حسادت

187 493 - حسادت


نویسنده: عادل حیدری

پیدایش حسد:

پیدایش حسد بر می گردد به پیدایش خلقت و آنگاه که خداوند انسان را آفرید و فرشتگان را امر نمود که به وی سجده نمایند. آنگاه بود که ابلیس از حسد فرمان الهی را سرپیچی نمود و گفت: (أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ) من از او بهترم . چرا که مرا از آتش آفریده‌ای و او را از خاک؛ به همین دلیل علما می گویند حسد اولین معصیتی بود که پس از آفرینش گیتی به رخ پیوست. علامه ابن القیم رحمه الله می فرماید: انسان حسود در واقع شبیه به ابلیس می باشد چرا که وی چیزی را می طلبد که شیطان آن را دوست می دارد یعنی نابودی نعمتی که خداوند به بندگانش ارزانی بخشیده است همانگونه که ابلیس به سبب فضل و شرف آدم نسبت به وی حسادت ورزید.

این اولین گناهی بود که در آسمان رخ داد و نیز اولین گناهی که در روی زمین رخ داد به سبب حسادت بود و آن هم کشته شدن فرزند آدم توسط برادرش:

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِن أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ (‏داستان دو پسر آدم ( قابیل و هابیل ) را چنان که هست برای یهودیان و دیگر مردمان بخوان ( تا بدانند عاقبت گناهکاری و سرانجام پرهیزگاری چیست ) . زمانی که هر کدام عملی را برای تقرّب ( به خدا ) انجام دادند . امّا از یکی ( که مخلص بود و هابیل نام داشت ) پذیرفته شد ، ولی از دیگری ( که مخلص نبود و قابیل نام داشت ) پذیرفته نشد .  ( قابیل به هابیل ) گفت : بیگمان تو را خواهم کشت !  ( هابیل بدو ) گفت :  ( من چه گناهی دارم ) خدا ( کار را ) تنها از پرهیزگاران می‌پذیرد ! .

حسد از منظر قرآن

حسادت اهل کتاب نسبت به مؤمنین:

‏وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِکُمْ کُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ. (‏بسیاری از اهل کتاب ، از روی رشک و حسدی که در وجودشان ریشه دوانده است ، آرزو دارند اگر بشود شما را بعد از پذیرش ایمان بازگردانند با این که حقّ برایشان کاملاً روشن گشته است .) بقره-۱۰۹

أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَا آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَآتَیْنَاهُمْ مُلْکًا عَظِیمًا (‏آیا آنان بر چیزی حسد می‌برند که خداوند از روی فضل و رحمت خود ( با برانگیختن محمّد ) به مردم ( عرب ) داده است‌ ؟ ما که به آل ابراهیم ( که ابراهیم نیای شما و ایشان است ) کتاب ( آسمانی ) و پیغمبری و پادشاهی عظیمی دادیم .) النساء- ۵۴

حسادت برادران یوسف نسبت به وی

اگر اندکی به داستان یوسف علیه السلام بنگریم در می یابیم عامل اصلی توطئه برادرانش نسبت به او حسد بود و این خود در گفته شان نمایان است آنگاه که می گویند: لَیُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَهٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ (یوسف و برادرش  در پیش پدرمان از ما محبوبترند ، در حالی که ما گروه نیرومندی هستیم . مسلّماً پدرمان در اشتباه روشنی است .) یوسف- ۸

حسد برادران یوسف را واداشت که با تمام قساوت وی را به چاه افکنند و او را از پدرش یعقوب دور سازند .

حسد آرمان منافقین

خداوند در قرآنش  پیرامون خصوصیات منافقین می فرماید: وَدُّوا لَوْتَکْفُرُونَ کَمَا کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَوَاءً (آنان دوست می‌دارند که شما کافر شوید همان گونه که خود کافر شده‌اند و ( در کفر با ایشان ) مساوی شوید.النساء- ۸۹

و نیز می فرماید: إنْ تَمْسَسْکُمْ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکُمْ سَیِّئَهٌ یَفْرَحُوا بِهَا ( اگر نیکی به شما دست دهد ناراحت می شوند و اگر بدی به شما دست دهد شادمان می شوند) آل عمران- ۱۲۰

اسباب بوجود آمدن حسادت

خود برتر بینی در میان همقطاران : یکی از مهمترین عوامل بوجود آمدن حسادت این است که انسان خود را از دیگران برتر ببیند چون نعمتی را در دیگری مشاهده نمود که خود از آن محروم است آرزوی برباد رفتن آن را می نماید کما اینکه این امر در داستان ابلیس و نیز یهود و منافقین نیز ملحوظ می باشد.

عداوت و دشمنی:یکی دیگر از عوامل حسادت دشمنی و کینه توزی است که انسان را یارای آن نمی باشد که دشمن و خصم خود را در وضعیتی بهتر از خود ببیند لهذا آرزوی زوال نعمتش را می نماید.

ظهور نعمت و فضل بر انسان محسود:شکی نیست که حسد بوجود نمی آید مگر آنگاهی که نعمتی برای انسان تجلی می کند و سزاوار است انسان به هنگام ظهور نعمت آنرا از انسانهای حسود مخفی نگه دارد.

مراتب حسادت

مرتبه ی اول: اینکه انسان آرزوی زوال نعمت از دیگران را می نماید ، گرچه آن نعمت به خود وی نرسد.

مرتبه ی دوم: اینکه انسان آرزوی نابودی نعمتی دیگران را می نماید تا اینکه به خود وی برسد.

مرتبه ی سوم: این دوست می دارد انسان به حال خود باقی بماند و هیچ نعمتی به وی نرسد.

مرتبه ی چهارم: اینکه انسان آرزوی از بین رفتن نعمت از دیگران را ندارد بلکه دوست دارد چنان نعمتی نصیب خود او شود و اگر این مهم تحقق نیافت آرزو می کند تا دیگری از چنین نعمتی برخوردار نباشد تا اینکه با یکدیگر مساوی شوند.

مرتبه ی پنجم: اینکه انسان آرزوی بدست آوردن نعمتی را می نماید که خداوند به دیگران داده است و هیچگاه آرزوی زوال آن را از دیگران نمی نماید ؛ به این نمونه از حسد در فرهنگ اسلامی غبطه گفته می شود و اگر در امری از امور شرعی باشد نه تنها اینکه هیچ اشکالی ندارد بلکه امری محمود و پسندیده می باشد، همانگونه که رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرماید: لاحسد إلا فی اثنتین : رجل آتاه الله مالا فسلط على هلکته فی الحق،ورجل آتاه الله الحکمه فهو یقضی بها و یعلمها ( حسد روا نیست مگر در دو چیز : مردی که خداوند به او مال و دارایی عطا نموده و وی آنرا در راه حق استعمال می نماید و مردی که خداوند به او دانش آموزانده است و  وی بدان حکم می کند و آنرا به دیگران آموزش می دهد.) رواه البخاری

مضرات حسد:

تراشیدن دین( از بین بردن آن):

رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می فرماید: ” دب إلیکم داء الأمم قبلکم : الحسد والبغضاء،هی الحالقه، لاأقول تحلق الشعرولکن تحلق الدین” بیماری امتهای قبل از شما بسوی شما شتافته است یعنی حسد و دشمنی و همانا که آن تراشنده است نمی گویم موی را می تراشد بلکه دین را می تراشد. رواه الترمذی

انتفاء ایمان کامل:

رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرمایند: لا یجتمع فی جوف عبد الإیمان والحسد” ( ایمان و حسد در درون بنده با هم جمع نمی شوند.) رواه ابی الشیخ فی التوبیخ و التنبیه بسند صحیح     ”

برداشته شدن خوبی ها و جایگزین شدن بدی ها و دشمنی ها در مجتمع:

رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرمایند: لایزال الناس بخیرما لم  یتحاسدوا” مردم پیوسته در خیر و خوبی هستند تا اینکه نسبت به یکدیگر حسد نورزند. ) رواه الطبرانی فی معجم الکبیر

از بین بردن حسنات و نیکی ها:

رسول خدا صلی الله علیه و سلم می فرمایند: إیاکم والحسد، فإن الحسد یأکل الحسنات کما تأکل النارالحطب” شما را برحذر می دارم از حسد ؛ چرا که حسد نیکی ها را می خورد( از بین می برد) همانگونه که آتش هیزم را از بین می برد. ) رواه ابوداود

اعتراض به قضا و قدر:

انسان حسود با حسادت نسبت به برادرش در واقع به حکم الهی و قضا و قدر وی نسبت به او اعتراض می کند و  می گوید: خدایا چرا فلان چیز را به او دادی و به من ندادی؟!

امام قحطانی رحمه الله می فرماید:

لا تحسدن أحدا علی نعمائه—– إن الحسود لحکم ربک شانئ

یعنی: ( نسبت به نعمت های دیگران حسادت نورز، چرا که انسان حسود از حکم خدا ایراد می گیرد.)

و شاعر دیگر می فرماید:

ألا قل لمن کان لی حاسدا——– أتدری علی من أسأت الأدب

أسأت علی الله فی فعله———-إذا أنت لم ترض لی ما وهب

یعنی: به کسی که نسبت من حسادت می ورزد بگو آیا می دانی نسبت به چه کسی بی ادبی روا داشته ای؟! نسبت به کرده ی خداوند بدی روا داشته ای چرا که از آنچه به من بخشیده است راضی نیستی.

انسان حسود همیشه در حال اضطراب است:

و یکی دیگر از پیامدها منفی حسادت این است که انسان حسود همواره از نوعی بیماری و ناراحتی درونی رنج می برد ، چرا که هرگاه نعمتی بر دیگران مشاهده نماید از درون متلاشی می شود ، و این مسئله اندوه فکر و ذهن او را به خود مشغول نموده و او را از اندیشدن به کارهای مهمی که او ار در مسیر پیشرفت یاری می رساند باز می دارد.

مبتلا شدن به آفات زبان و تلاش برای ضرر رساندن به دیگران:

زمانی که انسان نسبت به برادرش حسادت می ورزد هیچ پروایی نخواهد داشت که نسبت به او تهمت ناروا بندد ، یا اینکه در مجالسش از او غیبت نماید , و یا اینکه او را به باد استهزاء و تمسخر گیرد،  و یا اینکه نسبت به او دروغی روا دارد،  و یا اینکه نسبت به وی فحاشی کند و…… که همه آن ناشی از حسادت می باشد. و چه بسا از دایره ی آفات زبان فراتر رفته و به تلاش برای توطئه به دیگران می انجامد، کما اینکه این مسئله را در داستان فرزندان آدم و یا برادران یوسف به خوبی در می یابیم .

راههای رهایی از حسادت برای انسان حسود

اول: تقوی وصبر:از مهمترین عوامل رهایی از حسادت تقوا و صبر می باشد ، بدینگونه که اگر انسان نعمتی را مشاهده نمود که خداوند بر برادرش اعطاء نموده و خود از آن بی بهره است، به تقدیر الهی راضی بوده و صبر پیشه کند و یقین حاصل کند که خداوند چنانکه وعده داده است پاداش انسانهای صابر را بدون اندازه می دهد.

دوم: اینکه انسان حسود بداند ، با حسادت خویش راه ابلیس و لشکریانش را درپی گرفته است.

سوم: اینکه انسان حسود بداند اگر قرار بود خداوند خواسته ی هر انسان حسودی در مقابل دیگران را بپذیرد دیگر نعمتی در دنیا باقی نمی ماند.

و به قول شاعر:

إن یحسدونی فإنی غیر لائمهم—— مثلی من الناس أهل الفضل حسدوا

فدام لی و لهم مابی و ما بهم——- و مات أکثرنا غیظا بما یجد

اگر نسبت به من حسد می ورزند من آنها را سرزنش نمی کنم ، چرا انسانها صاحب فضل چون من مورد حسادت واقع شدند ، اما من و آنها آنچه را داشتیم مستدام ماند ،اما کسی از ما که بیش از همه خشم و ناراحتی داشت بعلت اندوهش مرد.

چهارم : یاد مرگ: ابودرداء رضی الله عنه می فرماید: کسی که زیاد از مرگ یاد نماید شادی هایش و نیز حسادتش کم خواهد شد.

پنجم: نیکی کردن به انسان محسود( کسی که حسود نسبت به وی حسد روا می دارد)، علامه ابن القیم رحمه الله می فرماید: این روش از دشوارترین روشها بر نفس می باشد و کسی موفق به این امر نمی شود مگر آنکه خدا او را توفیق بزرگی عنایت کرده باشد.  وَلَاتَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ (۳۴) وَمَایُلَقَّاهَا إِلَّاالَّذِینَ صَبَرُوا وَمَایُلَقَّاهَا إِلَّا ذُوحَظٍّ عَظِیمٍ( ۳۵) فصلت (‏نیکی و بدی یکسان نیست .  ( هرگز بدی را با بدی ، و زشتی را با زشتی پاسخ مگوی . بلکه بدی و زشتی دیگران را ) با زیباترین طریقه و بهترین شیوه پاسخ بده . نتیجه این کار ، آن خواهد شد که کسی که میان تو و میان او دشمنانگی بوده است ، به ناگاه همچون دوست صمیمی گردد .‏‏به این خوی ( و خلق عظیم ) نمی‌رسند مگر کسانی که دارای صبر و استقامت باشند ، و بدان نمی‌رسند مگر کسانی که بهره بزرگی ( از ایمان و تقوا و اخلاق ستوده ) داشته باشند .‏)

راههای نجات از  حسد برای محسود ( حسد شده)

تقوا و صبر : خداوند عزوجل در قرآن می فرماید: وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یَضُرُّکُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ بِمَا یَعْمَلُونَ مُحِیطٌ (۱۲۰) آل عمران (و اگر ( در برابر اذیّت و آزارشان ) بردباری کنید و تقوا پیشه سازیدحیله گری آنان هیچ ضرری به شما نمی رساند ، شکی نیست خداوند بدانچه انجام می دهند احاطه دارد.)

توکل بر خداوند: خداوند در قرآن می فرماید: (وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ) الطلاق- ۳ (  هر کس بر خداوند توکّل کند ( و کار و بار خود را بدو واگذارد ) خدا او را بسنده است .)

پناه بردن به خداوند از شر انسانهای حسود و قرائت قرآن بویژه معوذتین( سوره ناس و فلق) و خواندن اذکار شرعی .

علامه ابن القیم رحمه الله در تفسیر سوره ی فلق می فرماید: این سوره از آنجایی که دربردارنده توکل بر خداوند و روی آوردن به وی و پناه جستن به او از شر انسانهای حسود است بزرگترین دارو برای علاج حسد می باشد ، چرا که انسان به صاحب نعمت پناه می برد و گویا که می گوید: ای کسی که نعمت خویش را به من ارزانی بخشیده ای من به تو پناه می برم از شر هر کسی که بخواهد آنرا از من سلب نماید.) و خداوند برای کسی که به او توکل کند و به وی پناه جوید بسنده است.

عدم با خبر ساختن انسانهای حسود از نعمتهایی که خداوند به شخص عطاء نموده است: این مسئله را در داستان یوسف بخوبی در می یابیم آنگاه که یعقوب علیه السلام یوسف را پس از اینکه خواب  می بیند یازده ستاره و نیز ماه و خورشید به وی سجده می کنند چنین نصیحت می کند که (یَابُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْدًا) یوسف-۵ (فرزند عزیزم ! خواب خود را برای برادرانت بازگو مکن ،  ( چرا که مایه حسد آنان می‌شود ، و شیطان ایشان را بر آن می‌دارد ) که برای تو نیرنگ بازی و دسیسه‌سازی کنند . )

و در پایان

بایستی دریافت  که سلامت درون انسان نسبت به برادرانش از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند به بنده اش عطاء می نماید.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *