شعر

رابطه عقل و علم با وحی و دین

وحی، نور است و ضیاء و روشنی/ عقل چون چشم است و دیده در تنی
چشم کی بی‌نور بیند راه را / نور باید تا ببیند چاه را
در شب تاریک هر دو چون همند/ چشم کور و چشم روشن همدمند
گر نباشد شرع و اسلام و کتاب / عقل انسان کی برد ره در صواب
کی نماید خیر محض از شر جدا / کی کند فرق ضلالت از هْدی
پس وجود انبیا و وحی در دین / لازم است از بهر تحصیل یقین
عقل بی‌دین ره بجایی کی برد / کی تواند نیک‌بختی آورد
عقل در اسلام صاحب ارزش است / خود کمال است و مدار بینش است
بچه و دیوانه از تکلیف دور / چون نکرده عقل کاملشان ظهور
عقل محتاج است به علم و تجربه / علم هم محتاج عقل است بی شُبهه
آنکه پندارد که با علم زمین / احتیاجی نیست انسان را به دین
اصل انسان را درست نشناخته/ انحرافش جهل و خود را باخته
نشنود از خود ندای فطرتش / فاقد توشه به وقت رحلتش
دین بگوید راز مبدأ با معاد / دین جدا سازد مصالح از فساد
در وجود و خلقت انسان سه چیز / غایت است ای دل! اگر داری تمیز
یک عبادت بهر ذات کردگار / بندگی در ساحت پرودگار
دو عمارت کردن ارض و زمین / کند و کاوش کردن و کشف نوین
سه سعادت یافتن پایان کار / از حساب روز محشر رستگار
در نتیجه علم بهر زندگی است / زندگی هم بهر دین و بندگی است
گر نباشد وحی از رب جلیل / عقل و علمت گمرهی است بهر سبیل
تا قیامت کار دین فرسوده نیست / در نبود دین روان آسوده نیست
دین حق از عقل و وصفت پیشتاز / جای ایمان را نگیرد نفت و گاز
خودرو و طیاره و ماتورها / بی‌شعورند باربر در دست ما
صنعت و عرف بشر دارد تغییر / کهنه می‌گردند و خارج از مسیر
چون که دارد نقص ایراد و کمی / جاگزینش می‌نمایند هر دمی
لیک دین را نیست تغییر و زوال / زندگی از راه دین یابد کمال
در جهان چندین دول در صحنه‌اند / هر یکی قانون و رسمی کرده‌اند
هر کسی گوید که قانونش مه است / علتش اینست که اوضاعش به است
عقل انسان تابع روز و محیط / غافل از مستقبل و درک بسیط
زندگی دنیاست بهر امتحان / تا چه راهی می‌گزینند مردمان
خودرو و طیاره و برق و اتوم / تلفن و بیسیم و تلویزیون عموم
کشتی و ماشین و ماتور و قطار / نفت و گاز و پولهای بی‌شمار
نعمت پروردگارند بر بشر / یک طرف خیرند و از یک بعد شر
گر بکار گیرد برای ظلم و زور / یا فساد و شهوت و فسق و فجور
گردن‌افرازی و جنگ و حق‌کشی / غارت و اشغال‌گری و بهره‌کشی
خیر نبود بر بشر این اقتدار / این چنین تکنیک و صنعت مرگبار
همچو شمشیر است بدست راهزن / زورمداران را از این ره فوت و فن
ور برای صلح و خدمت در جهان / بر بشر خیری رسانند هر زمان
کس مخالف نیست با این پیشرفت / نافع است باید به سویش پیش‌رفت

برچسب ها

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیست − 16 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن