حج و دهه ذی الحجه

حج؛ سفر به قلب جهان اسلام

نویسنده: عبداللطیف نارویی

سرزمین وحی میعادگاه عاشقان خداست؛ آن‌هایی‌که از تمامی پیوندهای مادّی و مظاهر دنیوی و خاندانی و عشیره‌ای گسسته و به خدا می‌پیوندند؛ آن‌هایی‌که با شور و شوقی بی‌مانند، لباس تزویر و ریا از تن برمی‌کنند و لباس سفید تقوا و طهارت و یک‌رنگی می‌پوشند.
حج بیت‌الله، جلوه‌ای روشن از دلدادگی و سرسپردگی به خداوند است، و حاجیان در آن‌جا مسلمانی را به تمام معنا می‌آموزند. حج، مظهر فداکاری، اخلاص، خداباوری و خدامحوری است و زائران بیت‌خدا در آن‌جا درس انسان‌بودن می‌آموزند و این سفر میمون و مبارک در پیراستگی آنان از آلایش‌های دنیا و آراستگی‌شان به زیور عشق و محبت و اخلاص و رسیدن به قله‌‌های وارستگی و فرزانگی نقشی تأثیرگذار دارد.
آن‌گاه که جوشش عشق حق در نهاد انسان فوران می‌کند و وجود انسان مسلمان را شور و شوقی بی‌مانند فرامی‌گیرد، با شتافتن به‌سوی خانه خدا می‌تواند به مرادش برسد و در این حرم انس و محبت عرض حال کند و اشک شوق بریزد.
شیخ‌الاسلام امام شاه‌ولی‌الله دهلوی می‌گوید: بسا در قلب آدمی شوق شورانگیزی نسبت به پروردگارش پدید می‌آید و آن‌گاه به‌چیزی نیازمند است تا شوقش را ظهور و بروز دهد و این آرزویش جز در حج برآورده نخواهد شد.(دهلوی، حجه‌الله‌البالغه: ۲۶۲/۱). علامه سیدابوالحسن ندوی نیز در این باره می‌نویسد: یک مسلمان پس از آن‌که نمازهای روزانه را ادا می‌کند، هر ساله در ماه رمضان روزه می‌گیرد و هنگامی‌‌که یک سال بر داراییش می‌گذرد زکات مالش را پرداخت می‌کند، نیازمند موسمی است که بهار محبت و مودت و محل اجتماع محبان و مخلصان و بارگاه عاشقان و دلسوختگان باشد [و این امر با سفر معنوی حج تحقق می‌یابد].(ندوی، الأرکان الأربعه: ۲۱۴)
در حج، انسان می‌‌تواند شوق درون و شور دلش را اظهار کند و با تمام وجود محو بندگی و دلدادگی شود. آن‌جاست که آدمی با قطع پیوندهای ظاهری و دوری از تکلفات و تجمل‌گرایی می‌تواند عطش درونش را نسبت‌به خدا و رسول، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، سیرابی ببخشد و روزها و ساعت‌ها را در محراب انابت و حضور در بارگاه خداوند بگذراند، و آن‌جاست که رحمت‌های بی‌کران الهی نازل می‌شوند و انسان درمانده و پریشان حال را دستگیری می‌کنند.
امام محمّد غزالی می‌نویسد: هنگامی‌که همت‌هایشان به‌هم پیوستند و دل‌های‌شان برای تضرع و زاری متمرکز شدند، دست‌هایشان به‌سوی خداوند برداشته، گردن‌هایشان به‌سوی او افراشته و دید‌گانشان به‌سوی آسمان دوخته شدند و با همت واحد خواستار رحمت خداوندی شدند، پس گمان مبر که به آرزویشان نرسند و نامراد شوند و تلاششان به هدر رود و رحمت فراگیر خداوند آن‌ها را دربر نگیرد.(غزالی، احیاء‌علوم‌الدین: ۲۴۳/۱)
سرزمین مکّه، محل تلاش، مجاهده و فداکاری حضرت ابراهیم، حضرت اسماعیل و حضرت هاجره، علیهم‌السلام، است که با اخلاص و خداجویی‌شان مورد قبول خداوند قرار گرفتند و تلاش این خانواده کوچک از سوی خداوند‌ متعال مورد تقدیر قرار گرفت و اعمال مخلصانه آنان مناسک حج انسان‌های خداجو گردید. همچنین این سرزمین، عرصه مجاهدت‌های توان‌فرسا و قدم‌گاه خاتم‌الأنبیاء حضرت محمّد مصطفی، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، و یاران جان برکف ایشان است که با فداکاری‌هایشان تاریکی‌های کفر و شرک و نابرابری را از بین برده، چراغ ایمان و اخلاص را برافروختند.

مرکزیت حج در بیداری اسلامی
حج و موقعیت معنوی مکّه مکرّمه و رجوع مردم از گوشه گوشه دنیا به آن‌جا، تأثیر بی‌نظیری در بیداری اسلامی دارد. البته حکمت خداوند مقتضی آن بود که چنین منطقه بایر و بی‌آب‌وعلفی را مرکز جهانی اجتماع مسلمانان قرار دهد، جایی که نه موقعیتی تجاری، صنعتی و زراعی دارد و نه از لحاظ آب‌وهوا جاذبه‌ای دارد. خداوند عزّوجلّ کعبه خود را در این سرزمین قرار داد و آن را خاستگاه برترین پیامبرش کرد، تا به مردم بفهماند که معیار ارزشمندی حقیقی، دین و ایمان است و فراتر از پیوندهای قومی، ملّی و منطقه‌‌ای، این پیوند دینی و ایمانی است که باید مورد توجه قرار گیرد، همدیگر را بر اساس آن بشناسند و این را معیار برتری‌شان بر یکدیگر بدانند.
با نظرداشت این مطلب، حج محل تلاقی طیف‌های مختلف مسلمانان از مناطق گوناگون و ملیت‌‌های مختلف است، البته با محوریت دین و ارزش‌های اسلامی، تا مسلمانان از اندیشه‌های صحیح یکدیگر در جهت تقویت بنیان دینی و تثبیت پایه‌های ایمانی بهره ببرند و به فکر اصلاح ساختار دینی مسلمانان در سراسر دنیا باشند.
در موسم حج، انسان‌های مخلص و وارسته‌ و فرزانگان دینی و معنوی به‌سوی این سرزمین مقدس سرازیر می‌شوند و اجتماعی باشکوه و معنوی تشکیل می‌گردد. علامه ندوی می‌نویسد: عنایت و توجّه خدواند عزّوجلّ آن بوده است که موسم حج در سخت‌ترین و بحرانی‌ترین دوران‌هایی که امّت اسلامی در آن قرار گرفته است نیز از حضور علمای ربّانی و مخلص، صالحان خداجو، داعیان ارشادگر، دعاکنندگان پرسوزوگداز، انسان‌های خاشع و منیب، و دانشمندان و اندیشمندان زبده و راسخ خالی نباشد. آن‌هایی‌که روحانیت و خداطلبی‌شان فضا را عطرآگین می‌کند و در نتیجه آن قلب‌های سخت را نرمی فرامی‌‌گیرد، نفوس سرکش، تابع و فرمانبردار می‌شوند، دیدگان خشک، اشک‌بار و اخگرهای خاموش در دل‌ها شعله‌ور می‌شوند، رحمت‌های الهی بی‌دریغ نازل می‌شوند و سکینه‌ همه‌جا را فرا می‌گیرد، و شیطان بر خاک ذلّت و رسوایی می‌نشیند. در حدیث نبوی آمده است: «ما رؤی الشیطان یوماً فیه أصغر و لا أدحر و لا أحقر و لا أغیظ منه فی یوم عرفه و ما ذاک الا بما یری من تنزّل الرحمه و تجاوز الله عن الذنوب العظام»؛ شیطان در هیچ روزی کوچک‌تر، ذلیل‌تر و خشمگین‌تر از روز عرفه دیده نشده است؛ زیرا در این روز می‌بیند که رحمت‌های الهی نازل می‌شوند و خداوند از گناهان بزرگ بندگان درمی‌گذرد.(رواه مالک مرسلاً) در آن هنگام فضا سرشار از معنویت می‌شود و مسلمانانی که از مناطق و سرزمین‌های دوردست آمده‌اند، باطری قلب و وجود‌شان را شارژ می‌کنند و توشه ایمان و محبت و حماسه و علم و فقه برمی‌گیرند و در طول زندگیشان از آن استفاده می‌برند. با این روحانیتی که حاصل می‌کنند، می‌توانند در برابر تحریک و وسوسه‌های شیطانی ایستادگی‌ کنند و برادران مسلمانشان را که بر اثر عدم استطاعت مالی و جسمی و یا موانع دیگر نتوانسته‌اند در مراسم حج شرکت کنند در این توشه معنوی شریک گردانند. این جریان پرکشش ایمانی، در پیکره امت مسلمان که در دنیا پراکنده است، جریان پیدا می‌کند و در نتیجه، انسان‌های بی‌علم، علم می‌آموزند، ناتوان‌ها، نیرومند، و انسان‌های خفته، بیدار می‌گردند، و بدین طریق امت اسلامی برای انجام رسالتش نیروی تازه‌ می‌یابد و تلاش و مجاهدتش را از سر می‌گیرد.(ندوی، الأرکان الأربعه: ۲۳۱)


فضایل سفر حج
حج خانه خدا، یکی از ارکان اساسی دین اسلام است و خداوند عزّوجلّ آن را بر کسانی که شرایط حج را دارا هستند، فرض قرار داده است: «و لله علی النّاس حج البیت من استطاع إلیه سبیلاً و من کفر فإنّ الله غنی عن العالمین». ابوسعید خدری نیز از رسول‌الله، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، روایت کرده است: «إنّ الله قد فرض علیکم الحجّ فحجّوا»؛ خداوند حج را بر شما فرض گردانیده است، پس حج کنید.(رواه مسلم)
بنابراین مسلمانان صادق همواره در تلاش‌اند تا اگر موقعیتی میسر شود، راهی دیار نور و حرم انس الهی و سرزمین حجاز گردند و دیدگانشان را با زیارت خانه خدا و روضه اطهر حضرت رسول،‌ صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، خنک و روشن گردانند.
رسول‌الله، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، در حدیثی بر تعجیل در رفتن به حج ترغیب داده است، چنان‌که فرموده است: «من أراد الحج فلیتعجّل»؛ هرکس اراده حج دارد، پس بشتابد.(رواه ابوداود) در ضمن برای کسانی‌که توانایی رفتن به حج دارند ولی در این مورد تأخیر و کوتاهی می‌کنند، وعیدهای سختی در احادیث نبوی آمده است.
رسول‌خدا،‌ صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، در حدیثی می‌فرماید: «العمره الی العمره کفاره لما بینهما و الحج المبرور لیس له جزاء إلا الجنّه»؛ یک عمره تا عمره دیگر کفاره گناهانی می‌گردد که در میان دو عمره صورت گرفته‌اند، و حج مبرور و مقبول پاداشی جز بهشت نخواهد داشت.(رواه البخاری و مسلم)
حضرت ابوهریره رضی‌الله‌عنه نیز روایت کرده است: «سئل رسول‌الله، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، أی العمل أفضل؟‌ قال إیمان بالله و رسوله. سئل: ثم ماذا؟ قال الجهاد فی‌ سبیل‌الله. قیل: ثم ماذا؟ قال حج مبرور»؛ از رسول‌خدا، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، پرسیده شد: کدام عمل افضل است؟ فرمود: ایمان به خدا و رسول او. پرسیده شد: پس از آن چه عملی؟ فرمود: جهاد در راه خدا. گفته شد: سپس چه عملی؟ فرمود: حج مبرور و مقبول.(رواه البخاری و مسلم)
برای انسان‌های مؤمن و سعادتمند یک لحظه هم دیر است و همواره در آرزوی رسیدن به سرزمین وحی هستند و هرگاه فرصتی دست دهد مشتاقانه و شتابان به‌سوی این دیار محبوب رهسپار می‌گردند تا از انوار تابناک حرمین شریفین بهره بگیرند. از جانب خداوند عزّوجلّ نیز پاداش فراوان دریافت می‌کنند و بر مقام و منزلت معنویشان افزوده می‌‌گردد و از گناهان چنان پاک و صاف می‌گردند همانند کودکی که تازه به دنیا آمده است.
همچنین‌رسول‌خدا، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، فرموده است: «صلاه فی مسجدی هذا أفضل من ألف صلاه فیما سواه من المساجد إلا مسجد الکعبه»؛ ثواب یک نماز در مسجد من از ثواب هزار نماز در دیگر مساجد برتر و افضل‌ است جز مسجدالحرام.(رواه مسلم) و فرموده است: «صلاه فی المسجدالحرام أفضل من صلاه فی مسجدی هذا بمئه صلاه»؛ ثواب یک نماز در مسجدالحرام از ثواب صــد نماز در مسجد من افزون‌تـــر است.(رواه احمد)
پـــس انســان‌هــای سـعــادت‌مند کسانی هستنــد کـــه چنــیـن موقعیت‌های محمودی را درمی‌یابند و از آن بهره‌مند می‌گردند.

برنامه‌های تربیتی حج
حج در اسلام از اهمیت فراوانی برخوردار و رکنی مستقل از ارکان پنجگانه آن است. از منظری دیگر، حج نکات ارزشمند و آموزه‌های روحی و معنوی بسیاری را دربر دارد، از جمله:
۱ـ اسلام به اجتماع مسلمانان اهمیت داده و برای آن برنامه‌ریزی کرده است، چنان‌که روزانه پنج‌بار در مسجد گرد هم می‌آیند تا ضمن عبادت و بندگی خدا (که هدف اصلی این برنامه است) از حال یکدیگر باخبر شوند؛ سپس هر هفته در اجتماعی بزرگ‌تر در روز جمعه یکدیگر را ملاقات می‌کنند، و هر سال دوبار در اجتماعی گسترده‌تر در نماز عید کنار هم جمع می‌شوند، و پس از آن در اجتماعی باشکوه‌تر و بسیار بزرگ در مراسم حج یکدیگر را دیدار می‌کنند. در این اجتماع میلیونی مسلمانان از سراسر دنیا در سرزمین وحی گرد هم می‌آیند تا با رب کعبه میثاقی دوباره داشته باشند و پیوسته ایمان‌شان را تجدید و مستحکم‌ کنند. در این اجتماع بزرگ مسلمانان از طیف‌ها و قومیت‌های گوناگون و با رنگ‌ها و نژادهای متفاوت و از طبقات مختلف جمع می‌شوند تا ثابت کنند که در اسلام چیزی به نام تبعیض وجود ندارد و معیار ارزشمندی انسان تقوا، ایمان و معرفت خداوند است. این اجتماع بزرگ این امکان را به مسلمانان می‌دهد تا برنامه‌های مثبت را از یکدیگر الگوبرداری کنند و از حال هم آگاهی یابند و در حد امکان با یکدیگر تعاون و همکاری و همفکری دینی، علمی، اقتصادی و … داشته باشند و بتوانند توطئه‌های تفرقه‌افکنانه دشمنان را خنثی کنند.
حج مظهر وحدت و انسجام امت اسلامی است و این اجتماع بزرگ برای مسلمانان این درس را دارد که همیشه در کنار هم بوده و غمگسار یکدیگر باشند و تمایز قوم و ملیت و سرزمین نباید آنان را از همدیگر جدا کند، بلکه باید اساس اتفاق و اتحادشان اسلام باشد.
۲ـ در حج دستور شریعت است که حاجی لباس احرام بپوشد، یعنی همواره تلاش مسلمانان بر آن باشد تا مانند لباس سفید از آلودگی‌های گناه و معصیت دوری جویند و با قلب‌ و جانی پاک و صاف به‌سوی خداوند بشتابند و هرگاه زنگار گناه لباس قلب‌شان را آلوده کرد با توبه و انابت آن را صیقل داده لباس تقوا و طهارت بر تن کنند.
۳ـ طواف کردن دور کعبه نیز این درس را می‌دهد که مسلمانان باید خدا را محور و مرکز توجه خویش قرار دهند و تنها او را قبله آمال خود بدانند و بدون چون‌وچرا در عبادت و بندگی او بکوشند. طواف کعبه تصویر گویای این واقعیت است که مسلمانان باید دور یک محور اصلی بچرخند و به ریسمان محکم الهی چنگ بزنند تا در کشاکش بی‌عدالتی‌های زمانه هویت‌شان محفوظ بماند، و یگانگی خداوند را درهرحال و هرجا مدنظر داشته باشند.
۴ـ سعی بین صفا و مروه نیز این نکته را تعلیم می‌دهد که انسان همیشه در زندگی برای غیر خدا و دنیا در حال دوندگی است، اما دویدن و حرکت کردن به‌سوی خدا و در جهت اطاعت از دستور او باید منظور نظر باشد و برای خدا و به‌سوی خدا و در جهت رضای خدا نیز بدود و حرکت مجدّانه داشته باشد.
۵ـ توقف در میدان بزرگ عرفه آموزش بندگی و دلدادگی به خداوند است؛ توقف و انتظار در میدان عرفات میدان حشر و روز حساب و کتاب را در ذهن‌ها ترسیم می‌کند و گویای این واقعیت است که بندگان باید همواره چشم امید به‌سوی رحمت‌های نامتناهی خداوند داشته باشند و الطاف او را انتظار داشته در بارگاه او بندگی و درماندگی و عاجزی خویش را به نمایش بگذارند تا مشمول رحمت‌های او گردند.
۶ـ رمی جمرات و پرتاب کردن سنگ به‌سوی شیطان نیز کرداری بس آموزنده است تا یک فرد مسلمان همواره در گیرودار مبارزه با شیطان‌های جنّی و انسی باشد. سه روز پیاپی این عمل را تکرار می‌کند تا برای همیشه دشمنی شیطان را در سر داشته و از مکّاری‌های او غافل ننشیند و انزجار و تنفر خود را با زدن سنگریزه به او عیان سازد. زدن شیطان یعنی دوستی نکردن با او و درهرحال با او و وسوسه‌های ویرانگر و ایمان‌سوز او مبارزه کردن و جنگیدن به‌منظور‌ رهایی از توطئه‌های خطرناک و زهرآگین او.
۷ـ ذبح کردن حیوان یعنی دادن قربانی برای خدا و زنده کردن سنّت ابراهیمی. سر بریدن حیوان برای خدا نیز درس فداکاری و ارزش‌گزاری به‌‌دستور خداوند متعال است؛ زیرا آدمی در مراحل مختلف زندگی از مال و دارایی خود در جهت خواسته‌های شخصی استفاده می‌کند، اما این‌جا می‌آموزد که هر آنچه دارد از آن خداست و باید او را از یاد نبرد و برای رضای او مال خود را فدا کند تا هم رضایت خداوند را به دست آورد، هم محبت زیاد مال از دل بیرون رود و هم از مستمندان و بینوایان غافل نبوده و به آنان نیز عنایتی داشته باشد.
۸ـ حلق کردن و تراشیدن موی سر نیز نشانه کمال اطاعت و بندگی خداوند و بیانگر این واقعیت است که آدمی باید مانند تراشیدن موهای سر، دورن سر را نیز از سرکشی‌ها و آزمندی‌های نفسانی پاک کند و ریشه خواسته‌های نفسانی را از بیخ برکند و همان‌گونه که سر را از مو صاف می‌کند، اندرون سر را نیز از اندیشه‌های ناصواب و افکار باطل و زنگارهای گناه و معصیت صاف گرداند.
۹ـ خداوند دستور داده است تا در دوران حج از گناه و درگیری به‌طور کامل پرهیز شود و این دستور در واقع آموزش زندگی مسالمت‌‌آمیز و انسان‌گونه است تا انسان‌ هم پرهیز از گناه را بیاموزد و هم درگیری‌هایی را که هنجارشکنی در پی دارد رها کند و مانند یک انسان کامل زندگی کند. این دستورات در واقع برای شکل‌گیری زیربنای یک زندگی همراه با آرامش است و هر اندازه انسان در اجرای این دستورات دقت افزون‌تر داشته باشد بر توفیقات او افزوده‌تر می‌گردد.
۱۰ـ همچنین از مواردی که حاجی باید رعایت کند آزار و آسیب نرساندن به حیوانات و گیاهان محدوده حرم است و این دستور نیز بر مبنای تشکیل یک جامعه سالم و آرام و به‌دور از هرگونه تجاوز و تعدی به حقوق دیگران استوار است، اعم از حق خدا، حق مردم، حق حیوانات و حفاظت از محیط زیست.
۱۱ـ یکی از موارد مهم حج تلبیه گفتن و تسبیح و تکبیر گفتن است؛ تلبیه یعنی اعلام حضور در بارگاه خداوند و هر لحظه مطیع دستورات او بودن. حاجی مؤظف است تا چنین کلماتی را بارها تکرار کند تا اطاعت خداوند در عمق قلب و ذهن او جای گیرد و همواره در اندیشه فرمانبرداری خداوند و اطاعت از او باشد و در مسیر زندگی بدون چون‌وچرا به‌سوی اطاعت خداوند بشتابد. گفتن تسبیح و تکبیر نیز حکایت از آن دارد که یک فرد مسلمان همواره باید در فرازوفرودهای زندگی از یاد خدا غافل نباشد و عظمت و جلال خداوند در نهان‌خانه قلب او جای داشته باشد و به‌همین علت در پستی‌ها سبحان‌الله گوید و در بلندی‌ها الله‌اکبر.
خلاصه این‌که مراحل مختلف مراسم حج جلوه‌گاه عظمت و ربوبیت خداوند و برنامه‌ای نظام‌مند برای تربیت فکری و عملی  انسان است و هر کس با رویکردی خداجویانه راهی این سفر میمون و مبارک گردد و آگاهانه گام در خاک بطحا زند، گوهر وجودش از عشق حق لبریز شده و پله‌های قرب‌ الهی را به‌راحتی و به‌سرعت می‌تواند طی کند.

پاره‌ای از حکمت‌های حج
انسان مسلمان در وهله اول مؤظف است دستورات خداوند را بدون چون‌وچرا بپذیرد و در پی حکمت و فلسفه هر امر و حکمی نباشد؛ زیرا دایره عقل انسان محدود است و آدمی نمی‌تواند با خرد خود حکمت همه اوامر الهی را دریابد. البته علمای اعلام برخی از حکمت‌های امور شرعی را که در تصور انسان می‌گنجد بیان کرده‌اند. برخی از حکمت‌های حج عبارت‌اند از:
۱ـ هر قوم و ملتی در هر عصری مرکزی برای تجمع و گردهمایی گسترده داشته‌اند که در آن‌جا جمع شده و با هم دیدار و گفت‌وگو و تبادل افکار کرده‌اند، امّت‌ اسلامی نیز در حرمین شریفین ـ زادهما الله تشریفاً و تکریماً ـ گرد هم آمده درباره مسائل و مشکلات جوامع اسلامی کسب آگاهی می‌کنند و از اوضاع و احوال یکدیگر باخبر می‌شوند.
۲ـ از زمانه‌های بسیار دور مردم و به‌ویژه پیامبران به حج بیت‌الله می‌رفته‌اند و این سنّت‌ قدیمی همواره باقی بوده است، البته در زمان‌های مختلف، افرادی از سر جهالت مواردی غیرشرعی را در احکام حج داخل کرده‌اند که اسلام همه آن موارد را اصلاح کرده است و مسلمانان مؤظف‌اند بنابر شیوه درست، مناسک حج را به‌جای آورند.
۳ـ در جایی که احکام انجام می‌گیرد، اماکن مقدسی وجود دارد که رحمت خداوندی بر پیامبران و رسولان سرازیر بوده است و هنگامی‌که حاجی به این اماکن مقدس می‌رسد، یادهای گذشته تازه می‌شود و شوروحالی معنوی پدید می‌آید تا در اتباع و پیروی آن بزرگواران بیشتر بکوشد و این امر برای تزکیه نفس و تربیت اخلاقی انگیزه‌ای بس نیرومند است.
۴ـ حج برای دوستداران خدا و رسول،‌ صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، یک امتحان است. کسی که عاشق صادق و واقعی باشد با شور و اشتیاق فراوان به‌سوی سرزمین وحی می‌شتابد و به مشکلات و سختی‌های راه توجه نمی‌کند، اما انسان‌های دنیاپرست با وجود دارایی و توانمندی از این نعمت‌ بزرگ محروم خواهند بود.
۵ـ سفر کردن از نظر دینی و دنیوی امری پسندیده است، زیرا اخلاق انسان در سفر ظاهر می‌کند و تجربه‌های بی‌شمار و فواید دینی و دنیوی حاصل می‌گردد؛ به‌ویژه با مشاهده حالات و مقامات اقوام گذشته عبرت حاصل می‌شود و کسانی که به حج می‌روند می‌دانند که سفری ارزشمندتر از این سفر وجود ندارد.
۶ـ زیارت کردن این اماکن به‌ویژه از این لحاظ قابل اهمیت و سبب رضای خداوند متعال است که این سرزمین، زادگاه و موطن سردار جهانیان حضرت محمّد، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، است و از لحاظ دینی مرکزیت دارد. بیت‌الله نیز قبله مسلمانان است و طواف و زیارت کردن آن و نماز خواندن در آن‌جا همچون حضور دربارگاه خداوندی است.
۷ـ حج تصویری از توحید و اطاعت خداوند متعال است، زیرا هدف از مناسک حج اطاعت رب بیت‌ است نه در و دیوار آن، و در میدان عرفات هم اگر مردم جمع می‌شوند به‌خاطر اطاعت و فرمانبری از خداوند عزّوجلّ است و بس.(‌معلم الحجاج: ۲۸ـ۳۱)
در حج مصالح و حکمت‌های بی‌شمار دیگری نیز وجود دارد که به‌عنوان نمونه به برخی از آن اشاره شد.

رعایت آداب حرم
یکی از ضروری‌ترین اعمال حج، رعایت آداب حرم است؛ زیرا رعایت ادب خانه خدا و حرم نبوی در واقع تعظیم خداوند عزّوجلّ و اظهار محبت با حضرت رسول، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، است. پاسداشت این اماکن مقدس دلیل روشنی است بر این امر که حاجی صادقانه و عاشقانه قدم در دیار محبوب نهاده است و آن‌جا نیز لحظه‌ای غفلت نمی‌کند. برخی از آداب حج از این قراراند:
۱ـ حاجی حج خود را خالص برای خداوند قرار بدهد چنان‌که رسول اکرم، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، فرمود: «اللهم حجه لا ریاء فیها و لا سمعه»؛ خداوندا! از تو حجی خواستارم که در آن ریا و نمودی نباشد.(رواه البیهقی)
۲ـ حج را مطابق سنّت حضرت رسول، صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم، انجام دهد.
۳ـ از گناه و بدکلامی و درگیری پرهیز کند.
۴ـ در هنگام طواف و سعی و زدن سنگریزه‌ها به شیطان با مردم به نرمی برخورد کند.
۵ـ جهت استلام حجر اسود برای کسی مزاحمت ایجاد نکند و دستور شریعت را لحاظ کند.
۶ـ بر نماز جماعت در مسجد و به‌ویژه مسجدالحرام مواظبت کند.
۷ـ از جلوی نمازگزاران نگذر و از روی شانه نمازگزاران به جلو نرود.
۸ـ به کثرت طواف کند، زیرا اجر فراوان دارد.
۹ـ قلبش را محافظت کند و خیالات فاسد و ناجایز به آن راه ندهد.
۱۰ـ دیدگانش را حفاظت کند، به زنان نامحرم خیره نشود و از نزدیک شدن به زنان نامحرم پرهیز کند.
۱۱ـ از سخنان بیهوده پرهیز کند و به اعمال مشغول باشد و وقتش را  در طواف و تلاوت و خواندن درود شریف صرف کند و هرگاه خسته شد به تماشای خانه کعبه بنشیند.
۱۲ـ درباره هیچ مسئله‌ای با کسی مشاجره نکند و با کسی درگیر نشود و اگر از کسی آزاری دید، معاف کند؛ زیرا زائران مهمانان خدا هستند.
۱۳ـ درباره غذا و مشکلات آن‌جا شکوه کردن پسندیده نیست، لذا از این کار هم برحذر باشد.
۱۴ـ خود را خادم بداند نه مخدوم و سعی کند از وجودش به مردم راحتی برسد نه ناراحتی و خدمت‌شان را سعادت بداند.
۱۵ـ نخستین باری که نگاهش به کعبهالله می‌افتد، از خداوند، خود خداوند را بخواهد.
۱۶ـ کسانی که به حج و عمره می‌روند سعی کنند لحظه‌ای را هم در نافرمانی خداوند عزّوجلّ نگذرانند.
۱۷ـ هنگام رفتن به مدینه منوره به کثرت درود شریف بخواند.(حکیم اختر، آداب حاضر شدن در حرمین شریفین: ۱۶ـ۲۰)


منبع: فصلنامه ندای اسلام- شماره ۴۶

برچسب ها

عبداللطیف نارویی

*استاد دارالعلوم زاهدان *نویسنده *مترجم *محقق

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + 6 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن