در محضر ابوحامد محمد غزالی(۲)

tabyeen.com

tabyeen.com

نویسنده: صدیق قطبی

«ای فرزند، سخن کوتاه کنم و تو را نصیحت کنم به هشت چیز، چهار ناکردنی و چهار کردنی
[…]

اما ناکردنی، اول باید که تا توانی مناظره نکنی و با هر کس در مسأله‌ای که رَوَد حجت نگیری که آفات آن بسیار است و اثم آن از نفع آن بیشتر. زیرا که منبع همه‌ی اخلاق ذمیمه است، چون ریا و حسد و کبر و حقد و عداوت و مباهات و غیر آنها. پس اگر مسأله‌ای در افتد میان تو و میان دیگری و یا میان تو و قومی و مراد تو آن باشد که آنچه حق است آشگار گردد، بدین نیت روا باشد که در آن مسأله بحثی رود و صدق این نیت را دو نشان باشد: یکی اینکه فرق نکنی میان آنکه حق بر زبان تو مکشوف گردد یا بر زبان دیگری؛ و دوم آنکه بحث کردن در این مسأله در خلوت دوست‌تر داری که در ملأ
[…]

ناکردنی دوم آنکه از واعظی و مذکِّری احتراز کنی که آفات آن بسیار است، الا آنکه دانی که آنچه می‌گویی نخست خود به عمل آورده باشی[…]
چنانکه به این عمل مبتلا گردی از دو چیز احتراز کن: یکی تکلف کردن در سخن به عبارات و استعارات و شطح و طامات و اشعار و ابیات، که خدای تعالی متکلفان را دشمن می‌دارد و تکلف چون از حد در گذرد دلیل کند بر خرابی باطن و غفلت دل[…]
و دیگر باید که در وعظ گفتن دل به آن ندهی و در بند آن نباشی که خلق در مجلس تو نعره ‌زنند و حالت و وجد می‌سازند و های و هوی زنند و جامه‌ها چاک کنند و شور و آشوب در مجلس افگنند تا مردمان گویند که مجلسی خوش می‌دارد و خوش وعظی می‌گوید[…]

ناکردنی سوم آنکه بر هیچ پادشاه و بر هیچ امیر ظالم سلام نکنی و با ایشان مجالست و مخالطت نکنی، بل ایشان را خود نبینی که در دیدن ایشان و مجالست و مخالطت با ایشان آفات بسیار است و اگر به دیدن ایشان مبتلی گردی باید که فضّالی و مَداحی و ثناخوانی در باقی کنی[به‌دور افکنی]…. و اگر به دیدن یکی از ایشان روی به آن نیت روی که شفاعتی بهر مظلومی کنی بعد از آنکه دانسته باشی از تو قبول خواهد کرد و یا او را از کاری بد باز داری بعد از آنکه غالب ظن تو بر آن باشد که از تو خواهد شنید؛ و اگر یکی از ایشان به دیدن تو آید همچنین دانی که به ارادت آمده است از نصیحت بازنگیری و به طریق عقل او را از چیزهای بد بازداری.
ناکردنی چهارم آنکه از ایشان چیزی قبول نکنی و اگر چه دانی که آنچه می‌دهند حلال است، زیرا که طمع به مال ایشان سبب فساد دین بُوَد و از آن مداهنت و مراعاتِ جانبِ ایشان و موافقت بر ظلم ایشان و فسق و فجور ایشان تولد کند و این همه هلاک دین است…

ای فرزند، از این چهار چیز احتراز کن که ناکردنی است.

و اما آنچه کردنی است آن نیز چهار است:

اول آنکه هر معامله که میان تو و میان خدای تعالی باشد، چنان کنی که اگر بنده‌ای از آن تو در حق تو کند نرنجی و بپسندی و بر وی خشم نگیری و هر چه از بنده‌ی خویش در حق خویش نپسندی باید که از خویشتن در بندگی خدای تعالی نپسندی[…]

دوم، هر معاملتی که میان تو و میان حلق باشد با خلق چنان کنی که اگر ایشان به تو کنند بپسندی و روا داری و نرنجی، «فلا یَکمُل ایمانُ عبدٍ حتّی یُحبَّ لسائرِالناسِ ما یحبُّ لنفسه»[ایمان کسی به کمال نمی‌رسد مگر آنکه هر آنچه برای خود می‌پسندد برای دیگران نیز بپسندد.]

سوم آنکه چون مطالعه‌ی علمی کنی و علمی خوانی باید که علمی باشد که اگر تو به مَثَل بدانی که عمر تو یک هفته بیش نمانده است بدان مشغول گردی و این معلوم است که اگر تو بدانی که عمر تو یک هفته بیش نمانده است در آن هفته به علم فقه و خلاف و اصول کلام و امثال آن مشغول نگردی، زیرا دانی که در آن هفته این علم‌ها به فریاد تو نخواهد رسیدن، بلکه به مراقبت دل و معرفت صفات خود مشغول گردی و وی را از علایق و عوایق دنیا و اخلاق ذمیمه پاک گردانی و به محبت حق تعالی و اخلاق حسنه متّصف گردی و به عبادت مشغول شوی[…]

چهارم آنکه قُوْت و کِسوت خود و عیال از حلالْ حاصل کنی، به شرط آنکه بیش از کفاف یک‌ساله حاصل نکنی…»

✨ مکاتیب فارسی غزّالی: فضائل الأنام من رسائل حجه‌الاسلام، ‌به اهتمام مهدی قربانیان، نشر بصیرت

منبع: عقل آبی

/

  • برچسب ها
  • دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    14 − نه =