داستان آموزنده

روز زندگی

آن مرد هیچ گاه تصور نمی کرد بهترین روز زندگی‌اش آن روزی است که خار و خاشاکی از راه دور کرده و بخاطر این اقدامش خداوند گناهانش را آمرزیده است.

آن زن فاحشه توقع نداشت بهترین روز زندگی‌اش همان روزی باشد که به سگی تشنه آب داد، و خداوند بخاطر این کارش بر تمام گناهان او قلم عفو کشید.

بهترین روز زندگی یوسف همان روزی بود که بر هوای نفس خود چیره شد و در مقابل همسر عزیز ایستادگی کرد و گفت: «به الله پناه می‌برم»، و این گونه مدارج قربت را طی نموده و به جایزه‌ی «او از بندگان مخلص ما بود» دست یافت.

کسانی که در بدر مشارکت کردند به آن‌ها گفته شد: «هرچه می‌خواهید بکنید که شما را بخشیدم».

هنگامی که طلحه در جنگ احد کمر خود را خم کرد تا پیامبر صلی الله علیه وسلم بر روی آن گام بگذارد و از کوه بالا برود و خود را از مخمصه برهاند به او گفته شد: «بهشت برای طلحه واجب شد».

خداوند در زندگی برای انسان فرصت‌هایی تدارک می‌بیند، اگر در قلب او ارزش ایمانی و اخلاقی ببیند، آن فرصت را مبدل به نقطه‌ای روشن در زندگی او و پرونده‌ی اعمالش خواهد کرد.

روز تو کجاست؟

آیا آن‌را دریافته‌ای یا خیر؟

تصور کن روز تو با اشکی است که در خلوت سرازیر می‌شود، یا دست رد زدن به هوای نفس، یا شادمان کردن مسلمانی، یا دست نوازش کشیدن بر سر یتیمی، یا بوسیدن پای مادر،‌ یا بر زبان راندن سخن حق، یا کمک به درمانده، یا یاری دادن ستمدیده، یا فروخوردن خشم، یا چشم پوشی کردن از عیب، یا برطرف کردن گرسنگی، و… تو نمی‌دانی لحظه‌ی خوشبختی از کجا فرا می‌رسد.

پس از مرگ ابوالحسن تهامی او را در خواب دیدند و از او پرسیدند: خدا با تو چه کرد؟

گفت: خداوند مرا بخاطر این بیت شعرم آمرزید:

جاورتُ أعدائی وجاورَ ربَّه

شتَّانَ بین جواره وجواری

با دشمنانم همسایه شدم، و او همسایه‌ی خداست

چه بسیار تفاوت است میان همسایه‌های من و همسایه‌ی او

این بیت از قصیده‌ای است که او در رثای فرزندش گفته بود.

عزیزم:

سعی کن هر روز کاری انجام دهی به این نیت که همین کار سبب نجات تو شود، چه بسا همان روز، روز موعود باشد… روز زندگی.

نویسنده: دکتر جمال پاشا

ترجمه: عادل حیدری

منبع: بیداری اسلامی

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
رفتن به نوارابزار