مطالعات اسلامی

دنیا منهای دین، چه تحفه ای برای بشر دارد؟

نویسنده: کتایون محمودی

بنیاد اعتقاد مسلمانان، بر پایه هایی استوار است که خلل ناپذیر است و کتابی،‌ برنامۀ آنهاست که به گفتۀ صاحبش، از هر شبهه ای بری است…

مسلمانان و دینشان چنان بهم در آمیخته و عجین هستند که جدایی میان آنها ، گاهی ممکن نیست، البته صدور اشتباه و امکان خطا از مسلمان که بشر است و ممکن الخطا هم بعید نیست ولی آنچه مسلم است بی خدشه-گی کتاب و اصول اعتقادیشان است که جای هر تردیدی را تنگ می کند.

از همان روزهایی که امین ترین مردم یک قوم، سفیر و پیامبر این رسالت شد می توان دریافت که از آن تفسیرهای گوناگونی شده که گاه مغرضانه و گاه عامدانه بر تخریب دیدگاه هایش اصرار داشته اند..

هر بار به شکلی و هر دفعه به نامی، علیه آن شمشیر کشیده اند.. خروج و صدور تفکراتی از همان ابتدا با نام و نشان های غریب، تا امروز با نام و ‌کدهایی غریب تر…

اما آنچه درخور توجه است، دشمنی برهنۀ کسانی است که لباس دیگری بر تن دارند و با نام دین، دست به خدعه تشکیک برده اند..
شاید خشن تر از دشمنی های آشکار، این بار به نام مسلمانی و دین در قرائتی دیگر…

اسلام بعنوان دینی اهل مدارا و تسامح، شناخته می شود و در عمل هم آن را ثابت کرده است..
تاریخ گواه خوبی است و البته تاریخمندی..

ولی این تاریخمندی را می توان بر چیزی تحمیل کرد که تا ابدیت معتبر است و از قلب زلالش، چشمه ها می جوشد و هرگز کهنه نمی گردد؟

1 0 300x300 - دنیا منهای دین، چه تحفه ای برای بشر دارد؟آیا می توان گفت که این برنامه برای مقطعی از زمان مجوز دارد و برای برهه دیگری نه؟
برنامۀ جهان-شمول پیامبر با تاکید پروردگار، آیا می شود تاریخ مصرف دار اعلامش کرد و عقیمش دانست؟

از همه مهم تر، آیا منشور رستگاری بشر که لا ریب فیه است، چون ادیان و کتابان تحریف شده دیگر، برایش پروژه زمان بندی اعلام کرد و ساقط و ناقص اعلامش نمود؟

آیا این پرده بر آفتاب کشیدن نیست که دیگرانی با خر لنگان عقل، می خواهند بشر را ناجی باشند؟

عقلی که گاهی خودش بر داعیانش، آوار می شود…

گاهی بمب اتم می شود و کرانه ای از دنیا را می بلعد، گاهی تز همجنس گرایی می گردد و افول بشریت را پیش رو دارد، گاهی دایۀ مهربان تر می شود تا دست بشر از آسمان را قطع کند، آن وقت از ترهات زمین، چه برایش به ارمغان دارد که حتی قادر به ساخت دارویی برای بیماری هایش نیست!

به چه چیزش ، چنین غره شده که اعلام «خدای مردگی» می کند و بر قلۀ غرورش بانگ «أنا ربکم الأعلی» سر می دهد و درس نمی گیرد از سرنوشت نمرودی که پشه ای مخلوق ضعیف خدا دمار از روزگارش درآورد و جانش را گرفت.

درس نمی گیرند از آنانی که روزی انسان را از نسل میمون خواندند و از همان روز تا کنون، میمونی آدم نشد!

از آنهایی که برای رهایی بشر، طرح آزادی جنسی را طرح کردند و در مردابش صد بار ماندند و این هم راه چاره نبود…

از آنهایی که دین را تعطیل و مختص به احوال فرد کردند و آمار خودکشی و تنهایی شان سر به فلک زد..

دنیا منهای دین، چه تحفه ای برای بشر دارد؟

و علم با این صدای بم و گوشخراشش، برای لحظه های تنهایی انسان چه دارد؟
برای آرامش روحش، برای التیام روانش، و برای .. چه نسخه ای پیچیده است؟

علمی که مدعیان برتریش، انسان را آزاد کردند از اخلاق، برای جبرانش چه روی میز دارند؟

خلأ وجود دین را براستی با چه پر می کنند؟

راستی با حذف دین و تاریخ مصرف دار کردنش، چه بجایش دارید؟

نمایش بیشتر

کتایون محمودی

کتایون محمودی/ روزنامه‌ نگار و کارشناس ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
رفتن به نوارابزار