خطبه‌ای از عمربن‌الخطاب: حق سنگین است و باطل سبک

عمر بن الخطاب

عمر فاروق


خطبه‌ای از عمر بن‌ الخطاب: حق سنگین است و باطل سبک

عمر فرموده است: (إن هذا الحق ثقیل مری، وإن الباطل خفیف وبی و ترک الخطیئه خیر من معالجه التوبه ورب نظره زرعت شهوه، شهوه ساعه أورثت حزناً طویلاً).

«و به حق عمل کردن سنگین و تلخ است و باطل سبک و در دنیا لذت بخش است و ترک گناه کردن از توبه بعد از گناه بهتر است، و گاهی یک نگاه بذر شهوت را می کارد و یک لحظه پیروی از شهوت کردن غم طولانی را بجا می گذارد »

و منظور از این کلمات : (إن هذا الحق ثقیل … وإن الباطل خفیف …) حقیقت سنگین و باطل سبک است. چرا؟

چون حق مصلحت عمومی است و باطل مصلحت خصوصی، باطل لذت و خواسته نفس است و در نتیجه سبک و لذیذ است ولی حق با خواهش های نفسانی گلاویز می شود و خواهش های آن را سرکوب می کند و به این خاطر سنگین است و بر نفس آدمی دشوار است.

حضرت عمر فرهنگ خود را از این منبع پربار قرآن فرا می گیرد که می‌فرماید:  [المزمل: ۵]  «ما بر تو گفتار سنگین فرو می فرستیم».

یعنی سنگین‌ترین چیز را بر دوشت می‌گذاریم … حق! ما حق را بر تو فرو می فرستیم. و همچنین از این گفتار پیامبر اکرم (ص) الهام می گیرد که می فرماید: «أنتم مستخلفون فی الأرض، قاهرون لأهلها، قد نصر الله دینکم، فلم تصبح أمه مخالفه لدینکم إلا أمتان؛ أمه مستعبده للإسلام وأهله وأمه تنتظر وقائع الله وسطواته فی کل یوم ولیله، قد ملأ الله قلوبهم رعباً، فلیس لهم معقل یلجؤون إلیه، ولا مهرب یتقون به، قد دهمتهم جنود الله عزّ وجل ونزلت بساحتهم، مع رفاغه العیش، واستفاضه المال وتتابع البعوث وسد الثغور بإذن الله فی العافیه الجلیله العامه التی لم تکن هذه الأمه علی أحسن منها منذ کان الإسلام. والله المحمود، مع الفتوح العظام فی کل بلد فما عسی أن یبلغ مع هذا شکر الشاکرین».

«ای مسلمانان شما جانشین الله در زمین هستید و بر تمامی اهل آن پیروزید، خداوند دین شما را یاری کرد، دین شما به غیر از دو گروه دشمنی دیگر ندارد؛ امتی که در زیر سلطه ی اسلام درآمده، و امتی که هر لحظه و هر روز منتظر تقدیر خداوند است. (رفتن شما برای فتح شهرهایشان) خداوند دلهای آنان را از ترس پر کرده نه جائی دارند که به آن پناهنده شوند و نه مکانی دارند که به سویش فرار کنند. لشکریان خداوند در سرزمین آنها مستقر شده اند و آنها را خرد کرده اند، با اینکه شما از نظر مالی در مضیقه نبوده و همه ثروتمند و تندرست شده اید. روز به روز بر لشکریان اسلام افزوده می گردد و کشورها و قلعه های جدیدی فتح می شود. در عافیتی عمومی که از آغاز اسلام تا امروز چنین شوکت و قدرت به چشم دیده نشده است و با هر کدام از فتوحات بزرگ اسلام، خدا را باید سپاس گفت. ولی هیچگاه سپاس گذاران از عهده سپاس این همه فتوحات بر نخواهند آمد».

این گفتارها قسمتی از حالات دولت اسلامی در زمان حضرت عمر  را برای ما مشخص می کند و آن برای افرادی که می خواهند حالت آن روز را بدانند مستندترین تصویر و تاریخ است که می توان به آن اعتماد کرد.

(أنتم مستخلفون فی الأرض) «شما وارث و جانشین الله در زمین هستید .»

حضرت عمر اقرار می نماید که امت اسلامی به هدف اصلی خلافت در زمین رسیده است. و خداوند متعال قیادت و رهبری تمام مردم روی زمین را به او داده است .
(قاهرون لأهلها …) «بر اهل زمین پیروزید …»

مسلمانان با شجاعت رفتند و مشرق و مغرب زمین را فتح کردند، پس چه پیروزی بر اهل زمین از پیروزی آنان بیشتر و بزرگتر است؟

(قد نصرالله دینکم …) «خداوند دینتان را پیروزی داد …» پرچم اسلام به اهتزاز درآمد، و کلمه لااله الاالله بر هر دین و عقیده ای پیروز شد و بالاتر برده شد!!

(فلم تصبح اُمه مخالفه لدینکم إلا أمتان) «غیر از دو ملت هیچکس با دین شما مخالف نیست».

دنیای کفر همه اش یکی از این دو ملت است.

(أمه مستعبده للإسلام وأهله …) «امتی که زیر یوغ اسلام درآمده …».

کسانی که جلو پیشرفت اسلام را گرفته و با آن جنگیدند، و اسلام آنان را مغلوب و شهرهایشان را فتح نمود .

(واُمه تنتظر وقائع الله وسطواته فی کل یوم ولیله) «و امتی که هر روز و شب منتظر تقدیر خداوند و قدرت اوست».

و امتی که هر روز و شب منتظر لشکر پیروزمند و دلاور اسلام است که احتمال رسیدن به آنها را دارد.

(قد ملأ الله قلوبهم رعباً) «خداوند متعال دلهای آنها را پر از ترس کرده است».

کسانی که در آن زمان احتمال هجوم مسلمان ها را به دیار خود می دادند در بدترین شرایط ترس و رعب بسر می بردند.

«نه از ترس اسلحه، بلکه از ترس غلبه عقیده؛ چون فرشته آید دیو بیرون رود و چون آفتاب رسد شب از بین می رود».

(مع رفاغه العیش، واستفاضه المال) «همراه با زندگی مرفه و ثروت کامل».

این همه پیروزی و عزت و قدرت نظامی، همراه با رفاهیت مال مسلمانان و همراه با ثروتمندی آنان … تا اینکه از طبقات پایین در جامعه مسلمانان چنان ثروتمند و مالک طلا و نقره شدند که نمی دانستند آن را چطور خرج کنند!!

(فی العافیه الجلیله العامه …) «در تندرستی کامل فراگیر …»

تندرستی همگانی به بهترین حال است، ثروتمندی عمومی است … خیر و خوشی ظاهر و باطن همه را گرفته … تندرستی بزرگ، فراگیر … .

حالتی که از آغاز پیدایش اسلام تا آن روز هیچگاه نصیب مسلمانان نشده بود. دولت اسلام، حکومت و ملت از نظر نظامی و اقتصادی و اخلاقی و دینی و بهداشتی و اجتماعی و ورزشی و آموزشی و پرورشی به بالاترین مرحله پیشرفت و تمدن رسیده بود.

(فما عسی أن یبلغ مع هذا شکر الشاکرین) «هیچگاه با این نعمات کسی از عهده ی سپاس آن برنمی آید».

از دست و زبان چه برآید

کز عهده ی شکرش بدر آید

سپاس سپاسگذاران در برابر آن همه نعمتهای بیکران که بر امت اسلام ارزانی داشته چیزی نیست.

مگر چون کاهی در برابر کوهی

و قطره ای در برابر دریائی.

به این خاطر است که حضرت عمر  در دنباله آن سخنرانی مهم می فرماید :

(أذکرکم الله الحائل بینکم وبین قلوبکم، إلا ما عرفتم حق الله فعملتم له وقصرتم أنفسکم علی طاعته، وجمعتم مع السرور بالنعم، خوفا لزوالها ولانتقالها، ووجلا من تحویلها، فإنه لا شیء أسلب للنعمه من کفرانها وإن الشکر أمن للضر، ونماء للنعمه، واستجلاب للزیاده).

(پس شما را بر حذر می دارم از اینکه ثروت و دارایی در قلبهایتان لانه کرده شما را از خدایتان بیگانه کند، مگر اینکه حق خدای را بجای آورید و خود را در بندگی و بردگی او قرار داده طاعت و عبادتش را به بهترین وجه بجای آرید. و همگام با شادی و خوشحالی از نعمتهایی که به شما ارزانی داشته ترس و هراس داشته باشید از اینکه آن نعمتها از شما گرفته شده، به دیگران داده شوند. چرا که هیچ چیز نعمت را چون ناشکری ضایع نمی‌کند. و شکر گذاری بهترین راه حفاظت از آن است. و  شکر خدا نعمتت افزون کند و کفران آن از کفت بیرون برد).

شکر بزرگترین وسیله برای زیاد شدن ثروت و در آمد فرد و اجتماع است . حضرت عمر رضی الله عنه همیشه بر همه مادیگران برتری و تفوق دارد و از همه آنان بلند پرواز تر است. و عمل کردن به این ایده بهترین وسیله برای ازدیاد تولیدات کشور و مردم است ولی بیشتر مردم نمی دانند.

********************************

منبع: بعضی از  خطبه‌های عمر ابن خطاب رضی الله عنه


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *