اخلاق و تربیتفرهنگ و جامعه

در محضر ابوحامد محمد غزالی(۱)

نویسنده: صدیق قطبی

«ای فرزند، از نصیحت‌ها که آن حضرت به عالمیان فرموده‌اند یکی این است که «علامه إعراض الله تعالى عن العبد اشتغاله بما لا یعنیه ، وإن امرأ ذهبت ساعه من عمره فی غیر ما خلق له لجدیر أن تطول علیه حسرته ، ومن جاوز الأربعین ، ولم یغلب خیره شره فلیتجهز للنار»[از نشانه‌های رویگردانی خدا از بنده آن است که بنده به امور بیهوده سرگرم شود و اگر کسی یک ساعت از عُمر خویش را در مسیری جز آنچه برای آن آفریده شده سپری کند شایسته است که بر آن حسرت بسیار خورَد و هر کس چهل سال از عمرش بگذرد و خوبی‌اش بر بدی‌اش چیره نگردد، باید خود را برای دوزخ آماده کند]؛ جهان را این نصیحت و موعظت کفایت است.

ای فرزند… تو را از تحصیل علم کلام و خلاف و طب و نجوم و شعر و عروض و دواوین بُحتُری و حماسه و مُتنبّی چه حاصل جز تضییع عمر. به جلال ذوالجلال که در انجیل عیسی علی‌الصلاه‌والسلام یافته‌آم که از آن‌گاه که میت را بر جنازه نهند تا آنگاه که او را به لب گور برند باری تعالی به خودی خود از وی چهل سؤال بکند، اول این باشد که«عبدی طَهَرتَ مَنظَرَ الخلقِ سنینَ هَل طَهَرتَ مَنظری ساعهً»[بنده‌ی ما سالها به خود را در نگاه مردم پاک و آراسته نُمودی، ساعتی هم خود را برای من پاک کردی؟] ای فرزند، هر روز به دل تو ندا می‌کنند که «ما تَصنَعُ بِغَیری و أنتَ محفوفٌ بخیری»[با غیر من تو را چه کار، حال آنکه در غرق در لطف و نیکی منی؟]، اما تو خود کری و نمی‌شنوی.
[…] ای فرزند، در وصایای لقمان آمده است که پسر را وصیت می‌کرد و می‌گفت: «یا بُنیَّ لایکوننّ الدّیکُ أکیَسُ مِنکَ یُنادی بالأسحار و أنت نائمٌ»[فرزندم، خروس از تو زیرک‌تر نباشد که در سحر ندا دردهد و تو در خواب باشی]. و چه نیکو و لایق این سخن گفته است آن کس که این بیت گفته:
لقد هَتَفَتْ فی جُنْحِ لَیْلٍ حَمَامَه ٌ
على فَنَنٍ وهناً وإنّی لَنائِمُ
کَذَبْتُ وبَیْتِ اللّهِ لو کُنْتُ عَاشقاً
لَمَا سَبَقَتْنِی بالْبُکَاءِ الْحَمَائِمُ
[در دل شب کبوتری آواز داد، در شاخ درختی می‌خواند و من خفته بودم. دروغ گفتم، سوگند به خدا، اگر عاشق بودم، کبوتر در گریستن از من پیشی نمی‌گرفت/ شعر از قیس بن الملوح(مجنون لیلی)] […] … پرسیده‌ای که تصوف چیست، بدان که تصوف دو چیز است: راستی با خدای تعالی و سکون از خلق؛ هر که با خدای عزّوجل راست‌روزگار است و با خلق نیکوخوی و بردبار است او صوفی است….
[…] ای فرزند، باقی سؤالات بعضی آن است که در اغلب تصانیف ما مسطور است از آنجا طلب کن و بعضی آن است که نوشتن آن حرام است؛ تو آنچه می دانی به عمل می‌آور تا آنچه ندانی بر تو مکشوف گردد.
ای فرزند، به خدا، به خدا، که اگر روشی کنی[بپیمایی و سالک شوی] عجایب بینی و در هر منزلی جان کَن که بی جان کَندن به جایی نرسی و کاری برنیاید. ذوالنون مصری رحمه‌الله علیه خوش گفته است به یکی از شاگردان خویش: «إن قَدَرتَ علی بذلِ الرّوح فَتَعال و إلا تَشتَغِل بِتُرَّهاتِ الصوفیه»[اگر می‌توانی روحت را فدا کنی، قدم در راه نِه؛ و إلا خود را به اباطیل صوفیان مشغول گردان.»

✨ مکاتیب فارسی غزّالی: فضائل الأنام من رسائل حجه‌الاسلام، ‌به اهتمام مهدی قربانیان، نشر بصیرت

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
رفتن به نوارابزار