دسته‌بندی نشده

خود تان را بجای دیگران قرار دهید

﴿بخش بیست و دوم﴾:
از شروع مضمون تا حال، ۲۱کلیدِ بدست آوردن دلها را مطالعه کردیم، و آنانیکه در صدد شخصیت سازی خود، خانواده، دوستان و جامعه ی ایشان هستند، حتماً این مضمون را جدی گرفته اند و خیری بخود و دیگران رسانیده اند.
اما راز بیست و دوم بدست آوردن دلها چیست؟
۲۲- ﴿خود تان را بجای دیگران قرار دهید﴾:
مسلمان سعی میکند تا راه مساعدت و کمک به دیگران را پیدا کند.
مسلمان بایستی نسبت به همه کس مهربان، همدل و سرشار از حس یاری و یاوری باشد چرا که ممکن است روزی سرنوشت شما در دستان آنها قرار گیرد و یا حداقل دوستی به حلقه ی دوستان تان اضافه شود.
یکی از راه های بدست آوردن دلها این است تا احساسِ قلب های کوچک و بزرگ، قلب های پدر و برادر، مادر و خواهر، قلب های رنجدیده و مظلوم، بیچاره و درمانده را در خودمان احیأ کنیم.
مسلمان میکوشد احساسات یک مزدورکاری را که ساعت ها زیر گرمای شدید تابستان، و سرمای فلج کننده ی زمستان برای روزمزد ناچیزی تلاش میکند، را با خودش شریک کند.
هرگاه توانِ درک این قلب های بزرگ،که در ظاهر کوچک مینماید، در ما پیدا شد، بدون شک که قلب ها را میتوانیم تحت تأثیر آوریم.
امروزه، به سادگی میتوان سری به بیمارستانها زد، از حال مریضان بی بضاعت باخبر شد، گوشه ی زنبیل غریبکاری نشست، درد های دلش را شنید، سطل آبی به بیوه ی درمانده ای برد و اشک های یتیمانش را با صدقه های مخلص با کفِ دستِ اخلاص خشک کرد.
زندگی تنها این نیست که کارکن، زحمت بکش، آذوقه ای برای خودت و خانواده ات مهیا کن، در حالیکه همسایه ات، توان تهیه ی یک وقت غذا را برای خانواده اش ندارد، ولی همت والای او، نمیگذاردش که دست طمع بسویت دراز کند، و هرباری که به تو نگاه میکند، لبخندی به لب دارد، گویا، او از خوشبخت ترین هاست.
گفته اند: ﴿کوه به کوه نمیرسد، ولی آدم به آدم میرسد﴾!
افسوس که در سوژه ی زندگی امروز، قضیه برعکس است.
کوه ها، آنقدر از آنتن های کانالهای مبتذل تلویزیون و رادیو ها پُر شده اند که، کوه ها به یکدیگر میرسند، و جامعه با مردمش، آنقدر غرق دنیای مجازی خویش شده اند، که آدم ها به یکدیگر رسیدگی کرده نمیتوانند.
در یک خانواده ی کوچک، همسر از حال شوهرش خبر نیست، و قبل از اینکه وضیعت جیب او را درک کند، میک اپ و آرایش و لباس خودش را در صدر لست خریداری هایش قرار میدهد، چون، شوهرش نیز حس محبت و عطوفت بدیگران را در قلبش حمل نمیکند، و فقط، در دنیای خودش غرق است.
اینجاست که مقوله ی مشهور ﴿ هرچی کنی بخود کنی، گر همه نیک و بد کنی﴾ در سطح خانواده، و بالاخره جامعه صدق میکند.
انسان آنچه کشت کند، همان چیز را می دَرَوَد، و این سنت همیشگی زندگانی است. اگر ما باخودمان صادق، سخی، خَیِّر، و دادگر باشیم، همسر و اطفال مان نیز سخاوتمند و خَیِّر بار می آیند.
فقر،غربت،آواره گی و بی خانمانی نمایانگر رنج بیکران ملتی است که از سالیان متمادی بدینسو،نه تنها بر مبنای حوادث طبیعی ،بلکه در نتیجه ی جنگ تحمیلی و فرسایشی با آن دامنگیر بوده و به تراژیدی همه گانی مردم ما مبدل گردیده است.
مسلمان، میکوشد، در چنین حالتی، خودش را در پاپوش برادر و خواهر رنجدیده اش، و طبقه ی مظوم و بی بضاعت قرار داده، احساسات درونی او را درک کند.
مسلمان سخاوت میکند، دست افتاده میگیرد و به همنوعش کمک و مساعدت میکند. کمک به فقرا و مساکین از دستورات دین مبین الهی است.
هرکسی جوانمرد، سخی، بخشاینده، و با احساس باشد، بیشک که با این کارش تیری بسوی قلب ها رها کرده است، و یک دل را نه، بلکه، دلها را تحت تأثیر آورده، از دعای نیکِ گروهی انسانها بهره مند شده، معنویاتش را مالامال میسازد.
بنی آدم اعضای یکدیگرند، و از حال و احوال یکدیگر متأثر میشوند. ملت در غم و اندوه، و یک گروه دیگر در خواب غفلت و عیش و نوش و پایکوبی! این، از خصایل یک مسلمان نیست.
تا زمانی یک معلم، احساس یک شاگرد را نداشته باشد، قدرت افهام و تفهیم، علم پروری و انتقال علم را بشاگردش نخواهد داشت. به همین منوال، تا زمانیکه ثروتمند، از حالت رقت بار یک پسرک و دخترکِ دست فروش، خبر نشود، و بر چرک و چروک دست های کوچک و نان آور غریبکاران ایراد بگیرد، عدالت در جامعه پامال شده است.
موجودیت غربا و مساکین، ابتلا و امتحان برای طبقه ی دارا و توانمند در یک جامعه است.
بی گمان فقر به معنای ناتوانی انسان از تامین ابتدایی ترین امور زندگی، یکی از آفات زندگی اجتماعی است، زیرا با توجه به انبوه نعمت های خدادادی، همه انسانها می بایست به طور طبیعی توان برآوردن نیازهای ابتدایی خود را داشته باشند.
با این همه به عللی چون زیاده خواهی، ظلم و تجاوز به حقوق و منافع از سوی برخی از انسانها، عدم توزیع مناسب منابع تولید و انحصارطلبی برخی درآن،عدم توزیع مناسب ثروت و اموری از این دست، برخی از انسانها از ابتدایی ترین حقوق خود یعنی تامین نیازهای ضروری زندگی بازمانده اند.
وجود فقر در هر جامعه ای بیانگر روابط ناسالم در آن جامعه، ظلم وبی عدالتی و فقدان ایمان واقعی است؛ زیرا با ایمان واقعی و عمل به آموزه های عقلانی و وحیانی،انسان ها به گونه ای رفتار می کنند که هیچ گونه نشانه ای از بی عدالتی درجامعه باقی نمی ماند،
چرا که بی نیازان از دارایی خویش حق بینوایان را نپرداخته و درحق ایشان ظلم کرده و بی عدالتی روا داشته اند که ایشان در فقر زندگی می کنند.
این گناه ثروتمندان است که با ظلم و عدم پرداختِ حقوق بینوایان و فقیران، مردم را درگرسنگی، نیازمندی و احتیاج نگه می دارند و حق ایشان را نمی دهند.
بر همین ملحوظ بیشترین اهل بهشت ضعیفانی هستند که مردم به آنان توجهی ندارند.
آنان بدلیل اطاعت از پروردگارشان و بدلیل انجام دادن حق عبادت نزد الله سبحانه و تعالی از منزلت و جایگاهِ والایی برخوردار هستند.
«الا اخبرکم باهل الجنه؟ قالوا: بلی، قال: کل ضعیف متضعف، لو اقسم علی الله‌ لابره‌». (متفق علیه)
آیا درباره اهل بهشت به شما خبر بدهم؟
عرض کردند: بلی. فرمودند:
هر ناتوان و مستضعفی که اگر به نام خداوند سوگند یاد نماید، خداوند او را تبرئه می‌کند.
نووی در شرح حدیث میفرماید:
مردم او را ضعیف می‌دانند و تحقیرش می‌کنند و بر او تکبر می‌نمایند، زیرا در دنیا حال و وضعی ضعیف داشته‌ است.
پس منظور استیعاب نیست، بلکه منظور این است که اکثریت اهل بهشت، این نوع افراد هستند.
در بخاری و مسلم و مسند احمد از اسامه بن زید روایت شده‌ که‌ رسول‎الله صلی الله علیه وسلم فرمودند:
«قمت علی باب الجنهفکان عامه من دخلها المساکین، و اصحاب الجد محبوسون غیر ان اصحاب النار قد امر بهم الی النار». ﴿مشکاه المصابیح ۵۲۳۴﴾
بر در بهشت ایستادم و دیدم که اغلب کسانی که‌ وارد بهشت می‌شوند مساکین هستند و ثروتمندان محبوس مانده‌اند. البته درباره ی اهل دوزخ حکم صادر شده که به دوزخ بروند…
پس، بمساکین و غربأ بدیده ی تحقیر ننگرید، سخاوت را پیشه کنید، خود تان را در موقف دیگران قرار دهید و از آنچه برآنان میگذرید، خویشتن را واقف سازید.
هرگاه این کار را کردید، بیشک که کلید بیست و دومِ تحتِ تأثیر آوردن دلها از آن شماست!
جوانمرد و خوشخوی و بخشنده باش
چو حق بر تو پاشد، تـو بر بـنده پاش
رهِ نـیـک مـردانِ آزاده گــیــر
چو استاده ای دست افتاده گیر
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن