دست دزد ، و زبان وزیر را ببرید و قطع کنید

دزد ، و زبان وزیر را ببرید و قطع کنید - دست دزد ، و زبان وزیر را ببرید و قطع کنید


یـکـبـار پـادشاهی چند خـــر ، و الاغ را دیـد که کاملا منظم در یـک صـف ، ودر یک قـطـار پشت سـرهم راه می روند، از خــــر بـان ،وخــر چــران پـرسید تو چگونه اینها با این نـظـم کنتـرل می کنی؟ خـــربــان گـفـت هریـکی از این خـر هـا صــف رابشـکنـد ، وکـج راه برود او را تـنـبـیـه می کنم لــذا بقیه از ترس راست و مستقیم ، و در صـف راه می روند.

پــــادشـــاه به خــربـان گـفـت؛ ایـــا تو می توانی در کـشـورم امـنـیـت را اجــرا ، و بـرقــرار کنی ؟؟؟ خـــربــان گـفـت ؛ بـــلــه و پــادشــاه خـــربـان را قـاضـی ، و حَــکــم قــرار داد. چـنـدی بـعد دزدی را دسـتـگـیـر کرده و پیش خــربـان ، و قـاضـی جــدیـد اوردند او بلافاصله دسـتـور داد ، دستـش را ببرید ، و قطع بکنید. جــلاد ، و مـامـور قـطـع کننده اهـسـتـه در گـوش خـربـان ، و قـاضـی جـدیـد گـفـت: اقـای قـاضـی یادت باشد این اقای دزده از خویشاوندان ، و دوسـتان و زیـر هستند! بـاری دیـگـر خــربـان ، و قـاضـی جــدیـد دسـتـور داد که دست دزد را بـبریـد ، و قطع بکنید. این بار خـود و زیــر اهـسـتـه در گـوش قـاضـی گـفـت ؛ لـطـفـا مـراعـات بفرماید ؛ ایشـون از خودیها هستند ؟؟؟

خــربـان ، و قـاضـی جـدیـد به عـلـت اصلی نا امنی کـشـور پی برد لــذا بـلافـاصـلـه دسـتـور داد که دست دزد را ، و زبـان وزیر هر دوتـا را قـطـع بکنند ، و بـبـرند.  و چنین کردند ، و از ان زمـان به بعـد در تمام کشور امـنـیـت باز امد ، و بر قرار شد.

در پـایـان اگـر ما می خواهیم در تـمام دنـیـا ، و مـخـصـوصـا در کـشـورهای اسلامی ، و در کشـورهایی که نا امنی است امـنـیت و ارامش بیاید ، و برقرار بشود نیاز به همچنین تصمیماتی قاطع و بدون اغـمـاض داشته ، و داریم. به امـیـد ،ان زمان ، وان روزها.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *