جایگاه زن در اسلام و مشکلات در جوامع غربی

زن مسلمان


نویسنده: معتصم بالله اکرامی

در شرائطی که پیغمبر اسلام فرستاده شد، گروهی منکر انسانیت زنان و برخی هم در مورد آن دچارشک و تردید بودند، و جمعی هم ضمن اعتراف به انسانیت زنان،  آنان را  موجوداتی می دانستند که برای خدمت مردان آفریده شده اند.

از ویژگی ها و پیام های اسلام احترام به شرف زنان و تأکید بر اهلیت و انسانیت آنان بود، و آنان را در برابر ادای مسئولیت شان مستحق اجر و پاداش و برخوردار از بهشت خداوند قرار داد، و به عنوان انسانی که دارای احترام و کرامت بوده آنان را از همه حقوق بهره مند گردانید. چنانکه آیات متعدد قرآنی ، و ارشادات گوهرگونه پیامبر اسلام شاهد این مطلب است، ولی باوجود آن، غرب میکوشد تا از طریق خلط یک سلسه مطالب، و دروغ بافی در مورد وضعیت زنان در اسلام، ازقضیه زن به صفت سلاحی برای درهم کوبیدن اسلام استفاده کند، و غربی ها دراین کج اندیشی و دشمنی با اسلام چنان فرو رفته اند که انصافی را که اسلام برای زن قایل شده است، به آن سیمای ظلم وبی عدالتی داده اند.

اگر مایل باشیم عدالت وانصافی را که اسلام به زنان قایل است، درست درک کنیم، ناگزیریم علاوه برشناخت موقعیت زنان در جاهلیت کهن، جایگاه ایشان را در جاهلیت معاصر غربی نیز شناسیم. وبرای درک این موضوع اسناد و مدارکی که کتاب “المرأه فی الإسلام.. قضایا نسائیه معاصره” تالیف مفکر اسلام – دکتر توفیق علی وهبه- ارائه داده است، یک نگاه گذرا کافی خواهد بود که برای اطلاع خوانندگان فشرده بخشی از مطالب آن را که به صورت وثایق ترتیب شده است تقدیم میداریم:

*        در وثیقه شماره ۱- اشاره به تبعیضی می کند که درغرب بر ضد زنان روا داشته می شود، چنانچه در احصائیه های کمیته مساوات در چانس های تقرری در أمریکا، آمده است که هفتاد در صد مناصب به مرتبه رئیس ومدیریت های شرکتهای امنیتی در اختیار مردان قرار دارد، چنانچه بیشتر کارگردانان بانکهای استثماری، تجارت و بازار سهام، مردان اند، و زنان بیشتر در وظائف عادی، بطور مثال بصفت همکار در بخش فروش اشیاء و غیره استخدام می شوند.

*         در وثیقه شماره ۲ به این موضوع اشاره شده است که به اساس گزارش وزارت عدلیه امریکا فقط در سال ۱۹۹۸ چهار میلیون زن در امریکا مورد لت وکوب شوهران شان قرار گرفتند.

*        و در یکی از گزارشهای دفتر تحقیقات فیدرالی أمده است که در جرایم قتل زنان، یک سوم را زنانی تشکیل میدهد که توسط شوهران ویا دوستان شان از جنس مرد، کشته شده اند.

*        ودر آمارگیری های که توسط دفتر مذکور صورت گرفته است، به این امر اشاره شده است که در جریان سال ۲۰۰۳م ، در بیشتر از ۲۸% درصد جرائم قتل، در ایالت ویرجنیا، شرکاء حیات آغشته بودند.

*        برر رسی جدیدی که صورت گرفته است، نشان میدهد که ۴۰ % زنان امریکائی ازسوی شوهران ویا دوستان شان هدف شکنجه وآزار بدنی قرار میگیرند، که این امر به خستگی ووضعیت ناگوار صحی زنان انجامیده است.

*        وثیقه شماره ۳- در مورد کشوری که مرکز آزادی ملیتها گفته می شود، حقایق تکان دهنده ای را در اختیار ما قرار میدهد، چنانچه در این وثیقه ذکر شده است که در ایالات متحده امریکاه در جریان هرماه ۵۶ هزار واقعه غصب زنان صورت میگیرد، یعنی در هر دقیقه ۳ , ۲  واقعه غصب زنان بالغه صورت میگیرد، که در هر ساعت ۷۸ زن، ودر هر روز ۱۸۷۱ غصب می شوند که در هرماه به ۵۶۹۱۶ زن بالغ میگردد.

*        ازمیان کشورهای صنعتی جهان، گراف در صد تجاوز جنسی، در امریکا از همه بلندتر وبیشتر است، چنانچه در سال ۱۹۹۹م حوادث غصب وتجاوز جنسی برزنان در امریکا به ۱۰۰,۰۰۰ واقعه بالغ گردید وگراف حوادث اغتصاب در ده سال اخیر به تناسب جرائم دیگر، چهار مرتبه بلند رفته است.

*        در وثیقه ۴، با استناد به گزارش های نشر شده در ایالات متحده امریکا، ازین امر پرده بر میدارد که در امریکا هر سال در حدود یک میلیون دختران مراهق، حمل نامشروع میگیرند که در حدود سه صد هزار آنان دختران در سن کمتر از پانزده سالگی هستند، وچهارصد هزار آنان به اسقاط حمل اقدام میکنند.

*        همچنان تحقیقات نشان میدهد ۵۰% از پسرانی که مورد بررسی قرار گرفتند عمل لواط را مرتکب شده بودند. بررسی های دیگر نشان میدهد که یک ونیم ملیون زن ودختر جوان به عمل همجنس بازی- (سحاق) مبتلا هستند.

*        در وثیقه شماره:  ۵، شهادت یک قاضی سویسی زن را عرضه میدارد که ماموریت بررسی احوال اجتماعی وقانونی زنان در کشور های غربی را به عهده داشت، دران آمده است که قاضیه مذکور از بررسی اش به این نتیجه رسید که زنان غربی وهم وخیال مخوفی را بنام آزادی، به بهای بسیار بزرگی که همان سعادت حقیقی آنان می باشد خریده اند.

*        وثیقه شماره ۶- از احوال روانی زنان واطفالی پرده برمیدارد که به مقاصد نظامی استخدام شده اند، بررسی که درنوع خود بی سابقه است نشان میدهد اطفالی که در کش وگیرهای مسلحانه از ایشان سوء استفاده می شود به بیمارهای روانی گرفتار شده اند. همچنان این بررسی نشان می دهد که این عده اطفال در بیشتر موارد، با حالات لت وکوب، تجاوز جنسی وکشتار اطفال همسان خودشان، مجبور کرده می شوند.

این بود گوشه نا چیزی از وضعیت زنان در غرب به صفت عموم، و در ایالات متحده امریکا به خصوص، که خود را پیشتاز دنیا متمدن و نظام خویش را الگوئی می داند که جهان ازوی باید در تطبیق آن تبعیت کنند.در جانب دیگر مشاهده می کنیم که اسلام مقام زن را بلند داشته وبه او عزت بخشیده است، وازین رهگذر که او در سفر زندگی همتای مردان است، حقوقی را که ازوی ربوده شده بود، به او برگردانده است.الله تعالی در کتابش قرآن کریم زن ومرد را در مواضع زیادی، جائی که خطاب تکلیفی متوجه ایشان است یکجا ذکر نموده است. الله می فرماید: ]یا أیها الناس إنا خلقناکم من ذکر وأنثی وجعلناکم شعوبا وقبایل لتعارفوا إن أکرمکم عندالله أتقاکم[ ای مردم! ما شمارا از یک مرد وزن آفریدیم، وشمارا به صورت اقوام وقبایل در آوردیم تا باهم معرفت حاصل کنید، وحقا که مکرم ترین شما نزد الله برگزیده ترین شما است، ومیفرماید: ]هن لباس لکم وأنتم لباس لهن[ زنان لباس و ستر شمایند، و شما لباس وستر زنان هستید. و پیغمبر صلی الله علیه وسلم می فرماید: “النساء شقایق الرجال”ا

ینکه در موضوع میراث نصیب و بهره مردان نسبت زنان به بیشتر است، این امر به هیچ وجه به معنای پامالی حقوق زن نبوده بلکه به میزان مسئولیت های مالی و تفاوت تکالیف اقتصادی  هر یک از آنها ارتباط می گیرد، چنانچه این امر قابل مناقشه نیست که به حرکت در اوردن چرخ فامیل بر دوش مردان است، ازینرو مسئولیت های مادی مردان نسبت به زنان بسی بیشتر است، چون مسئولیت انفاق بر فامیل.. ونفقه اقارب، همه از واجبات مرد است، وزن هیچگونه تکلیف مادی ندارد.زنان نه قبل از ازدواج ونه پس از آن مسئولیت مادی بر دوش ندارند زیرا زن که به خانه شوهر رود، مصارف وی برعهده شوهرش می باشد، وقبل از  ازدواج، مردانی که اقارب وی اند برحسب ترتیب شرعی شان مکلف به تحمل مصارف وی اند.به این اساس سهم زن نصف سهم مردان است، وهمین سهمی که از میراث اقاربش نصیب وی می گردد، ملکیت خاص او است، وحق تصرف دران تنها وتنها از صلاحیت زن است. حقوق، ارزش، مقام و شرفی که اسلام به زن قایل شده است، وحقوقی که غرب به آن قایل است از هم چنان متفاوت اند که اصلا غیر قابل مقایسه است، چون اسلام دینی است خداوند آن را برای صلاح بشر برگزیده است، اما حقوقی را که غرب به آن معتقد است، ودر جهت ترویج آن با همه وسایل می کوشد، ساخته وپرداخته افکار فاسد وعقول مریض آنان است که بنیاد آن را اشخاص فرومایه همچون داروین، فرائید ودرکائیم برای فروپاشیدن جامعه بشری نهاده اند. تمدن غربی که عاری از هرگونه ارزش های اخلاق و اجتماعی است، برخی از برادران و خواهران ما را چنان فریفته خود ساخته است که حتی اصالت دینی، فرهنگی واخلاقی خویش را به فراموشی سپرده و کورکورانه نه تنها خود را بلکه جامعه خود را نیز می خواهند در همان مسیر سوق دهند، و آنچه را که می خواهند از تمدن غربی اقتباس کنند وبه آن خود وجامعه ونظام خویش را مدرن نشان دهند، برگرفتن همان جوانب منفی از تمدن غرب است که با جامعه و روح جامعه ما سازگاری ندارد، و  برای متمدن جلوه دادن خویش نخستین اقدامی که می کنند، برداشتن لباس از تن زنان، اختلاط زنان و مردان نشستن زنان پهلوی مردان نامحرم، دست دادن مردان به زنان نامحرم است. با تأسف که این اعمال در بسا از کشور های اسلامی ازنمادهای مدرنیسم به شمار می رود که عین تخلف از حقیقت خویش، یعنی تخلف از دین مبین اسلام است. واین گفته اقبال را فراموش کرده اند که:

حکمت از قطع و برید جامه نیست

مـانـع عـلم و هـنر عـمامه نیست

علم وفن را ای جوان شوخ وشنگ

مـغـز مـی باید نه مـلبوس فرنگ


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یازده + 12 =

مطالب تازه