شخصيت‌هاصحابه و اهل‌بیت

حضرت‌ زبیر -رضی‌الله‌عنه-؛ حواری‌ رسول خدا‌

نام‌ و نسب‌

ابوعبدالله، زبیر بن‌ العوام‌ بن‌ خویلد بن‌ اسد بن‌ عبدالعزی‌ بن‌ قصی‌ بن‌ کلاب ‌القرشی ‌الاسدی.‌ مادرش صفیه‌ بنت‌ عبدالمطلب‌، عمه‌ی‌ رسول‌ اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم ‌ و پدرش عوام‌ برادر امّ‌‌المؤمنین‌ خدیجه‌ کبری است‌. حضرت زبیر چهارمین‌ و یا پنجمین‌ نفری‌ است‌ که‌ مشرف‌ به‌ اسلام‌ شد و هنگام‌ تشرف‌ به‌ اسلام‌ ۱۲ سال‌ و طبق‌ بعضی‌ روایات ۸‌ سال‌ سن‌ داشت‌. او یکی‌ از عشره‌ی مبشره‌ (ده‌ یار بهشتی‌) و جزو شورای‌ شش‌ نفره‌ای‌ است‌ که‌ حضرت‌ عمر رضی‌الله‌عنه امر خلافت‌ را به‌ آنان ‌واگذار کرده‌ بود.
حضرت زبیر رضی‌الله‌عنه یکی‌ از حامیان‌ و فدائیان‌ صادق رسول‌ اکرم‌ بود و در مکه‌ مکرمه‌ اذیت‌ و آزار کفار را تحمل‌ می‌کرد. یک‌ بار عمویش‌ او را در حصیری‌ پیچاند و آن‌ را پر از دود کرد تا از اسلام‌ برگردد اما‌ زبیر رضی‌الله‌عنه مقاومت‌ می‌کرد و بر اسلام‌ پابرجاتر می‌شد. یکی از القاب حضرت زبیر «ذوالهجرتین» است؛‌ یعنی‌ دو بار هجرت‌ به‌ حبشه‌ نصیب‌ او شده‌ بود.

افتخارات‌ و امتیازات‌ بزرگ‌ حضرت‌ زبیر

او نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ در اسلام‌ علیه‌ کفر و باطل‌ شمشیر کشید. روزی‌ در مکه‌ مکرمه‌ شایع‌ شد که‌ رسول‌ خدا کشته‌ شده‌ است‌. حضرت‌ زبیر که‌ حدود یازده‌ سال‌ سن‌ داشت‌ شمشیر را برداشت‌ و از خانه‌ بیرون‌ رفت‌. در میان راه، رسول‌ اکرم‌ را ملاقات‌ کرد. ایشان‌ پرسیدند: چرا شمشیر برداشته‌ای‌؟ او در پاسخ‌ اظهار داشت‌: چنین‌ خبری‌ شنیدم، ‌قصد کردم‌ تا با بدخواهان‌ شما بجنگم‌. آن‌گاه‌ رسول‌ خدا برای‌ او و شمشیرش‌ دعا کرد.
اگرچه‌ تمام‌ زندگی‌ سیدنا زبیر رضی‌الله‌عنه مملو از افتخار و امتیازهای‌ بزرگی‌ است، اما‌ ما در اینجا به‌ ذکر چند مورد بسنده‌ می‌کنیم‌:

فرشتگان‌ در شکل‌ و سیمای‌ زبیر در بدر نازل‌ شدند

۱ـ روی‌ ابن‌ سعد بإسناد صحیح‌ قال‌: «کانت‌ علی ‌الزبیر عمامه ‌صفراء معتجراً بها یوم‌ بدر. فقال‌ النبی‌ إن‌ الملائکه‌ نزلت‌ علی ‌سیماء الزبیر»؛ ابن‌ سعد با سند صحیح‌ روایت‌ کرده‌ است‌ که‌ در روز جنگ‌ بدر حضرت‌ زبیر عمامه‌ی‌ زردرنگی‌ بر سر پیچیده‌ بود. رسول ‌خدا فرمودند: امروز فرشتگان‌ الهی‌ در شکل‌ و سیمای ‌زبیر به‌ بدر آمده‌اند. یادآوری‌ می‌شود حضرت‌ زبیر یکی‌ از دو اسب‌‌سواری‌ بود که‌ در جنگ‌ بدر شرکت‌ کرده‌ بود.

حواری‌ رسول‌ خدا و کسب‌ مدال‌ «فداک‌ أبی ‌و أمی‌»

۲ـ قال‌ رسول‌الله یوم‌ الاحزاب‌: من‌ یأتینی‌ بخبر القوم‌، ثلاث ‌مرات‌. فقال‌ الزبیر: أنا کل‌ مره‌… فقال‌ رسول‌الله: إن‌ لکل‌ نبی ‌حواریا و إن‌ حواری‌ الزبیر»؛ در جنگ‌ احزاب‌ رسول‌ خدا اعلام‌ فرمودند: چه‌ کسی‌ از دشمن‌ ما بنوقریظه‌ برای‌ ما خبر می‌آورد؟ حضرت‌ زبیر اظهار داشت‌: من‌. آنگاه‌ رفت‌ و خبر آورد. بار دوم‌ نیز اعلام‌ شد و او رفت،‌ بار سوم‌ نیز اعلام‌ شد و باز هم‌ او رفت‌ و موقعیت ‌دشمن‌ را برای‌ پیامبر اکرم‌ بیان‌ کرد. آن‌گاه‌ آن‌حضرت‌ صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: هر پیامبری‌ یک‌ حواری‌ دارد و حواری ‌(یار فداکار) من،‌ زبیر است‌، سپس‌ خطاب به حضرت زبیر فرمودند: «پدر و مادرم‌ فدای‌ تو باد.» خوشا به‌ حال‌ کسی‌ که‌ رسول‌ خدا پدر و مادر خویش‌ را فدای‌ او کند.

ابراز محبت‌ بی‌مانند پیامبر

۳ـ حضرت زبیر رضی‌الله‌عنه در تمام‌ جنگ‌ها شرکت‌ داشت‌ و در روز فتح‌ مکه ‌پرچمدار یکی‌ از سه‌ پرچم‌ مهاجرین‌ بود. رسول‌ خدا در آن‌ روز گرد و غبار را از سر و صورت‌ اسب‌ وی‌ پاک‌ کرد و برایش‌ دو سهم‌ از مال‌ غنیمت‌ در نظر گرفت‌.
۴ـ رسول‌ خدا در مکه‌ مکرمه‌ زمانی‌ که‌ برای‌ اولین‌ بار در اسلام‌ حضرت‌ زبیر شمشیر کشید برای‌ او و شمشیرش دعای ‌خیر کرد.

فضایل‌ و مناقب‌ حضرت‌ زبیر

از آنچه‌ تا اینجا ذکر شد، فضیلت‌ و منقبت‌ والای‌ حضرت‌ زبیر رضی‌الله‌عنه به‌ خوبی ‌واضح‌ و روشن‌ می‌شود. در ذیل‌ به ‌فضایل‌ دیگری‌ در این‌ مورد توجه‌ نمایید:
۱ـ رسول‌ خدا فرمودند: طلحه‌ و زبیر همسایگان‌ من‌ در بهشت‌اند.
۲ـ قال‌ عمر: «إن‌ الزبیر رکن‌ من‌ أرکان‌ الدین»‌؛ حضرت‌ عمر می‌فرماید: زبیر ستونی‌ از ستون‌های‌ دین‌ است‌.
۳ـ او نخستین‌ فرد‌ از مهاجرین‌ در مدینه‌ بود که‌ صاحب ‌فرزندی‌ به‌ نام‌ «عبدالله» شد. تولد عبدالله باعث‌ شادی‌ و مسرت‌ فوق‌العاده‌ مسلمانان‌ شد زیرا یهود شایعه‌ کرده‌ بودند که‌ ما مسلمانان‌ را جادو کرده‌ایم‌ و آنان‌ صاحب‌ فرزند نخواهند شد.
۴ـ در تمام‌ جنگ‌ها با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم‌ همراه‌ بود. در غزوه‌ بدر فقط‌ او و مقداد بن‌ اسود بودند که‌ دو اسب‌ داشتند.
۵ـ رسول‌ خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم به‌ ده‌ نفر از یاران‌ خویش‌ مژده‌ قطعی‌ بهشتی بودن‌ را دادند؛ یکی‌ از آن‌ ده‌ نفر، حضرت‌ زبیر رضی‌الله‌عنه است‌.
۶ـ در غزوه‌ بنی‌قریظه‌ هنگامی‌‌که‌ محاصره‌ طولانی‌ شد، رسول‌ خدا حضرت‌ علی‌ و حضرت‌ زبیر را برای‌ فتح‌ قلعه‌ مأموریت‌ دادند. آنان‌ از بالای‌ دیوار به‌ داخل‌ قلعه‌ رفتند. یهودیان از این‌ شجاعت آنان‌ مرعوب‌ شدند و فتح‌ نصیب‌ مسلمانان‌ شد.
۷ـ شاعر دربار رسالت‌، حضرت‌ حسان‌ بن‌ ثابت،‌ وصف‌ و مدح‌ حضرت‌ زبیر را چنین‌ به‌ تصویر می‌کشد:
أقام‌ علی‌ عهد النبی‌ و هدیه /‌ حواریه‌ و القول‌ بالفعل‌ یعدل‌
أقام‌ علی‌ منهاجه‌ و طریقه‌ / یوالی‌ ولی ‌الحق‌ و الحق أعدل‌
هو الفارِس‌ المشهور والبطل‌ الذی‌ / یصول‌ إذا ما کان‌ یوم‌ محجل‌
له‌ من‌ رسول‌الله قربی‌ قریبه‌ / و من‌ نصره الاسلام‌ مجد مؤثل‌
فکم‌ کربه‌ ذب‌ الزبیر بسیفه‌ / عن‌ المصطفی‌ و الله یعطی‌ و یجزل‌
ترجمه:
ـ حواری‌ رسول‌ بر عهد و راه‌ محمد پابرجا ماند و گفتارش‌ با کردارش‌ هماهنگ‌ است‌.
ـ او بر منهاج‌ و طریق‌ پیامبر قرار گرفت‌ و با صاحب‌ حق‌، موالات‌ و دوستی‌ گزید و حق،‌ راست‌ترین‌ طریق‌ است‌.
ـ او شهسوار معروف‌ و قهرمانی‌ مهاجم‌ در روز نبرد است.
ـ ‌او با رسول‌ خدا نسبت‌ خویشاوندی‌ نزدیکی‌ دارد (حضرت زبیر ‌پسرعمه رسول‌ خدا و برادرزاده‌ ام‌المؤمنین‌ خدیجه‌ است‌) و نیز سهم‌ به‌سزایی‌ در یاری‌ و نصرت‌ اسلام‌ دارد.
ـ چه‌ غم‌ها و اندوه‌هایی‌ را با شمشیر خویش‌ از رسول‌ خدا دفع ‌نمود. خداوند اجر و پاداش‌ زیاد به او عنایت فرماید.

زبیر از دیدگاه‌ علی ‌رضی‌الله‌عنهما

مغرضان و بدخواهان تلاش می‌کنند تا چهره‌ پاک‌ حواری‌ رسول‌ خدا را دشمن‌ حضرت‌ علی‌ معرفی‌ کنند و به‌ مخاطبان این‌گونه ‌تلقین‌ نمایند که‌ حضرت زبیر یک‌ انسان‌ جاه‌طلب‌ و به‌ دنبال‌ پست‌ خلافت‌ بوده‌ است.‌ ما، قضاوت در این‌ باره‌ را بر عهده‌ خوانندگان‌ می‌گذاریم تا در پرتو آنچه‌ تا اینجا بیان‌ شد و در سطرهای‌ بعدی‌ می‌آید به‌ قضاوت‌ بنشینند، اما‌ بنگریم‌ که‌ اسدالله، حضرت‌ علی مرتضی رضی‌الله‌عنه در توصیف حضرت زبیر رضی‌الله‌عنه چه می‌فرماید:
۱ـ قال‌ علی‌ بن‌ أبی‌طالب‌: «سمعت‌ أذنی‌ رسول‌الله یقول‌: طلحه‌ و الزبیر جارای‌ فی‌ الجنه.». علی‌ ابن‌ ابی‌طالب‌ می‌فرماید: از رسول‌ خدا شنیدم‌ که‌ فرمودند: طلحه‌ و زبیر همسایگان‌ من‌ در بهشت‌اند.
۲ـ لما جاء ابن‌ جرموز یستاذن‌ علی‌ علی‌ قال‌: «إنی‌ لأرجو أن‌ أکون‌ أنا و طلحه‌ و الزبیر من‌ الذین‌ قال‌ الله فی‌ حقهم‌ «و نزعنا ما فی‌ صدورهم‌ من‌ غل‌ إخواناً علی‌ سرر متقابلین‌»؛ هنگامی‌ که‌ ابن‌ جرموز (قاتل‌ حضرت‌ زبیر) نزد حضرت ‌علی‌ آمد و اجازه‌ ورود به‌ محضر ایشان‌ را خواست‌، حضرت ‌علی‌ اظهار داشت‌: از بارگاه‌ الهی‌ امیدواریم‌ که‌ من‌ و طلحه‌ و زبیر از کسانی‌ باشیم‌ که‌ خداوند در حق‌ آنان‌ فرموده ‌است‌: در بهشت‌ آنان،‌ بر تخت‌هایی‌ روبه‌روی‌ یکدیگر نشسته‌اند و بغض‌ و کینه‌ را از دل‌های‌‌شان‌ بیرون‌ آورده‌ایم‌.
۳ـ هنگامی ‌که‌ ابن‌ جرموز شمشیر حضرت‌ زبیر را نزد حضرت‌ علی‌ آورد، حضرت‌ علی‌ آن‌ را گرفت و‌ بوسید، بسیار گریه‌ کرد و چنین‌ اظهار داشت‌: «سیف‌ والله طال‌ ماجلا به‌ عن‌ وجه‌ رسول‌الله الکرب‌»؛ به‌ خدا سوگند مدت‌های‌ زیادی‌ این‌ شمشیر غم‌ و اندوه‌ را از چهره‌ زیبای‌ رسول‌ اکرم‌ زدوده‌ است‌.

قاتل‌ فرزند صفیه‌ را نوید دوزخ‌ باد

۴ـ قال‌ علی‌ یوم‌ جمل‌ لما استاذن‌ ابن‌ جرموز: «بشر قاتل‌ ابن ‌صفیه‌ بالنار»؛ هنگامی‌ که‌ ابن‌ جرموز حضرت‌ زبیر را شهید کرد، نزد حضرت‌ علی‌ آمد. حضرت علی این‌ پاداش‌ را به‌ ابن جرموز داد: قاتل ‌زبیر فرزند صفیه‌ را بشارت‌ دوزخ‌ باد.

انفاق مال‌ و ثروت‌ در راه‌ الله

یکی‌ از بزرگترین‌ ایرادات‌ مغرضان به حضرت زبیر رضی‌الله‌عنه داشتن‌ مال‌ و ثروت‌ زیاد ایشان است.‌ گویا از دیدگاه آنان‌ اسلام‌ با نظام‌ سرمایه‌داری‌ مخالف ‌است‌ و باید نظام‌ اشتراکی‌ داشته‌ باشد. غافل‌ از اینکه‌ مال‌ و ثروت‌ حلال‌، نعمتی‌ از نعمت‌های‌ الهی‌ است‌ که‌ به‌ هر یک‌ از بندگانش‌ که‌ مصلحت‌ بداند می‌دهد. البته‌ ثروت‌ و مالی‌ که‌ از طریق‌ مشروع‌ به‌دست‌ آید پاکیزه‌ و مورد تأیید اسلام‌ است.‌ حالا بنگریم‌ که‌ حضرت‌ زبیر این‌ ثروت‌ را از کجا آورده‌ بود؟
۱ـ رسول‌ خدا باغ‌ بزرگی‌ در مدینه‌ منوره‌ به‌ او عنایت ‌کرده‌ بود.
۲ـ حضرت‌ ابوبکر صدیق‌ که‌ پدر همسرش، «اسماء» است‌، منطقه‌ «جرف‌» را در حوالی‌ مدینه‌ به‌ او بخشیده‌ بود.
۳ـ حضرت‌ عمر به‌ پیروی‌ از دو سلف‌ خویش،‌ منطقه ‌«عقیق‌» را به‌ او داده‌ بود.
۴ـ حضرت‌ عثمان‌ مبلغ‌ ششصدهزار درهم‌ را به‌ او بخشیده‌ بود.
علاوه‌ بر اینها با توجه‌ به‌ اینکه‌ حضرت زبیر یکی‌ از قهرمانان‌ میدان‌ جنگ ‌بود همواره‌ از مال‌ غنیمت‌ سهمیه‌ای‌ به‌ او می‌رسید. همچنین شغل‌ مهاجرین‌ تجارت‌ و بازرگانی‌ بود و از این‌ طریق‌ نیز درآمدهای‌ زیادی‌ نصیب‌شان‌ می‌شد. ولی‌ حضرت زبیر رضی‌الله‌عنه همواره از مال‌ و ثروت‌ خویش‌ در راه‌ الله انفاق می‌کرد و پس‌ از وفات‌ مبلغ‌ دومیلیون‌ و دویست‌ هزار درهم‌ بدهکار بود. سعید بن‌ عبدالعزیز می‌گوید: حضرت‌ زبیر هزار غلام‌ داشت ‌که‌ مالیات‌ درآمد خود را به‌ او پرداخت‌ می‌کردند و او هر شب‌ آن‌ مبالغ‌ را میان‌ فقرا و مستمندان‌ تقسیم‌ می‌کرد و با دست‌ خالی‌ به‌ خانه‌ برمی‌گشت‌. حضرت‌ عبد الله بن‌ زبیر می‌گوید: «قُتِل‌ الزبیر و لم‌ یدع‌ دیناراً و لا درهما إلا أرضین‌ منها بالغابه‌ و دوراً»؛ پدرم‌ زبیر درحالی‌ شهید شد که‌ هیچ‌ درهم‌ و دیناری‌ از خود بر جا‌ نگذاشته‌ بود و از آن‌ همه‌ مال‌ و ثروت‌، فقط‌ دو قطعه‌ زمین‌ و تعدادی‌ منزل‌ باقی‌مانده‌ بود.

شهادت‌

پس‌ از اینکه‌ مذاکره‌ای‌ بین‌ حضرت‌ طلحه‌، زبیر و حضرت‌ علی صورت‌ گرفت‌، طلحه‌ و زبیر تصمیم‌ گرفتند از جنگ‌ کناره‌‌گیری‌ کنند. لذا میدان‌ نبرد را رها کرده‌ و عازم‌ مدینه ‌منوره‌ شدند. وقتی‌ حضرت‌ زبیر به‌ درّه‌ای‌ رسید در آنجا مشغول‌ نماز شد. در همین‌ هنگام‌ ابن‌ جرموز با حیله‌ و مکر بر وی‌ حمله‌ کرد و او را به‌ شهادت‌ رساند. «رضی‌الله عنه ‌و أرضاه‌»

نتیجه‌

با توجه‌ به‌ آنچه‌ بیان‌ شد نکات‌ زیر به‌عنوان‌ نتیجه‌ بحث‌ تقدیم‌ می‌گردد.
۱ـ حضرات‌ طلحه‌ و زبیر از یاران‌ مخلص‌ و فداکار پیامبر اکرم‌ بودند که‌ رسول‌ خدا از آنان‌ خشنود بود و خداوند متعال‌ نیز از آنان اعلام‌ رضایت‌ و خشنودی‌ کرده است. چنان‌که ‌در مورد ۱۴۰۰ نفر از صحابه‌ که‌ در زیر درخت‌ حدیبیه‌ با رسول‌ خدا بیعت‌ کردند، می‌فرماید: «لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ…»؛ همانا خداوند از مؤمنان‌ {صحابه}‌ که‌ در زیر درخت‌ {در حدیبیه}‌ با تو بیعت‌ کردند راضی‌ و خشنود است‌ و او اسرار دل‌های‌ آنان ‌را نیز دانسته‌ است‌. بدیهی‌ است‌ که‌ علم‌ الهی‌ محدود به‌ زمان‌ و مکان‌ نیست‌. او عالم‌ به‌ گذشته، حال و آینده است و با توجه‌ به‌ علم‌ خویش‌ اگر از کسی‌ اعلام‌ رضایت‌ کند، رضایت‌ او ابدی‌ خواهد بود. بنابراین‌ خداوند متعال‌ إلی‌الابد از طلحه‌ و زبیر راضی‌ و خشنود است‌.
۲ـ امت‌ اسلام‌ تا قیامت‌ مرهون‌ و ممنون‌ خدمات‌، فداکاری‌ها و حماسه‌های‌ صحابه‌ کرام‌ است‌ و طبق‌ فرمان‌ و توصیه‌ الهی ‌موظف‌ است‌ همواره‌ برای‌ آنان‌ دعای‌ خیر و مغفرت‌ کند. ما کوچک‌تر از آنیم‌ که‌ از پروانگان‌ شمع‌ رسالت‌ انتقاد کنیم‌. آنان ‌پاک‌ و خالص‌ بودند. انتقاد و اعتراض‌ ما بر آنان‌ به‌ مثابه‌ آب ‌دهن‌ انداختن‌ به‌ سوی‌ آسمان‌ است‌ و رسول‌ خدا ما را از طعن‌ و تشنیع‌ صحابه‌ و یاران‌ خویش‌ سخت‌ بر حذر داشته ‌است‌.

۳ـ بزرگترین‌ شاهد و دلیل‌ صداقت‌، اخلاص‌، پاکی‌ و حقانیت‌ صحابه‌ گرامی ‌(رضوان‌الله علیهم‌ اجمعین‌) قرآن‌ عظیم‌الشأن ‌است‌ که‌ می‌فرماید: «رضی‌ الله عنهم‌ و رضوا عنه‌« (خداوند از آنان‌ راضی‌ است‌ و آنان‌ از خداوند راضی‌ هستند) همچنین ‌نسبت‌ به‌ مهاجرین‌ اولین‌ که‌ حضرات‌ طلحه‌ و زبیر رضی‌الله‌عنهما از سرآمدان‌ آنان‌اند می‌فرماید: «وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»؛ پیشی‌گیرندگان‌ نخستین‌ در اسلام‌ از مهاجرین‌ و انصار و کسانی ‌که‌ به‌ خوبی‌ از آنان‌ پیروی‌ کنند، خداوند از آنان ‌خشنود است‌ و آنان‌ نیز از خداوند خشنوداند. خداوند برای‌ آنان‌ باغ‌هایی‌ آماده‌ کرده‌ که‌ از زیر درختان‌ آن‌ نهرهایی‌ جاری‌ است‌ و برای ‌همیشه‌ در آن‌ خواهند ماند؛ این‌ است‌ رستگاری‌ بزرگ‌.
۴ـ طلحه‌ و زبیر از مجاهدان‌ شرکت‌کننده‌ در غزوه‌ بدر هستند و خداوند متعال‌ نسبت‌ به‌ مجاهدین‌ بدر اعلام‌ عفو پیشاپیش‌ از خطاهای‌شان‌ کرده‌ است،‌ چنان‌که‌ رسول‌ خدا فرمودند: خداوند می‌فرماید: «اعملوا ماشئتم‌ قد غفرت‌ لکم‌»؛ ای ‌مجاهدان‌ بدر! خداوند شما را پیشاپیش‌ مورد عفو قرار داده ‌است‌.
۵ـ حضرت‌ طلحه‌ پدرزن‌ حضرت‌ حسن‌ و حضرت‌ حسین‌ رضی‌الله‌عنهما است‌.
۶ـ حضرت‌ زبیر پسرعمه‌ رسول‌ خدا و برادرزاده‌ ام‌المؤمنین ‌خدیجه‌ کبری‌ است‌.
۷ـ حضرت‌ طلحه‌ در چهار همسری‌ که‌ داشتند باجناق رسول ‌خداست.‌
۸ـ حضرت‌ زبیر نخستین‌ کسی‌ است‌ که‌ در اسلام‌ علیه‌ کفر شمشیر کشید.
۹ـ حضرت‌ طلحه‌ در غزوه‌ احد تا سرحد مرگ‌ از رسول‌ خدا دفاع‌ کرد و جانباز آن‌ غزوه‌ قرار گرفت‌.
۱۰ـ رسول‌ خدا در غزوه‌ احزاب‌ پس‌ از اینکه‌ حضرت‌ زبیر مأموریت‌ خویش‌ را انجام‌ داد خطاب‌ به‌ او فرمود: «پدر و مادرم‌ فدای‌ تو باد!»
با توجه‌ به‌ آنچه‌ در باب‌ فضایل‌ و مناقب‌ و زندگانی‌ این‌ دو شخصیت‌ بزرگ‌ اسلام‌ ذکر گردید، لازم ‌است‌ محبت‌ آن‌ بزرگواران‌ را در اعماق دل‌های‌ خویش‌ قرار داده‌، خود را در سلک‌ پیروان‌ و مدافعان‌ آنان‌ درآوریم‌ و از حقانیت‌، قداست‌ و عظمت‌ آنان‌ دفاع‌ قاطع‌ و معقول‌ داشته ‌باشیم‌ و همواره‌ بگوییم‌: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»

نویسنده: مولوی عبدالمجید مرادزهی

منبع: فصلنامه ندای اسلام- شماره ۵

نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
رفتن به نوارابزار