیث: ۴۶۷۰).

(عمر بن الخطاب، کعب و تمیم داری را امر نمود که برای مردم، یازده رکعت نماز اقامه کنند).

امام طحاوی این حدیث را از سائب بن یزید، چنین روایت کرده که گفت:
«أَمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ أُبَیَّ بْنَ کَعْبٍ وَتَمِیمًا الدَّارِیَّ أَنْ یَقُومَا لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَهَ رَکْعَهً. قَالَ: «فَکَانَ الْقَارِئُ یَقْرَأُ بِالْمِئِینَ حَتَّى یَعْتَمِدَ عَلَى الْعَصَا مِنْ طُولِ الْقِیَامِ , وَمَا کُنَّا نَنْصَرِفُ إِلَّا فِی فُرُوعِ الْفَجْرِ»(طحاوی، ۱۴۱۴، حدیث: ۱۷۴۱).

(عمر بن الخطاب ابی بن کعب و تمیم داری را فرمان دارد که برای مردم نماز را با یازده رکعت اقامه بدارند. راوی گفت که قاری صد آیه در هر رکعت می‌خواند؛ به حدی که [بعضی از ما] از طول قیام، به عصا تکیه می‌کرد و ما از نماز باز نمی‌گشتیم، مگر اینکه صبح فرا می‌رسید).

امام بیهقی نیز در السنن الکبری این حدیث را با اندک تفاوتی چنین روایت کرده است:
«أَمَرَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ أُبَیَّ بْنَ کَعْبٍ وَتَمِیمًا الدَّارِیَّ أَنْ یَقُومَا لِلنَّاسِ بِإِحْدَى عَشْرَهَ رَکْعَهً، وَکَانَ الْقَارِئُ یَقْرَأُ بِالْمِئِینَ حَتَّى کُنَّا نَعْتَمِدُ عَلَى الْعِصِیِّ مِنْ طُولِ الْقِیَامِ، وَمَا کُنَّا نَنْصَرِفُ إِلَّا فِی فُرُوعِ الْفَجْرِ»(بیهقی، ۱۴۲۴، حدیث: ۴۲۸۷).

رأی دوم (بیست رکعت)

عده‌یی دیگر که بیشتر مسلمانان جهان را تشکیل می‌دهند، براین نظراند که تعداد رکعات نماز تراویح، غیر از وتر، بیست رکعت است که همراه با وتر بیست و سه رکعت می شود. این قول اکثر اهل علم است مانند: ثوری، ابن المبارک، امام شافعی. همین روش از بزرگان صحابه چون عمر و علی و دیگران رضی الله عنهم روایت شده است.

دیدگاه امام ابوحنیفه رحمه الله و علمای احناف هم همین است که تراویح بیست رکعت است(سرخسی: ج۲، ص۱۴۴). در کتب فروع مذهب نیز همین بیست رکعت تراویح معتبر دانسته شده است. مذهب امام احمد حنبل رحمه الله نیز تراویح را بیست رکعت دانسته است(عینی، ۱۴۲۰: ج۲، ص۵۵۱). احناف بر این نظراند که چون این امر در زمان صحابه صورت گرفته است و کسی از آن انکار نکرده، همانند اجماع است(مرغینانی: ج۱، ص۷۰).

در فقه مذهب شافعی نیز تعداد رکعات نماز تراویح، بیست رکعت است که به ده سلام خوانده می‌شود؛ چنانچه در کتب فقه شافعی بدان تصریح شده است(نووی: ج۴، ص۳۲).

به همین گونه در مذهب امام مالک نیز، بر اساس یکی از اقوال وی، تعداد رکعات نماز تراویح همراه با وتر، بیست رکعت دانسته شده است. در منح الجلیل ضمن تصریح بر این نظریه، افزوده شده که عمل صحابه و تابعین به همین گونه بوده و بعد از واقعۀ حرّه در زمان عمر بن عبد العزیز در قیام تخفیف آوردند و در تعداد رکعات افزودند؛ طوری که همراه با وتر، سی و نه رکعت خواندند. اما عمل امت بر روش اول استقرار یافت. (مالکی، ۱۴۰۹: ج۱، ص۲۴۲- ۲۴۳). از امام مالک، رأی دیگری نیز وجود دارد که در مبحث بعد توضیح خواهد شد.

دلایلی که بر نظریه بالا مطرح می‌شود این روایات‌اند:

– حدیث سائب بن یزید که گفته است:
«کَانُوا یَقُومُونَ عَلَى عَهْدِ عُمَرَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ بِعِشْرِینَ رَکْعَهً، وَإِنْ کَانُوا لَیَقْرَءُونَ بِالْمِئِینَ مِنَ الْقُرْآنِ»(ابی‌الجعد: ج۱، ص۴۱۳- بیهقی، ۱۴۲۴: حدیث: ۲۸۲۵).
(صحابه در عهد عمر رضی الله عنه، نماز را در ماه رمضان به بیست رکعت اقامه می‌کردند. بدون شک [در هر رکعت] صد آیه‌یی از قرآن کریم می‌خواندند).
– روایت امام مالک از یزید بن رومان که گفته است:

«کَانَ النَّاسُ یَقُومُونَ فِی زَمَانِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ، فِی رَمَضَانَ، بِثَلاَثٍ وَعِشْرِینَ رَکْعَهً»(مالک، ۱۴۲۵: ج۲، ص۱۵۹).

(مردم در زمان عمر بن الخطاب، در [شب‌های] رمضان، بیست و سه رکعت نماز می‌خواندند).

– کاسانی در این زمینه اجماع را نقل کرده می‌گوید: عمر بن الخطاب در ماه رمضان مردم را جمع کرد و اُبی بن کعب برای شان بیست رکعت نماز خواند و چون کسی این کار را انکار نکرد، لذا این عمل اجماع صحابه است(ابو مالک: ج۱، ص۳۶۹).
همین نظریه است که امروز در بیشتر کشورهای جهان اسلام، بدان عمل می‌شود و از دیر باز در حرمین (مکۀ مکرمه و مدینۀ منوره) نماز تراویح مطابق آن اقامه می‌شود.

رأی سوم (سی و نه رکعت)

رأی و عمل دیگر آن است که نماز تراویح همراه با وتر، سی و نه رکعت است و این رأی یکی از اقوال امام مالک رحمه الله است. دلیل آن روایتی است که ابن ابی شیبه در مصنف خویش از ابن مهدی از داود بن قیس روایت کرده که وی گفته است:

«أَدْرَکْتُ النَّاسَ بِالْمَدِینَهِ فِی زَمَنِ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ، وَأَبَانَ بْنِ عُثْمَانَ یُصَلُّونَ سِتًّا وَثَلَاثِینَ رَکْعَهً وَیُوتِرُونَ بِثَلَاثٍ»(ابن ابی شیبه، ۱۴۰۹: حدیث۷۶۸۹).
(من در زمان عمر بن عبد العزیز و ابان بن عثمان، مردم را در مدینه در حالی در یافتم که [در شب‌های رمضان] سی و شش رکعت نماز می‌خواندند و به سه رکعت وتر ادا می‌کردند).

با این روایت، گویا استدلال شده که این عملکرد مردم در مدینۀ منوره، حتما در دورۀ صحابه اساسی داشته و به ارث مانده بوده است.

رأی چهارم (چهل رکعت)

رأی دیگر آن است که نماز تراویح چهل رکعت است و بعد از آن هفت رکعت هم وتر است. دلیل این رأی، روایت ابن ابی شیبه از حسن بن عبید الله است که گفته است:

«کانَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْأَسْوَدِ یُصَلِّی بِنَا فِی رَمَضَانَ أَرْبَعِینَ رَکْعَهً وَیُوتِرُ بِسَبْعٍ»(ابن‌ابی‌شیبه، ۱۴۰۹: حدیث: ۷۶۸۷).
(عبد الرحمن بن اسود برای ما در ماه رمضان، چهل رکعت نماز می‌خواند و با هفت رکعت، نماز وتر را ادا می‌نمود).

به همین گونه محمد بن نصر مروزی حدیث مذکور را از حفص بن غیاث از حسن بن عبید الله چنین روایت کرده است:

«أَنَّهُ کَانَ یُصَلِّی بِهِمْ عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ الْأَسْوَدِ مِنْ أَوَّلِ اللَّیْلِ إِلَى آخِرِهِ یَعْنِی فِی شَهْرِ رَمَضَانَ وَکَانَ یُصَلِّی بِهِمْ أَرْبَعِینَ رَکْعَهً وَالْوِتْرَ وَیُصَلِّی فِیمَا بَیْنَ التَّرْوِیحَتَیْنِ اثْنَتَیْ عَشْرَهَ رَکْعَهً وَیُوتِرُ بِسَبْعٍ لَا یُسَلِّمُ بَیْنَهُنَّ»(مروزی، ۱۴۰۸: ج۱، ص۲۵۹).
(عبد الرحمن بن اسود، برای مردم از اول تا آخر شب، یعنی در ماه رمضان نماز می‌خواند. برای شان چهل رکعت نماز ادا می‌کرد و دوازده رکعت در میان دو ترویح ادا می‌نمود و نماز وتر را به هفت رکعت ادا می‌کرد؛ طوری که بین رکعات، سلام هم نمی‌داد).

بدین ترتیب، رأی برخی از اهل علم بر این است که نماز تروایح، چهل رکعت است و نماز وتر را تا هفت رکعت به یک سلام می‌توان خواند.

برخی آرای دیگر

در پرتو این دیدگاه‌ها، از امام احمد بن حنبل رحمه الله تعالی، روایت شده که در رمضان، ناشمار نماز می‌خوانده است(بهوتی: ج۱، ص۴۲۵). یعنی که نماز شب یا تروایح در رمضان، حد و حصری نداشته و شخص نمازگزار مختار است به هر اندازه که در توانش است، نماز بخواند.

از امام ابوحنیفه رحمه الله نیز دیدگاه دیگری- برعلاوۀ رأی بیست رکعت- نقل شده و مبنی بر روایاتی است که تراویح را سی و شش رکعت بیان داشته است. بر این اساس، امام ابوحنیفه رحمه الله گفته است که اگر کسی می‌خواهد به این روایت که بیشتر است، مطابق رأی امام مالک عمل کند؛ یعنی که بیست رکعت را به جماعت و دیگر رکعات را به طور انفرادی، هر چهار رکعت را به دو سلام، ادا نماید و این مذهب ماست(سرخسی، ۱۴۱۴: ج۲، ص۱۴۴). این روایت از امام ابوحنیفه که آن را امام سرخسی نقل کرده، بیانگر توسع تعداد رکعات نماز تروایح در نظر امام رحمه الله است.

از امام مالک دو دیدگاه در زمینه نماز تراویح نقل شده است: یکی اینکه نماز تراویح سی و شش رکعت باید خوانده شود. این یکی از اقوال امام مالک است که آن را ابن القاسم از وی روایت کرده است؛ یعنی که مستحسن است نماز تراویح سی وشش رکعت باشد و برعلاوه از آن، سه رکعت وتر نیز خوانده می‌شود. قول دیگر مطابق با رأی امام ابوحنیفه، شافعی، امام احمد بن حنبل- رحمهم الله- تعداد رکعات نماز تراویح را بیست رکعت می‌داند(ابن رشد، ۱۴۲۵: ج۱، ص۲۱۹). این هردو نظریه، دلایل خاص خود را دارند که قبلا به روایت آنها پرداخته شد و نصوص شرعی و عملکرد صحابه بدان دلالت دارند.

قابل یادآوری است، همچنان که در فقه امام احمد بن حنبل، بیست رکعت نماز تراویح، قول بیشتر اهل فقه دانسته شده، از امام احمد رحمه الله، این هم نقل شده که همه این روش‌های یادشده، مشروع است و هیچ کدام به گونه خاص، طوری که روش دیگری جواز نداشته باشد، مشخص نشده است. فرزندش عبد الله، نقل کرده که پدرم را دیدم که در ماه رمضان، ناشمار نماز می‌خواند و نیز از وی نقل شده که در باب نماز تراویح رمضان گفته است، اگر از بیست رکعت، زیاده شود باکی نیست(ابن‌مفلح، ۱۴۱۸: ج۲، ص۲۲).

دیدگاه ابن تیمیه رحمه الله

شیخ الاسلام ابن تیمیه میان روایات گوناگون در مورد نماز تراویح، توافق بر قرار کرده(۱۴۰۸: ج۲، ص۱۲۱-۱۲۲) گفته است: رسول الله صلی الله علیه و سلم در نماز شب‌های رمضان، عدد معینی را مشخص نساختند. بلکه ایشان در رمضان و غیر رمضان از سیزده رکعت زیادتر نماز نخواندند. اما این رکعات را زیاد طولانی می‌ساختند. هنگامی که عمر رضی الله عنه، مردم را به اقتدا بر ابی بن کعب جمع ساخت، وی برای شان- برعلاوۀ سه رکعت وتر- بیست رکعت نماز خواند. اما قرائت را به اندازۀ زیادت رکعات، تخفیف داد؛ زیرا این روش بر مقتدیان، از اینکه یک رکعت را بسیار دراز سازد آسانتر بود.

باز گروهی از سلف امت، چهل رکعت همراه با سه رکعت وتر خواندند، و نیز دیگران سی و شش رکعت را با سه رکعت وتر خواندند. این همه روش‌ها روا می‌باشند و هر روشی را که مردم در ماه رمضان به اجرا و ادای آن بپردازند، نیک و مستحسن است.

وی علاوه کرده که بهترین روش نماز در رمضان، به اختلاف حالات نمازگزاران مربوط می‌شود؛ یعنی اگر کسانی توان طول قنوت را داشته باشند، ده رکعت تراویح و سه رکعت بعد از آن وتر بخوانند؛ همچنان که رسول الله صلی الله علیه وسلم انجام دادند. اما اگر تحمُّل کمتری داشتند، بیست رکعت بهتر است؛ چنان که بیشتر امت اسلامی به ادای آن می‌پردازند و این روش حد میانی، میان ده رکعت و چهل رکعت است. اما اگر چهل رکعت یا دیگر اندازه‌یی خواندند رواست و هیچ کدام از این روش‌ها مکروه نیست. چنانچه بسیاری از امامان دین، مانند امام احمد و دیگران بدین نظریه تصریح کرده‌اند.

وی می‌افزاید که هرکه گمان کند، در نماز تراویح و شب‌های رمضان، تعداد رکعات نماز، مشخص شده که زیادت و کم بر آن جواز ندارد به خطا رفته است. گاهی شخص نشاط دارد و بهتر در حق وی این است که عبادت را به درازا بکشاند و هرگاه نشاط نداشت، بهتر این است که در عبادت تخفیف را مراعات نماید.

بدین گونه شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، میان مدلول نصوص شرعی و عمل صحابه و امامان دین، توافق برقرار کرده و سخنی میانه‌روانه را ارائه داشته است.

بر اساس همین نصوص شرعی و دیدگاه امام ابن تیمیه رحمه الله، علمای معاصر، موافقت با دیگر نمازگزاران در امر نماز تراویح را لازم دانسته‌اند و تخلُّف از جماعت را بدون دلیل شمرده‌اند. ابو مالک، کمال بن سید سالم در صحیح فقه السنه(ج۱، ص۳۷۰) می‌نویسد: «روی چه اصل و به چه دلیل برخی از برادران ما از جماعت تراویح در حرم، جدا می‌شوند و بعد از ده رکعت نماز از جماعت باز می‌گردند؟ خداوند از ما و ایشان عفو نماید». بدین ترتیب، تخلُّف از جماعت مسلمانان را نادرست و امری خلاف سنت شمرده است.

نتیجه‌گیری و حاصل بحث

از مجموع نصوص و نظریاتی که در بارۀ تعداد رکعات نماز تراویح، آمده و به نقل آنها پرداخته شد، امور زیر دانسته می‌شود:

۱٫ برای ادای نماز تراویح و تعداد رکعات آن توسُّع وجود دارد و روش‌های گوناگون یاد شده همه مشروع‌اند. یعنی که روایات نقل شده و مستند، تعداد یازده رکعت (به شمول وتر)، بیست رکعت با سه رکعت وتر، سی و شش رکعت به علاوۀ وتر، چهل رکعت به علاوۀ وتر و نیز بیشتر از آن را ثابت می‌سازد. از همین رو امامان بزرگوار و فقهای متقدم، روش‌های گوناگونی را انجام دادند و بیان داشته‌اند. بنابراین اگر کسی به هریک از این اقوال و آراء، عمل کند رواست.

۲٫ پافشاری به یکی از روش‌های یاد شده و اینکه کسی دیگر روش‌ها را نادرست و نامشروع بداند، اساسی ندارد و اینکه بخش اعظمی از امت اسلامی، به شمول صحابه، تابعین و امامان اهل اجتهاد را به غیر صواب متهم کنیم، امری است که نه دلیل قاطع و منصوصی دارد و نه هم معقول به نظر می‌رسد.

۳٫ جدال در مورد تعداد رکعات نماز تراویح که از جانب برخی انجام می‌شود و به نزاع و تضاد می‌کشد، نارواست؛ زیرا از جانبی در امر تعداد رکعات نماز تراویح؛ توسُّع وجود دارد و اختلاف در افضلیت و استحباب است. از جانب دیگر، اختلاف نزاع، آنهم به خاطر امری سنت و یا مستحب، حرام است و نباید به خاطر عبادتی که امت اسلامی آن را به روش‌های متنوع انجام دادند و برای هر روشی دلیلی است، مرتکب کار حرامی شد و تضاد و نزاع را بر پا نمود؛ چه تضاد و نزاع اهل ایمان با یکدیگر از ممنوعات شرعی است که به شدت از آن منع صورت گرفته است.

۴٫ هتک حرمت، توهین و تحقیر برادران مسلمانی که به روش دیگری- غیر از روش ما- نماز تراویح را ادا می‌کنند، ناروا و گناه است؛ زیرا اکرام و احترام برادران مؤمن، وجیبۀ شرعی است و توهین و تحقیر و کاربرد القاب نادرست بر مؤمنان، حرام منصوص است. قرآن کریم فرموده است: «وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ…- به القاب زشت همدیگر را یاد نکنید…»(الحجرات: ۱۱). یعنی که نباید کسانی را که به روش ما نماز نخواندند، به القاب ناپسند و زشت نام بگذاریم.

۵٫ حفظ وحدت امت اسلامی، از وجایب دینی است. نباید به خاطر امری سنت یا مستحب که در آن اساسًا تنوّع وجود دارد، وحدت امت اسلامی، خدشه دار شود. بنابراین هرگاه، کسی دیدگاهش برخلاف جماعتی باشد، هنگامی که با ایشان یکجا به اقامۀ نماز تراویح می‌پردازد، باید با ایشان موافقت کند و تخلُّف نورزد.

۶٫ آنچه معلوم می‌شود که تعدادی از برادران مؤمن ما، بعد از ادای بخشی از نماز تراویح، نماز را رها می‌کنند و می‌روند کار نیکی نیست؛ زیرا هیچ دلیلی بر ترجیح روش خود ندارند و بزرگان علم و فقاهت همه روش‌ها را مشروع دانسته‌اند. از آنجا که ترجیح میان دیدگاه‌ها ثابت نیست، جدایی از جماعت مسلمانان را دانشمندان نادرست شمرده‌اند. لذا نباید از جماعت مسلمانان تخلف ورزند. اما اگر احیانا، کسی چنین تخلُّفی را مرتکب شد، نباید برادران دیگر، با آنان جدال نمایند و یا مانع ورود شان به مساجد و نمازهای جماعت شوند؛ زیرا باز این گناه بزرگتری است که انجام می‌دهند. قرآن کریم می‌فرماید:

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِی خَرَابِهَا…»(البقره: ۱۱۴).
(و کیست بیدادگرتر از آن کس که نگذارد در مساجد خدا نام وى برده شود و در ویرانى آنها بکوشد…).

۷٫ یگانه راه حل این اختلاف آن است که مراجع علمی و علمای بزرگ و امامان مساجد، نخست خود به حقیقت این امر آگاه شوند و به منازعه و مجادله در این مورد نپردازند. بعد از آن در مساجد و مجامع علمی برای مردم حقیقت این امر را برسانند تا مجادله و منازعه در این باره از میان امت اسلامی رخت بربندد و فضای آرامش در عبادات مستولی باشد.

از بارگاه الله متعال، توفیق عمل به کتاب و سنت و اتحاد و اتفاق امت اسلامی را استدعا می‌داریم!

مآخذ و مراجع

۱٫ ابن ابی شیبه، ابوبکر عبد الله بن محمد بن ابراهیم بن عثمان بن خواستی العبسی. (۱۴۰۹). المصنف فی الأحادیث والآثار. چاپ اول، المحقق: کمال یوسف الحوت، ریاض: مکتبه رشد.
۲٫ ابن تیمیه الحرانی الحنبلی الدمشقی، تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن عبد السلام بن عبد الله بن ابی القاسم بن محمد. (۱۴۰۸هـ – ۱۹۸۷م). الفتاوى الکبرى. چاپ اول، بیروت لبنان: دار الکتب العلمیه.
۳٫ ابن رشد الحفید، ابو الولید محمد بن احمد بن محمد بن احمد بن رشد القرطبی. (۱۴۲۵هـ – ۲۰۰۴ م). بدایه المجتهد ونهایه المقتصد. قاهره: دار الحدیث.
۴٫ ابن مفلح، برهان الدین إبراهیم بن محمد بن عبد الله بن محمد. (۱۴۱۸ﻫ – ۱۹۹۷م). المبدع فی شرح المقنع. (المقنع لموفق الدین بن قدامه). باعلى الصفحه یلیه – مفصولا بفاصل «المبدع فی شرح المقنع» لابن مفلح)، چاپ اول، بیروت – لبنان: دار الکتب العلمیه.
۵٫ ابو مالک، کمال بن سید سالم. (بی‌تا). صحیح فقه السنه و ادلته و توضیح مذاهب الائمه. پاکستان- پشاور: کتابخانه رشیدیه.
. بخاری، محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی. (۱۴۲۲ﻫ.ق). الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلى الله علیه وسلم وسننه وأیامه = صحیح البخاری.چاپ اول، تحقیق: محمد زهیر بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاه.
۷٫ بغوی الشافعی، محیی السنه، ابو محمد الحسین بن مسعود بن محمد بن الفراء. (۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م). شرح السنه. تحقیق: شعیب الأرنؤوط-محمد زهیر الشاویش، چاپ دوم، دمشق، بیروت: المکتب الإسلامی.
۸٫ بهوتى الحنبلى، منصور بن یونس بن صلاح الدین ابن حسن بن إدریس. (؟).کشاف القناع عن متن الإقناع. کشاف القناع عن متن الإقناع، الناشر: دار الکتب العلمیه.
۹٫ بیهقی، ابوبکر أحمد بن الحسین بن علی بن موسى الخُسْرَوْجِردی الخراسانی. (۱۴۲۴ﻫ- ۲۰۰۳م). السنن الکبرى. المحقق: محمد عبد القادر عطا، چاپ سوم، بیروت- لبنان: دار الکتب العلمیه.
۱۰٫ سرخسی، شمس الأئمه محمد بن أحمد بن أبی سهل. (۱۴۱۴هـ-۱۹۹۳م). المبسوط. بیروت: دار المعرفه.
۱۱٫ طحاوی، ابو جعفر احمد بن محمد بن سلامه بن عبد الملک بن سلمه الازدی الحجری المصری. (۱۴۱۴ﻫ- ۱۹۹۴م). شرح معانی الآثار. با تحقیق ومقدمه: محمد زهری النجار و محمد سید جاد الحق، مراجعه و ترقیم ابواب و احادیث: د یوسف عبد الرحمن المرعشلی، چاپ اول، بیروت: عالم الکتب.
۱۲٫ عینی، بدر الدین ابو محمد محمود بن احمد بن موسى بن احمد بن حسین الغیتابى الحنفى. (۱۴۲۰ﻫ – ۲۰۰۰م). البنایه شرح الهدایه. چاپ اول، بیروت لبنان: دار الکتب العلمیه.
۱۳٫ مالک بن أنس بن مالک بن عامر الأصبحی المدنی. (۱۴۲۵ﻫ- ۲۰۰۴م). الموطأ. تحقیق: محمد مصطفى الأعظمی، چاپ اول، أبو ظبی – الإمارات: مؤسسه زاید بن سلطان آل نهیان للأعمال الخیریه والإنسانیه.
۱۴٫ مالکی، ابو عبد الله محمد بن أحمد بن محمد علیش. (۱۴۰۹هـ/۱۹۸۹م). منح الجلیل شرح مختصر خلیل. («مختصر خلیل» بأعلى الصفحه یلیه – مفصولا بفاصل – شرحه «منح الجلیل» للشیخ علیش)، بیروت: دار الفکر.
۱۵٫ مرغینانی، ابو الحسن برهان الدین ، علی بن أبی بکر بن عبد الجلیل الفرغانی. (بی‌تا). الهدایه فی شرح بدایه المبتدی. تحقیق: طلال یوسف، بیروت لبنان: دار احیاء التراث العربی.
۱۶٫ مروزی، ابو عبد الله محمد بن نصر بن الحجاج. (۱۴۰۸ﻫ- ۱۹۸۸م). مختصر قیام اللیل. اختصرها: العلامه احمد بن علی مقریزی، فیصل اباد – باکستان: حدیث أکادمی.
۱۷٫ نسائی، ابو عبد الرحمن احمد بن شعیب بن علی الخراسانی. (۱۴۲۱ﻫ- ۲۰۰۱م). السنن الکبرى. تحقیق: حسن عبد المنعم شلبی، چاپ اول، بیروت: مؤسسه الرساله.
۱۸٫ نووی، ابو زکریا محیی الدین یحیى بن شرف. (بی‌تا). المجموع شرح المهذب (مع تکمله السبکی والمطیعی). طبعه کامله معها تکمله السبکی والمطیعی، بیروت: دار الفکر.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *