دسته‌بندی نشده

درس ها و پیام های اسراء و معراج پیامبر

تاریخ معراج 

مسلمانان طبق آیات قرآن به سیر شبانه محمد بن عبد الله (ص) از مسجد الحرام به مسجدالاقصی و صعود و عروج آن حضرت از آنجا به آسمان ها را با توجه به نخستین آیات سوره اسرا و آیات نخست سوره نجم اعتقاد دارند و این دو واقعه را به ترتیب اسراء و معراج می‌نامند.

اسراء به معنای شب روی و معراج به معنای بالا رفتن و صعوداست، -اسراء و شب روی حضرت محمد از مسجدالحرام مکه به مسجدالاقصی در بیت المقدس بوده است ولی معراج آن حضرت از بیت المقدس به آنجا که  خدا خواسته و می داند بوده است.

-بحث اسراء در قرآن به صراحت آمده است، (آیه نخست سوره ی اسراء).

-داستان معراج پیامبر اشاره وار در سوره ی النجم بحث شده است.

درباره تاریخ دقیق این حادثه اتفاق نظری بین دانشمندان مسلمان وجود ندارد؛برخی از مورخان حادثه ی اسراء و معراج را به سال ۱۱ و یا ۱۲ بعثت برمی گردانند.

ابن سعد معتقد است که این رویداد در ۱۷ رمضان سال ۱۲ بعثت شکل گرفته است، جابر و ابن عباس می گویند: رویداد اسراء و معراج در ربیع الاول صورت گرفته است و ابن کثیر بر این باور است که قطعا حادثه معراج در ماه رجب بوقوع نپیوسته است.

البته رای مشهور این است که این سفر نبوی در۲۷ رجب سال ۱۲ بعثت اتفاق افتاده است .

آنچه در این میان مورد اتفاق نظر علماست این که اسراء و معراج به صورت هم زمان و پیوسته صورت پذیرفته و هر دو پس از سفر آن حضرت به طائف اتفاق افتاده اند.

جمهور علما می گویند: شب روی پیامبر با جسم و روح اتفاق افتاده است ؛ زیرا اگر اسراء تنها یک خواب و فقط با روح می بود نه مشرکان مکه  آن را انکار می کردند و نه معجزه ای به شمار می آمد.

محمد ابوزهره می گوید: سفر اسرای پیامبر(ص) قطعا با جسم بوده است.

بیشتر اندیشمندان اسلامی بر این باورند که معراج نیز مانند اسراء جسمانی بوده است آن هم به دلیل دلالت ظاهر احادیث صحیحی که از دیدار پیامبر با آدم ، ابراهیم ، ادریس ، عیسی ، یحیی و موسی حکایت دارد.

*امام احمد و ابوالحسن اشعری معتقدند که پیامبر در این سفر با خدا دیدار کرده و با او هم سخن شده ، تازه ذات الله را نیز مشاهده کرده است و این دیدار چیزی نیست جز آنچه در آیه ۲۳ سوره ی شوری آمده است.

*امام مودودی در تفسیر آیه ی نخست سوره ی اسراء می گوید: چنین تعریف و تمجیدی- سبحان الذی اسری بعبده….. – تنها برای انجام یک امر خارق العاده و سفر جسمانی و روحانی پیامبر به بیت المقدس و از آنجا به آسمان ها است نه یک امری عادی.

درضمن اعتراض اصلی مشرکان مکه تنها به سفر جسمانی حضرت محمد بوده نه روحانی او.

-محمدابوزهره براین باور است که اسراء از مکه به بیت المقدس جسمانی بوده؛ ولی معراج آن حضرت از بیت المقدس به آسمان ها روحانی بوده است؛ نامبرده به دیدار های پیامبر با جمعی از پیامبران سابق استناد می کند و می گوید: که تنها روح این پیامبران باقی مانده است نه اجسامشان! تازه هیچ حدیثی هم نداریم براین که خداوند آن پیامبران را برای دیدار با حضرت محمد زنده کرده باشد.

پس از بازگشت آن حضرت از سفر اسراء و معراج به مکه و اطلاع مشرکان قریش از آن، اعتراض ها و تعجب ها به این سفر بالا گرفت و بزرگانی از قریش می خواستند و امیدوار بودند که از این حادثه به ظاهر غریب به نفع خود و به ضرر آن حضرت بهره برداری نمایند؛ عده ای آن را سحر و جادو خواندند و عده ای آن را اساساً غیر ممکن پنداشتند و البته عده ای نیز این ادعای محمد را دلیلی بر دیوانه بودن او می پنداشتند. معاذالله

امام احمد و بخاری و ترمذی و بیهقی از مرتدشدن عده ای مسلمان ضعیف الایمان پس از این حادثه خبر داده اند؛ ولی علامه مرحوم محمد غزالی مصری به شدت ارتداد اصحاب را انکار می کند.

 رسول خدا (ص) در جریان ابلاغ رسالت در مکه شکنجه‌هاى جسمى و روانى و سختی‌هاى زیادى را متحمل شدند، از جمله در سال هفتم بعثت سران قریش با یکدیگر پیمان محاصره اقتصادى علیه بنی‌هاشم را امضاء کردند و اهداف آنها چیزى جز جلوگیرى از گسترش اسلام و افزایش تعداد مسلمانان نبود و در حقیقت براى نابودى اسلام چنین برنامه‌اى را تدارک دیدند و به مدت سه سال رسول الله(ص)و مسلمانان در شعب ابوطالب بسر بردند و انواع و اقسام رنج‌ها را براى حفظ دین اسلام و وجود رسول خدا‌(ص) به جان خریدند.

پس از خروج از شعب ابوطالب که با امدادهاى الهى صورت گرفت، پیامبر (ص)دو یارو یاور باوفاى خود ابوطالب و خدیجه را از دست داد . مرگ این دو عزیز، به شدت پیامبر (ص) را غمگین کرد و قریش را در آسیب رساندن به ایشان بی‌باک ساخته،صدماتى را که تا آن روز به آن حضرت نزده بودند، وارد ساختند، تا جایى که خاک بر سر او می‌ریختند!
پس از پایان یافتن ماجراى شعب ابوطالب، رسول الله (ص) براى یافتن حامیانی غیر قریش عازم شهر طائف شد و هدفش دعوت قبیله ثقیف به اسلام بود، آنان نه تنها دعوت ایشان را نپذیرفتند، بلکه ارازل و اوباش را وادار کردند تا با دشمنام دادن ، پیامبر و یار سفرش زید بن حارثه را سنگباران کنند و در نهایت آنانن را مجروح ساختند.
پس از این همه سختی‌ها در راه پیشبرد اهداف  اسلام، خداوند براى نشان دادن بخشى از آیات و عظمت دستگاه خلقت و رموز هستی، هدیه‌اى بزرگ به پیامبر اسلام داد و خداى متعال براى تسکین و آرامش آن حضرت، وى را به معراج برد. در مطلبی که از نظرتان خواهد گذشت به بر شمردن فهرست وار و مختصر برخی از درس ها و پیام های سفر اسرای آن حضرت را می پردازیم امید است برای همه ؛ بویژه ما مسلمانان مفید واقع گردد. ان شاالله

 

پیام های اسرای پیامبر صلی الله علیه و سلم

 ۱. برای هر مشکلی فَرَجی وجود دارد

۲ . بندگی خدا بالاترین مقام برای انسان

۳  .سلب خلافت از یهودیان و سپردن آن به مسلمانان

۴ .مسجد الاقصی  فلسطین از آن مسلمانان است

۵. امامت نماز توسط رسول الله برای سایر انبیا بیانگر این است که ادیان آسمانی اصول واحد و مشترکی برخوردارند.

۶.اسلام عبارت است از مشهودات و غیبیات

۷٫پایداری بر هدف و خالی نکردن پشت رهبران در هر شرایطی

 

پیام اول :  برای هر مشکلی راه حل و فَرَجی وجود دارد

رسول خدا از سویی همسر گرامی و شریک زندگی اش خدیجه و همچنین عموی فداکارش ابوطالب به عنوان قوی ترین یاورانش را از دست داده بود و آنقدر از فقدان این دو حامی اش محزون شده بود که آن سال را

« سال ماتم» نامید و از سوی دیگر با موج جدید و بی سابقه ای از آزار و اذیت مشرکان مواجه شده بود ؛ علاوه بر ممانعت هایی که مخالفانش نسبت به رساندن پیام و رسالت آن حضرت به مردم ایجاد می کردند ؛ در این شرایط حساس و ویژه خداوند پیامبر سراپا حزن و اندوهش را دعوت نموده و به « اسراء و معراج» فرا می خواند ؛ تا او برخی از شرح تبلیغ رسالتش را از نزدیک به پروردگارش گزارش نماید و از طرفی هم دستورات و هدایت های جدید آسمانی را شخصا و بدون واسطه دریافت دارد ؛ علاوه بر مشاهده مشاهد و مناظر الهی دیدنی که در دستور کار این مسافرت قرار داده شده بود.

آری محمد پیامبر خدا قبل از این مسافرت و ضیافت ربانی از دور و نزدیک و مکه و طایف خیلی سختی  و جفا چشید؛ ولی علی رغم این همه زحمت و ستم در مناجات مشهورش هرگز لب به گلایه و شکوه نمی گشاید بلکه این گونه به شرح حالش برای پروردگارش پرداخته و می گوید: اللهم إنی أشکو إلیک ضعف قوتی وقله حیلتی و هوانی على الناس، یا رب المستضعفین وأنت ربی، إلى من تکلنی؟ إلى صدیق یتجهمنی، أم إلى عدو ملکته أمری؟ اللهم إن لم یکن بک غضب علی فلا أبالی، ولک العتبى حتى ترضى، لکن عافیتک أوسع لی.

«پروردگارا ! من شکایت ناتوانی و بی ­پناهی خود و استهزاء و بیزاری مردم را نسبت به خود، پیش تو می ­آورم ای مهربان ­ترین مهربان ها، تو پروردگار ناتوانان و فقیران و خدای منی، مرا در این حال به دست که می ­سپاری؟ به دست بیگانگانی که با ترشروئی با من رفتار کنند؟ یا دشمنی که مالک سرنوشت من شود؟ «خداوندا!

اگر تو بر من خشمگین نباشی به تمام این دشواری­ ها، من تن در می ­دهم، و اگر تو بر من خشنود باشی، بر من گوارا خواهد بود. پروردگارا، من به نور روی تو پناه می ­برم، همان نوری که تمام تاریکی ­ها را می­ شکافد و کار دنیا و آخرت را اصلاح می ­کند .

پناه می ­برم از اینکه، خشم تو بر من فرود آید و غضب تو بر من، نازل گردد، ملامت کردن حق توست تا آن گاه که خشنود شوی و قدرت و قوت، آن ها بوسیلۀ تو بدست آید»

هرچند شاید کارشناسان و تحلیل گران وقت ، سفر پیامبر به طایف را از هر جهت ناکام و بی حاصل قلمداد می نمودند ولی خداوند دستاوردهای بزرگی را حاصل سفر پیامبرعزیزش محمد به طایف نمود که به گواهی قرآن و کتب معتبر تاریخی بزرگ و عظیم اند؛ اسلام آوردن عداس، آن غلام باغبان موصلی که یادآور یونس پیامبر بود برای رسول الله یکی از دل خوشی ها و خاطرات بزرگ سفر به طایف به حساب می آید؛ علاوه بر محفل انس با قرآن جنیان که خیلی پربار در محضر آن حضرت برگزار شد و همچنین به ثمر نشستن تلاش و جهاد طلیعه های جهاد و اصلاح ارسالی به یثرب و شرفیاب شدن نمایندگان آن دیار با رسول الله و برنامه ریزی و مبایعت جهت انتقال هرچه سریع تر پیامبر و یارانش و مرکز مسلمانان از مکه به مدینه.  

و سفر پیامبر به بیت المقدس و ملاقات با انبیای عظام از این زاویه جای تامل است که رسول خدا راه حل های فراوانی را جهت برون رفت از بحران حاصله از این شب روی برای مسلمانان به ارمغان می آورد و این سفر، نقطه عطف و سرآغازی به شمار می اید جهت تشکیل دولت مدنی در مدینه و مدیریت سیاسی و اجتماعی شبه جزیره عربی توسط پیامبر و یاران همراهش.

پیام  دوم* بندگی خدا بالاترین مقام برای انسان

خداوند جل جلاله به منظور بزرگداشت مقام و رسالت آن حضرت ، معمولا پیامبر گرامی اش محمد را با : ﴿ یَاأَیُّهَا النَّبِیُّ ﴾ [الأنفال: ۶۴]، و﴿ یَاأَیُّهَا الرَّسُولُ ﴾ [المائده: ۴۱] مخاطب قرار می دهد و جز در پنج مورد از قرآن کریم از جمله ﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ﴾ [الفتح: ۲۹]، ﴿ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ ﴾ [الصف: ۶] نام پیامبر خاتمش – محمد – را نیاورده است ؛ آن موارد هم نه به عنوان مخاطب بلکه در قالب خبر و توصیف! ولی در سوره اسراء و در مقام سخن از اسرای آن پیامبر خاکی او را با مقامی جز « عبده» نستوده است!

حکمت این توصیف ویژه ؛ آن هم در این موقعیت خاص بیان دونکته بیشتر نیست برای پیروان و مخاطبان محمد ؛ نخست اینکه او – که از مسجد الحرام به سوی مسجد الاقصی در سیر است – انسانی است همچون خود شما و دوم نیز اینکه محمد هرچند به آسمان ها و ملکوت اعلا عروج کند و یا کارهای معجزه آسای دیگری نیز انجام دهد باز بنده ای برای خدایش بیش نبوده و نیست و هرگز او به مقام الوهیت و خدایی نخواهد رسید؛ چرا که عبودیت بالاترین مقامی است که در غیر آن عزت و سربلندی برای محمد و پیروانش قابل تصور نخواهد بود و اگر مقامی از «عبدالله» بالاتر و شایسته تر وجود داشت قطعاً خداوند آن را برای پیامبرش بکار می برد! تازه خداوند قبل از محمد (ص) نیز این گونه و با همین وصف عبدالله ، به تمجید و توصیف پیامبران دیگرش پرداخته است؛ از جمله ﴿وَاذْکُرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ ﴾ سوره ص: ۴۵، ﴿ وَاذْکُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ﴾  همان سوره آیه ۱۷، ﴿ وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ ﴾ همان سوره آیه ۴۱، ﴿ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ﴾ همان سوره آیه ۳۰  و ….

 پیام سوم * بازپس گیری خلافت زمین از یهودیان و مسیحیان و سپردن آن به مسلمانان

 فلسفه سفر شبانه پیامبر اسلام از بیت الحرام به بیت المقدس را باید در این جستجو نمود که دیگر پیروان از جاده منحرف شده ی موسی و عیسی که دین و دنیا و آخرت مردم و جهانیان را به تباهی کشانیده اند شایستگی سکان داری جهان توحید و یکتاپرستی را از دست داده اند و حضور محمد در این مکان و اجتماعش با پیامبران الهی سابق ، در آنجا و امامت نماز برای آنان به مثابه تودیع و معارفه ای است رسمی و نمادین که به مفاد آن امامت و سیادت روحی و معنوی این امت برای همیشه از پیروان دروغین آن پیامبران بازپس گرفته شده  و به پیامبر خاتم و پیروان راستینش واگذار شده است.

قرآن کریم گوشه ای از جنایت های یهودیان و مسیحیان که بخاطر آن اینگونه مطرود شدند را یادآور شده است: ﴿ لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَنَحْنُ أَغْنِیَاءُ سَنَکْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ ﴾ [آل عمران: ۱۸۱] مسلماً خداوند، سخن کسانى را که گفتند: «خدا نیازمند است و ما توانگریم»، شنید به زودى آنچه را گفتند و به ناحق کشتنِ آنان پیامبران را، خواهیم نوشت و خواهیم گفت«بچشید عذابِ سوزان را»

و﴿وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّهِ مَغْلُولَهٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشَاءُ ﴾ [المائده: ۶۴ و یهود گفتند: «دست خدا بسته است دست هاى خودشان بسته باد و به سزاى‏ آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند بلکه هر دو دست او گشاده است، هر گونه بخواهد مى‏ بخشد و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، بر طغیان و کفر بسیارى از ایشان خواهد افزود و تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم هر بار که آتشى براى پیکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و در زمین براى فساد مى ‏کوشند و خدا مفسدان را دوست نمى ‏دارد.

﴿ لَقَدْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَیْهِمْ رُسُلًا کُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُهُمْ فَرِیقًا کَذَّبُوا وَفَرِیقًا یَقْتُلُونَ ﴾ [المائده: ۷۰]، پرونده قتل پیامبرانی چون حزقیال وأشعیا وأرمیا ویحیى وزکریا مربوط به این یهودیان از مسیر منحرف شده به ثبت رسیده و البته که تلاش های مذبوحانه ای از خود نشان دادند جهت به قتل رسانیدن حضرت عیسى علیه السلام که خداوند او را از چنگال خبیث‌ آنان نجات داد.

پیام  چهارم* مسجد الاقصی و فلسطین از آن مسلمانان است نه غاصبان

یکی از دستاوردهای سفر شبانه پیامبر اسلام این بود که مسجد الاقصی و فلسطین از آن مسلمانان است و در واقع این مکان مقدس امانتی است که پیامبر اسلام آن را به عنوان یک ارمغان از سوی پروردگارش دریافت نموده و محافظت از این قبله نخست مسلمانان قبل از هرکس برعهده پیروان محمد(ص) است و نباید در انجام این وظیفه مهم سهل انگاری نمایند.

تاریخ  گواه است که فلسطین یک بار توسط أمیر المؤمنین عمر بن الخطَّاب از چنگال غاصبان درآورده شد و دیگر بار هم توسط فرمانده دلاور کورد صلاح الدین ایوبی فتح شد و قطعا بازپس گیری و فتح مجدد آن بر عهده نسل جدید مسلمانان می باشد که الحق امروزه فلسطینی های مبارز و مسلمان نمایندگی دیگر مسلمانان را به بهترین کیفیت می کنند. 

پیام  پنجم* امامت نماز توسط رسول الله برای سایر انبیا بیانگر این است که ادیان آسمانی دارای اصول واحد و مشترکی بوده و در واقع همه از یک منبع ارسال شده اند و دین اسلام هرچند برترین دین برگزیده الهی و محمد(ص) نیز خاتم انبیا و پیامبران است ولی باز برای ادیان دیگر آسمانی و پیروانش احترام قائل است ؛ پس بر پیروان ادیان لازم است که ضمن احترام به همدیگر، همزیستی مسالمت آمیزی همچون پیامبرانشان را پیشه نمایند نه اینکه درگیری و خشونت علیه همدیگر را به بهانه هایی که بیشتر در روز قیامت قابل حساب رسی اند تا دنیا ، در دستور کار خود قرار دهند!

پیام  ششم*اسلام عبارت است از مشهودات و غیبیات که در بخش نخست می توان از عقل و استدلال و فلسفه بافی کمک گرفت ولی در بخش دوم مجالی برای تفکر و تعقل وجود نداشته و باید بدون چون و چرا نسلیم شد که سفر معراج و اسرا مربوط به این بخش است.

پیام  هفتم*پایداری بر هدف و خالی نکردن پشت رهبران در هر شرایطی

حادثه اسراء نزد مردمان آن زمان – و البته امروزه – دور از ذهن و غیر عقلانی می نمود و همین باعث شد که عده ای از بدخواهان کوته بین در صدد بر آیند تا این سوژه را بهانه ای قرار دهند برای تخطئه گفتمان پیامبر و ایجاد شک و تفرقه در بین مسلمانان ؛ آری عده ای از روشنفکر نماهای آن دوران! با اظهار اینکه ادعای محمد مبنی بر مسافرت شبانه به بیت المقدس ظرف چند ساعت ! و سخن از دستاوردهای این سفر و…با عقل ما قریشیان! سازگار نیست خواستند نخست آب صاف و زلال موجود در مکه را گل آلود نموده و سپس به شکار ماهی و شاید نهنگ بپردازند ! همین بود که بلند گوهای تبلیغاتی اشان علیه محمد به صدا در آمد و هر کس و ناکسی در صدد این بود که مسلمانان را نسبت به پیروی ازرسول الله دل سرد و مشکوک نماید!  دراین میان موضع و واکنش یکی از یاران با سابقه و پیشکسوت پیامبر نسبت به این مسافرت – به ظاهر غیر عقلانی- جای تامل و عبرت دارد.

در کتاب های معتبر تاریخ آمده است که سران مشرک به منظور به هم زدن صف به هم فشرده مسلمانان و استفاده از این سوژه موجود ، نزد یکی از نزدیک ترین یاران پیامبر ، ابوبکر می روند و این گونه با او سخن می گویند :

رفیق تو ! ادعا می کند که امشب طی مسافرتی به بیت المقدس رفته و سپس باز گشته است ! حال اینکه ما  از دیر باز این راه طولانی (۱۷۰۰ کیلومتری)را پیموده ایم ولی هرگز در کم تر از دو ماه وقت برای رفت و برگشت ، این کار صورت نپذیرفته است! اکنون شما ای ابوبکر؛ آیا محمد را در این ادعای عجیب و غزیبش تصدیق می کنی؟!

همه نگاه های دوست و دشمن به سمت ابوبکر دوخته شده بود؛ که آیا او حاضر خواهد شد ادعای جدید پیامبرش را قبول کند و علی رغم غیر عاقلانه بودن موضوع! باز او را تایید خواهد نمود؟ یا اینکه بدون تعلل و تعارف او را تکذیب نموده و ادعایش را بی اساس و پایه می انگارد؟!

ابوبکر که بیش از همه محمد(ص) را می شناخت در واکنش و پاسخ به آنان گفت : اگر آنچه شما می گویید سخن محمد باشد؛ من آن را تصدیق می کنم ؛ تازه من از این عجیب و غریب تر او را نیز تایید خواهم نمود ؛ من به تمام آنچه محمد(ص) از اخبار آسمان می گوید بدون کم و کاست ایمان و باور دارم…

از آن روز به بعد، ابوبکر به لقب صدیق ملقب شد و شایستگی خود برای اینکه به عنوان تنها یاور رسول الله در هجرت به مدینه باشد را کسب نمود. 

موضع تائید و تصدیق حضرت ابوبکر و بیشتر اصحاب نسبت به این سفر نبوی ضربه ی سنگینی بود که بر پیکر مشرکان بدخواه و کینه توز قریش فرود آمد ، آنجا که ابوبکر در جواب مشرکانی که خواستار اظهارنظر او درباره ی اسراء و معراج محمد بودند گفت:قطعا او راست می گوید و من هرروز می شنوم که از آسمان برایش وحی فرود می آید و آن را نیز تصدیق می کنم…

این موضع ابوبکر صدیق همچنین باعث شد که مشرکان برای همیشه از ابوبکر ناامید شده و درمقابل ، حضرت محمد نیز اعتماد صدچندانی نسبت به او پیدا کرده و او را به عنوان یار غار و هجرت خود برگزید.

آری ابوبکر صدیق با این عکس العمل منطقی خود آبی سرد بر تنور داغ بدخواهان رهبرش محمد صلی الله علیه و سلم ریخت و از طرفی نیز درس بزرگی را به نسل های بعد از خود ارائه نمود که باید در همه شرایط پشت سر رهبران خود ایستاد و لحظه ای و تحت هر بهانه ای نباید آنان را تنها گذاشت و هرگز نباید بنی اسرائیل آسا به پیامبر خود گفت: یَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِیهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ
اى موسى، تا وقتى آنان در آن شهرند ما هرگز پاى در آن ننهیم؛ تو و پروردگارت بروید و جنگ کنید که ما همین جا مى ‏نشینیم…

والسلام

رسول رسولی کیا-  کارشناس ارشد قرآن و سیره

برچسب ها
نمایش بیشتر

رسول رسولی‌کیا

*نویسنده و مترجم * آذزبایجان غربی - مهاباد * شغل : دبیر آموزش و پرورش

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 − نه =

دکمه بازگشت به بالا
بستن