دسته‌بندی نشده

درس هایی از سیره (دست یابی به نحوه گسترش اسلام در جهان)

درس هایی از زندگانی رسول الله صلی الله علیه و سلم 

ضرورت بازخوانی و تحلیل زندگانی رسول الله

 

۵) دست یابی به نحوه گسترش اسلام در جهان

بازخوانی سیره رسول الله و اصحاب گرانقدرش را در دستور کار خود قرار داده ایم تا نحوه گسترش اسلام و فتوحات اسلامی شکل گرفته را درک نموده و به ابعاد و زوایای آن دست پیدا نماییم.

از آنجا که حضرت محمد خاتم پیامبران و رحمه للعالمین معرفی شده و قرآن نیز به عنوان ناسخ تمام کتب آسمانی سابق نازل شده بود و می باستی این دین مبین در تمام گیتی منتشر می شد و جهانیان از فیض آن کامیاب می شدند بنابراین یکی از رسالت مسلمانان و پیامبر عبارت بود از رسانیدن پیام اسلام به جای جای جهان ، امری که لازمه بدیهی آن درگیری و جنگ و احتمالاً خون ریزی بود .

لذا می بینیم پیامبراسلام که پیامی جز رحمت و عدالت برای جهانیان نداشت از طرفیی بر گسترش اسلام در جهان و پاداش بی کران دعوتگران و تلاشگران این عرصه تاکید می ورزد؛ 

ازجمله می فرماید«وَ مَن اَحسَنُ قَولاً مِمَّن دعا اِلی اللهِ  … وَ قالَ اِنَّنی مِنَ المُسلمین» و هم چنین “لِان یَهدیَ اللهُ بِکَ رَجُلاً واحداً خیرٌ لکَ مِنَ الدّنیا….”

 مجموعه هایی از دعوتگران نامی را به نقاط مختلف ارسال می فرمود و وظیفه آنان را نشر اسلام و قرآن در میان مردم اعلام می فرمود و از آنان می خواست که نماینده شایسته ای برای اسلام و مسلمانان در خارج باشند؛ علاوه بر اینکه از هر شخص نومسلمان می خواست که به میان قومش برگشته و به نشر و تکثیر اسلام بپردازد

از طرفی هم با صدور بیانیه هایی که به مثابه ” منشوردعوت و گفتمان دینیبود از دعوتگران می خواست که به بهترین شیوه به انجام وظیفه بپردازند ؛ از جمله از آنان خواست که آسانگیر بوده و از هرگونه سخت گیری بپرهیزند ، به مخاطب احترام بگذارند ، کسی را به زور مسلمان نکنند ، اولویت کاری را در دستور کار خود قرار دهند ، از پرداختن به مسایل جزئی و دخالت در حریم زندگی اشخاص خود داری نمایند و…..

پیامبر به صراحت و گاهاً با ادبیات شدیدی از عملکرد دعوتگرانی که به هر دلیل زمینه خسته شدن مردم و ایجاد تنفر از اسلام را فراهم می نمودند انتقاد می نمود .

اصحاب وقتی شاهد تعامل صبورانه و حکیمانه آن حضرت با مردم بودند و می دیدند که چگونه آنان را با هدایت های ربانی آشنا می کند ارکان چهارگانه دعوت دینی را که عبارتند از پیام دعوت ، دعوتگر ، روش دعوت و مدعوین عملاً می آموختند و می فهمیدند که دعوتگرباید از چه وسایلی برای آشنا ساختن مردم با اسلام استفتده نمایند ؟

زمانی که رسول الله در میدان نبرد و در گرماگرم جنگ از گفتمان و مذاکره و آتش بس سخن می گفت و بر محافظت از خطوط قرمز تاکید می فرمود و همچنین خطاب به یکی از فرماندهان ارشدش می فرماید: لِان یَهدیَ اللهُ بِکَ رَجُلاً واحداً خیرٌ لکَ مِنَ الدّنیا» اطرافیان یاد می گرفتند که در اسلام اصل صلح و آشتی است و جنگ و خون ریزی امری است کاملاً اضطراری و موقت .

همچنین عملکرد سیاسی پیامبر بیانگر این حقیقت است که دیپلماسی ودیالوگ در هر شرایط مقدم است بر درگیری و جنگ و جهاد و اگر اهداف انسانی مورد نظر آن حضرت از طریق مسالمت آمیز و از راه مذاکره حاصل می شد هرگز به درگیری و جنگ نمی اندیشید .

پیامبر(ص) در دوران مکه هرگز مُجاز به اعلام جنگ نبود ؛ چرا که چنین امری باعث شعله ورشدن جنگ های داخلی می شد امری که با مبانی اسلام ناسازگار است ، به همین خاطر می بینیم وقتی آن حضرت به منظور مذاکراتی راهی طائف می شود و مورد بی مهری و جفای مردمان آن سامان قرار می گیرد در ارائه شرح سفرش به پروردگار و در مناجات مملو از درس و پیامش برای دعوتگران تنها از ضعف و ناتوانی خویش می گوید و برنامه ای برای درگیری و مقابله به مثل با طائفیان ستمگر ندارد ؛ همانطور وقتی مسلمانان و فرزندان هاشم  مورد تحریم اجتماعی و اقتصادی موسوم به ” شعب ابیطالب –  قرار می گیرند آن حضرت و مسلمانان علیرغم اینکه ستمگران قریش هیچ سند و مدرکی برای این کار نداشتند و بهانه کافی برای مقابله با آنان داشت ولی دستور می دهند که بدون مقاومت شهر را ترک گویند تا ریشه های درخت اسلام بیشتر و بیشتر ریشه دوانیده و بارورتر شود..

به پیامبر (ص) گزارش می رسد که یکی از اصحاب محبوب او ، اسامه پسر زید بن حارثه در میدان نبرد با دشمنان از منشور جنگ و جهاد تخطی نموده و پس از ادای شهادتین یکی از مشرکان او را با شمشیر از پا در آورده است ، آن حضرت بلا فاصله او را احضار و با سخنان تندی کار او را هرچند توجیهاتی ارائه نمود به شدت محکوم نمود تا مبادا عملکرد او باعث سیاه شدن چهره اسلام و مجاهدان راه حق شود !

پیامبر به مجاهدان تاکید می کرد که با عملکرد مثبت و مطابق شریعتتان بر جاذبیت اسلام بیفزایید و کاری نکنید که آوازه اتان آسیبی ببیند.

بازخوانی کارنامه درخشان پیامبر و مجاهدان در میادین نبرد و جهاد یکی از ضروریات عصر ماست ؛ چرا که امروزه این عرصه تابناک از دین از هر جهت مورد سیاه نمایی قرار می گیرد ، عده ای با به تن نمودن لباس دین و خلافت آخرین تیرها را به تابوت نیمه جان جهاد و مجاهد شلیک می نمایند و از سوی دیگر هم بدخواهان اسلام و جهاد به بهانه مبارزه با تروریزم در نقاط مختلف جهان به شکار و رصد دعوتگران اسلامی می پردازند و بدون اینکه کسی اعتراض کند هر روز ابر مردان متدینی را به زندان های طولانی و یا اعدام محکوم می کنند ، شرایط آنقدر بحرانی است که مشارکت اسلام گرایان در پروسه  دمکراسی نیز به فریادشان نمی رسد و مورد کودتا و تهاجم ژنرال ها قرار می گیرند!

به اعتقاد بسیاری ، شرایط سخت و دشواری که امروزه بر اسلام و اسلام گرایان می گذرد در تاریخ کم سابقه و یا بی سابقه بوده است! بویژه سیاست یک بام و دو هوای غربی ها با اسلام گرایانِ برنده در انتخابات ، خیلی آزار دهنده است ، امری که باعث ایجاد شکاف دربین اسلام گرایان شده به گونه ای که این نفاق و دروغ پردازی های آنان باعث شده عده ای از اسلام گرایان کفر مطلق خود را به این صنم در ظاهر زیبای غرب – دمکراسی -اعلام داشته و به مبارزه و مقابله مسلحانه آورند و عملاً زمینه رشد خشونت و افراط گرایی را فراهم نموده اند!

در پایان جا دارد پای سخنان ارزشمند مرحوم استاد محمد غزالی بنشینیم که انگیزه خود از تدوین “فقه السیره النبویه” را اینگونه بیان می کند :

در بازخوانی و تحلیل زندگانی رسول الله هرگز به دنبال این نبوده ام که ثابت کنم آن حضرت یک نابغه و یا ابَر مرد بوده است ، هرچند صدها سر و گردن از نوابغ بالاتر دارد ؛ چرا که نگارش من در باره خاتم النبیین بسان اظهار نظر یک سرباز فرمانبردار در باره فرمانده اش و یا یک مرید در وصف حال مُرادش و یا یک شاگرد پیرامون استادش می باشد

اینجانب اعتراف می کنم که در نگارش زندگانی پیامبر اسلام هرگز نتوانسته و نمی توانم بی طرف رفتار کنم ؛ چرا که انرژی نگارش سیره نبوی را از عشق وافرم به حضرت محمد بدست آورده ام ، معرفی پیامبر رحمت تنها با با نگاشتن و سرودن و سخن گفتن در مدح و ثنای آن حضرت ممکن و میسر نیست بلکه کسی می تواند در این عرصه قلم فرسایی نماید که شیفته و شیدای جمال و کمال محمد بوده ؛ به گونه ای که در این مسیر از خود بی خود شده باشد.

امروزه نیازمند بازخوانی و تحلیل زندگانی رسول الله توسط کسانی هستیم که بخواهند گام گام آن سیره را طوری به نمایش بگذارند که مسلمانان از آن الگو برداری نمایند.

و البته کسانی می توانند این مسئولیت عظیم را بر دوش بکشند که می دانند “سیره نبوی” یک حقیقت واحد و متکامل و غیر قابل تجزیه می باشد.  

رسول رسولی کیا

برچسب ها
نمایش بیشتر

رسول رسولی‌کیا

*نویسنده و مترجم * آذزبایجان غربی - مهاباد * شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن