تقوا

تقوا وقایه وحفظ کردن چیزی در برابر آفات است

﴿بخش سوم﴾:
تقوا وقایه وحفظ کردن چیزی در برابر آفات است. وقتی از آفات سخن میرانیم، زلزله های پیهم، طوفانهای وحشتناک، بارانها، برف و برف کوچ های جانگیر، و امثال آن، همه آفاتی اند که انسانها یا با اعمال و افعال خویش و یا هم بر حکمت ابتلأ و امتحان، آن را کسب میکنند.
تقوا محفوظ داشتن روح و نفس است از آن چه بیم می رود و به آن زیان رساند. و چی چیزی به روح و نفس انسان زیان میرساند؟ گناه، و تکرار گناه.
تقوا در حقیقت، خویشتن داری در برابر گناه و محرّماتی است که پروردگار مهربان جل علی شأنه، و رسول مقبولش صلی الله وعلیه وسلم از آن منع کرده است.
انسان وقتی از یک راه پرخارعبور میکند، سعی میکند، دامن و لباسش را جمع کند، در جائی پا گذارد که خار های مسیر راه به پاها و بدن وی نخلند، و لباس هایش را چنان جمع میکند که خاری، جامه ی او را نَدَرَد، و باعث بندش سفر وی نشود.
این سعی و کوشش برای دفع آفات، بلأ ها، مضرات، و گزند ها، تقوا است، و هر آنکه سعی بخرج نمیدهد، لباس هایش را جمع نمیکند، و پاهایش را بیجا میگذارد، سهل انگاری و فاصله گرفتن او از اصل تقوا است.
گناهانِ انسان همانندِ مرکب های سرکش است که گناهکاران بر آن ها سوار می شوند و لجام شان گسیخته می گردد و آنان را در قعر دوزخ سرنگون می سازد،
اما تقوا مرکبی است راهوار و آرام که صاحبانش بر آن سوار می شوند. زمامِ آن ها را به دست می گیرند، و تا قلبِ بهشت پیش می‌تازند.
تقوا است که الله سبحانه و تعالی نعماتش را به متقیان و بندگان نیکش پیشکش میکند:
« ‏إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ‏ ‏فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ‏ » طور /۱۸ – ۱۷
﴿امّا پرهیزگاران در میان باغهای بهشت و نعمتهای فراوان جای دارند . ‏ ‏‏ و در برابر چیزهائی که خدا بدیشان داده است شاد و خوشحالند ، و ( نعمت بزرگتر از این ، این که ) خدای ایشان ، آنان را از عذاب دوزخ محفوظ و مصون داشته است﴾
تقوا بمثابه ی قلعه ی مستحکم و شکست ناپذیر است، اما فجور و گناه، حصاری است سست و بی دفاع که اهلش را از آفات نجات نمی دهد و کسی که به آن پناهنده شود،‌ در امان نیست.
انسان، در مسیر راهش، تا رسیدن به لبِ گور،تنها به وسیله ی تقوا از گزندِ گناه مصٔون می‌ماند، و نبود تقوا، انسان را طعمه ی بلیات و گزند هائی میسازد، که انسان فکرش را هم نمیکند.
انسان ها، همه بندگان الله سبحانه و تعالی هستند، ولی بعضی ها برای غیرِ الله تعالی بندگی میکنند، و خود شان را در معرض تباهی قرار میدهند. تقوا کلیدِ درستی و توشه ی قیامت و آزادی از هر بندگی غیر و نجات از هر تباهی است.
تقوا مایه ی اصلی آزادی ها از بندگی های غیراست، یعنی نه تنها خود قید و بند و مانع آزادی نیست، بلکه منبع و منشأ همه ی آزادی ها است.
تقوا به انسان آزادی معنوی می دهد، یعنی او را از اسارت و بندگی هوا و هوس آزاد می کند.
رشته ی آز، طمع ،حسد و شهود و خشم را از گردنش بر می دارد و به این ترتیب ریشه ی بردگی های اجتماعی را از بین می برد.
انسان هائی که بنده و برده ی هوای و هوس، پول، مقام وراحت طلبی نباشند، هرگز زیر بار اسارت ها و رقیّت های اجتماعی نمی روند. درست همانندِ یک جنگجوی مؤمن، متقی و خداپرستی که در مقابل روس های خونخوار قد علم کرد، روی طاغوتیان را سیاه کرد، و آنگه که چپاولگران را از باغ و راغش راند، گوشه ی تنهائی اختیار کرد و به پول و مقام و دولت چشم ندوخت.

به این میگویند، تقوا!

الله سبحانه و تعالی، از زبان مؤمنان می فرماید:
« ‏فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ‏ »طور/۲۷
﴿سرانجام خداوند در حق ما لطف و مرحمت فرمود ، و از عذاب سراپا شعله‌ی دوزخ ما را بدور داشت ‏﴾
انسان های نیک، خواب خویش را به وسیله ی تقوا به بیداری تبدیل میکنند،  از تقوا صیانت کرده، و خود را به وسیله ی تقوا محفوظ میدارد.
مسلمان از تقوایش نگهبانی میکند، و در بدل، تقوایش، از او نگهبانی و محافظت کرده، از گزندِ آفات و بلیات، او را پاسبانی میکند.
این نگهبانیِ متقابل، از نوع نگهبانی انسان و جامه است. چنانچه، انسان نگهبان جامه از دزدیدن و پاره شدن است، و جامه نگهبان انسان از سرما و گرما و محافظ عفتِ بدن او از چشمان دیگران است.
کسیکه جامه اش را از خار ها، بُرنده ها، درنده ها و نجاست محافظت نمیکند، و برای نگهبانی آن نمیکوشد، چگونه امیدِ محافظتِ تن و بدنِ خویشتن را از گزند گناهان داشته باشد؟
در کلام الله سبحانه وتعالی غور کنید، که تقوا چگونه مؤمن را نجات میدهد:
« ‏فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ‏ » غافر/۴۵
﴿خداوند ( چنین بنده‌ی مؤمنی را تنها نگذاشت و ) او را از سوء توطئه‌ها و نیرنگهای ایشان محفوظ و مصون داشت ، ولی عذاب بدی خاندان فرعون را در بر گرفت.
و همین تقوا است که انسان ها از شر و بلا ها محفوظ میمانند.
‏فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَهً وَسُرُورًا‏
« ‏ به همین خاطر ، خداوند آنان را از شرّ و بلای آن روز محفوظ می‌دارد ، و ایشان را به خرّمی و شادمانی می‌رساند . ‏ »
واژه ی تقوا فقط به وسیله ی اخلاقِ پایدار و خلل ناپذیر تفسیر می شود؛ و خیر امت ( بهتریم مردم) آنان هستند که از ارکان جامعه خود را با اخلاق پایدار، استوار بدارند.
مرجع تقوا در دید اجتماعی دو چیز است:

۱- امر به معروف

۲- نهی از منکر
و این دو از اساس، مبدأ و پایان همه قوانین آداب و اجتماع است.
مرجع تقوا در واقع  فقط ایمان به الله سبحانه وتعالی است و جامعه ای که برای افرادش خواستار تقوای برتری باشد؛ از این فضیلت نیز صفات اجتماعی و مختلفی به افراد جامعه باز خواهد گشت که مجموع آن: صفت تاریخی واحدی است که به خیر امت، تعبیر می شود.
« ‏کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » آل عمران /۱۱۰
« ‏ شما ( ای پیروان محمّد ) بهترین امّتی هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید ( مادام که ) امر به معروف و نهی از منکر می‌نمائید و به خدا ایمان دارید … »
مقصود قرآن از فضیلت تقوا قانون و احکامی است در رابطه ی انسان با انسان و انسان با آفریدگار. بنابراین، مراد از بیان قران درباره ی تقوا در بیشتر آیات، آن است که: انسان از آن چه که ﴿زیان خود و یا زیان دیگران را داشته باشد، حذر کند.﴾

یعنی:

﴿تقوا آن نیست که بخود و بدیگران زیان رساند.﴾
برادر و خواهر مسلمان!
آیا شما این دو مرجع مهم تقوا﴿ امر به معروف و نهی از منکر﴾ را از خود، خانواده ی خود، دوستان و اطرافیان تان، آغاز کرده اید؟
اگر جواب شما ﴿ نه﴾ است، بدون شک که نبود تقوا شما را بسوی نا آرامی ها، و نا امنی ها بدرقه میکند، و حق شکایت را فقط بخاطر نداشتن تقوای خود تان دارید، نه از کس دیگری، چون:
﴿تقوای نداریم، که آرام نداریم﴾
بخش های بعدی این مضمون را برای کسب تقوا، از این صفحه، از دست ندهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده + 15 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن