حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه

786787 - حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه

علی بن ابی طالب


نویسنده : عبدالمنعم هاشمی

مترجم : محمد گل گمشادزهی

«مرا از کتاب خدا بپرسید، چون در قرآن آیه‌ای نیست مگر اینکه من می‌دانم که در شب نازل شده است یا در روز، در کوه نازل شده است یا در شب». علی بن ابی طالب کرم الله وجهه

جوان هاشمی

ابو طالب رهبر قریش وسردار اشراف آن با فاطمه دختر اسد بن هاشم ازدواج کرد و حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه به دنیا آمده، فاطمه اولین زن هاشمی بود که فرزندی هاشمی به دنیا آورد، فاطمه اسلام را پذیرفت و به دین خدا ایمان آورد و هنگامی که هجرت کرد فضل الهی بیشتر شامل حال او شد.

ابوطالب پدر حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه، فقیر وتنگدست ودارای فرزندان زیادی بود. اما فقر وتنگدستی او بر حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه سایه نیافکند، چون فضل خداوند شامل حال حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه شد رسول الله صلی الله علیه وسلم او را به خانه خود برد، و به تربیت او پرداخت و در سفر وحضر همواره همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم بود، تا اینکه خدا رسول الله صلی الله علیه وسلم را به پیامبری برگزید.

حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه سی و دو سال بعد از میلاد پیامبر در کعبه متولد شد، مورخین فضایل حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه را در دفاع از رسول الله صلی الله علیه وسلم وقتی که مشرکین قریش به اذیت و آزار او برخاستند نوشته‌اند. هنگامیکه رسول الله صلی الله علیه وسلم  دعوت می‌داد حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه جوانی نوپا بود قبیله قریش دست به اذیت و آزار پیامبر زدند او از رسول الله صلی الله علیه وسلم دفاع می‌نمود.

اسلام آوردن حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه

مورخین نوشته‌اند که حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه هرگز بت‌ها را نپرستیده و آن‌ها را سجده نکرده است، چون او کم سن وسال بود و در کودکی اسلام را پذیرفت. حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه می‌گوید: رسول الله صلی الله علیه وسلم روز دوشنبه مبعوث شد ومن روز سه شنبه ایمان آوردم. سن وسال او وقتی که مسلمان شد ۱۰ سال و یا کمتر از آن بود[۱].

روزی حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه به خانه پسر عمویش رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت دید که او و همسرش خدیجهل مشغول خواندن نماز بودند، حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه پرسید: این چه عملی است؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: این عبادت خداست که بر آن مرا برگزیده وپیامبرانش را مبعوث کرده است، من تو را به پرستش خداوند یکتا که شریکی ندارد دعوت می‌دهم[۲].

حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه اسلام آورد واسلامش را از تمام اطرافیان پنهان می‌کرد. بارها همراه رسول الله صلی الله علیه وسلم مخفیانه و به دور از دید قریش به دره‌های اطراف مکه می‌رفت وبا رسول الله صلی الله علیه وسلم نماز می‌خواند، و هنگام غروب هر دو به مکه باز می‌گشتند.

ابوطالب دانست که فرزندش مسلمان شده است. به او گفت: این چه دینی است که تو برآن هستی؟ حضرت علی ابن ابی طالب رضی الله عنه گفت: من به دین که محمد ج آورده است ایمان آورده‌ام، به خدا وپیامبرش ایمان آورده و با محمد نماز گزارده واز او پیروی می‌کنم.

ابوطالب بر حضرت علی رضی الله عنه اعتراض نکرد و او را به حال خودش رها نمود. مورخین نوشته‌اند، روزی ابوطالب دید که حضرت علی رضی الله عنه ورسول الله صلی الله علیه وسلم مشغول خواندن نماز هستند، حضرت علی رضی الله عنه در طرف راست رسول الله صلی الله علیه وسلم ایستاده بود، جعفر فرزند ابوطالب از راه رسید، ابوطالب فرمود: آن طرف پسر عمویت را بایست وجعفر از طرف چپ به نماز ایستاد. جعفر کمی بعد از حضرت حضرت علی رضی الله عنه اسلام را پذیرفته بود[۳].

از کودکان حضرت علی رضی الله عنه اولین نفری بود که ایمان آورده، بعد از او زید بن حارثه خادم ومولای رسول الله صلی الله علیه وسلم ایمان آورد بنابر این ابتدا، خانواده رسول الله صلی الله علیه وسلم که از حضرت علی رضی الله عنه وزید وخدیجه همسر پیامبر تشکیل می‌شد، اسلام را پذیرفتند.

صحنه‌های آغازین

حضرت علی رضی الله عنه کودکی بود که صحنه‌های ابتدایی دعوت محمدی را مشاهد نمود، پیامبر را می‌دید که هنگام نزول این آیه‌ها اقوام نزدیک خود را به اسلام دعوت داد:

﴿وَأَنذِرۡ عَشِیرَتَکَ ٱلۡأَقۡرَبِینَ ٢١۴ وَٱخۡفِضۡ جَنَاحَکَ لِمَنِ ٱتَّبَعَکَ مِنَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ٢١۵ فَإِنۡ عَصَوۡکَ فَقُلۡ إِنِّی بَرِیٓءٞ مِّمَّا تَعۡمَلُونَ ٢١۶﴾ [الشعراء: ۲۱۴ – ۲۱۶].

«خویشاوندان نزدیک خود را بیم بده و در برابر مومنان فروتنی نشان بده. اگر آنان نافرمانی کردند، بگو من از اعمال شما بیزارم».

روزی رسول الله صلی الله علیه وسلم خویشاوندان خود را برای صرف نهار به خانه خود دعوت نمود وتلاش کرد که آن‌ها را به دین خدا دعوت دهد اما ابولهب عموی رسول الله صلی الله علیه وسلم سخن پیامبر را قطع کرد واز مردم خواست تا متفرق شوند وپیامبرج را ترک کنند، حضرت علی رضی الله عنه با تعجب وحیرت نگاه می‌کرد، او خشونت وسنگدلی ورفتار نامناسب عمویش با پیامبر را نمی‌پسندید، اما رسول الله صلی الله علیه وسلم روز بعد دو باره آن‌ها را به خانه‌اش دعوت کرد وچون آن‌ها غذا خوردند، بعد از صرف غذا پیامبر به آن‌ها گفت: انسانی را می‌شناسید که بهتر از آنچه که من برایتان آورده‌ام، برای قومش آورده باشد، من خیر دنیا وآخرت را برایتان آورده‌ام و پروردگارم به من دستور داده تا شما را به سوی او دعوت دهم. کدامیک از شما حاضر است که در این امر با من همکاری کند.

آن‌ها از رسول الله صلی الله علیه وسلم روی گردانده و او را ترک گفتند اما حضرت علی رضی الله عنه نوجوانس آن‌ها را نگذاشت بروند و با اینکه نوجوانی کوچک بود در میان همه آن اشراف وبزرگان ایستاد و گفت: ای پیامبر! من تو را کمک می‌کنم، هر کس با تو بجنگد من با او می‌جنگم[۴].

افرادی از بنی هاشم که این نوجوان را دوست می‌داشتند از شهامت او احساس خوشحالی کردند وبعضی از آن‌ها سخنان او را مورد تمسخر قرار داده وبرگشتند.

داماد رسول الله صلی الله علیه وسلم

در سال هشتم هجری حضرت علی رضی الله عنه به خواستگاری فاطمه زهرا رضی الله عنها دختر رسول الله صلی الله علیه وسلم رفت و رسول الله صلی الله علیه وسلم بی‌درنگ خواسته او را پذیرفت، حضرت علی رضی الله عنه برای بجا آوردن شکر الهی سربه سجده گذاشت. وچون سرش را از سجده برداشت پیامبر به او گفت: خداوند بر شما برکت بدهد وشما را خوشبخت کند و فرزندان زیاد وپاکیزه ای به شما عطا نماید.

در مراسم عقد فاطمه وعلی، ابوبکر وعمر وعثمان وطلحه و زبیر رضی الله عنهم اجمعین  وهمه مهاجرین وانصار شرکت جستند. هنگامی که مردم در جای خود نشستند، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: سپاس خداوندی را که دارای صفات نیکوست، خداوند توانا که معبود همه است وصلت نسب را پیوند می‌دهد، ازدواج امری ضروری است وحکمی عادلانه وخیر کاملی است خداوند به وسیله ازدواج رابطه خویشاوندی را برقرار می‌کند. مردم خویشاوند یکدیگر می‌شوند خداوند در قرآن فرموده است:

﴿وَهُوَ ٱلَّذِی خَلَقَ مِنَ ٱلۡمَآءِ بَشَرٗا فَجَعَلَهُۥ نَسَبٗا وَصِهۡرٗاۗ وَکَانَ رَبُّکَ قَدِیرٗا۵۴﴾ [الفرقان: ۵۴].

«خداوند آن کسی است که از آب انسان را آفرید و برای او نسب و وصلت قرار داده است و پروردگار تو قادر است».

بعد رسول الله صلی الله علیه وسلم افزود شما را گواه می‌گیرم که فاطمه رضی الله عنها را به مهریه چهار صد مثقال نقره به عقد حضرت علی رضی الله عنه در آوردم اگر او به این سنت پایدار و فریضه واجب خشنود است، پیوند آن‌ها مبارک باشد، خداوند نسل آن‌ها را پاکیزه کند، گفته ام را پایان داده واز خداوند آمرزش می‌خواهم.

و بدین صورت فاطمه رضی الله عنها به خانه همسرش حضرت علی رضی الله عنه برده شد. جهیزیه فاطمه رضی الله عنها جز یک تخت که با برگ خرما بست بود ویک بالش پوستی که با پوشال خرما پر بود ویک مشک آب ویک غربال چیز دیگری نبود.

حضرت علی رضی الله عنه از فاطمه رضی الله عنها صاحب فرزندی شد، ابتدا او را حرب نامیدند اما رسول الله صلی الله علیه وسلم آمد و گفت: فرزندم را به من نشان دهید، اسم او را چه گذاشته‌اید؟ گفتند: ما او را حرب نام گذاشته ایم، رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: نه بلکه او حسن است.

ونیز حسین وزینب فرزندان دیگر فاطمه رضی الله عنها و حضرت علی رضی الله عنه بودند، رسول الله صلی الله علیه وسلم پدر بزرگ آن‌ها بود و با آن‌ها شوخی می‌کرد، گاهی یکی از آن‌ها که بر شانه‌اش سوار بود، سجده را طولانی می‌کرد تا او خودش پایین بیاید و می‌گفت: اگر برخیزم مبادا کودک بیافتد.

فاطمه رضی الله عنها بعد از مدت کمی پس از رسول الله صلی الله علیه وسلم چشم از جهان فرو بست و حضرت علی رضی الله عنه درسن شصت وسه سالگی به دست ابن ملجم در کوفه به شهادت رسید، رحمت خداوند بر حضرت علی رضی الله عنه باد که همواره دعا می‌کرد: بار خدایا! از نگاه‌های ناجایز وسخنان بیهوده وخطای قلب ما در گذر فرما.

رحمت خداوند بر حضرت علی رضی الله عنه باد کسی که رسول الله صلی الله علیه وسلم به او مژده بهشت داده بود.

[۱]– تاریخ الخلفاء سیوطی.

[۲]– السیره الحلبیه ج ۱ ص ۴۳۳٫

[۳]– السیره الحلبیه ص ۴۳۳٫

[۴]– حیاه محمد د. هیکل ص ۱۵۸٫


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *