ائمه و مشاهیر

جایگاه علمی، عقیده و مذهب پیر هرات شیخ الاسلام انصاری

نویسنده: فضل الرحمن فقیهی – استاد پوهنتون هرات

چکیده

پیر هرات از شخصیت هایی است که همه دانشمندان و اهل نظر به تعالی جایگاهش اعتراف دارند. وی به نبوغ استعداد و نیروی حافظه شهرت بسزایی داشته؛ چنانچه شمار زیادی از اشعار عربی و فارسی و نیز هزاران روایت از احادیث نبوی در حافظه‌اش ثبت بوده و او به روایت آنها می‌پرداخته است. به همین گونه جایگاه علمی پیر هرات از کثرت و بلندی مرتبۀ تألیفات و آثارش به اثبات می‌رسد. شیخ الاسلام انصاری در عقیدۀ خود روش سلف صالح را اختیار کرده به مدلول ظواهر آیات و احادیث نبوی عقیده دارد و از تأویل نصوص شرعی اجتناب مینماید. همچنان او با ائمّۀ اربعه در عقیده و اندیشه موافق است؛ اما نگاه وی با برخی دیدگاه‌های متأخران پیرو این مذاهب، که به تأویل و خردگرایی گرویده اند موافقت نمی‌نماید. در بارۀ مذهب پیر هرات نظریات متفاوت وجود دارد، به نظر می‌رسد که وی در عقیده حنبلی بوده و در امور عبادی و عملی از فقه شافعی پیروی می‌کرده است.

واژگان کلیدی

انصاری، عقیده، مذهب، نصوص گرایی، تأویل، عقلگرایی.

مقدمه

شیخ الاسلام خواجه عبدالله انصاری متولد۳۹۶ و متوفای۴۸۱ﻫ.ق. (براون، ۱۳۸۱: ج۲، ص۴۰۵) معروف به پیر هرات، یکی از دانشمندان، عارفان، شاعران، نویسندگان، محدّثان و رجال بنام و برجستۀ هرات باستان است که سیطرۀ نام و شهرتش همه جهان را در نوردیده است. او در همه ابعاد زندگی خود از نوابغ روزگار خود بوده و همه اهل تحقیق به استعداد خارق العاده و استقامت بیش از حد وی بر مبانی شریعت الهی، اعتراف و اقرار داشته اند.

پیر هرات در سرایش شعر، نوشتن نثر، روایت حدیث، تلقین وعظ، ارائۀ خطابه و نظریه‌پردازیهای عرفانی و عقیدتی جایگاه والایی داشت. ارزش شناخت شیخ الاسلام انصاری در نگاه دانشمندان و اهل تحقیق بسیار متعالی و به حدّی است که در برنامۀ درسی فوق لیسانس دانشگاه هرات، مضمون «انصاری شناسی» جای داده شده است. بنابراین شناخت ابعاد متنوع زندگی و افکار پیر هرات از موضوعات ارزشمند در  حوزۀ ادب فارسی و اندیشه‌های اسلامی است. مهمترین و پیچیده‌ترین مبحث در شناخت شیخ الاسلام انصاری، مرتبۀ علمی و آشنایی با عقیده و مذهب اوست که تا کنون در بارۀ آن به گونۀ واقعی پژوهشی صورت نگرفته است. چه نوشته‌های در این باره، از یک طرف اندک اند و از جانب دیگر در آنها به حقایقی از عقیده و اندیشه‌های وی توجه عمیق صورت نگرفته است. در این مقاله جایگاه علمی، گرایشهای عقیدتی و مشرب مذهبی شیخ الاسلام به بحث و بررسی گرفته شده است.

الف. جایگاه علمی پیر هرات

شیخ الاسلام انصاری در تمام ابعاد حیات و بویژه در آموزش و تحصیل و در اشاعۀ علم و دانش در میان امت اسلامی جایگاه بس والایی داشته است. جایگاه دانش و ابعاد گوناگون حیات علمی وی در استقامتهای زیر قابل بررسی اند.

۱٫ حافظه و نبوغ استعداد

از خصوصیات منحصر به فرد پیر هرات قوت حافظه و نبوغ استعداد اوست. او همچنان که در تذکره‌ها و در آثار خود او ثبت شده، از خُردسالی در همه امور نبوغ داشته و در قوت حافظه نیز شخصیت ممتاز بوده است. وی در هنگام آموزش و تحصیل و بعد از رشد ابتدایی علمی و ادبی، به نیروی حافظه شهرت داشت. مولانا جامی از پیر هرات نقل کرده که گفته است: «مرا شش هزار شعر تازی است و صد هزار بیت از اشعار عرب به خاطر دارم و…».(جامی، ۱۳۶۵: ص۴۰۵) به همین گونه سایر اهل علم و تاریخ نگاران نیروی حافظۀ او را ستوده اند. ذهبی در تذکرۀ الحفاظ به نقل از ابن طاهر، حفظ دوازده هزار حدیث را به پیر هرات نسبت داده است. (ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۴۹)

این روایات می‌رسانند که پیر هرات در نیروی استعداد، ویژگی برازنده و کم نظیر داشته و این خصوصیت یکی از اموری است که او را در حوزۀ تحقیق و انتشار علوم و معارف اسلامی، سرآمد دوران خود او و دوره‌های بعدی ساخته است.

۲٫ تبحرُّ در حفظ و روایت حدیث

پیر هرات ضمن اینکه در فقه و تصوف جایگاه بلند داشت و در این دو رشته، صاحب آرای متقن و استوار بود، در روایت حدیث جایگاه بس والا داشته و از بزرگترین محدّثان زمان خود شمرده شده است. وی در طلب حدیث نبوی و اخذ حدیث از مشایخ بزرگ زحمتهای فراوان کشیده بود. از او روایت شده که می‌گفت: «آنچه من کشیدم در طلب مصطفی هرگز کس نکشیده باشد، یک منزل از نیشاپور بود تا زباد که باران می‌آمد و من در رکوع می‌رفتم و جزوه‌های حدیث به شکم باز نهاده بودم تا تر نشود».(جامی،۱۳۶۵: ص۳۳۴)

او بیشتر عمر خود را در اخذ و کتابت حدیث نبوی سپری می‌کرد و همین تبحُّر و اشتغال وی به حدیث نبوی باعث گرایش وی به مذهب امام احمد بن حنبل شده بود؛ زیرا بنیاد مذهب فقهی امام ابن حنبل را حدیث نبوی تشکیل می‌دهد. شیخ الاسلام انصاری در زمینه اخذ و تعلیم حدیث می‌فرماید:

«من از سه صد تن حدیث نوشتم که همه سنّی بوده اند و صاحب حدیث؛ نه مبتدع و صاحب رأی و هیچ‌کس را این میسّر نشده است».(جامی،۱۳۶۵: ص۳۳۴)

شماری از علما برای شیخ الاسلام انصاری در علم حدیث نبوی درجۀ حافظ را قایل شده اند؛ چنانچه زرکلی در «الاعلام» بر این امر تصریح کرده است.(زرکلی، ۲۰۰۲: ج۴، ص۱۲۲) این نسب سخن گزافه‌یی نیست؛ زیرا وی شایستگی این لقب را داشته است. از وی روایت شده که می‌گفت: «من دوازده هزار حدیث حفظ دارم و آنها را بالفعل روایت می‌نمایم». (سیوطی، ۱۴۰۳: ص۴۴۱) باز مولانا جامی در نفحات الانس از وی روایت کرده که گفته است: «…من سیصد هزار حدیث یاد دارم…». (جامی، ۱۳۶۵: ص۴۰۵) این روایات هرچند متفاوت اند اما تبحر وی در علم و روایت حدیث را میرسانند.

شکی نیست که شیخ الاسلام با احادیث نبوی محشور بوده و زندگی و آراء و افکار خود را در روشنایی روایات و سخنان پیامبر اسلام بنیاد می‌نهاد. او در زمینه دوام سر و کارش با حدیث نبوی می‌گوید: «به روزگار من هیچ‌کس آن نکرده که من، اگر من دست بر اندام خود نهادمی، گفتندی که این چیست، آن را حدیث داشتمی». (جامی،۱۳۶۵: ص۳۳۴) بدین گونه که گفته آمد او از بزرگان اهل حدیث شمرده می‌شود. شمار زیادی از مشایخ حدیث را دیده و از آنان حدیث آموخته و نیز بزرگانی از اهل معرفت و تحقیق از وی حدیث اخذ نموده اند.

۳٫ مهارت در علوم روزگار

خواجۀ انصار در همه علوم روزگار خود مهارت کامل داشت و به درجۀ قابل اعتنایی دست یافته بود؛ چنان که بیشتر اهل علم بعد از وی به جامعیت وی اعتراف داشته اند. زرکلی یکی از تذکره نگاران در کتاب معروفش «الاعلام» می‌گوید: «وی در علم لغت تبحُّر و مهارت داشت، در حدیث حافظ بود، در تاریخ و انساب معرفت داشت و مدافع سنّت و دعوتگر به سوی آن بود». (زرکلی، ۲۰۰۲: ج۴، ص۱۲۲)

دیگر تذکره نگاران نیز شایستگی و زبردستی وی در لغت، روایت حدیث و معرفت به تاریخ و انساب را تأیید و تأکید کرده اند.(ابوزید،۱۴۰۷: ص۱۰۳) جایگاه علمی، ادبی و عرفانی شیخ الاسلام انصاری تأثیر خود را بر همگان به جا گذاشته بود؛ طوری که به شوکت معنوی وی اعتراف داشته اند و به او به دیدۀ قدر می‌نگریستند. صرِیفِینِی حنبلی در «المنتخب من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور» در مورد پیر هرات می‌گوید: «او در هرات، شیخ الاسلام بود، طوری که در زمان خویش مورد قبول دانشمندان قرار گرفته بود و به بزرگی، حسن وعظ و تذکیر شهرت داشت. وی دارای حشمت و قدرت معنوی، رونق و استیلای دایم بر خاص و عام در سرزمینش بود…». (صَّرِیْفِیْنِی، ۱۴۱۴: ج۱ ص۳۱۱)

ذهبی در تذکرۀ الحُفّاظ از عبد الغافر بن اسماعیل روایت کرده و گفته است: پیر هرات در زبان عربی و حدیث و تاریخ و انساب، حظِّ وافر داشت، در تفسیر امام بود و در تصوُّف سیرت نیکو داشت. (ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۵۴)

ابن نقطه در اثرش « التقیید لمعرفه رواه السنن والمسانید» با سلسله اسنادش، در مورد شیخ الاسلام انصاری از مؤتمن بن احمد الساجی روایت کرده که گفت: «او در تذکیر و تصوُّف، سلطان العلماء بود که در مجالس وعظ، احادیث را با اسناد روایت می‌کرد و در علم لغت صاحب مرتبه بود». ( ابن نقطه، ۱۴۰۸: ج۱ ص۳۲۳- ۳۲۵)

جایگاه علمی شیخ الاسلام انصاری از سرگذشتی که در ری در دورۀ حکمروایی سلطان محمود متوجه وی شد، به خوبی هویدا می‌گردد. ذهبی در تذکرۀ الحفاظ از خود پیر هرات نقل کرده که گفته است: من قصد کردم که به خدمت ابوالحسن خرقانی صوفی برسم. هنگامی که عزم کردم از نزد وی باز گردم، تصمیم گرفتم حافظ ابی‌حاتم بن خاموش را که بزرگ و مقتدای اهل سنت در ری بود ملاقات نمایم. این بدان دلیل بود که چون سلطان محمود به ری داخل شده بود و گروه باطنیه را کشته بود، جز ابی حاتم همگان را از موعظه ممنوع ساخته بود و هرکه به ری داخل شدی، اعتقاد او بر ابی حاتم عرضه می‌گردید، اگر وی راضی شدی، برایش اجازه داده می‌شد با مردم تماس بگیرد و در غیر آن ممنوع می‌بود. وی گوید: هنگامی که به ری نزدیک شدم، شخصی از اهل ری با من همراه شد و از مذهبم پرسید. من گفتم: حنبلی هستم. او گفت: این مذهبی است که من تا کنون نشنیده ام و بدعت است. سپس وی مرا محکم گرفت و گفت: تا تو را نزد ابی حاتم نبرم رها نمی‌کنم. من متحیر ماندم و مرا به خانۀ ابی‌حاتم که در آن روز مجلس بزرگی داشت برد و گفت: من از مذهب این شخص پرسیدم، مذهبی را یاد کرد که تا حالا نشنیده‌ام. ابو حاتم گفت: آن چه مذهبی است؟ آن شخص گفت که می‌گوید من حنبلی هستم. ابوحاتم گفت: رهایش کن، هرکه حنبلی نباشد، مسلمان نیست. من با خود گفتم: این شخص واقعاً دارای جایگاهی است که به من توصیف شده بود و برای چند روز مجلس وی را لازم گرفتم. (ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۵۰)

پیر هرات برعلاوه روایت و تدریس حدیث، در تفسیر قرآن کریم تبحُّر داشت و جایگاه علمی بس والایی را به دست آورده بود. چنان هویدا می‌شود که او بیشتر تفسیرهای قبل از خویشتن همه را دیده و از نظر گذرانده و در تدریس و تذکیر از آنها استفاده می‌کرده است. ابن طاهر گفته که از شیخ الاسلام انصاری در هنگام تدریس تفسیر قرآن کریم شنیدم که می‌گفت: من این معانی را برای تان از یک صد و هفت تفسیر ذکر می‌کنم. (ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۵۰) همچنان گفته شده که شیخ الاسلام انصاری در تفسیر این فرمودۀ حق‌تعالی: «إِنَّ الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنَى…» (الأَنْبِیَاء: ۱۰۱) سه صد و شصت مجلس را برپا داشت و به تدریس و وعظ پرداخت. (ذهبی، ۱۴۲۷: ج۱۴، ص۴۲)

ansari herat - جایگاه علمی، عقیده و مذهب پیر هرات شیخ الاسلام انصاریب. گرایش های عقیدتی

شیخ الاسلام انصاری هرچند بدون شک و به اعتراف همه اهل دانش و تحقیق، از مشایخ طریقت و از بزرگان عرفان اسلامی است، اما وی نسبت به همه بزرگان صوفیه و نیز با همه دانشمندان معاصر خود فرقی بارز و لسانی باهر داشت. او افکار عقیدتی ویژۀ خود را داشت که در برخی موارد با عقیده و اندیشۀ صوفیان و دانشمندان معاصر وی و نیز با عقیدۀ آیندگان فرق دارد. ویژگیهای عقیدتی شیخ الاسلام انصاری در موارد زیر قابل تحقیق و توجُّه اند.

۱٫ تمسک به ظواهر نصوص

پیشتر اشاره شد که شیخ الاسلام انصاری، ضمن اینکه در تصوف و عرفان جایگاه بلند داشت، اهل حدیث بود؛  از این رو بنیاد همه تفکرات او و به خصوص اعتقادات او را نصوص شرعی تشکیل می‌داد. او در همه امور و به طور خاص در عقیده، سخت پایبند به کتاب و سنّت بود و از این دو منبع عدول نمی‌کرد. ابو سعد سمعانی گفته است: شیخ الاسلام انصاری رواج دهندۀ سنّت بود و به سوی آن دیگران را تشویق می‌نمود… او هرگز از ظاهر نصوص کتاب و سنت تجاوز نمی‌کرد، بلکه به مدلولات آن دو منبع اعتقاد داشت؛ نه به گونه‌یی که مستلزم تشبیه باشد. پیر هرات هرگاه در مجالس خود سخن زدی با نصوص سر و کار می‌داشت و بدین سبب، مجلس وعظ و سخنان او تأثیر بسزایی داشته و شنونده را قناعت بخش بوده است. (ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۵۲)

تمسُّک شیخ الاسلام به کتاب و سنت به حدّی بود که هرگاه با کسی مناظرۀ عملی داشتی از کتاب و سنت استفاده و استدلال می‌کرد؛ زیرا او پیروِ این دو منبع قوی و پر فیض بود و همه چیز را وقتی اعتبار می‌داد که با این دو اصل موافقت داشتی. روایت شده که سلطان آلپ ارسلان سلجوقی، وقتی با وزیرش نظام الملک به هرات آمد، شماری از کسانی که خود را اهل علم و پیشوای حنفیه و شافعیه می‌دانستند، اما اهل تحقیق نبودند، از دست خواجۀ انصار به سلطان شکایه بردند و خواستند تا او را جهت مناظره طلب کند. وزیر او را فراخواند و چون حاضر شد، برایش گفت: این مردم برای مناظره‎ات جمع شدند. اگر حق با تو بود به مذهب تو رجوع می‌نمایند و اگر حق با آنان بود، تو یا به مذهب شان رجوع خواهی کرد و یا از عملکرد شان سکوت می‌نمایی. شیخ الاسلام انصاری برخاست و گفت: من با آنچه در آستین من است با آنان مناظره می‌نمایم. وزیر گفت: در آستینت چیست؟ با اشاره به آستین راستش گفت که کتاب خداست و با اشاره به آستین چپش گفت که سنت رسول الله است و در آن صحیح بخاری و صحیح مسلم نمایان بود. وزیر در حالی که منتظر پاسخ بود، به جانب معارضان شیخ الاسلام نگاه کرد؛ ولی در میان آن جمع کسی حاضر نشد از این طریق با پیر هرات مناظره نماید. (ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۵۱؛ ذهبی، ۱۴۲۷: ج۱۴، ص۴۰)

۲٫ موافقت با سلف امّت

دیگر از ویژگی های عقیدۀ شیخ الاسلام انصاری موافقت با سلف صالح، اعم از صحابه، تابعان، تبع تابعان است؛ یعنی که او در اندیشه و اعتقادات خود سلفی العقیده بوده است؛ به دلیل آنکه عقایدش را از ظاهر آیات و احادیث نبوی برمی‌گرفت. از همین رو برخلاف برخی از اشاعره و برخی از متأخران علماء، به استوای حق بر عرش به گونۀ حقیقی و بدون تأویل قایل بود و نیز به علُوّ و فوقیت حق تعالی بر عرش و بر همه کائنات عقیده داشت. این عقیدۀ شیخ الاسلام انصاری امر تازه‌یی نبود، بلکه همه صحابه و تابعان از جمله امامان مذاهب اربعه و بویژه امام ما ابوحنیفه رحمه الله نیز بر آن عقیده داشته است؛ چنانچه در کتاب الفقه الابسط بدان تصریح شده است. (ابوحنیفه، ۱۴۱۹: ص۱۳۵)

ابن‌قیم الجوزیه هنگامی که عقیده به استوای الله جلّ‌جلاله بر عرش و علُوّ و فوقیت حق‌تعالی بر عرش را مطرح می‌نماید، نخست نقل و اثبات این گونه عقیده را از امام ابوحنیفه رحمه‌الله نقل کرده و بعد از آن می‌گوید: «این نوع عقیده از شیخ الاسلام ابی‌اسماعیل الانصاری در کتاب الفاروق همراه با اسناد نقل شده است». (ابن‌قیم، ۱۴۰۸: ج۲ ص۱۳۹)

به همین گونه ابن قیم علاوه کرده که کتاب «الفاروق» و «ذمّ الکلام» و دیگر آثار شیخ الاسلام، به علُوّ حق‌تعالی و اینکه اوتعالی به ذات خویش (بلاکیف) بر عرش استوا دارد تصریح کرده اند. هر که می‌خواهد به صلابت شیخ الاسلام در اثبات این صفات آگاه شود، به این دو کتاب مراجعه نماید. (ابن‌قیم، ۱۴۰۸: ج۲،ص۲۷۸)

ابوسعید سمعانی نیز از وی نقل کرده و گفته است: شیخ الاسلام انصاری در کتابش الفاروق، با دلایلی از احادیث صحیح و حسن، ثابت ساخته که الله تعالی بر عرش که بالای آسمان هفتم است استوا دارد و از مخلوقاتش باین است. او دلایلی را از کتاب و حدیث ارائه داشته که خداوند جلّ‌جلاله (بلاکیف) فوق آسمان هفتم بر عرش است؛ اما علم و قدرت و سمع و نظر و رحمتش در هر مکان است. (ذهبی، ۱۴۲۷: ج۱۴، ص۴۱)

۳٫ موافقت با ائمّۀ اربعه

شیخ الاسلام انصاری در عقیده‌اش با امامان چهارگانۀ اهل سنت و جماعت موافقت تمام دارد؛ زیرا او همچون آن بزرگواران، به حقیقت معانی آیات در باب صفات پروردگار قایل بود و از تأویل پرهیز می‌کرد. وی فوز و فلاح دنیا و آخرت را منوط و مربوط به پیروی از مذهب اهل سنت و جماعت می‌دانست و از اینرو از مذاهب غیر اهل سنت تبرّا می‌جست و با بدعت در ستیز بود. او همانند سایر بزرگان اهل سنت و جماعت، حتی شخص سنّی راسخ العقیدۀ گنهکار را از متعبّدِ آلوده به بدعت بهتر می‌شمرد؛ چنانچه در رسالۀ «پردۀ حجاب حقیقت ایمان» گفته است: «سنّیِ مست افتاده در خمّار به از مبتدعِ آناء اللیل و اطراف النهار…». (انصاری، ۱۳۸۰: ص۵۳۱)

به همین گونه شیخ الاسلام انصاری در باب تقسیم توحید، روش سلف و امامان را اختیار کرده با ایشان موافقت دارد. از وی نقل شده که می‌گوید: «توحید به دو گونه است: اول یگانه دانستن خداوند بزرگ به ربوبیت و الوهیت، نفی شریک و شبهه از او تعالی، اثبات بینونت وی از مخلوقات، شناخت او به این گونه که کسی با او در امور منازعه نمی‌کند، با وی در صفتی هماننندی ندارد، حکم او را دفع کرده نمی‌تواند و دانستن کیفیت و ادراک صفات وی ممتنع است. این توحیدی است که ضد آن شرک اکبر است… اما گونۀ دیگر اخلاص عمل برای خداوند، نفی ریاکاری و سمعه در عبادات است. بعد از آن تنها اعتماد داشتن و تفویض امور به حق تعالی و نیز خوف از عذاب خدا و امیدواری به رحمت اوست. ضد این گونه توحید شرک اصغر است.(سلماسی، ۱۴۲۲: ص ۱۴۹-۱۵۰)
تقسیم توحید با چنین روشی از امام ابوحنیفه در فقه ابسط، از امام طحاوی در عقیدۀ طحاویه، از امام ابن بطه در کتابش الابانه، از امام ابن منده در کتابش التوحید و نیز از سایر اهل علم و تحقیق روایت شده است. (سلماسی، ۱۴۲۲: ص۱۴۶)

۴٫ مخالفت با تأویل و عقلگرایی

یکی دیگر از ویژگیهای عقیدتی پیر هرات، دوری از تأویل و مخالفت با عقلگرایی محض در امور عقیدتی است. شیخ الاسلام بر این نظر است که باید عقاید خویش را، نه از استدلالهای عقلی محض، بلکه از نصوص شرعی گرفت و آنجا که توان عقل و خرد انسانی از حقیقت مدلول نصوص عاجز است، نباید به تأویل روی آورد. در همین مورد از وی نقل شده که میفرمود: «ایمان ما از راه سمع است نه به حیلت عقل؛ به قبول و تسلیم است نه به تأویل و تصرُّف. گر دل گوید چرا؟ گوی که من امر را سرافکنده ام؛ اگر عقل گوید که چون؟ جواب ده که من بنده¬ام. ظاهر قبول کن و باطن بسپار؛ هر چه مُحدَث است بگذار و طریق سلف بمدار». (میبذی، ۱۳۷۱: ۶: ۳۱۲)

پیر هرات در باب صفات پروردگار، چون استوا بر عرش در آیۀ مبارکۀ «الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى» (طه: ۵) که شماری از متأخّران به تأویل آن اقدام کردند، از تأویل دوری می¬جوید و با پیروی از سلف به ظاهر آن عقیده دارد؛ در همین باب می¬گوید:

«استوای خداوند بر عرش در قرآن است و مرا بر این ایمان است، تأویل نجویم که تأویل در این باب طغیان است، ظاهر قبول کنم و باطن تسلیم؛ این اعتقاد سنّیان است و نادریافته به جان پذیرفته، طریقت ایشان است».(میبذی، ۱۳۷۱: ۶: ۱۱۱)

عقیده به مدلولات نصوص و مخالفت با شیوۀ تأویل در اندیشۀ پیر هرات باعث شده تا در سخنان وی خردگراییی که در شیوۀ برخی از متأخران پیروان مذاهب اربعه ایجاد شده، به نقد گرفته شود. او هرچند همان گونه که یادآوری شد، با عقیدۀ امامان مذاهب اربعه موافق است، اما با تخلُّفات تأویلی متأخران منسوب به ائمّه، مخالفت داشته روش شان را نادرست میداند. از اینرو در رسالۀ «۷۸۸هجری» می‌گوید: «حنیفی باش، نه معتزلی؛ شافعی باش نه اشعری؛ حنبلی باش، نه مجسّمی». (انصاری، ۱۳۸۰: ص۶۸۹) ملاحظه می‌شود که او پیروی هریک از مذاهب را ستوده می‌داند؛ به شرط اینکه به خردگرایی محض و تأویل نکشد و در روش اصلی امامان که تسلیم به  نصوص است باقی بماند.

بنابراین روایتی که گفته اند پیر هرات گویا «بر اشعریان بسیار سختگیری می‌کرد»، (ابن‌ابی‌یعلی: ج۲، ص۲۴۷) به همین سبب بوده که متأخران آنان از رأی ظاهر کتاب و سنت به تأویل روی می‌آوردند و شیخ الاسلام با آنان نمی‌توانسته موافقت نماید؛ یعنی که وی به حقّانیت روش امامان اهل سنت و جماعت قایل است، اما تأویلات و تخلفهایی را که در مذاهب شان بعد از آن بزرگواران پدید آمده، مورد انتقاد قرار می‌دهد.

ج. مشرب مذهبی

در بارۀ مذهب شیخ الاسلام انصاری چند نظر متفاوت ارائه شده که در این مبحث به توضیح هر کدام پرداخته می آید.

۱٫ نظر برخِ تذکره نگاران

شماری از دانشمندان و تذکره نویسان شیخ الاسلام انصاری را به طور مطلق حنبلی دانسته اند و از وی روایاتی را که دالّ بر این مدعاست نقل کرده اند. ابن ابی‌یعلی در طبقات‌الحنابله به روایتی مسلسل و مستند با ذکر اسنادش می‌گوید:

شیخ الإسلام عبدالله انصاری در ضمن قصیده‌یی که آن را در شأن خویشتن سروده بود گفته است:

أنا حنبلی ما حییت فإن أمت – فوصیتی ذاکم إلى إخوانی
إذ دیــنه دینـی ودینـی دیـنـه – ما کنــت إمعه لَــهُ دینـان (ابن‌ابی‌یعلی: ج۲، ص۲۴۷)
(من تا هنگامی که زنده باشم حنبلی هستم، وصیتم توسط شما به برادران من همین است. زیرا دین او دین من و دین من دین اوست، من شخص هردم خیالی نیستم که دو دین داشته باشد).

همچنان ابن ابی یعلی در کتاب دیگرش تذکرۀ الحفاظ ضمن این که پیر هرات را حنبلی دانسته، از وی نقل کرده که سایر مردم را نیز در مواعظ خود بر منبر به آن مذهب فرا خوانده و گفته است:
أنا حنبلی ما حییت وإن أمت
فوصیتی للناس أن یتحنبلوا (ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۵۰)
(من تا زنده ام حنبلی هستم و اگر مردم، وصیت من به مردم این است که حنبلی شوند).

همچنان در همین کتاب روایت کرده از خود پیر هرات که می‌گوید: هنگامی که به ری نزدیک شدم، شخصی از اهل ری با من همراه شد و از مذهبم پرسید. من گفتم: حنبلی هستم.(ذهبی، ۱۴۱۹: ج۳ ص۲۵۰)

برعلاوۀ این روایات، ویژگی تمسک به ظواهر نصوص و پرهیز از تأویل در عقیده و اندیشۀ پیر هرات که پیشتر در آن باره صحبت شد، در پهلوی سخنان خود او، نزدیکی و تمایل وی به مذهب حنبلی را به اثبات میرساند. چون او اهل حدیث بوده و این مذهب نیز بیشتر بر پایۀ نصوص شرعی بنا شده؛ نه بر بنیاد استدلال و رأی.

۲٫ بیان رسایل فارسی

در برابر آنچه در تذکره‌ها آمده و شهرت یافته که شیخ الاسلام انصاری حنبلی است، شافعی بودن پیر هرات نیز در رساله‌های خود او تسجیل یافته و تأیید شده است. در رسالۀ «مجموعۀ ۷۸۸» پیر هرات آمده است: «از شیخ الاسلام قدس الله روحه العزیز سؤال کردند که چه مذهب داری، گفت: مذهب شافعی دارم، رضی‌الله عنه…» (انصاری، ۱۳۸۰: ص۶۹۰) این بیان بر شافعی بودن شیخ الاسلام انصاری چنان صراحت دارد که هیچ شبهه‌یی را باقی نمی‌گذارد؛ هرچند نحوۀ بیان طوری است که بیان میدارد، این نقل قول از پیر هرات توسط کس دیگری ترتیب یافته و جمع آوری شده است.

۳٫ نظر مولانا جامی

مولانا جامی در نفحات‌الانس که آن را در موضوع زندگینامۀ شماری از بزرگان صوفیه تألیف کرده، ابراز نظری اراده داشته که میتواند هردو نگاه متفاوت مذکور را در خود جمع کند و میان آنها توافق ایجاد نماید. وی گفته است که «پیر هرات در اصول دین و امور عقیدتی، پیرو مذهب امام احمد حنبل بود و در فروع از امام شافعی پیروی می‌کرد». (جامی، ۱۳۶۵: ۳۳۴) یعنی از دیدگاه مولانا جامی، شیخ الاسلام انصاری در حوزۀ مذهب، دو مشرب متفاوت داشته است. بدین گونه که در امور عقیدتی و اندیشه‌هایش، روش امام احمد بن حنبل را میپذیرفته و در امور عملی فقه اسلامی، روش امام شافعی را پیروی و تعقیب میکرده است.

با توجه به روایات گوناگونی که در بارۀ مذهب شیخ الاسلام انصاری بیان شد، سخن مولانا جامی درست تر و مناسبتر مینماید و میتواند هردو روایت یادشده را آیینه داری کند.

به هر صورت که فرض کنیم، در بارۀ شیخ الاسلام انصاری این مسلم است که وی نصوص‌گرای تمام عیار و صوفی سلفی العقیده بوده که در همه امور، نصوص کتاب و سنّت را معیار بحث و تحقیق و عمل خود قرار می‌داده است. اما اینکه برخی در فقه عملی او را شافعی و برخی از دانشمندان به طور مطلق حنبلی خوانده اند، در شخصی چون پیر هرات چندان تفاوتی را به منصۀ شهود نمی‌گذارد؛ زیرا هر دو مذهب مذکور، در فقه عملی خود بیشتر به نصوص تکیه دارند؛ برخلاف فقه ما حنفیان که در پهلوی استدلالهای روایی تا حدّی بر استدلالهای درایی پی ریزی شده است.

نتیجه گیری

از آنچه در این مقاله گفته آمد به دست می آید که شیخ الاسلام انصاری یکی از نامداران عرصۀ دانش و فرهنگ سرزمین ماست که دارای حافظه نیرومند و نبوغ استعداد بوده در حفظ و روایت حدیث و نیز در همه علوم روزگارش تبحرُّ داشته است. او دانشمندی نصوصگرا و عارفی سلفی العقیده‌یی بوده که تمسُّک به ظواهر نصوص کتاب و سنت و موافقت با سلف امت، یعنی صحابه، تابعین و ائمّۀ اربعه، بنیاد عقیدۀ او را تشکیل داده است. به همین گونه او به مدلول حقیقی نصوص کتاب و سنت عقیده دارد؛ چنان که از تأویل میگریزد و با خردگرایی محض میستیزد و از اینرو اندیشه‌هایش با برخی از متأخران که از تأویل و استدلالهای عقلی متأثر اند، سر سازگاری ندارد.

شماری پیر هرات را نسبت به دلایلی حنبلی خوانده اند و بعضی هم وی را شافعی دانسته اند. اما مولانا جامی بر این عقیده است که وی در عقیده حنبلی بوده و در فقه عملی پیرو مذهب امام شافعی است و نگاه و نظر شافعی با روایاتی که از خود پیر هرات نقل شده بیشتر میتوان مصداق داشته باشد.

****************************

مآخذ و منابع
۱٫ قرآن کریم.
۲٫ ابن أبی یعلى، أبو الحسین، محمد بن محمد (؟) .طبقات الحنابله. تحقیق: محمد حامد الفقی، دوجلد، بیروت: دار المعرفه.
۳٫ ابن قیم الجوزیه، شمس الدین محمد بن أبی بکر بن أیوب بن سعد. (۱۴۰۸ﻫ.ق/ ۱۹۸۸م) .اجتماع الجیوش الإسلامیه. تحقیق: عواد عبد الله المعتق، چاپ اول، دوجلد، ریاض: مطابع الفرزدق التجاریه.
۴٫ ابن نقطه الحنبلی البغدادی، معین الدین محمد بن عبد الغنی بن أبی بکر بن شجاع. (۱۴۰۸ﻫ.ق- ۱۹۸۸ م) .التقیید لمعرفه رواه السنن والمسانید. تحقیق: کمال یوسف الحوت، چاپ اول، (؟) : دار الکتب العلمیه.
۵٫ ابوحنیفه، نعمان بن ثابت بن زوطی بن ماه. (۱۴۱۹ ﻫ.ق- ۱۹۹۹م) .الفقه الابسط. تدوین و تحقیق: محمد بن عبد الرحمن الخمیس، چاپ اول، امارات عربیه: مکتبۀ فرقان.
۶٫ أبو زید، بکر بن عبد الله بن محمد بن عبد الله بن بکر بن عثمان بن یحیى بن غیهب بن محمد (۱۴۰۷ﻫ.ق- ۱۹۸۷م) .طبقات النسابین. چاپ اول، ریاض: دار الرشد.
۷٫ انصاری، خواجه عبد الله. (۱۳۸۰) .مجموعۀ ۷۸۸٫ به تصحیح و مقدمه محمد سرور مولایی، چاپ دوم، تهران: انتشارات توس.
۸٫ براون، ادوارد. (۱۳۸۱ﻫ.ش.) .تاریخ ادبیات ایران (از فردوسی تا سعدی). ترجمه فتح الله مجتبایی، چاپ ششم، تهران: انتشارات مروارید.
۹٫ جامی، نورالدین عبدالرحمن. (۱۳۶۵) .نفحات الانس من حضرات القدس. با مقدمه مهدی توحیدی پور، چاپ اول، تهران: امیرکبیر.‌
۱۰٫ الذهبی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد بن عثمان بن قَایْماز (۱۴۲۷ﻫ.ق-۲۰۰۶م) .سیر أعلام النبلاء. ۱۸جلد، قاهره: دار الحدیث.
۱۱٫ ـــــــــــــــــــ.(۱۴۱۹هـ- ۱۹۹۸م) .تذکره الحفاظ. ۴مجلد، چاپ اول، بیروت- لبنان: دار الکتب العلمیه.
۱۲٫ الزرکلی الدمشقی، خیر الدین بن محمود بن محمد بن علی بن فارس (۲۰۰۲ م) .الأعلام. چاپ پانزدهم (؟): دار العلم للملایین.
۱۳٫ السلماسی، أبو زکریا یحیى بن إبراهیم بن أحمد بن محمد أبو بکر بن أبی طاهر الأزدی. (۱۴۲۲ﻫ.ق/۲۰۰۲م) .منازل الأئمه الأربعه أبی حنیفه ومالک والشافعی وأحمد. تحقیق: محمود بن عبد الرحمن قدح، چاپ اول، سعودی: مکتبه الملک فهد الوطنیه.
۱۴٫ السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر. (۱۴۰۳ﻫ.ق) .طبقات الحفاظ. چاپ اول، بیروت: دار الکتب العلمیه.
۱۵٫ الصَّرِیْفِیْنِیُّ، الحَنْبَلِیُّ، تَقِیُّ الدِّیْنِ، أَبُو إِسْحَاقَ إِبْرَاهِیْمُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ الأَزْهَرِ بنِ أَحْمَدَ بنِ مُحَمَّدٍ. (۱۴۱۴ﻫ.ق) .المنتخب من کتاب السیاق لتاریخ نیسابور. تحقیق: خالد حیدر، (؟): دار الفکر للطباعه والنشر التوزیع.
۱۶٫ میبذی، ابو الفضل، رشید الدین (۱۳۷۱ﻫ.ش) .کشف الاسرار و عده الابرار. به تصحیح محمد جواد شریعت، چاپ دوم،  تهران: امیر کبیر.

برچسب ها
نمایش بیشتر

پروفسور فضل الرحمن فقیهی

استاد دانشگاه هرات

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن