جوانان و نوجوانان

جوانان و ضرورت ارزیابی علایق مانع تدین

نویسنده: جلیل بهرامی نیا 

ملاحظه جامعه شناسانه وضع کنونی اجتماع و دانشگاههای ما و مباحثه با جوانان و دانشجویان،نشان می دهد که مجموعه ای علل و از جمله هژمونی اندیشه و سبک زندگی غربی،گستردگی حجم تبلیغات ضدّدینی در رسانه های ممالک توسعه یافته و الگو، سرخوردگی ناشی از شعاری و ریاکارانه شدن تدیّن،ضعف شدید محتوا و نسنجیدگی روشهای آموزش دین،خطرساز بودن نوع غیر شیعی اسلامیّت برای منافع و حقوق اجتماعی،و … ،رواج و ترویج دین در میان قشر جوان و دانشگاهی ما را با موانع روانی جدّی روبرو کرده است و جذابیت گزینه ها و مکاتب رقیب، حقانیّت اسلام و گوارایی تقوا را پوشانده و شوق اعتنا به مباحث دینی و تحلیل جدی آن را، از بیشتر جوانان ما ستانده است؛

مبلّغان نیز با اطّلاع از همین بی انگیزگی مخاطبان،شوق و امید لازم را کمابیش از دست داده اند و  کمتر، از حدّ ادای وظیفه کارمندی فراتر می روند و سرانجام در این شرایط آشفته،آنان که بیش و پیش از همه بازنده میدان هستند،خود جوانان ما،یعنی اصلی ترین سرمایه اجتماع و امید آینده کشور هستند!

امروز متأسّفانه کم نیستند جوانانی که با بی اعتنایی به پیام ها و هشدارهای قرآن و پیامبر(ص) در باب فریبندگی دنیا و ماهیت آزمون گونه حیات دنیوی، وظیفه حساسیت ورزی نسبت به ارزش انسانی و سعادت ابدی خویش را به آسانی با پاره ای توجیهات و بهانه های مسئولیت گریزانه، معامله و معاوضه می کنند و با توسّل به پاره ای عناوین برّاق،که امتیازشان عمدتاً نوازش غرور ناسُفته و  پرستیژطلبی ناسَخته مراحل آغازین فرایند جامعه پذیری است،تشویق و توصیه به جدّیت فکری و اخلاقی و ضرورتِ گذشت ناپذیر اهتمام به تجارب آزمودگان را با بی اعتنایی و نفی پاسخ می دهند و اشتیاق و حوصله چندانی برای گفت و گوی جدّی و تحلیل صبورانه مباحث دینی و اخلاقی از خود نشان نمی دهند!این فقدان آمادگی روانی برای اقبال به دین،از آن جهت جای نگرانی دارد که برابر مطالعات روانشناسی معرفت،وضع روانی ما آدمیان بر فرایند معرفت و جنبه اخلاقی حقیقت یابی تأثیر انکارناپذیر دارد؛ امروزه با اثبات مسبوقیت مشاهدات بر نظریه ها و تردیدآمیز شدن عینیّت مشاهدات در حوزه علوم تجربی،سخن گفتن از تقدّم روانشناسی بر معرفت شناسی در حوزه علوم انسانی،بیشتر واگویی یک حقیقت بی نقاب برای التزام به انسجام و روایی نوشتار است تا تعلیم و ترویج یک یافته جدید؛روانشناسی ما علاوه بر اهمّیت بنیادینی که در مقدّمات معرفت و جهت اهتمامات ما دارد،در باره خود باور و محتوا و دلایل آن نیزمؤثر است و حتی نوع دلایل مقبول و میزان قانع کنندگی و اثباتگری آنها نیز بستگی به وضع روانی مخاطبان دارد؛از این گذشته، جهت و کیفیت التفات انسان ها به واقعیات،ارزش ها و تکالیف نیز، شدیداْ تحت تأثیر امیال و علایق آنهاست و چنین نیست که هر موضوعی مورد توجه و اهتمام هر کسی واقع شود؛مثلاْ در یک جامعه،غالباْ  التفات قدرتمندان به سمت عوامل بقا و تداوم  قدرت و لذت است و لذا تحت تأثیر همین گرایش روانی،مطالبات گروههای خواهان مشارکت و رقابت سیاسی،حتی اگر وجاهت شرعی و قانونی هم داشته باشد، در نگاههای رسمی خطرساز و مخل امنیت دیده می شود.به همین صورت،در مسیر تکوین باورها یا قبول ارزش ها،وقتی فردی پس از ارزیابی پیامدهای یک عقیده یا یک توصیه، به این نتیجه برسد که باید با علایق یا منافع خود درآویزد، فضای درک حقیقت،مه آلود و تیره می شود و شفافیت و حقانیت آن گزاره یا توصیه، قربانی گرد و خاک شهوات می گردد.به تعبیر سعدی شیرازی:

حقایق سرایی است آراسته             هوی و هوس،گرد برخاسته

نبینی که جایی که برخاست گرد،       نبیند نظر ، گرچه بیناست مرد؟!

jawan1 225x300 - جوانان و ضرورت ارزیابی علایق مانع تدینروانشناسی آدمیان ، حتی خودشناسی آنان را نیز قویاْ تحت تأثیر قرار می دهد؛به گونه ای که اگر تمایل بشر به شخصی یا چیزی به حد شیفتگی و عشق برسد،همین عشق و عطف مداوم توجه به معشوق،چنان عاشق را خوکرده و مونس معشوق می سازد که در خودشناسی نیز دچار خطا شده و خود را همذات او می پندارد و ندای عقل و عاقلان در باب ضرورت تصحیح خودشناسی را پس می زند؛ به تعبیر فردوسی:

“هر آن کس که نیکی فرامُش کند    خِرَد را بکوشد که خامُش کند”

برای نمونه،انسان عاشق مادّیات،خود را صرفاْ مادّی می بیند و وجوه معنوی شخصیت خود را گم می کند و تحت هدایت این نوع خودشناسی تحریف آمیز،به جای توجه به اسباب سعادت و خوراک معنوی،متوجه و مستغرق ضرورت های معیشتی و منافع و لذات دنیوی می شود و در بُعد توسعه دانش نیز، به دنبال علومی می رود که به او قدرت تصرف و کامجویی بیشتری بدهد و حسّ سلطه گری و لذت جویی او را ارضا کند و چنین است که تکنولوژی پادوی استعمار گشته است و علوم تجربی قدر می بیند و بر صدر می نشیند!

اکنون در این شرایط بلاخیز که تدیّن و تشرّع با پرستیژ اجتماعی منافات دارد و سبک زندگی دینی،جذابیت چندانی برای بیشتر جوانان ما ندارد و نصیحت و حسرت اولیا و مربّیان نیز اشتیاقی بر نمی انگیزد و فضای درک سعادت آوری و سودمندی تدیّن و تقوا، مه آلود و تیره گشته است، حق این است که جوانان ما با یک خودکاوی صادقانه، به ارزیابی امیال خویش بپردازند و معلوم کنند که آیا علایق مانع ایمان و دین ورزی،علایق و خواسته هایی لذت جویانه و سودجویانه اند یا حق جویانه و سعادت گرایانه؟ به نظر می رسد شناختن جنس این علایق و بررسی میزان تأثیر آنها بر التفات های علمی و اخلاقی ما، اقدامی راهگشا برای آشتی با خدای متعال و زندگی دین پسندانه باشد،چنین باد!

منبع: تابش

نمایش بیشتر

جلیل بهرامی نیا

کارشناس ارشد الهیات (تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی) از دانشگاه تهران؛ دبیر دبیرستان؛ نویسنده، مترجم و محقق

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − 8 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن