شعر

خلق را داعی سوی قرآن شدم

مناجاتی که در سال ۸۹ در بازداشتگاه سلامت رشت سروده ام:

باچه جرمی ای خدا زندان شدم
متهم با قول بد خواهان شدم ؟!

من زتهمت های. واهی. بی اساس
در تنور افترا. بریان شدم

من نرفتم جز به راه شرع و عقل
از حسادت غرق در بهتان شدم

راهنمایم بوده قرآن و حدیث
خلق را داعی سوی قرآن شدم

خدمت دین تو بوده عشق من
روز و شب در جنگ با شیطان شدم

یادگار من مساجد. مدرسه
این سبب گردیده من قربان شدم

خدمت من سنیان را شد گناه
مبتلا بر درد بی درمان شدم

مذهب من شافعی و سنی ام
متهم با قول این و آن شدم

من شعارم بر و تقوا بوده است
ضد اثم و ضد هر عدوان شدم

هم حسادت. هم تعصب شد سبب
توطئه کردند و در زندان شدم

بار الها این چه تقدیر است و حکم
من چرا سنی در این گیلان شدم

امتحان کرده ای؟ من راضی ام
پس عطا کن صبر. من ویران شدم

گر خطایی بوده در کارم ببخش
عفو و بخشش را ز تو خواهان شدم

سن من شد شصت و نه سال ای خدا
من پناهنده بر آن رحمان شدم

با چه جرمی حبس گشتم این همه
مبتلا گردیده. من حیران شدم

از بلا تکلیفی و وعد وعید
در تحیر غرق و در خسران شدم

عالمی بر اینکه من در راه تو
جان نثاری کرده بی سامان شدم

من ندارم در دو عالم جز تو کس
تو به داد من برس نالان شدم

قد من از بار غم گردیده خم
طالب آزادی و غفران شدم

بیش از این طاقت ندارم خسته ام
پیرم و بیمارم و ویران شدم

با وجود این خوشم در این مکان
از گناهان پاک و هم میزان شدم

(شافی) راجی و راضی بر قضا
خواستار لطف آن منان شدم

صل یا رب علی شمس الهدی
اعنی ختم المرسلین بدر الدجی

وعلی آله وصحبه اجمعین
وارحم اللهم (شافی) یا معین

نمایش بیشتر

سید محمدشافی قریشی

*مفتی اهل سنت تالش *خطیب مسجدجامع محمدیه تالش * از شخصیت‎های برجستۀ علمی اهل‎سنت ایران

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − دوازده =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن