حکم جلسات ختم بخاری چیست؟


سوال; برخی می گویند جلسات فارغ التحصیلی( ختم بخاری) بدعت اند; چرا که الزام ما لا یلتزم محسوب می شوند و برخی می گوییند: این جلسات مستحسنه و مفید اند که باید با اهتمام برگزار شوند; حال کدام یک از این دو قول صحیح است؟ خواهشمندم قول صحیح را طبق اصول اسلامی مدلل و واضح بیان فرمایید ؟

الجواب باسمه حامدا مصلیا
⬇️ ⬇️

قبل از وارد شدن به بحث مورد نظر، مناسب است مطالبی ذکر گردد:

⏪مطلب اول؛ معنای بدعت: بدعت در لغت به هر چیز جدیدی که بدون مثال قبلی پیدا شده، گفته می‌شود؛ چنان‌که خداوند متعال ذات خود را در آفرینش آسمان‌ها و زمین چنین تعریف می‌کند:بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض یعنی: «پدید آورنده‌ی آسمان‌ها و زمین (بدون مثال قبلی) و هم ‌چنین در مورد این که رسالت نبی اکرم  یک چیز جدید وتازه ای نبود در سوره‌ی احقاف، {آیه‌ِی۹}چنین آمده است: (قُلْ مَا کُنْتُ بِدْعًا مِنَ الرُّسُلِ وَ مَا أَدْرِی مَا یُفْعَلُ بِی وَ لَا بِکُمْ) یعنی: «‏بگو: من نوبرِ پیغمبران و نخستین فرد ایشان نیستم (و چیزی را با خود نیاورده‌ام که کسی پیش از من آن‌را نیاورده باشد، بلکه پیغمبران بی‌شماری پیش از من آمده‌اند و توحید و مکارم اخلاق را به انسان‌ها رسانده‌اند و من آخرین فرد آنان و ادامه ‌دهنده مسیر ایشانم.»

⏪شیخ محمد بخیت المطیعی می‌نویسد: «هر حکمی که به طور صریح یا بنابر اجتهاد صحیح از یکی از أدله‌ی اربعه، یعنی کتاب‌الله، سنت، اجماع و قیاس شرعی برگرفته شده باشد، آن حکم، حکم شریعت خداوند متعال و روش پسندیده‌ی رسول‌الله است که ما از جانب خداوند متعال مأمور به اتباع از آن هستیم؛

⏪ زیرا نظریه و رأی هر مجتهدی که بر گرفته شده از یکی از أدله‌ی اربعه باشد، در حق آن مجتهد و مقلدینش به عنوان شریعت الهی است .

⏪مطلب دوم بدعت حسنه و سیّئه
علامه عبدالحی لکهنوی در مجموعه رسایل خویش طریقه‌ی شناخت بدعت حسنه از سیّئه را چنین توضیح می‌دهد: «ربما لا یفرق کثیر من الناس بین الحسنه و السیّئه، فیظنون أن کل ما استحسنه نفوسهم و مال إلیه طبائعهم یکون حسناً، فیعدون السیئه من الحسنه، فقد خبطوا خبطاً کخبط عشواء، و الضابط فی هذا ان یقال: إن الناس لا یحدثون شیئا إلا أنهم یرونه مصلحه، إذ لو اعتقدوا فیه مفسده لم یحدثوه، فما رآه الناس مصلحه ینظر فی السبب، فان کان السبب امراً قد حدث بعد النبی فحینئذ یجوز احداث ما تدعوا الحاجه الیه، کنظم الدلائل، فان السبب الداعی الیه ظهور الفرق الضاله، فانهم لما لم یظهروا فی عهده، لم یحتج الیه، و ان کان المقتضی لفعله موجوداً فی عصره، لکن ترک لعارض زال بموته، فکذلک یجوز احداثه کجمع القرآن، فان المانع منه فی حیاته کون الوحی لا یزال ینزل، فیغیر الله ما یشاء فزال ذلک المانع بموته و اما ما کان المقتضی لفعله فی عهده موجوداً من غیر وجود المانع منه و مع ذلک لم یفعله و لم یحث علیه، علم انه لیس فیه مصلحه، بل هو بدعه قبیحه سیئه انتهی.»
یعنی: «اکثر مردم در بین بدعت حسنه و سیئه فرقی قائل نیستند و گمان می‌کنند هر چیزی را که خودشان بپسندند و موافق مزاج و طبیعت آن‌ها باشد، بدعت حسنه قرار می‌گیرد و بر همین اساس، بدعت سیئه را جزو بدعات حسنه به‌شمار می‌آورند و در حقیقت آن‌ها با چنین نگرشی کور کورانه راه می‌روند.
قاعده (و قانون شناخت بدعت حسنه و سیئه) چنین است: هر عملی که مردم (در دین) جدیداً به وجود می‌آورند، آن را به‌ خاطر خیرخواهی به وجود می‌آورند؛ زیرا اگر به فاسد بودن چنین روش جدیدی علم داشتند، به عمل کردن بر آن روی نمی‌آوردند، پس آن‌چه مردم، در به ‌وجود آوردن و عمل کردن به روش جدید به ‌وجود آمده مصلحتی ببینند (برای شناخت بدعت حسنه از سیئه) به سبب پیدایش آن عمل جدید نگاه کرده می‌شود، پس اگر سبب پیدایش آن عمل بعد از نبی‌اکرم جدید باشد، پس در این صورت رونق دادن و عمل کردن به آن عمل جدید، بدعت حسنه قرار می‌گیرد؛ مانند نوشته شدن دلایل عقلی و نقلی در مورد عقاید اسلامی و یا جمع کردن قرآن به ‌صورت کتاب مستقل؛ زیرا علت جمع کرده نشدن قرآن در حیات نبی‌اکرم به صورت کتاب مستقل بدین سبب بود که وحی الهی در حال نزول بود و خداوند متعال بعضی آیات را بنابر حکمت خویش نسخ یا حذف می‌نمودند و این علت با وفات نبی‌اکرم باقی نماند، (پس نوشته شدن قرآن به صورت کتاب مستقل بدعت حسنه قرار می‌گیرد.)

⏪اما آن اعمالی که در زمانه‌ی نبی‌ اکرم موجود بودند (مانند نماز، حج، روش تسلیت گفتن، سوگواری و…) و آن‌ حضرت  با وجود عدم مانع، هیچ تغییری در آن به وجود نیاورده است و به آن عمل مشروع به نحوه‌ی جدیدی عمل نکرده است و امت خود را نیز به اتخاذ روش جدید دیگری تشویق و برانگیخته نکرده است، معلوم می‌شود که در عمل کردن به چنین اعمالی خیر و صلاحی وجود ندارد و چنین عملی بدعت سیئه و قبیحه می‌باشد.»

⏪تشریح کلام علامه عبدالحی لکهنوی در این گفتار

علمی خود همه‌ی موارد دین را به دو بخش تقسیم نموده‌اند:
۱- عبادات و وظایفی که سبب آن‌ها قدیم هستند و نبی اکرم  در مدت نبوت خود روش خاصی را برای امت تعلیم داده‌اند و با گذشت سالیان متمادی تغییری در آن نیاورده‌اند، پس اتخاذ کردن روش جدید (بدعت) در چنین عبادات و وظایف دیگر بدعت سیئه بوده و شخص مبتلا به آن سخت گناه‌کار می‌باشد و به چنین روشی، بدعت فی‌الدین (روش جدید در خود دین) می‌گویند؛ به این معنا که وی روش (سنت) و دین پیامبر  را ترک کرده و از نزد خود روش و دین جدیدی را به‌ وجود آورده است و چنین عمل‌کردی بدعت سیئه بوده و نزد خداوند متعال و تمام مؤمنان مبغوض و ناپسند می‌باشد؛
مثلاً نبی اکرم در مدت ۲۳سال نبوت خویش نماز خوانده‌‌اند، روزه گرفته‌اند، حج رفته‌اند، خویشاوندان ایشان از دنیا رفته‌ و مردم برای تسلیت به نزد وی آمده‌اند و آن حضرت  برای همه دستورهای شرعی، ترتیب و دستورات خاصی را عملاً و قولاً به امت اسلام تعلیم داده‌اند؛ حال اگر کسی با شعار بدعت حسنه و با نیت ثواب در نحوه‌ی عبادات مذکور، روش و آئینی بر خلاف دستورهای قرآن و سنت نبی اکرم به جامعه ارایه دهد، در بدعت سیئه بودن چنین اعمالی هیچ شکی وجود ندارد؛ مثلاً در حالات نماز، کیفیت و کمیِّت دعاهای قبل و بعد از نماز، طریقه روزه گرفتن، حج کردن و دیگر عبادات تغییری به وجود بیاورد و مراسم تعزیت و سوگواری او بر خلاف طریقه‌ی نبی اکرم  باشد و با نیت ثواب روش‌‌های جدیدی را به ‌وجود بیاورد، در اشتباه بودن عمل او هیچ شخص عاقلی شک نخواهد داشت و عمل به ظاهر آراسته و پر شور و شوق او را مغایر دین اسلام خوا هد دانست؛
۲- اموری که سبب آن‌ها جدید است و به عبارت ساده‌تر، مواردی که برای امت اسلام جدیداً پیش آمده‌ا‌ند و لازم است روش جدیدی در قبال آن ها انجام شود و اگر در اتخاذ روش جدید سهل‌ انگاری گردد، احتمال ضرر و زیان بر امت اسلام یقینی بوده و چه بسا نابودی اسلام را به بار خواهد آورد. در این گونه موارد به اتخاذ روش جدید بدعت للدین (روش جدید برای حفاظت دین) گفته می‌شود که نزد خداوند متعال و تمام مؤمنان امری پسندیده و لازم می‌باشد؛ مثلاً نوشته شدن قرآن به صورت یک کتاب مستقل در عهد حضرت ابوبکر صدیق به علت پیشامد واقعه‌ی جدیدی بود و آن این‌که در جنگ «یمامه» هفتاد نفر از حافظان قرآن مجید شهید شدند و اگر صدیق اکبر در این مورد روش جدیدی (نوشته شدن قرآن به صورت کتاب مستقل) را به کار نمی‌بردند، مسلماً دین اسلام دچار ضایعه‌ی بزرگی قرار می‌گرفت.

⏪مثالی دیگر برای تفهیم بدعت « للدین» و بدعت « فی‌الدین»
زمانی‌که گروه معتزله و دیگر فِرَقْ اسلامی شروع به شبهه ‌افکنی در مورد عقاید و اعمال اهل‌سنت و جماعت نمودند، علمای اهل ‌سنت برای حفاظت از کیان اسلام روش ‌ها‌ی جدیدی علیه آن‌ها به‌ کار بردند؛ از جمله نوشتن کتاب، مناظره‌ی علمی، بیانیه‌های دسته‌جمعی و غیره که با استفاده از این روش ‌های جدید توانستند شبهات را دفع نمایند.
اگر به مثال‌های بالا کمی دقت کنیم، برای ما آشکار می‌شود که چنین عمل‌کرد‌هایی نیز به علت نو پیدا بودن در دین بدعت گفته می‌شود، اما از اموری هستند که للدین ( برای رشد و تعالی دین اتخاذ شده ) که امری پسندیده می‌باشد، پس آن‌چه مذموم و ناپسند می‌باشد، بدعت فی الدین ( به وجود آوردن روش جدید در خود دین ) است، نه بدعت للدین (استفاده از راه‌کارهای جدید برای حفاظت دین.)
طبق مطالب بیان شده در فوق برای ما آشکار شد: هر روش جدیدی که برای حفاظت دین اسلام،‌ آن‌هم طبق فرامین قرآن و سنت اتخاذ شده باشد، امری پسندیده است، اما اگر ما به بهانه‌‌‌‌ی دین‌داری در خود وظایف و عبادات دینی که نبی اکرم آن‌ها را تعیین نموده، و نام سنت بر آن‌ها گذارده‌اند، تغییر دهیم، بدون تردید چنین عملی خیانت به اسلام بوده و در گناه‌کار بودن ما هیچ شکی وجود ندارد.

⏪مثالی بسیار ساده برای فهم بدعت فی‌الدین و بدعت للدین
فرض کنید: شخصی مالک ده هکتار زمین بسیار مرغوب می‌باشد و هم‌چنین صاحب فرزندان برومندی نیز می‌باشد که او را در امر زراعت کمک و یاری می‌کنند؛ حال اگر یکی از فرزندان به بهانه‌ی آباد کردن زمین، بیل و کلنگ به دست گرفته و شروع به کندن چاله در نقاط مختلف زمین مرغوب پدرش بکند و یا بنا به دستورهای اداره‌ی کشاورزی عمل نکرده و طبق خواهش‌های نفسانی و عقل ناقص خود، بخواهد زمین را آباد کند، در جهالت چنین فردی هیچ شخصی تردید نخواهد کرد. (آن‌چه گفته شد، مثال «بدعت فی‌الدین» می‌باشد.)
اما اگر فرزندان آن شخص برای برداشت محصول بیش‌تر، از کود جدید، گاو آهن جدید، برای شخم بهتر- بذر پاش جدید، برای بذر جدید- سم جدید برای از بین بردن آفات- کمباین جدید برای برداشت بهتر محصول، استفاده کنند، ولی به اصل زمین صدمه‌ای وارد نکنند، بلکه هر کاری که می‌کنند برای حفاظت از اصل زمین باشد، مسلماً چنین عملی مورد پسند پدر آن‌ها قرار گرفته و ان‌شاءالله در

آینده محصول بسیار خوبی برداشت خواهند کرد.

⏪حال برای فهم دقیق مسأله‌ی مورد نظر، طبق مثال داده شده خوب دقت کنید: مثال آن زمین مرغوب دین اسلام است که تمام حالات آن اعم از عبادات، سوگواری، نگرفتن سال‌گرد برای اموات و نوزادان، گرفتن روزه، رفتن به حج و تمام احکام خداوند متعال به ‌وسیله‌ی نبی اکرم  تبیین و تشریح شده است. حال اگر ما کوچک‌ترین مورد از موارد دین را به هر نیتی که داشته باشیم تغییر دهیم، چنین عمل‌کردی به این معنا می‌باشد که نعوذ بالله ما در صدد تخریب دین اسلام به‌پا خواسته‌ایم و گویا ما خیر و صلاح حفظ دین را از صاحب شریعت یعنی: نبی اکرم نیز بهتر می‌دانیم و می‌خواهیم نعوذ بالله آن را بهتر و کامل‌تر بکنیم؛ حال آن‌که خداوند متعال فرموده‌اند: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا یعنی: «امروز (احکام) دین شما را برای شما کامل کردم و (با عزّت بخشیدن به شما و استوار داشتن گام‌های شما) نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آیین خداپسند برای شما برگزیدم» .

⏪اما اگر ببینیم که جامعه‌ی اسلامی در حفاظت از دین اسلام و احکام آن سستی می‌کند وظایف خود را به نحو احسن انجام نمی‌دهد و ما برای آن‌که مسلمانان را به وظیفه‌ی خودشان آگاه کنیم از راه‌کارهای جدید، مانند نوشتن کتاب، دایر کردن کلاس قرآن و تفسیر، برگزاری جلسات ختم بخاری و به راه انداختن جماعت‌های تبلیغی و غیره بپردازیم، پس این مثال بدعت للدین می‌باشد که اگر با نیت خالص انجام گیرد، فاقد اشکال شرعی بلکه مستحسن می باسد .
ناگفته نماند که مراد از التزام مطلق التزام نیست، بلکه آن التزامی مراد است که ترک آن‌را اعتقاداً عیب دانسته و بر تارک آن لعن و طعن وارد نمایند که در صورت عدم بر پایی جلسه‌ی ختم بخاری اهل علم لعن و طعنی وارد نمی‌کنند.

⏪علامه وهبه الزحیلی در مورد چنین جلساتی می‌گوید: اگر این جلسات همراه با تلاوت قرآن، یاد آوری سنت نبوی  ، فداکاری‌های سلف صالح و بیان‌گر تاریخ اسلامی باشد، اشکالی ندارند زیرا به منزله‌ی درس یا همایش علمی محسوب می‌شوند و این موضوع بر کسی مخفی نیست که در این جلسات جز امور مذکور چیز دیگری وجود ندارد .

منبع:📚👇

۱⃣📖 مجموعه رسائل لکهنوی، ج۴ ص ۲۳

۲⃣📖 رساله احسن الکلام فیما یتعلق بالسنه والبدعه فی الحکام، ج ۶ ص ۲۳

۳⃣📖البدع المنکره_ علامہ زحیلے، ص ۴۹

۴⃣📖 تفسیر نور_ مصطفی خرم دل


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − 8 =