مطالعات اسلامی

تنصیر پروژه‌ای شوم نصرانی ساختن مسلمانان یا پیش خیمه‌ای استعمار

نویسنده: معتصم بالله اکرامی

معرفی واژه‌ای «تنصیر»

تنصیر کلمه‌ای عربی است که معنایش نصرانی ساختن اقوام غیر مسیحی است.

مسیحیان جمعیت ها و گروه هایی را که به خاطر نشر و پخش مسیحیت فعالیت میکنند، جمعیت هایی تبشیری و یا مبشرین می نامند.

کلمه‌ای «تبشیر» بمعنای بشارت و مژده دادن است که ترجمه لفظ انجیل می‌باشد. اطلاق این کلمه هرچند بر دعوتگران موحد مسیحی قبل الإسلام صادق می‌آید، اما بعد از ورود اسلام و نسخ دین نصرانیت دیگر این اسم نباید بر آنهای اطلاق گردد که در پی نشر مسیحیت اند. چون کلمه «تبشیر» بیشتر در خیر بکار برده می‌شود، و بشارت هنگامیکه مطلق ذکر شود مخصوص کارهای خیر می‌باشد، به این اساس اطلاق این کلمه بر دعوتگران نصرانی هیچ نوع تطابقی ندارد، چون از نقطه نظر اسلامی دعوت بسوی مسیحیت یکی از نمونه های شر محض می‌باشد.

به این اساس «تبشیر» صفتی است که مخصوص اسلام و دعوتگران اسلامی می‌باشد. خداوند می‌فرماید: ﴿إِنَّآ أَرۡسَلۡنَٰکَ شَٰهِدٗا وَمُبَشِّرٗا وَنَذِیرٗا ۴۵﴾ [الأحزاب: ۴۵]. «ما تو را گواه و مژده آور و بیم دهنده فرستادیم». و پیامبر صلی الله علیه وسلم می‌فرماید: «یَسِّرُوا وَلاَ تُعَسِّرُوا ، وَبَشِّرُوا وَلاَ تُنَفِّرُوا»([۱]). یعنی: «بر مردم آسانی کنید، سختی مکنید، و به مردم بشارت دهید و آن‌ها را متنفر مسازید».

هکذا اعمالی را که جمعیت هایی تنصیری انجام می‌دهند هیچ ربطی با کلمه «تبشیر» ندارد. روی این اصل بهتر است که بر آن‌ها کلمه «تنصیر» اطلاق شود که بمعنای نصرانی ساختن غیر نصاری است.

تعریف تنصیر

تنصیر عبارت از یک حرکت دینی، سیاسی، و استعماری بوده که در اثر بشکست مواجه شدن جنگهای صلیبی به وجود آمد، و هدف اساسی آن پخش نصرانیت در میان اقوام عالم و بویژه بی دین ساختن مسلمانان می‌باشد، تا ازین طریق راه برای سیطره و تسلط برین اقوام هموار گردد.

تاریخ تنصیر

از هنگامیکه نصرانیت پا بعرصه وجود گذاشت، و در تثبیت وجود خود موفق گردید، رهبران نصاری به خاطر دعوت بسوی نصرانیت، تلاشهای خود را به خرچ دادند، و به خاطر نشر و پخش دین خویش به فعالیت پرداختند. البته شیوه و روش شان در هر عصر و زمان متفاوت بوده است.

زمانی بود که بنای دعوت شان از طریق قانع ساختن افراد و از طریق وعظ و تبلیغ در کلیساها و اماکن عامه بود، و هنگامیکه قسطنطین پادشاه رومانی مسیحیت را پذیرفت، حرکت تنصیر از روش سابقه خود دست برداشته و به خاطر مسیحی ساختن افراد راه جبر و اکراه را در پیش گرفت و به خاطر پیروز ساختن پروژه مسیحی سازی از هر وسیله ممکن استفاده نمود، و این روش تا مدتهای طولانی ادامه یافت.

هنگامیکه آفتاب اسلام از مکه طلوع کرد و پرتو آن در اندک زمانی جزیره العرب را تحت شعاع خود قرار داد، با عظمت و روحانیتی که داشت پرده های تار ظلمت را درید و نیروهای جهل و توهم پرستی را از هم پاشید، دلها را فتح نمود، و در مدت کوتاه توانست امپراطوری فارس را بکلی ازمیان بردارد، و بخش اعظم از امپراطوری روم را که سرزمین نصاری بود تحت تصرف خود درآورده تا قلب اروپا نفوذ کند.

پیشرفت سریع اسلام، کشورهای بنام مسیحی را نا آرام ساخت، و کلیسا به خاطر استرداد اماکن مقدسه و نشر نصرانیت بپا خاست، و آغاز جنگهای صلیبی که نمونه ای از وحشت و بربریت نصرانی ها را نشان می‌داد، آغاز شد. در اثر این جنگها، صلیبی ها توانستند برخی از از اجزای جهان اسلام را تحت تصرف خود در آورند، تا آنکه خداوند توسط راد مردانی نیکوکار امثال: نورالدین زنگی و صلاح الدین ایوبی و نجم الدین ایوب، صلیبیان را از سرزمین های اسلامی راند.

سرآغاز تحول در حرکت تنصیر

شکست جنگهای صلیبی و اسیر شدن لوی نهم پادشاه فرانسه در مصر توسط نجم الدین ایوب را میتوان سرآغاز تحول در فعالیتهای تنصیر دانست.

چون هنگامیکه لوی نهم به اسارت مسلمانان در آمد، او در زندان طرح جدید و خطرناکی را برنامه ریزی کرد، و هنگامیکه از قید مسلمانان رها شد و به سرزمین خود عودت کرد، او با این یقین برگشت نمود که از راه نبرد نمیتوان بر مسلمانان پیروز آمد، زیرا تمسک شدید آنان بدین اسلام عامل عمده و اساسی در جهاد و فداکاری و دفاع شان از مقدسات می‌باشد.

لذا راه دیگری را باید در پیش گرفت که از طریق آن در سنگر اساسی آنان که همانا عقیده و تفکر اسلامی شان است، رخنه کرد. او به این نظر بود که با تحریف عقیده و تفکر اسلامی و ایجاد شکوک و شبهات می‌شود در مسلمانان تردد و اظطراب آفرید، و عده ای را ازین طریق رام نموده بسوی خود جذب نمود. او عقیده داشت که این مسئولیت علمای اروپائی است که تمدن اسلام را از نزدیک مورد مطالعه و دقت قرار دهند، و سلاح جدیدی را که توسط آن بر فرهنگ اسلامی حمله کنند از خود آن بگیرند([۲]).

این چنین یک تحول عظیمی در حرکت تنصیر بوجود آمد، و تنصیر با یک شیوه جدید وارد صحنه شد، و پس از شکست در می‌دان نبرد، جبهه دیگری را در می‌دان عقیده آغاز نمود، و حرکت استشراق که قبل از جنگهای صلیبی به وجود آمده بود، در بیشتر موارد با حرکت تنصیر هماهنگ شد و استعمار نظامی نیز از وی حمایت و پشتیبانی نمود.

درینجا باید متذکر شوم که حرکت تنصیر در طول تاریخ در خدمت استعمار بوده و بهمین سبب است که استعمار همواره از وی حمایت و پشتیبانی نموده است.

وسایل تنصیر

روش و اسلوب تنصیری ها را در دعوت بسوی مسیحیت میتوان به دو دسته تقسیم نمود:

دعوت علنی

این وسیله از کهن ترین وسائل تنصیری بشمار میرود، و تنصیری ها درین وسیله از وعظ و خطابه و مناقشات استفاده می‌نمودند. اساس این نوع دعوت مبنایش قناعت شخصی فرد است. اما این شیوه در دعوت بسوی نصرانیت آنطوری که تنصیری ها میخواستند مفید واقع نشد، چون مسلمانان بهیچ صورت آماده شنیدن خرافاتی نیستند که از طریق تنصیری ها بیان می‌شود.

 دعوت غیر مستقیم

در توضیح این شیوه باید گفت که جمعیت ها وگروه های تنصیری قبل از سفر به کشورهای اسلامی، احوال مسلمانان را دقیقا مورد بررسی قرار می‌دهند تا ازین طریق بتوانند جوانب ضعف مسلمانان را نشاندهی نموده از آن سوء استفاده نمایند، و هنگامیکه وارد کشورهای اسلامی‌شوند به خاطر آنکه مورد سوء ظن و تهمت قرار نگیرند نخست بکارهای اجتماعی دست زده به تأسیس شفاخانه‌ها، و محافل گردهمائی دختران و پسران جوان، و تأسیس مکاتب مدرن و پیشرفته می‌پردازند و ازین طریق دست به تنصیر افراد میزنند([۳]).

ما درینجا مهمترین وسائل تنصیر را مورد بررسی قرار می‌دهیم که شامل هر دو نوع دعوت می‌باشد.

وسیله اول: تنصیر از طریق علاج

اهمیت علاج منحیث یک وسیله تنصیری در قرن سیزدهم هجری هنگامیکه اولین دسته پزشکی به غرض خدمت در مراکز تنصیر تشکیل شد، ظاهر گردید. اهمیت علاج و درمان را در پیشبرد تنصیر یکی از منصرین چنین بیان می‌دارد: «هدف از ارسال این نوع دسته های پزشکی ایجاد فضای همدردی در میان دسته‌های تنصیری بوده و تأکید بر حقیقت رابطه ای است که میان افراد این جهان مشترک وجود دارد، و سپس هموار ساختن راه برای مسیح در دل‌های بشریت و در نهایت علاج مردمان از امراض است([۴]).

«ایراهاریس» مسئولیت یک دعوتگر نصرانی پزشک را چنین بیان می‌دارد: «ضروریست تا به غرض سیطره بر اذهان و قلوب مسلمانان از هر فرصتی استفاده نمائی تا بتوانی ایشانرا به انجیل مژده بدهی، و طبابت بهترین وسیله به خاطر رسیدن به این هدف است».

روی همین سبب است که دعوتگران نصرانی میگویند: «وظیفه نرس تنها این نیست که درد و الم بیماران را بکاهد، بلکه در عین حال او مسئولیت حمل رسالت مسیح را  بسوی آنان نیز دارد».

وسیله دوم: تنصیر از طریق تعلیم

امر دوم که من حیث وسیله برای دعوت تنصیری استفاده می‌شود، انشای مکاتب و دانشگاه ها به سیستم غربی است که تعلیم در آن مختلط می‌باشد، و نصاب تعلیمی در آن مکاتب باید به همان سیستمی‌باشد که در غرب رایج است.

چون تعلیم در تحولات فکری سهم بسزائی دارد به این اساس تنصیری ها این وسیله مهم را نادیده نگرفته  و در پیاده نمودن افکار خود ازین طریق فعالیت های بزرگی را انجام داده‌اند.

یکتن از دعوتگران نصرانی می‌گوید:

«ما باید مسلمانان را بر انشای مکاتب به سیستم تعلیم غربی تشویق کنیم، چون بسا از مسلمانان هنگامیکه زبان انگلیسی را آموختند در عقیده ایشان فتور و سستی رونما گردید»([۵]).

در برخی از سخنرانی هائی که توسط دکتور «واتسن» رئیس دانشگاه امریکائی در قاهره ایراد شده است چنین آمده است: «ما در سیاست دینی خود بر محتویات، تأکید می‌ورزیم تا بر اسماء، و ما خوشنود می‌شویم هنگامیکه بتوانیم یک جوان مسلمان را آماده ای پذیرفتن مبادی عقیده و ایدلوژی خود بسازیم، و هنگامیکه مبادی نصرانیت در زندگی آن جوان مسلمان سرایت کند، مبادی مذکور در فکر و اندیشه آن جوان به نشو و نما می‌پردازد، و روزی فرا خواهد رسید که او خود را بنام دیگری نامگذاری خواهد نمود، که شیوه زندگی اش را از شیوه عادی زندگی جهان اسلام جدا خواهد ساخت، و شاگردی که از ما جدا شود ممکن است که او خود را مسلمان تصور کند، اما او درین حالت نیز شخص دیگری جزآن شخصی می‌باشد که با ما پیوسته بود، و ما توسط سیاست دینی خود می‌توانیم جوانان را در مسیر مسیح بحرکت درآوریم»([۶]).

تنصیری‌ها به خاطر متزلزل ساختن عقائد و افکار مسلمانان دستگاههای آموزشی و دانشگاههای متعددی را در اماکن متعددی از کشورهای اسلامی کشوده اند ازآن جمله: دانشگاه امریکائی در بیروت ـ لبنان، دانشگاه امریکائی در قاهره – مصر، و دانشکده روبرت در استنبول – ترکیه و… میتوان نام برد.

وسیله سوم: براه انداختن اختلافات و جنگها

یکی از وسائلی که زمینه را برای دعوت بسوی مسیحیت هموار میسازد براه انداختن اختلافات و دامن زدن عصبیات و جنگهای بی هوده می‌باشد، بویژه جنگهای داخلی در جوامع اسلامی. چون هنگامیکه مسلمانان همه ارزشهای اسلامی را بالای طاق نسیان نهاده درگیر اختلافات بی محتوا از قبیل عصبیت های قبیلوی، نژادی، لسانی، و منطقوی شوند و صف واحد خود را بنامهای سیاه و سفید، عرب و عجم، یا پشتون و تاجک و ازبک و غیره پارچه نمایند، از دسایس دشمنان غافل شده مصروف درگیری و درهم کوبیدن یکدیگر میشوند، و می‌دان به مردمان مغرض و فساد پیشه خالی میماند، چنانکه واقعیت های حاکم بر بیشتر عالم اسلامی بزرگترین گواه بر مطلب فوق است.

وسیله چهارم: استخدام وسائل فرهنگی

آغاز فعالیت های تنصیری دریچه‌های ابتکار و استفاده از شیوهای گوناگون را در دعوت بسوی مسیحیت گشود، گرچه برخی ازین وسائل، از وسائل معمول است از قبیل تعلیم، تألیف کتب، و انشای مدارس و… اما استخدام وسائل تکنیکی و پیشرفته و برنامه ریزی های جدید، فعالیت های تنصیری را گسترش داد.

در میدان فکر و اندیشه

نصاری، تمدن و پیشرفتی را که غرب در زمینه های صنعت و تکنالوژی و زمینه های دیگر رشد علمی داشته است، نتیجه و محصول فکر نصرانی قرار می‌دهند، و ازینرو می کوشند تا نصرانیت را طوری جلوه دهندکه گویا جوابده خواسته های گوناگون بشریت در ادوار مختلف بوده  و با تمدن عصر توافق و سازگاری دارد، و بر عکس اسلام را به صفت دینی جلوه دهند که گویا با تمدن سازگاری ندارد. تنصیری ها به خاطر متزلزل ساختن افکار و عقاید مسلمانان از روشهای گوناگون استفاده نموده‌اند، بطور مثال: گاهی شخصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم را با طرق مختلف مورد هجوم قرار می‌دهند، و گاهی به نشر رسائل و کتابهای می‌پردازند که اسلام را مورد طعن و نقد قرار می‌دهد، و گاهی هم احادیث نبوی را بر وفق و خواهش خود تفسیر و توجیه می‌کنند. کتابها و نشراتیکه درین زمینه به نشر و توزیع سپرده شده است از حد افزون است که بخشی ازین کتب به هدف  توضیح و بیان دین نصرانی به نشر میرسد که از آن جمله کتابهای زیر است:

  • ترجمه انجیل به زبان فارسی (و زبانهای دیگر) که از آن بنام «مژده » یاد میکنند.
  • پادشاه آسمان
  • شبان نیکو
  • طبیب صالح
  • رستاخیز عیسی
  • عیسی مسیح در اسلام
  • راتلونکی پادشاه (پشتو)
  • مسیحیت چیست (از ویلیام میلر)
  • بهای محبت
  • پیام زبور و تورات
  • قربانی
  • نقشه ای خدا برای بشر
  • نامه‌ای برای تو
  • ده احکام شرعی موسی علیه السلام و صدها رسائل و نشرات دیگر.

در کتابهای که جنبه انتقادی دارد بیشتر پیامبرگرامی اسلام را مورد هجوم قرار داده و اکاذیب و افتراءات زیاد را بر پیامبر صلی الله علیه وسلم بسته اند که هر عقل سلیم از پذیرفتن چنین دروغها اباء می ورزد.

رادیو و تلویزیون

تنصیری ها  رول رسانه های دسته جمعی – رادیو و تلویزیون – را برای پخش افکار خود نادیده نگرفته اند، و فلم های متعددی برای ترویج اکاذیب شان ساخته اندکه همه مجانا توزیع می‌گردد. و به خاطر پیشبرد اهداف تنصیر، به تأسیس دستگاه های رادویی متعددی پرداخته اند که ازآن جمله میتوان از رادیوهای ذیل نام برد:

رادیوی تنصیری که ویژه کشورهای آسیایی است و تقریبا به بیست و هشت زبان آسیایی برنامه‌هایش را پخش می‌کند. این رادیو از کشور فلیپین پخش می‌گردد، و در سال ۱۹۸۰ جهت تقویه این رادیو مبلغ بیست ملیون دالر امریکایی تخصیص داده شد. علاوه برین رادیو، و هزاران استیشن های  رادیویی در اختیار دارند که از آن جمله ۱۱۱ استیشن های رادیوی تنصیری تنها مربوط به طائفه معمدانی می‌باشد که از هشتاد و هشت کشور جهان پخش می‌گردد([۷]).

نا گفته نباید گذاشت که یکی ازین رادیوها تخصیص افغانستان است که پروگرامهایش به دو زبان فارسی و پشتوی افغانی به نشر می رسد.

انگیزه‌های حرکت تنصیر

برخی شاید گمان کنند که هدف و انگیزه اصلی برای آمدن جمعیت های تنصیری به شرق همانا نشر دین نصرانی است، اما واقعیت این است که در تمامی فعالیت های تنصیری نشر و پخش نصرانیت مقام ثانوی دارد، زیرا در میان جمعیتهای تنصیری با چنین افرادی که پخش نصرانیت را یک وظیفه مقدس – به زعم ایشان – تصور کند، با چنین افراد شاید به ندرت روبرو شویم. و سببش هم اینست که با اندکی تأمل در طرز تفکر جهان غرب ما درمی‌یابیم که غرب یک دنیای ملحد است که آنجا دین را نه ارزشی است و نه معنویات و اخلاقیات را مقامی. بطور مثال امریکا که آهن و طلا و نفت را می‌پرستد، بیشتر کره زمین را منصرین امریکایی فرا گرفته است که بزعم خود بشریت را به زندگی معنوی و دین مسالمت آمیز فرا میخوانند. و بهمین منوال کشور فرانسه که یک کشورسیکولرستی محض است، در خارج خود را حامی و پشتیبان رجال دین مسیحی معرفی می‌کند. و همچنان کشور ایتالیا که پاپ را در محصوره واتیکان نگاه داشته است، تمام سیاست های استعماری اش از طریق حرکات تنصیری به اجراء گذاشته می‌شود([۸]).

اهداف تنصیر

۱- استعمار فکری

طوریکه معلوم است وحدت عقیده و هماهنگی فکری مؤثرترین عامل در برقرار نمودن روابط می‌باشد، به این اساس حکومت های غربی از طریق حرکت های پخش نصرانیت تلاش می‌کنند تا اقوام دیگر بویژه مسلمانان را هم کیش خود بسازند، البته نه به خاطر آنکه آنان بامسلمانان همدردی و گرایش همنوعی دارند، بلکه به خاطر آنکه تا ازین طریق بتوانند راه را برای استعمار سهل و میسر سازند.

بناء ما به یقین می‌توانیم حرکت‌ها تنصیری را چهره دیگری از چهرهای استعماری بنامیم، و چهره سیاه استعماری این گروه را میتوان در سخنانی که «راید» یکی از چهره های بارز حرکت پخش نصرانیت، ایراد نموده است، بخوبی مشاهده نمود.

او می‌گوید: «من تلاش می‌ورزم تا مردم را از محمد بسوی مسیح بکشانم، و احتمالا مسلمانان درین مورد فکر کنند که من درین تلاش خود هدف خاصی دارم، ولی باید گفت که: من با مسلمانان هیچ نوع همدردی ندارم، و نه آن‌ها برادران انسانی من هستند، و اگر منافع نصرانی ها در آن نهفته نمی بود، هیچ گاهی نمی خواستم با مسلمانان کمک و همکاری صورت گیرد»([۹]).

«کوتوی زکلر» یکی دیگر از چهره های حرکت تنصیر در کتاب خود بنام «اصول تنصیر» چنین می‌گوید: بدون شک توسعه طلبی استعمار دو هدف داشت: یکی اقتصادی و دیگر سیاسی، و حرکت تنصیر جزء اساسی ازین توسعه طلبی اروپائی بود([۱۰]).

۲– جلوگیری از اتحاد و همبستگی مسلمانان

هدف دیگر حرکت تنصیر جلوگیری از اتحاد و همبستگی مسلمانان می‌باشد، چون بروز مسلمانان من حیث یک قوت واحد، منافع غربی ها را به مخاطره می اندازد.

لورنس براون از شخصیت های مبتکر حرکت تنصیر درین باره می‌گوید: «هرگاه اگر مسلمانان در صورت یک امپراطوری اسلامی‌گرد هم آیند، احتمال آن میرود که جهان غرب را به خطر مواجه کنند، اما تا زمانیکه متفرق از هم پاشیده باشند، آنان فاقد هر نوع نیرو و تأثیر در جهان می‌باشند»([۱۱]).

شخص مذکور تسلسل و همبستگی اسلامی را یگانه مانع بر سر راه استعمار می‌داند.

کشیش سیمون، اهمیت تنصیر را در فروپاشی هماهنگی اسلامی چنین بیان می‌دارد: «همبستگی اسلامی پیاده کننده آرمانهای مسلمانان بوده، و آنان را برای نجات از سیطره ای استعمار اروپائی ها یاری می‌دهد، و حرکت تنصیر در فرو ریختن این اتحاد رول اساسی را بازی نمود، چون حرکت تنصیر برای منوّر و جذاب جلوه دادن اروپائی ها و ربودن عنصر قوت و مرکزیت واحد از جنبش اسلامی، سرگرم عمل است»([۱۲]).

در رابطه با این هدف باید عرض نمود که تنصیری ها دو دسته اند:

دسته اول: کسانی اند که تدین و التزام به مسیحیت در ایشان به شکل قوی وجود دارد. هدف این دسته از تنصیری ها از دعوت شان بسوی مسیحیت جلب و جذب اقوام غیرمسیحی بویژه مسلمانان بسوی نصرانیت است.

دسته دوم: تنصیری هایی اند که التزام دین مسیحی در ایشان ضعیف است و یا اینکه حقد و دشمنی علیه مسلمانان در اذهان ایشان چنان ریشه دوانیده است که حتی نمی خواهند یک فردی از مسلمانان به نصرانیت گراید. فعالیت این دسته از تنصیری‌ها در میان مسلمانان فقط به خاطر نشر فساد اخلاقی و بی دین ساختن مسلمانان است. چون انسان هنگامیکه دین خود را از دست دهد در حقیقت سرمایه اصیل خود را از دست داده است.

یکتن از سرکردگان مسیحی تنصیری درین رابطه چنین می‌گوید: آیا گمان می‌کنید که هدف و سیاست تنصیر در قبال اسلام بیرون آوردن مسلمان بسوی مسیحیت است؟ اگر شما چنین تصوری در خود داشته باشید، بدین معنا است که شما تنصیر و اهداف تنصیر را درک نه نموده اید، چون تاریخ ثابت نموده است که مسلمان هیچ گاه مسیحی محض نمی‌شود، و تجارب، ما و ارباب سیاست را بر محال بودن این امر قانع ساخته است. پس هدف اساسی که ما در پی آن هستیم همانا بیرون آوردن مسلمان از اسلام می‌باشد و بس، تا او در دین خود دچار اضطراب شود، آنگاه او عقیده ای را که از وی پیروی می‌کند و از ارشادات او الهام و رهنمائی می گیرد، از دست می‌دهد، و همانست که در مسلمان از اسلام تنها نام احمد و مصطفی بجا می ماند و بس([۱۳]).

خطرناک ترین چهره در میان این گروه صموئیل زویمر است. او در یک اجتماع تنصیری اهداف تنصیر را چنین بیان می‌کند:

«برادران همکارم! آنهایی که خداوند جهاد در راه مسیحیت و استعمار کشورهای اسلامی را بر ایشان فرض قرار داده و آنان با بدست آوردن توفیق مقدس (به قیام به چنین مسئولیت مهم) مورد عنایت و توجه پروردگار قرار گرفتند.

مسئولیتی را که به شما سپرده شده بود، یقینا آنرا با موفقیت تمام انجام دادید، هرچندکه بعضی از شما به هدف اساسی آن پی نبرده اید.

من در باره آنعده مسلمانانی که به مسیحیت پیوسته اند، به وضوح می‌گویم که آنان مسلمانان حقیقی نبوده‌اند، بلکه یکی از سه گروه می‌باشند:

  • یا طفل خرد سالی بوده که در اقاربش کسی وجود نداشته که اسلام را به او بیاموزاند.
  • و یا شخصی بوده که به ادیان هیچ نوع ارزشی قائل نبوده و فقط به خاطر بدست آوردن غذای روزمره اش مسیحیت را از فقر و تنگدستی پذیرفته است.
  • و یا شخصی بوده که از طریق پیوستن به مسیحیت در تلاش بدست آوردن اهداف و اغراض فردی خود می‌باشد.

مسئولیت تبشیری که کشورهای اروپائی شما را بحیث نماینده آن به کشورهای اسلامی فرستاده است، جذب کردن مسلمانان به سوی مسحیت نیست، چون این کار سبب هدایت و کرامت ایشان می‌گردد. بلکه وظیفه و مسئولیت شما این است که مسلمانان را از اسلام بیرون کنید، تا ایشان حیثیت موجودی را به خود گیرند که نه بخدا ایمان، و نه به ارزشهای اخلاقی پیوندی داشته باشند، و ازین طریق شما می‌توانید پیش قراول پیروزی استعمار در کشورهای اسلامی‌شوید، و این همان مسئولیتی است که شما آنرا به وجه احسن انجام داده اید، بناء من شخصا و کشورهای مسیحی، و مسیحیان جهان همگی به این مناسبت به شما تبریک و تهنیت عرض می‌داریم.

درین مقطع از تاریخ از اواخر قرن نوزدهم تا امروز، ما توانستیم تا در کشورهای اسلامی که استقلال دارند، و کشورهایی که تحت نفوذ مسیحی هستند، و همچنین کشورهای که حکومت درآن، از آن مسیحی هاست، برنامه‌های تعلیمی را تحت کنترول خود در آوریم، و همچنین ما به پخش کمینگاه های تبشیرمسیحی، کلیساها، و مکاتبی که تحت کنترول کشورهای اروپائی و امریکائی هستند، و تطمیع شخصیت های متنفذ (در کشورهای اسلامی) که دست نشان نمودن ایشان در مصلحت ما نیست، قادر شدیم، که همه و همه نتیجه کاوشها و فعالیت های خستگی ناپذیر شما است.

شما با وسائل در دست داشته ای خود توانسته اید که اذهان همه مردم را بر پذیرفتن مسیری آماده کنید که قبلا زمینه را برای آن مساعد ساخته اید.

شما نسلی را به وجود آورده اید که نه پیوندی با خدا دارد و نه می خواهد آنرا بشناسد، و توانستید که مسلمان را از دینش برون آرید، و در مسیحیت داخلش نه نمایید، و در نتیجه نسلی بروز نمود که مورد نظر استعمار می‌باشد که جز به راحت طلبی و تن پروری به چیزی دیگری اهتمام ندارد، اگر چیزی بیاموزد تنها به خاطر شهوات نفسانی اش می‌باشد، و اگر مقامی را بدست آرد، به خاطر اشباع غرائز نفسی اش آماده قربانی و لو به هر چیزی، خواهد بود.

مسئولیت شما به اکمل وجه پایان می‌یابد، در حالیکه به دست آوردهای عظیمی نائل شده اید، و مسیحیت را مبارک ساخته اید، و استعمار از شما راضی شده است، پس در ادای رسالت خود ادامه دهید که شما در نتیجه این جهاد مقدس مورد برکات خداوند قرار گرفته اید»([۱۴]).

۳– نابود ساختن قرآن از میان مسلمانان

چون قرآن کتابی است که همواره مسلمانان را درس توحید و یکتاپرستی داده و ایشان را بر مکارم اخلاق ترغیب می‌دهد، لذا هنگامی که قرآن وجود داشته باشد موفقیت کلی نصیب دشمنان اسلام نخواهد شد، و این یک حقیقتی است که دشمنان اسلام نیز آنرا بخوبی درک کرده اند. چنانچه یکی از مبشرین بنام «ولیم جیفورد» می‌گوید: هرگاه از مکه و مدینه و سائر بلاد عرب، قرآن نابود شد، آنگاه می‌توانیم که مسلمانان را دور از محمد و کتابش، بر سیر تمدن غربی گامزن ببنیم»([۱۵]).

اما این رؤیایی است که مسیحیان تعبیر آن را در بیداری نخواهند دید – إن شاء الله – چون قرآن من حیث کتاب آسمانی و رهنمون بشریت، جاویدان خواهد ماند.

۴– ایجاد شکوک در اذهان مسلمانان

حرکت های تنصیری که در میان مسلمانان در بخش های مختلف فعالیت میکنند، از طریق ایراد یک سلسله اسئله می‌خواهند آنعده مسلمانانی را که در باره ای دین شان معلومات کافی ندارند متردد و بدگمان سازند.

لذا این مسئولیت هر فرد مسلمان است که خود را به فهم و درک واقعی اسلام مسلح سازد، و اگر برادر خود را ببیند که دچار چنین تردد شده است، او را از چنین منجلاب نجات بدهد.

دشمنان اسلام همیشه در تلاش اند تا مسلمانان را در برابر مقدسات و مصطلحات مقدس اسلامی بی تفاوت سازند، بناء می بینیم که گاهی جهاد را مورد حمله قرار می‌دهند، و گاهی اکاذیب عجیب و غریب را در باره پیامبرگرامی اسلام صلی الله علیه وسلم اشاعه میکنند، و گاهی هم اسلام را دین وثنیت و وحشت و نیمه تمدن معرفی میکنند، اما ﴿وَیَمۡکُرُونَ وَیَمۡکُرُ ٱللَّهُۖ وَٱللَّهُ خَیۡرُ ٱلۡمَٰکِرِینَ ٣٠﴾ [الأنفال: ۳۰]. «و مکر مى‏ورزیدند و خداوند [هم در قبال مکرشان‏] تدبیر مى‏کرد و خداوند بهترین تدبیرکنندگان است».

۵- فاسد ساختن زنان و نشر فساد جنسی در میان آنان

مسیحیان هنگامیکه در هر می‌دان دیگر دست آوردهای چشمگیری در مسلمانان نداشتند، خواستند که از طریق فروریختن حجاب، زن مسلمان را به فساد بکشانند تا ازین طریق به اهداف خود نائل شوند.

«ملیگان» یکی از زنانی است که در پخش نصرانیت فعالیت می‌کرد، او می‌گوید: «ما توانستیم در صنف های «کلیه البنات» در قاهره دخترانی دور خود جذب کنیم که پدران شان افراد متنفذ در دولت هستند، و این چنین مکانی که در آن به این تعداد از دختران مسلمان جمع شوند، و در عین حال تحت سرپرستی مسیحیان باشد، جز تأسیس چنین دستگاه های تعلیمی وجود ندارد، و بالآخره برای نقب زدن قلعه اسلام (یعنی: فساد زن مسلمان) راه دیگری کوتاه تر ازین تربیت گاه وجود ندارد»([۱۶]).

مطلبش این است که با برون آوردن زن مسلمان از دینش، می توانند یک امت را بی دین سازند.

بهمین خاطر است که ما می بینیم مسیحیان در اشکال مختلف می خواهند زن مسلمان را نخست از حجابش بیرون آرند، سپس او را به بازارها و سینما ها بکشانند و بالآخره او را از دینش منحرف سازند، و به خاطر نایل شدن به این هدف ، گاهی از حقوق زن سخن می‌گویند، و گاهی هم روز معینی را برای زنان تخصیص می‌دهند. این درحالیست که زن در کشورهای غربی حیثیت متاع بی ارزشی را دارد که گاهی از وی به خاطر اعلانات تجاری استفاده می‌شود، و گاهی هم من حیث آله و وسیله… و اگر زن مسلمان حیثیت و ارزشی را که اسلام به وی عطا کرده است درک کند، هیچگاه فریب آن سیاه دلان سفید لباس را نمی‌خورد.

دشمنان قسم خورده اسلام در تلاش شان برای فروپاشی اسلام جزئی ترین فرصت را غنیمت شمرده اند و همیشه به خاطر فروپاشی خانواده ای مسلمان، انحراف جوانان مسلمان، و جلوگیری از رشد اسلام، تلاش های گوناگون ورزیده اند، چنانچه «بکر» یکی از اعضای مجلس مستعمرات در- هامبورگ – موقف و علاقه ای خود را با تنصیر در برابر اعضای مجلس و حکومت خود چنین ارائه می‌دهد:

  • حکومت وظیفه دارد تا فرزندان مسلمان در صورتیکه از مدارس مسحی فرار میکنند، در مدارس علمانی تربیه نموده‌اماده بهره برداری گرداند.
  • باید دانست که ارتقای اسلام خطر بزرگی است در برابر مستعمرات ما که باید با کمال بیداری متوجه جنبش های اسلامی‌گردیم.
  • امور دینی باید تحت توجه عمیق قرار داده شود.
  • کسانیکه زمام امور مستعمرات را بدست دارند، مسئول اند با کمال دقت از توسعه اسلام جلوگیری کنند، وبرای نشر نصرانیت سعی بخرچ دهند، واز انجمن های تنصیری و اعضای آن بصورت کامل استفاده نمایند.
  • ما باید بکوشیم در جاهائیکه تا هنوز دین اسلام نرسیده است، اولتر نصرانیت را درآنجا پیاده کنیم([۱۷]).

بدین صورت ما مشاهده می‌کنیم دشمنان دین ما به خاطر فرو پاشیدن مجتمع اسلامی چه پلانهای دقیق سنجیده اند؟! و چگونه توانسته اند تا دسته ای از جوانان مسلمان را بدام خود آورند، و به خاطر پیاده نمودن اهداف خود اختلافهای دامنه داری را در میان مسلمانان براه اندازند، و از طریق سینماها ، تدویر تیاترها، بازیهای ورزشی، دوره های آموزشی زبان، مکاتیب هنری و رقص، مسلمانان را اغفال نموده منحرف سازند، و مجامع اسلامی متأسفانه حیثیت رمه  ای گوسفندان بی شبان را بخود اختیار نموده‌اند که بهر سوی که سوق داده شوند، بهمان سوی حرکت می‌کنند، خلای فرهنگ دینی در میان جوانان، و جهل به مهمترین مسائل دینی زمینه را برای غرق به گودالهای انحراف فکری و اخلاقی و اجتماعی مساعدترساخته است، اینجا مسئولیت افراد با احساس دوچند می‌گردد، تا در تلاش شوند که این کشتی درحال غرق را به ساحل نجات بکشانند، جوانان را به دین شان آگاه سازند و به آنان بفهمانند که دشمنان ما چگونه جالهای دقیق می بافند تا از طریق آن مسلمانان را اسیر افکار و روش خود سازند. ما باید به جمیع اقشار ملت، این امر را ذهن نشین سازیم که عزت ما تنها در اسلام نهفته است، و اسلام است که ما را از امراض گوناگون روحی که جهان غرب بدان گرفتار است، نجات می‌دهد، و قول عمر رضی الله عنه را باید بیاد داشته باشیم که ایشان فرمودند: «ما ملتی هستیم که الله توسط اسلام به ما عزت بخشید، و هرگاه اگر عزت را در غیر اسلام بجوئیم، ما ذلیل و خوار می‌شویم». در اخیر از خداوند دعاء می‌کنم که امت اسلامی را ازین بدبختی که دچار آنست نجات دهد، و آنرا درمسیر اصیل اش که عبارت از قرآن و سنت است گامزن سازد.

إنه ولی ذلک والقادر علیه. وصلى الله على نبینا محمد وعلى آله وصحبه ومن تبعهم بإحسان إلی یوم الدین.

[۱] – امام بخاری روایت کرده است.

[۲]–  أسالیب الغزو الفکری د. علی جریشه ص: ۱۹٫

[۳] –  مراجعه شود به کتاب: الغزو الفکری تألیف  نذیرحمدان ص: ۱۱۶-۱۱۷٫

[۴] –  بنقل از ملامح عن النشاط التنصیری ص: ۶۴

[۵] – التبشیر والاستعمار ص: ۸۸٫

[۶] – جریده ای، السیاسه چاپ مصر شماره :۳۱۶۲-  ۱۰ جولائی ۱۹۳۲٫ بنقل از ملامح عن النشاط التنصیری ص: ۳۱٫

[۷] – به نقل از کتاب: الغزو الفکری، تألیف: نذیر حمدان ص: ۱۲۴٫

[۸] – التبشیر والاستعمار ص: ۳۴٫

[۹] – التبشیر والاستعمار ص: ۱۹۳٫

[۱۰] – دراسات فی الأدیان ص: ۲۴۳٫

[۱۱] –  التبشیر والاستعمار ص: ۳۷٫

[۱۲] –  مراجعه شود به کتاب: الغزو الفکری ص: ۱۱۱٫

[۱۳] –  ملامح عن النشاط التنصیری به نقل از جریده السیاسه، چاپ مصر، شماره: ۳۱۴۵ ۲۰ جولای ۱۹۳۳٫

[۱۴] – به نقل از کتاب: دراسات فی الأدیان ص: ۲۴۲- ۲۴۴٫

[۱۵] – به نقل از:  قاده الغرب یقولون ص: ۴۹

[۱۶] –  قاده الغرب … ص: ۶۱٫

[۱۷] –  شبخون بر عالم اسلامی ص: ۱۳۶

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن