دسته‌بندی نشده

داستان شهر ما…

منابع وامکانات رفاهی یک کشور، منطقه، شهر و روستا، باید بر اساس عدالت اجتماعی وحقوق شهروندی تقسیم و به‌کار گرفته شوند، اما امروزه بر این فرایند توزیع نمی‌شوند، بلکه بر بنیان سهم‌خواهی احزاب، فرقه، تشکُل‌، طائفه و تیره به‌کار گرفته می‌شوند.

در شهرهای کوچک فراتر از این، بلکه بر اساس تملق وچاپلوسی افراد و لابی‌گری وتشخص‌گرایی، سنگ‌بنای ساختن شهرها زیر چتر یوغ چنین تفکر و ایدئولوژی طراحی می‌شود.
هر چه فرد اراجیف‌گوتر باشد، به‌قول گفتنی: «نونش توی روغنه».

در عین حال بیشترین پرداخت کننده ی مالیات وعوارض، افراد پایین دست جامعه یا متوسط یا فقرا هستند، اما بیشترین استفاده برنده از منابع شهری افراد متمول وسرمایه‌دارها می باشند.

به‌قول مشهور: « هر چه سنگه به‌پای لنگه».

تا حال نشده فردی متمول مالیات یا عوارض پرداخت کند، بلکه سعی کرده قانون را دور بزند یا با ترفنده‌هایی از پیش طراحی شده از قید قانون فرارکند.

در حالی که خزانه ی ادارات با عوارض ومالیات وسوبسید همین قشر ضعیف وفقیر جامعه تأمین می‌شود.

اگر چنان‌چه مسئول زیباسازی شهری بخواهد، این مهم را انجام دهد همه ی اولویت‌ها را زیر چتر لابی‌گری متمولین از دست می‌دهد وتمام ارزش‌های انسانی را زیر پا لِه می‌کند.

یا این منابع وامکانات را در جائی هزینه می‌کند که آنجا انسانی یاسکونت‌گاهی وجود ندارد.

اگر فرضاً در محدوده ی سکونت‌گاه‌های انسان‌ها تعریف کند، باز آنجا برنامه‌ریزی دقیق وکارشناسی درستی در چرتکه ی کاری خود اعمال نمی‌کند.

پروژه‌ای را با عیار خیلی پایین و با ده‌ها غیر استاندار ونواقص وایراد استارت می‌زند، اما تا بیاید فاز دیگر آن‌را اجرا کند، فاز قبلی با تأخیر غیر کارشناسی به‌کلی از بین رفته است، باید نقطه سر خط آغازگر دوباره کار باشد.

آن‌هم با سندهایی از پیش تعیین شده…

این است داستان ساختن شهرهای ما بی‌نوایان، که شبیه داستان‌های ملا نصرالدین شده است.

اقول قولی هذا و علیه التکلان

۲۶خرداد۱۳۹۹شمسی

نمایش بیشتر

مصباح العلوم محمدان

صفحه رسمی مدرسه علوم دینی مصباح العلوم شهر محمدان- ایرانشهر کانال تلگرام:T.me/al_mesbah1

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش + 2 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن