یادداشت

رنج ها تمامی ندارد

من نمی دانم باید تا به کی زنی چشم به دستان مردی بدوزد که نانی در دست دارد و به خانه می آید یا اینکه دستانش بمانند جیبش خالی است و دلش پر درد است.

یا دختر و پسر دانشجویی قادر نیست هزینه شارژ ژتون غذایش را پرداخت کند.

یا اینکه در خانه ای دیگر زنی از دست شوهر معتادش که همه چیزهای قیمتی خانه را فروخته است دارد کتک می خورد.

یا اینکه کودکی قربانی خشونت جنسی ناپدری اش می شود.

مردی در زباله دانی دنبال چیزی می گردد و خیره خیره به من نگاه می کند در حالی که من سریعا نگاه خود را می دزدم و سرافکنده می روم تا بیشتر از این شرمساری نکشد.

یا دانش آموزی به نوبت با کفش و مانتوی  خواهرش به مدرسه می آید.

در مدرسه کناری سرایه دار ٢۶ ساله به کودکی تجاوز می کند.

در مترو جوانی یک روحانی را با چاقو زخمی کرده و خشم خود رانشان می دهد.

در شهر بعدی یک جوان دیگر به کودک ٢ ساله ای تجاوز می کند.

این صحنه ها همه روزه در اطراف ما تکرار می شود و ظاهرا باید این تکرار همچنان تکرار شود!

تا به کی می توان دست کمک به سوی مردم و خیرین دراز کرد در حالی که روز به روز تعداد محتاجین افزایش می یابد.

درست است که ما تلاش می کنیم از درد و رنجی بکاهیم و از این طریق خود را غنا بخشیم و بهشت موعود را بخریم و مشمول(انما نطعمکم لوجه الله)گردیم و نسزد که جزو (و لم نک نطعم المسکین)شویم.

وجه دیگر مشکل به ثروت هایی برمی گردد که در این کشور تنها میان عده ای محدود می گردد و در همان خاندان حیف و میل می شود و دم خروس فساد خیلی وقت است که بیرون زده است!

بحران های اجتماعی باعث فروپاشی کانون های جامعه می شود و بزودی امنیت را هدف خواهد گرفت.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن