دسته‌بندی نشده

جن، ویژگی ‌ها یا حالت‌های انسانی یا غیر انسانی نیست

شیطان و دار و دسته اش:

(بخش سوم):

در قرآن کریم ، در ۶۳ آیه نام شیطان آمده است ودر۱۱  آیه نام ابلیس  ودر ۱۷ آیه نام شیاطین آمده است.

ابلیس اسم خاص همان شیطانی است که اغواگر حضرت آدم علیه السلام بود و الله سبحانه و تعالی در قرآن مجید گاهی با عنوان «ابلیس» و گاهی با عنوان «شیطان» از او تعبیر می کند.

درآینده که یافته‌ ها افزوده گردد، شناخت ما نیز در مورد جنیات بیشتر می‌شود و شگفتی ‌های بیشتری از اسرار و نیروهای جهان هستی را مشاهده خواهیم کرد.

تمام یافته ‌ها و شناخت‌های ما، در برابر همه‌ی جهان هستی، بیش از عروسکی که کودکان با آن بازی می‌کنند، نخواهد بود؛ اما خواهی نخواهی، ما در چارچوب شناختی که الله متعال، آن را برای ما ترسیم نموده است، باقی می‌مانیم:

﴿وَمَآ أُوتِیتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِیلٗا٨۵﴾ (الإسرا ۸۵)

«و جز دانشی اندک، به شما داده نشده است.»

دانش ما در مقایسه با اسرار و گوشه‌های پنهان این جهان پهناور، که تنها آفریدگار این جهان آن‌ها را می‌داند، بسیار اندک و ناچیز است. علم الله متعال نامحدود و ابزار علم بشر محدود است؛ الله متعال می‌فرماید:

﴿وَلَوۡ أَنَّمَا فِی ٱلۡأَرۡضِ مِن شَجَرَهٍ أَقۡلَٰمٞ وَٱلۡبَحۡرُ یَمُدُّهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦ سَبۡعَهُ أَبۡحُرٖ مَّا نَفِدَتۡ کَلِمَٰتُ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٞ٢٧﴾ (لقمان ۲۷)

«اگر همه درختانی که روی زمین هستند، قلم شوند و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریا کمک این دریا شود (و با آن آفریدگان الله نوشته شود، قلم‌ها می‌شکنند و مرکب‌ها می‌خشکند، ولی) آفریدگان الله پایان نمی‌یابند. الله متعال شکست‌ناپذیر و سنجیده‌کار است.»

اهل کتاب نیز مانند مسلمانان وجود جن را پذیرفته‌اند؛ اما در میان آنان برخی وجود جن را انکار می‌کنند. همانطور که این تعداد اندک، در میان مسلمانان نیز وجود دارد، مانند: فرقه جهمیه‌ و معتزله؛ هرچند که‌ جمهور آن‌ها و پیشوایان‌ شان نیز به وجود جن اعتقاد دارند.

وجود جن از سخنان پیامبران به تواتر رسیده است و علم به وجود آن‌ ها، از جمله مسایل حتمی و آشکار دین است و به طور بدیهی مسلم است که جن، زنده، عاقل و صاحب اراده می‌باشد، به برخی کارها دستور داده شده و از برخی دیگر، باز داشته شده است.

جن، ویژگی ‌ها یا حالت‌های انسانی یا غیر انسانی نیست، آن ‌طور که منحرفان و ملحدان عقیده دارند.

وقتی که وجود جن به تواتر از سخنان پیامبران ثابت است، تواتری که عامه ‌ی مردم و خواص نیز از آن آگاهی دارند،‌ برای گروهی که خود را منتسب به پیامبران می‌دانند، شایسته نیست که منکر وجود آن شوند.

صحابه ی کرام و تابعین، بر وجود جن و شیطان اتفاق نظر داشتند و همگی آنان از شرارت جن و شیطان، به الله متعال پناه می‌جستند.

﴿قُلۡ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ ٱسۡتَمَعَ نَفَرٞ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَقَالُوٓاْ إِنَّا سَمِعۡنَا قُرۡءَانًا عَجَبٗا﴾ (جن ۱)

«ای محمّد! به امت خود بگو: به من وحی شده است که گروهی از جن به ‌تلاوت قرآن گوش فرا داده‌اند و گفته‌اند: ما قرآن زیبا و شگفتی را شنیدیم.»

﴿وَأَنَّهُۥ کَانَ رِجَالٞ مِّنَ ٱلۡإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٖ مِّنَ ٱلۡجِنِّ فَزَادُوهُمۡ رَهَقٗا﴾ (جن ۶)

«و برخی از انسان ‌ها به برخی از جن‌‌ها پناه  می‌آوردند، و بدین وسیله بر گمراهی و سرکشی ایشان می‌افزودند.»

بسیاری از مردم امروز و گذشته، جن را دیده‌اند. هرچند بسیاری از مردم، آن‌ها را دیده و صدای آن‌ها را شنیده‌اند، اما ندانسته‌ اند که جن بوده‌اند، گمان می‌‌کردند که «ارواح»، انسان‌های نامرئی یا فضایی هستند.

ارزشمند ترین و رایج‌ترین دلیل در این‌باره، مشاهده ی خود جناب حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم است.

رسول کریم صلی الله علیه وسلم جن را دیده، با آن‌ها سخن گفته، آن‌ها را تعلیم داده و قرآن را برای آنان تلاوت کرده است.

در حالی که بسیاری از انسان‌ها، جن را نمی‌بینند، برخی از موجودات،‌ مانند سگ و خر، جن را می‌بینند که حدیث مبارک را در بخش دوم دکر کردیم.

اینکه‌ یک حیوان چیزهایی را ببیند که‌ از دید ما پنهان است، شگفت‌آور نیست؛ دانشمندان ثابت کرده‌اند که برخی موجودات زنده، توان دیدن چیزهایی را دارند، که ما انسان‌ ها قادر به دیدن آن‌ها نیستیم.

برای نمونه، زنبور عسل اشعه ‌ی ماوراء بنفش را می‌بیند و به همین خاطر از پشت ابرها خورشید را می‌بیند و جغد نیز در تاریکی شب سیاه، می ‌تواند موش را ببیند.

جن، دروغ می‌گوید،‌ می‌خورد، می‌نوشد و سرکشی پروردگار را کرده و خلاف دستور او، عمل می‌کند، و نیز مسلمان و کافر، مشرک و اهل کتاب نیز در میان آنها موجود است.

شیطان، که الله متعال در قرآن برای ما درباره‌ی آن بسیار سخن گفته است، از دنیای جن است.

در آغاز، شیطان الله را می ‌پرستید و همراه با فرشتگان در آسمان زندگی می‌کرد و وارد بهشت شد.

وقتی الله متعال به او دستور داد که آدم را سجده کند، دچار خودبینی و غرور شد و دستور الله متعال را به جا نیاورد، آن‌گاه الله متعال، او را از درگاه خویش بیرون راند.

در زبان عربی، به هر سرکش و نافرمان، شیطان گفته می‌شود و واژه‌ ی شیطان از آن جهت بر این موجود اطلاق شده است، که او از دستور پروردگارش نافرمانی و ‌سرپیچی کرد. به او طاغوت نیز گفته شده است:

﴿ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ یُقَٰتِلُونَ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِۖ وَٱلَّذِینَ کَفَرُواْ یُقَٰتِلُونَ فِی سَبِیلِ ٱلطَّٰغُوتِ فَقَٰتِلُوٓاْ أَوۡلِیَآءَ ٱلشَّیۡطَٰنِۖ إِنَّ کَیۡدَ ٱلشَّیۡطَٰنِ کَانَ ضَعِیفًا﴾ (نسأ ۷۶)

«‏کسانی که ایمان آوردند، در راه یزدان می‌جنگند و کسانی که کفر پیشه‌اند، در راه شیطان می‌جنگند. پس با یاران شیطان بجنگید. بی‌گمان نیرنگ شیطان همیشه ضعیف است.»

شیطان، در نزد بسیاری از امت‌ها، با همین واژه شناخته می‌شود.

عقاد در کتابش به نام «ابلیس» همین را بیان می‌کند. به این دلیل «طاغوت» نام دارد، که از حد خویش پا فراتر نهاد، از دستور پروردگارش سرپیچی کرد و خود را به عنوان معبودی که باید پرستش شود، معرفی کرد.

این موجود، چون از رحمت الهی ناامید شد، اسم «ابلیس» به خود گرفت.

«بَلَس» در زبان عربی، به کسی گفته می‌شود که نزد او هیچ خیری نباشد و «أبلَسَ» یعنی: ناامید و سرگردان شد.

کسی که گفتار قرآن و احادیث درباره‌ی شیطان را مطالعه کند، پی می‌برد که شیطان موجودی است که می‌‌اندیشد، می‌فهمد، حرکت می‌کند و… و آن‌طور که برخی از انسان‌های ناآگاه می‌پندارند، نیست.

آنان می‌پندارند ‌که شیطان همان روح زشت و پلیدی است که در غریزه‌های حیوانی انسان نمودار می‌شود و او را از روح بزرگ انسانی غافل می‌کند.

برادر و خواهر مسلمان!

مبحث شیطان و دارودسته اش وسیع، ولی بی نهایت مهم است.

لطفاً با وصف خستگی روزمره، این مضمون را با کمال مسرت و تمرکز یک بار نه، بلکه باربار بخوانید و این مضمون را چاپ کنید.

هرکه به این مضمون عالم شد، و عمل کرد، دین و دنیا، آخرت و عقبی را کمائی کرده است.

اللهم احفظنا من شرّ نفس و شر شیطان و شرالدنیا و ما فیها یا رب العلمین!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − چهارده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن