راهنمای زن باهوش در رمضان

tabyeen.com

tabyeen.com


منبع: موقع رساله الاسلام.فاطمه عبدالرؤوف
مترجم :ام راحیل

رمضان، بزرگترین فرصت برای تغییر در تمامی مسائل زندگی است. حرکات ایمانی و همت عالی و نفسهای روحانی، فقط عبادت های با خشوع را به ثمر نمی رساند، بلکه یکی از ثمرات؛ آن تغییر عمیق درونی است، که هر کسی آرزوی آن را دارد؛ مثل تغییر در روابط انسانی و اجتماعی که شخص در آن زندگی می کند.

همچنین رمضان فرصت های فراوانی را برای اصلاح زندگی انسان، فراهم می سازد. فرصت هایی که از لذت های زندگی شروع می شود و شامل شریک زندگی و فرزندان می شود و تا نزدیکان و همسایگان و دوستان گسترش می یابد.

زن باهوش، از جو رمضان برای تغییر و تعدیل مسیر زندگی بهره می برد. اغراق نیست اگر بگوییم که بسیاری از زنان دچار یأس و ناامیدی و برخی دچار افسردگی هستند و بسیاری نیز با همسر خود اختلاف پیدا می کنند. روابط سرد، عصبانیت را به وجود می آورد و کم حرف زدن با یکدیگر، رابطه را مسموم و خشک می کند و به تدریج مشکلاتی را برای فرزندان و دیگران به وجود می‌آورد.
تداوم این وضعیت، سبب می شود زن علی رغم مسئولیتهای زیادی که بر گردن دارد، دچار بی حوصلگی شود. او همیشه از فرزندان خود عصبانی است و هیچ گاه از رفتارشان راضی نمی شود و همیشه در دوستی با آنان شکست می خورد. همه اینها باعث می شود، که دنیای زنان ما نابود گردد و برای همیشه، از یک تحول اساسی، ناامید گردند و در برابر گذران زندگی به این شکل تسلیم و تبدیل به کسانی شوند، که فقط می خواهند ظاهر زندگی را حفظ کنند که این بزرگترین هدفشان از زندگی خواهد بود.
اما یک زن باهوش به تنهایی می تواند، با استفاده از روحانیت، رمضان زندگیش را حفظ کند و بلکه می تواند زندگیش را از ریشه اصلاح نماید. هر اندازه که مشکلات و موانع زیاد باشند…
اما چگونه؟…

در وقت سحر و پس از اتمام نماز شب و بعد از آنکه می نشیند و با خشوع استغفار می کند، این آیه را به یاد می آورد که ؛ «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا (۱۰) یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا (۱۱) وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا» [نوح: ۱۰-۱۲] ((پس (به آنها) گفتم: «از پروردگار خویش آمرزش بخواهید، بی‌گمان او بسیار آمرزنده است○ تا از آسمان (باران) پی در پی بر شما بفرستد○ و شما را با اموال و فرزندان بسیار مدد کند، به شما باغ‌های (سرسبز) بدهد، و برای شما نهرهای (جاری) قرار دهد○)). استغفار ضامن رزق است و رزق فقط مال نیست بلکه محبت و صمیمیت و دل گرمی را نیز شامل می گردد.

زن باهوش در این وقت مبارک دستش را بلند می کند و از الله می خواهد که به او سعادت و آرامش خاطر دهد و قلبش را به قلب همسرش نزدیک کند و به فرزندانش برکت عطا فرماید. سپس در وقتی کوتاه که از ربع ساعت تجاوز نکند با خودش خلوت می کند و مهمترین کارها و دستاوردهای زندگیش را با صدق باز می گوید.

انسان شاید، نتواند اطرافیانش و حتی فرزندانش را تغییر دهد اما تنها کسی را که می تواند تغییر دهد، خودش است هرچند با مخالفت دیگران روبرو شود.

حدیث وافده را بیاد آور (زنی که از سوی جمعی از زنان به سوی پیامبر صلی الله علیه و سلم فرستاده شد تا از او سوالاتی بپرسد) و پیامبر صلی الله علیه و سلم پیروی نیکو از شوهر، انجام کارهای خانه و درست تربیت کردن فرزندان را برای او برابر با جهاد و حج پی در پی دانست.

اندکی فکر کن که چقدر آرامش خاطر و سعادت وارد زندگی می شود اگر شخص زندگیش را تغییر دهد. خورشید وارد خانه اش می شود و گرما را به او هدیه می دهد.او اراده اش را برای تغییری شیرین قوی می کند سپس به خود می گوید: این نتیجه ای عاقلانه و درست برای مسیر و روش زندگی من است. باید توانم را با صبر و استقامت همراه کنم و برنامه ای جدید بریزم. نتیجه ای برای من حاصل نمی شود تا اینکه، همه با زندگی جدید من عادت کنند.
تصمیمش را با این سوال شروع می کند: نقاط قوت و قبول همسرم چیست؟… ای خدا آنها زیاد هستند پس چگونه شکر نکنم؟ پروردگارا… چرا کلمه سرد و مختصر ممنون را با چیز بهتری عوض نکنم تا نتواند از جهت عشق از من خطائی بگیرد؟ چرا نباید با چشم درخشان و لبخند عاشقانه و کلماتی که با گرمی از دهان خارج می شود با او روبرو شوم. چرا به او در برابر خانواده ام و خانواده اش افتخار نکنم؟ چرا به او اعتماد به نفس ندهم؟

چرا با او در برابر خشمش با خشم برخورد کنم و در برابر کلمات تندش با کلمات تندتر، داد بزنم و گریه کنم، احساس ظلم و تلخی کنم، و به خانواده ام خبر دهم؟ آیا این رفتار یک همسر باهوش و عاقل است؟ آیا این اخلاق یک زن مومن است؟ آیا رسول الله صلى الله علیه وسلم نفرموده است؛ که” اگر ناسزا شنیدید، بگویید من روزه هستم…من روزه هستم…من روزه هستم؟” این باید رفتارم با یک شخص عادی باشد چطور می توانم با همسرم این گونه نباشم؟ چرا یک نفس عمیق نکشم و این را زمزمه نکنم ” من روزه هستم” چرا پیامبر را تصور نکنم که می فرماید ” عصبانی نشوید…عصبانی نشوید؟”

چرا در نزد خداوند خود را به حساب نکشم؟ و چرا به اشتباهاتم اعتراف نکنم؟ چه می شد اگر این بار که مشاجره مان تا حدی بلند شد که همسایه ها صدایمان را شنیدند من از همان اول عذر خواهی می کردم؟

فکرش را بکن اگر دستت را روی شانه اش می گذاشتی و به چشمانش نگاه می کردی و با صدای آرام عذر خواهی می کردی، شاید دستت را کنار می زد یا شاید، با عصبانیت نگاهت می کرد یا شاید می رفت و در را محکم می بست…اما مطمئناً بر می گشت و بین شما این مشاجره طولانی و شدید، که چند روز طول کشیده نبود.

بیاد آور، آیا با سوالهایت محاصره اش می کنی؟ کجا بودی؟ کی برای خرید بیرون برویم؟ چرا اینقدر با دوستانت هستی؟ چرا حرف نمی زنی؟… سوالهایت بوی اتهام می دهد! او را در تنگناه قرار می دهی! کمی مجال آزادی به او نمی دهی!

و در نتیجه، به سمت خانواده و دوستانش فرار می کند و با آنها حرف می زند و شوخی می کند ولی در خانه ی تو ساکت است… ام المؤمنین خدیجه رضی الله عنها را بیاد بیاور، که چگونه پیامبر صلی الله علیه وسلم را در شبهایی که برای عبادت، به غار حرا می رفت رها می کرد. به او آزادی که می

خواست را می داد. (پس ازدواج قید و بند یا زندان نیست) بلکه با او همکاری می کرد و برایش غذا آماده می کرد، و خودش توشه اش را به او می داد. او هرگز خودش را به خاطر تنهایی ملامت نمی کرد.

کاش زمانی که در خلوتش مطالعه می کرد، مزاحمش نمی شدی، کاش می رفتی و برایش یک فنجان چای می بردی و نوازشش می کردی و آرام در را می بستی. آیا به این فکر کرده ای، که چه رفتاری از خودش نشان می داد، گر به او کتابی را که چند وقت است به دنبال آنست هدیه می دادی؟

شاید، بهتر باشد که دست برداری از گفت وگوهای تکراری، از دعوای بچه ها، از گرانی و اتفاقات همسایگان، از غیبت طولانی همسرت و شانس بد خودت… چیزهایی که تو می توانی آن را از خودت دور سازی.
ام المؤمنین ام سلمه رضی الله عنها را بیاد آور، در روز حدیبیه و زیرکیش را .
ام المؤمنین خدیجه رضی الله عنها را بیاد آور، آنچه را که در آغاز نزول وحی به پیامبر گفت.

برای چه خود و حرف هایت را تغییر نمی دهی؟ او را تشویق کن برای پیشرفت، برای آموختن، با او مثل دیگران حرف بزن. بدون اضطراب، با آرامش به نظرش گوش بده و حرف میان حرفش نیاور و با آرامش با او بحث کن، با سوال بپرس. به نحو دیگری به زندگی نگاه کن.

و در آخر قبل از اینکه از خلوتت بلند شوی، این آیه را به یاد آور «أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَهَ الصِّیَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِکُمْ».[البقره: ۱۸۷] ((آمیزش و نزدیکی با همسرانتان در شب روزه بر شما حلال گردیده است)) .آیا می دانی که اجابت شوهر برای همخوابی واجب است و نماز شب سنت… .تو را به ترک نماز شب فرا نمی خوانم، ولی می خواهم که هر چیز را در جای مناسبش بگذاری. آیا می دانی که بزرگترین مشکل اختلافات روز، به خاطر پرهیز شب است. و تو می توانی بدین سان او را در عصبانیت و بدرفتاری و حتی غیبتش کنترل کنی، و هم خود و هم همسرت را سعادتمند سازی و زندگیت را از سراشیبی های خطرناک نجات دهی. فراموش نکن، که خداوند احسان را دوست دارد و روابط زناشویی جلو صفای روح و تابش قلبت را نمی گیرد، اگر آن را در حق خود و شوهرت واجب بدانی.

آری… تو یک زن کامل هستی.

منبع: مجتمع دینی اهل سنت و جماعت بندرعباس


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × یک =

مطالب تازه