راز تاثیر سخنان حضرت محمد صلی الله علیه و سلم

694863485 - راز تاثیر سخنان حضرت محمد صلی الله علیه و سلم

رسول الله


نویسنده: رسول رسولی کیا– کارشناس ارشد قرآن و سیره

مشرکان معاصر پیامبر جهت تخریب چهره آن حضرت از هیچ وسیله ای دریغ نمی کردند و هر وصله و اتهامی که باعث کسرشأن آن حضرت و رسالتش می شد ،به وی نسبت می داند .

گاهی او را شعبده باز و ساحر معرفی می کردند تا بدینگونه از قداست سخنانش کاسته و مردم را از عاقبت و سرانجام بد پیروی از او برحذر دارند! گاهی نیز آن حضرت را شاعر می خواندند تا بدینگونه پیام او را زاییده احساسات و ذوق وشوری شاعرانه معرفی نمایند که  فاقد هر گونه شعور و منطق می باشد! و البته بیشتر اوقات نیز محمدامین را مجنون و دیوانه می‌پنداشتند ؛ تا شاید از این طریق بتوانند از گسترده  تاثیرات فراوان سخنانش کاسته و پیام محمد را عاری ازهرگونه اندیشه وخِرَد معرفی نمایند و شخصیت بی نظیرو در اُوجش را تخریب کرده وبه پایین بکشند !

البته گاهی نیزمحمد را متهم می کرند که پیام جدیدش راکه عبارت است ازاسطوره های گذشتگان! ازاستادانی غریبه وعجم فراگرفته است ؛ تا بدینگونه اورا مهمانی ناخوانده ودرد ناآشنا معرفی نمایندو……

به طور کلی بدخواهان ومشرکان و یهودیان آن دوره ازمتهم نمودن پیامبربه هرآنچه ازدرون پلید و تهی از انصافشان  تراوش می نمود مضایقه نمی کردند. مخالفان محمد آنقدردرتخریب چهره محمد جدی وچابک بودند که عده ای را مأمورکرده بودند تا ورودی ها ومسافران به شهرشان را کنترل کرده وزیرنظربگیرند تا با ادبیات ونگرش ویژه اشان محمد را به آنان معرفی نمایند وازملاقات احتمالی آن غریبه ها با محمد و یا طرفدارانش جلوگیری نمایند وهمچنین بعثه ها وکاروان های تجاری وبازرگانی قریش را که به دیارو سامان های دیگرسفرمی کردند ، مأمورمی نمودند تا درطول سفرشان ازمحمد و رسالتش به بدی یادکرده وجهان خارج را از شراره های مضروخطرناک دین وپیامبرجدید برحذر دارند .

داستان سیاه نمایی های ابوجهل وابولهب علیه محمد درداخل شهر مکه و همچنین اعترافات ناخواسته بازرگان بلند آوزه جهان عرب ، ابوسفیان درحضورپادشاه بزرگ روم ،هرقل  ، درخارج از شبه جزیره بسیارمشهورو قابل توجه می باشد.

آن چه دراین میان قابل تامل می باشد اینکه مشرکان و بدخواهان محمد درچند زمینه  و محور از زندگی آن حضرت لب به تهمت وتخریب وبدگویی از او  نمی زدند و راز تاثیر سخنان ایشان را در این موارد می توان جستجو نمود. از میان آن مواردی که مشرکان هرگز نتوانستند محمد را در آن به مسلخ اتهام بکشند و بلکه سکوتی مغلوبانه  و تایید آمیز بر اردوگاه سراپا دروغ و تزویرشان حاکم بود ، می توان به موارد زیر اشاره نمود:

۱)خانواده

مورخان اتهامات وبدگویی های مشرکان نسبت به خانواده پیامبر واعضای آن رامخابره ننموده اند ؛ هرگز شخصی از مخالفان آن حضرت نتوانست شخصیت خدیجه راکه منحصربه فرد بود زیرسؤال آورد، ویا درباره دختران آن حضرت سیاه نمایی نماید ! تازه کسی نمی توانست ازشخصیت مثبت  زید بن حارثه وعلی بن ابی طالب نیز که درخانه  و آغوش محمد بزرگ شده بودند به  بدی یاد کند!

زیرا گزینش خدیجه به عنوان همسر ، توسط محمد(ص)خالی ازهرگونه ایراد واتهام بود؛ خدیجه آن قدر درجامعه تأثیرگذاربود که همه ی مردم به اواعتماد داشتند ، دورونزدیک درباره سخاوت ورشادت اوداستان ها وخاطره ها داشتند !

پیامبر واعضای خانواده اش در پذیرش پیام و پامبر جدید هماهنگ وهمراه بودند ، آن حضرت هر پیام و سخنی  را ابتدا با خانواده اش در میان می گذاشت و سپس آن را بر جامعه و مردم عرضه می داشت ، پیامبر پس از دریافت وحی نیز مراتب را قبل از همه باهمسرو همراه همرازش – خدیجه – درمیان می گذارد و ازاوبه عنوان همسر خود و مادرفرزندانش می خواهد که پیامبریش را باورنموده ودراین راه همکارش باشد، علی وزید نیز که عضوی ازخانواده آن حضرت به شمارمی آمدند به عنوان نخستین پایه های دعوت محمدی اعمال وظیفه می نمودند.

یکی ازافسوس های محمد(ص) این بود که نتوانست عمویش ابولهب رابا پیامش مأنوس نماید وهمواره به این افتخارمی کرد که دیگرعمویش ابوطالب – علی رغم ایمان نیاوردنش – از او و پیامش حمایت می کرد.

درشهرمکه ومدینه خانواده محمد به عنوان موفق ترین وخوشبخت ترین خانواده مطرح بود ؛ هرگزاتفاق نیفتاد روزی کسی در مجلس سخرانی پیامبر به پاخیزد واز تضاد بین گفته های آن حضرت ورفتارخانواده اش شِکوه و گلایه  داشته باشد!

محمد و خانوداه اش آنقدر سالم و قابل اعتماد بودند که وقتی داستانی ساختگی و بی اساس برای یکی از همسران پاک آن پیامبر می بافند ، می بیبنیم که مردم و جامعه ، آن (افک عظیم) را بر نتابیده و قبل از این که خداوند آن را تکذیب نماید ، بی اساس بودن آن را به هم دیگر و شخص محمد و همسرش  نوید می دادند.

محمد بسیار به خانواده و تربیت آن توجه نمود و ثابت کرد پیامبری که خانواده ای هماهنگ و متعهد پشت سر داشته باشد موفقیت هایش صد چندان پیامبرانی همچون نوح و لوط است که به تعبیر قرآن همسرانشان به آنان خیانت روا داشته بودند ( فخانتاهما)

محمد با این گام عظیمش ثابت نمود که دعوتگری که نتواند خانواده اش را تربیت نموده و با خود و پیامش مانوس و همراه نماید چگونه خواهد توانست مردم را به راه راست راهنمایی نماید؟!

محمد به ما دعوتگران آموخت که باید در انتخاب همسر و مادر فرزندان دقت و سخت گیری نمود چرا که خانواده و فرزندان آیینه تمام نمای آموزه ها و گفته های هر دعوتگری به شمار می آیند.

متاسفانه یکی از معضل های اساسی برخی دعوتگران عبارت است ازناکامیشان در تربیت خانواده و فرزندانشان.

۲)اخلاق و رفتار پیامبر

دومین بخش از زندگانی پیامبر که از تیررس دستگاه شایعه پراکنی مشرکان و یهودیان به دور بود عبارت است از اخلاق و رفتار آن حضرت .

محمد اخلاقش آن قدر عظیم بود که همه ، او را ستایش می کردند ، او با تحمل و بردباری بی نظیرش همه ، از جمله مخالفانش را مدیون و مغلوب خود کرده بود ، او با صداقت و درستکاری اش در قلب همه ، از دوست گرفته تا دشمن نفوذ کرده بود ، محمد آن قدر امانت دار بود که اعتماد مخالفانش را قبل از موافقان جلب نموده بود ، کسی نبود که از محمد دروغی شنیده باشد و یا خُلف وعده ای از او دیده باشد ، محمد هرگز برسر کسی داد نزد و فخر نفروخت ، او هرگز همسایه ای را آزار نداد و به کسی آسیبی نرسانید و …

اخلاق محمد به گونه ای بود که توانست در پرتو آن تمام رسالتش را بدون آنکه کسی تناقضی در آن مشاهده نماید ، تبلیغ و تبیین کند.

محمد آن قدر در اخلاق و خوی پسندیده پیشاهنگ بود که به بانک و نگه دارنده ای مطمئن و قابل اعتماد برای امانتی ها و داری های مردمانی تبدیل شده بود که نسبت به همدیگر کوچک ترین اعتماد متقابلی نداشتند و آن روز که محمد از شهر مکه آواره مدینه شد ، عموزاده اش ،علی را – تنها – به منظور بازپس دادن امانتی ها و دارایی های آن مردم نمک ناشناس! به جای خود نشانده بود!

تاریخ ، این صحنه را به نیکی ثبت و ضبط نموده ؛ آنگاه که بزرگان قریش تنها به دلیل اختلاف نظر بر سر اینکه چه کسی “حجرالاسود” را در جای ویژه اش بگذارد ، به جان یکدیگر افتاده بودند و جنگ خانمان سوزی در آستانه شکل گیری بود ؛ ولی محمد امین و صادق با پشتوانه اعتباری که در بین آنان داشت و همچنین با درایت و حکمت منحصر به فردش ، به آن غائله خاتمه داد ؛ آن هم بدون آن که حتی یک نفر با وساطت و پیشنهادش مخالفت کند!

محمد امین با پشتوانه صداقت و درستکاری که در جامعه داشت ، به بازگویی سفر شبانه و چندلحظه ای اش به بیت المقدس و از آنجا به فراز آسمان ها و ملاقات با پروردگار (اسراء و معراج) در میان مردم می پردازد و از آنجا که یاران آن حضرت و به ویژه ابوبکر تاکنون از پیامبرشان دروغی نشنیده بودند او را تصدیق نموده و آن مسافر صادق نیز ، نشان و لقب صدیق را به ابوبکر می دهد .

و بالاخره محمد با اخلاق متین و استوارش توانست بیشتر دشمنانش را به مخالف و اغلب مخالفانش را به دوست و سپس صحابه مبدل سازد (ادفع بالتی هی احسن فاذا الذی بینک و بینه عداوه کانه ولی حمیم )

محمد (ص) به مسلمانان آموخت که مؤثرترین وسیله برای تاثیر در دل مردم عبارت است از اخلاق عظیم.

پیامبر به پیروانش آموخت که فلسفه رسالتش عبارت است از اتمام “مکارم اخلاق” و همواره باید به این بخش مؤثر توجه ویژه نمود .

محمد به نمایندگان اسلام و مسلمانان در جهان آموخت که به جای حرف های قلمبه و سلمبه با رفتار درست و مشروعشان مردم را با روح دین و پیام قرآن آشنا نمایند .

پیام محمد به همه دلسوزان دین اسلام این است که باید در خلوت ، جلوت و جامعه از اخلاق انسانی و اسلامی برخوردار بود.

بر دعوتگران است که برای اصلاح اخلاق امت و خودشان گام بردارند چرا که به قول شاعر نامی عرب شوقی “وَاذا اصیبَ القومُ فی اخلاقِهِم        فَاَقِم علیهم ماتماً و تَعویلاَ =  برملتی که مشکل اخلاقی داشته باشند باید فاتحه خواند.

بر نمازگزاران و حاجیان ما لازم است به خروجی ها و ثمرات اخلاقی عبادت هایشان در جامعه توجه نمایند در غیر این صورت مردم با احساس تناقض بین گفتار و کردار آنان از اسلام فاصله می گیرند.

۳) عبادت و حضور در مسجد

زمانی که آیه ی “واعبد ربک حتی یاتیک الیقین “ای محمد تا زمانی که مرگت فرا می رسد پروردگارت را عبادت کن، بر قلب محمد نازل شد افتخار عبادت و لقب “عبدالله” بودن را از خداوندش دریافت نمود .

محمد در عبادت و حضور در مسجد از همه سبقت گرفته بود و آن حضرت همواره می فرمود :روشنی چشم من در نماز است .

 در سیره ی حضرت محمد (ص)می خوانیم که از مؤذن ویژه اش ، بلال می خواهد با سردادن اذان ، او و یارانش را از مشغله های دنیا راحت نماید (ارحنا بها یا بلال )

محمد (ص) بیشتر اوقات در دل شب و تاریکی به پا می خواست و به تلاوت قران و عبادت می پرداخت و آن قدر روی پا می ایستاد تا پاهایش ورم می کرد و تا این که یکی از همسرانش خطاب به او می گوید : ای رسول الله چرا اینقدر خودت را به زحمت و مشقت می اندازی ، حال اینکه خداوند از گناهان گذشته و حال تو گذشت کرده است؟! ولی او در جواب می گوید : آیا من عبدی سپاسگزار برای پروردگارم نباشم ؟!

محمد (ص) تمام امور مسلمانان را در مسجد رتق و فتق می نمود و آن حضرت فاصله ای بین زندگی مردم و عبادت قائل نبود بلکه همواره این نکته را یادآور می نمود که ایمان و اسلام باید تمام زندگی را در بر بگیرد .

محمد خانه ها و حُجره هایش را نزدیک مسجد بنا نمود تا به مسلمانان بگوید جای بزرگان و انبیا نیز مسجد و عبادت در آن است.

یکی از دعاهای ماثور محمد (ص) این بود که از خدایش می خواست : لاتَجعَل مصیبتَنا فی دیننا {پروردگارا ما را از مصسبت دینی محفوظ بفرما }

در تاریخ نیامده که روزی شخصی از عبادت پیامبر و یا از حضور ایشان و یا خانواده اش در مسجد گلایه داشته باشند ؛ چراکه پیامبر همواره و بویژه در ایام و لیالی خاصی  خانواده اش را  با خود به مسجد می برد و با آن ها به عبادت و تلاوت می پرداخت و یا در خانه به ذکر و فکر می پرداختند و این برای همه مردم مسلم و غیر قابل انکار بود.

محمد گاهی در خانه و در حضور فرزندان خردسال و نوه هایش به اقامه نماز – سنت – می پرداخت و می فرمود : – فرزندان عزیزم – مانند من نماز بگذارید .

پیام محمد به همه این است که دعوتگران بیش از دیگران به عبادت و ارتباط صمیمی و گرم با خدا نیازمندند.  محمد به ما آموخت که او مدت  ۲۳سال “عبدالله” بود و این بزرگترین لقب و افتخار برای وی می باشد پس ای دعوتگران قبل از هرچیز باید “عبدالله” باشید.

محمد(ص) به ما ثابت نمود که عبادات می تواند به عنوان بزرگترین مرکز تولید انرژی برای دعوتگران به شمار آید و بدون عبادت و ذکر خدا نمی توان راه به جایی بُرد.

یکی از پیام های راستین محمد(ص) به دعوتگران راهش این است که باید مردم را نسبت به عبادت به عنوان وظیفه بندگان در مقابل خدا آشنا نمود و دیگر تعبیر آنان را با خدایشان آشنا نمود والبته باید خودشان در این باب نمونه و الگو باشند.

محمد(ص) پدر و مادران مسلمان را موظف نموده بهترین مربی عبادتی و بویژه نماز برای فرزندانشان باشند و در واقع مسئولیت انحراف فرزندان را برعهده والدین گذاشته است “کل مولود یولد علی الفطره فابواه یهودانه او ینصرانه او یمجسانه”

۴) مال و دارایی

از آنجاکه بخشی از آفرینش انسان گِل می باشد پس او ریشه ای در خاک و دنیا دارد و گرایش هایی نیز نسبت به آن دارد و ناگزیر است به آن توجه نماید.

پیامبر(ص) در یکی از پیام های جدید و جدی اش به مردم اعلام نمود که ” نِعم َ المال الصالح للمرءالصالح = مال حلال و پاکیزه زیبنده انسان مسلمان و صالح می باشد” از این حدیث می توان استنباط نمود که ثروتمند شدن از راه صحیح و مطابق استانداردهای شریعت ، هُنر مردان خدایی و صالح می باشد.

آن حضرت همواره خدایش را سپاس می گفت بر اینکه نداری و فقیری او را به دارایی و غنا مبدل ساخته است ” ووجدک عائلاً فَاَغنیَ”

محمد تجارت و بازرگانی می کرد و در این زمینه موفقیت هایش مورد تأیید بزرگ تاجرانی چون ابوطالب و خدیجه  نیز بود و همین موفقیت های بازرگانی او باعث شد که  مِهرش به قلب خدیجه بنشیند و همسرش شود و اخلاق و بزرگواری محمد در تجارت زبانزد خاص و عام شده بود.

محمد(ص) زمانی که رو به خدا می ایستاد و دعا می کرد صلاح وفلاح هر دو سرا را از خدای مالک می طلبید” ربنا آتِنا فی الدّنیا حسنه و فی الآخره حسنه”

در قرآنی که برپیامبر(ص) نازل شده آمده است که پیامبرانی همچون یوسف ، داوود، سلیمان از لحاظ مادی ثروتمند و دارا بوده اند پس برخورداربودن از امکانات و ثروت هیچ منافاتی با رسالت و نبوت ندارد!  در سایه همین آیات بود که پیامبر ضمن توجه به آخرتش به آبادانی دنیا و محیط پیرامونش نیز می پرداخت و همواره از خدا می خواست که او را از دیگران از لحاظ مالی بی نیاز نماید ” اللهم انی اسئلُک….. الغِنیَ”

یکی از مسئولیت های خطیر و منحصر به فرد پیامبر(ص) عبارت بود از مدیریت و اخذ زکات و صدقه از مسلمانان دارا و ثروتمند تا از این طریق فقر و نداری را در جامعه ریشه کن نماید (خُذ مِن اموالِهِم صدقه تطهرهم و تُزکیهِم بها)

نکته اساسی در این نهفته است که هرگز اتهامی در بخش مالی و مدیریت بیت المال متوجه آن حضرت نشد!

محمد هرگز از امتیارات مادی به نفع خود و خانواده اش استفاده ننمود و هیچ گاه کسی از مشرکان و یهودیان نگفت که روزی از روزها محمد بابت ردیف نمودن کاری  از کسی رشوه ای دریافت نموده است !

محمد بیش از هر کس فرصت ثروتمند شدن داشت و از دور و نزدیک به او پیشنهادهای هنگفت مالی می شد ولی زندگی با فقرا و مانند آنان را بر کاخ نشینی اغنیا و سلاطین برتری می داد.

محمد به رهروان دعوتگران و راهش توصیه می نماید که مانند او عزت دنیایی و دینیشان را در بی نیازی از مردم جستجو نمایند “ازهَد فیما عندالناس یُحِبُک الناس” چرا که شعار همیشگی او این بود که “اِن اجرِیَ الا عَلیَ الله”

محمد نه اینکه در این بخش از زندگیش مورد انتقاد و اتهام قرار نگرفت بلکه مورد اعتماد و اطمینان همه بود.

در پایان به ذکر این نکته بسنده می نمایم  که دعوتگران مسلمان و مربیان تربیتی بسیار به این مصونیت های چهارگانه محمدی نیازمندند تا بدینگونه بتوانند افتخار دعوت الی الله را کسب نموده و تاثیرات شگرفی در جامعه  داشته باشند.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *