صحابه و اهل‌بیت

زندگی نامه عاصم بن ثابت رضی الله عنه

نوشته: عبدالقادر ابراهیم

ترجمه: عبدالخالق احسان

 

نام و نسب :

وی عاصم فرزند ثابت فرزند قیس فرزند ابی اقلح انصاری اوسـی بود.

اسلام :

حضرت عاصم رضی الله عنه در اوایل ایمان آورد؛ لذا از جمله پیشگامان در اسلام میباشد.

جهاد و مبارزه:

حضرت عاصم در غزوه بدر و احد حضور داشت و در آن روز ها موقف بزرگ و برازنده را کسب کرد ، طوری که از وی قهرمانی شگفت آور و دلیری چشم گیری نمایان گردید، در غزوه احد همراه رسول خدا صلی الله علیه وسلم آنگاه که مردم از نزد او دور شده بودند ثابت قدم باقی ماند و بر مرگ، با رسول الله صلی الله علیه وسلم بیعت نمود.

او سوارکار شجاع، رزمنده قهرمان و تیر انداز ماهری بود که در تیراندازی کم خطا میکرد وقتیکه در غزوه احد پیکار آغاز شد، عاصم موقف مشخصی داشت و دو سوارکار از مشرکین را کشت که به نام های مسافع و حارث پسران طلحه و از جمله پرچمداران مشرکین بودند، وقتی که مادر آن دو سلافه بنت سعد از کشته شدن آنها آگاه شد و باخبر گردید که عاصم بن ثابت آنان را کشته است، نذر نمود که انتقام بگیرد و جائزه هنگفتی یعنی جائزه صد شتری تعیین نمود برای کسی که سر عاصم را بیاورد تا او در جمجمه سرش شراب بنوشد.

حالا قضیه مهم و خطرناکی رخ داده و جائزه بزرگ و اغراء کنندهء مقرر شده است باید همکاران ضلالت، لشکری جمع آوری کنند و شیطان لشکریان خود را برانگیزاند و دشمنان، شکم پرستان و طمع ورزان آمادگی بگیرند تا عاصم بن ثابت را بقتل برسانند و آن جائزه بزرگ را نصیب شوند.

اما کی میداند؟ آیا علیه او قدرت میابند و او را گرفتار کرده میتوانند؟ و آیا سلافه بنت سعد میتواند به نذر خود وفا کند و کینه اش را شفا دهد و آتش حقد شعله وری که خواب و استراحت را از وی ربوده خاموش نماید؟ نخیر چنین خیالاتی تحقق نمی پذیرد چرا که خداوند همراه پرهیزگاران و نیکوکاران است.

خداوند میفرماید: ( واصبر لحکم ربک فإنک بأعیننا وسبح بحمد ربک حین تقوم ) ([۱]) به حکم پروردگارت شکیبائی کن به تحقیق که در حفظ و رعایت ما هستی و تسبیح و تحمید خداوند را وقتیکه از خواب میخیزی اجراء کن، یعنی ما ترا حفظ و رعایت میکنیم و تمام بدی و بلا را از تو دور میسازیم.

چنین است وضعیت هر مؤمنی که الله عزوجل را مراقب خود بداند و به اوامر او التزام و از نواهی او اجتناب نماید و در تمام امور و احوال به پروردگار خویش اعتماد و اتکال نماید.

نمایندگان هذیل نزد نبی اکرم صلی الله علیه وسلم:

مشرکین توطئه پستی را تدبیر کرده و شبانگاهان برنامه خرابکاری خود را طرح نموده و سلاح ترفند و خیانت را بکار بردند به این گمان که از انتقام مسلمانان در امان اند، می گفتند: مسلمانان بعد از مصیت غزوه احد توان مقاومت را ندارند لذا هفت مرد را که بظاهر به اسلام اقرار نموده بودند نزد رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرستادند.

آنها آمده و گفتند: ای رسول خدا! بین ما مسلمانانی هستند، گروهی از اصحابت را همراه ما بفرست تا دین را بما بفهمانند و برای ما قرآن را تعلیم دهند و احکام اسلامی را برای ما بیاموزانند.

آن نماینده های هفت نفری از قبیله عضل و قاره بودند که مربوط هذیل میشوند و رسول معظم اسلام صلی الله علیه وسلم خواست آنها را اجابت نموده و شش نفر از اصحابش را همراه آنان فرستاد که به قرار ذیل اند:

۱ـ عاصم بن ثابت که رسول خدا او را بحیث امیر شان مقرر کرد و بعضی گفته اند که امیر شان مرثد بن ابی مرثد بود.

۲ـ مرثد بن ابی مرثد ۳ـ خالد بن بکیر ۴ـ زید بن دثنه ۵ـ عبدالله بن طارق ۶ـ و بعضی گفته اند که ده نفر فرستاد شش نفر از مهاجرین و چهار نفر از انصار بودند.

نیرنگ مشرکین:

این گروه قاریان همراه مشرکین حرکت نموده تا که به منطقه رجیع رسیدند که مربوط به قبیله هذیل میشد مشرکین مسلمانان را فریب داده و قبیله هذیل را علیه مسلمین فراخوانده و آنان قاریان مسلمان را از هر طرف محاصره کرده و شمشیر ها را بدست داشتند و به مسلمانان گفتند:

تسلیم شوید، چرا که ما قصد کشتن شما را نداریم بلکه میخواهیم شما را گرفته به مکه ببریم تا از مشرکین مکه پول بدست بیاوریم و بین ما و شما عهد و میثاق است که شما را نکشیم.

اما عزت و ابهت مسلمین آنان را از تسلیم شدن باز داشت و ابا ورزیدند از اینکه مانند متاع ارزانی به اهل مکه فروخته شوند؛ لذا بر مشرکین حمله ورشدند و سه نفر شان گفتند: هرگز از مشرک پیمان و عقدی را قبول نمی کنیم همینطور جنگیدند تا که آن سه نفر شهید گردیدند رضی الله عنهم و آن شهداء عاصم بن ثابت، مرثد بن ابی مرثد وخالد بن بکیر بودند.

شهادت طلبی حضرت عاصم رضی الله عنه:

Msg 4841 300x150 - زندگی نامه عاصم بن ثابت رضی الله عنهوقتی مشرکین از مسلمانان خواسـتار تسلیم شدند و آنان ابا ورزیده و به جنگ آغازیدند، عاصم بن ثابت رضی الله عنه سلاح خود را گرفت و گفت: بخدا سوگند هرگز همسایگی مشرک را نمی پذیرم و به زد و خورد ادامه داد تا که مرمی های سلاحش تمام شد و  نیزه زدن را  شروع نمود تا که نیزه اش شکست سپس گفت: پروردگارا ! من در اول روز از دینت حمایت کردم و تو در اخیر روز گوشت بدنم را حمایت نما تا بدست دشمن نیفتد.

در آن نبرد دو نفر را  مجروح و یکی را کشت و میگفت: این پیکار مراخسته نکرد چونکه من مرد قوی و تیر اندازم و کمانم محکم است، و اگر علیه آنان بجنگم مادرم به حالم گرید و مرگ حق و ثابت است و زندگی دنیوی فانی و گذراست، و هر آنچه تقدیر الهی باشد بر انسان واقع شدنی است و بازگشت همه انسانها بسوی اوست.

درین برهه مشرکین زیادی بر او حمله ور شدند تا که وی را بقتل رسانیدند . آنگاه که به شهادت رسید بعضی گفتند: این کسی است که قسم خورده و نذر نموده و جایگاه ویژه هم دارد لذا باید سر او را قطع کنیم تا به جوایز ارزنده نایل آئیم.

همینکه نزدیک او شدند، خداوند زنبوران را فرستاد تا صورت های شان را بگزد، پس مشرکین گفتند: در شب بیائیم تا زنبوران بروند و در شب خداوند باران را فرستاد تا که وادی ها پرگردید و آب، عاصم را بجای برد که هیچ کس نداند، چراکه حضرت عاصم رضی الله عنه به خداوند عهد و پیمان بست که با مشرکین در ارتباط نباشد و از خداوند خواست که مشرکین به او دسترسی پیدا کرده نتوانند.

سیدنا عمر فاروق رضی الله عنه وقتی باخبر شد که خداوند توسط زنبوران عاصم را حفظ نموده است، گفت: خداوند بنده مؤمن را حفاظت کرد، عاصم نذر نمود که به مشرک تماس نگیرد و دعا نمود که مشرکین به او دست نیابند لذا خداوند بعد از مرگ او را حفظ کرد همانگونه که خودش در حیات خود را حفظ نموده بود.

وقتیکه خبر استشهاد عاصم و یارانش به مدینه رسید تمام مسلمانان مدینه سوگوار شدند و مسلمانان خیلی اندوهگین گردیدند و به سرعت اندوه شان به سرور تبدیل شد آنگاه که آیات قرآنی بر پیامبر صلی الله علیه وسلم نازل گردید و پاداش مجاهدین در راه خدا را بیان نمود و خداوند برای شهداء مزد وافر وثواب بزرگی بر شمرد.

آگهی ازین مسئله برمسروریت شان افزود که زنبوران از عاصم رضی الله عنه حمایت نمودند و مشرکین نتوانستند هدف خویش را متحقق کنند و سرش را قطع نمایند و سلافه بنت سعد نتوانست که قسم خود را عملی کند و به نذر خود وفا نماید. چرا که خداوند (ج) وی را حمایت نموده و از مثله کردن و بد منظر نمودن جسمش حفظ کرد. پاداش از جنس عمل است، همانگونه که حضرت عاصم به تعهد خود پایبندی کرد، خداوند هم دعایش را قبول نموده و حمایتش کرد. خداوند در حدیث قدسی میفرماید: ( من در گمان و اندیشه بنده خودم و همراه او هستم اگر وقت یاد کردن مرا در نفس خود یاد کند من هم او را در نفس خود یاد میکنم و اگر مرا در اجتماعی یاد کند او را در اجتماعی بهتر از اجتماعش یاد میکنم و اگر به اندازه یک وجب بسویم نزدیک شود به اندازه یک متر بسویش نزدیک میشوم و اگر به اندازه یک متر بطرفم نزدیک شود به اندازه فاصله دو دست باز بسویش نزدیک میشوم و اگر بطرفم قدم زده آید به سوی او دویده میروم) یعنی رحمت خود را شامل حال او میکنم و از بدی حفظش مینمایم و امور خیر را برای وی الهام میکنم و از وقوع در بد کاری بازش میدارم.

در پس منظر این حادثه حسان بن ثابت این شعر را برای هجو مشرکین سرود:

لعمری لقدساءت هذیل بن مدرک    احادیث کانت فی خبیب وعاصم

احادیث لحبان ضلوا بقبحها         ولحبان رکابون شر الجرائم

سوگند یاد میکنم که هذیل بن مدرک پیرامون مسئله خبیب و عاصم به خطا رفته است این بر نامه شان به قباحت خود همه را گمراه کرده و این سواران بدترین جرایم را مرتکب شدند.

منزلت او نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم:

حضرت عاصم رضی الله عنه، مانند دیگر یاران رسول خدا صلی الله علیه وسلم مقرب و محبوب او بود،  موقف او در غزوه بدر فراموش نشدنی است آن روز که نبی اکرم صلی الله علیه وسلم اساس شورا در اسلام را تطبیق نمود. چنانچه خداوند میفرماید:( وشاورهم فی الأمر) در امور بآنها رایزنی کن! در ان روز سر نوشت ساز رسول معظم اسلام از یاران خود سؤال نمود که چگونه میجنگید؟ حضرت عاصم رضی الله عنه گفت: اگر دشمن مقدار دو صد متر نزدیک باشد تیر اندازی میکنم و اگر نزدیکتر بودند که نیزه ها با هم میرسید با شدت پیکار میکنم تا نیزه ها بشکند وقتی نیزه ام شکست شمشیر را بدست گرفته و به شمشیر زنی میآغازم، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: جنگ اینطور است کسیکه می خواهد بجنگد باید مثل عاصم بن ثابت جنگ کند.

سر نوشت همراهان عاصم رضی الله عنه:

پیشتر گفتیم که آن گروه مسلمانان از تسلیم برای مشرکین ابا ورزیده و علیه شان جنگیدند تا سه نفر شان بنام های : عاصم بن ثابت، مرثد بن ابی مرثد و خالد بن بکیر شهید شدند بعد از کشته شدن این سه نفر، عبدالله بن طارق و زید بن دثنه و خبیب بن عدی تسلیم شدند، مشرکین آنان را به حیث اسیر به مکه برده تا آنان را بحیث بردگان بفروشند. وقتیکه به منطقه ظهران که به نزدیکی مکه واقع است رسیدند، عبدالله بن طارق دست خود را از قید رها کرد و شمشیر را گرفت و به جنگ شروع کرد اما مشرکین زیاد بوده و به سنگ او را زدند تا به شهادت رسید. خبیب و زید را بمکه برده و تسلیم قریشیان کردند در مقابل دو اسیریکه از هذیل در مکه بودند.  زید بن دثنه رضی الله عنه را صفوان بن امیه خرید تا در مقابل پدرش که در غزوه بدر کشته شده بود، بقتل برساند.

لذا زید را در منطقه بنام تنعیم بردند و ابوسفیان برایش گفت: ترا بخدا قسم ای زید آیا دوست داری که حالا محمد در جای تو بودی و ما گردنش را میزدیم و تو بین فامیلت میبودی؟ زید گفت: بخدا قسم دوست ندارم به پای محمد خاری بخلد و من نزد فامیل خود در نعمت دنیای بزیم.

ابوسفیان متحیر شده و تعجب کرد وگفت: ما هیچ کس را ندیدیم که دیگری را اینقدر دوست داشته باشد مانند یاران محمد که او را دوست میدارند، سپس وی را بقتل رسانیدند.

اما خبیب بن عدی رضی الله عنه را نیز در منطقه تنعیم برده تا بدار آویزند، خبیب برای مشرکین گفت: اگر اجازه بدهید دو رکعت نماز می خوانم، گفتند بخوان، نماز را بسیار به خشوع و خضوع کامل ادا کرد و بعد از نماز رو بطرف آنان کرده و گفت: بخدا سوگند اگر این برداشت شما که از ترس قتل نماز را طولانی کرد نبودی حتماً نماز زیادتری می خواندم.

گفته شده که خبیب اولین کسی بود که دو رکعت نماز قبل از قتل را برای مسلمانان سنت قرار داد.

سپس او را بر چوب بلند کرده و قید ها را محکم بستند درین حال خبیب گفت: پروردگارا ! ما پیام رسولت را ابلاغ کردیم، آنچه امروز به سر ما میآید برای رسول خود صلی الله علیه وسلم برسان.

و علیه مشرکین چنین دعا نمود: پروردگارا ! همه این مشرکین را بطور پراکنده بمیران و هیچ یک از ایشان را باقی نگذار، سپس مبارک را بقتل رسانیدند. خداوند از وی خوشنود باد.

([۱])   سوره طور آیه ۴۸

نمایش بیشتر

عبدالخالق احسان

ستاد عبدالخالق احسان در سال 1364 هجری شمسی در قریه آبخدایی مربوط ولسوالی کشک کهنه ولایت هرات افغانستان در یک خانواده متدین و علم دوست چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش فرا گرفته و برای ادامه تحصیل شامل دارالعلوم فخرالمدارس - هرات گردیده و در سال 1383 از صنف دوازدهم دارالعلوم فارغ گردید. در سال 1384 شامل دانشکده شرعیات دانشگاه کابل شده و در سال 1387 با دریافت مدرک لیسانس فارغ گردید. سوابق تدریس: 8 سال معلم سابق لیسه خصوصی آینده سازان . معلم دارالعلوم خصوصی شاه ولی الله دهلوی. عضو هیئت تحریر ماهنامه معرفت، ارگان نشراتی جمعیت اصلاح افغانستان دفتر ساحوی هرات ( انجمن اخلاق و معرفت ) مترجم و نویسنده

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
رفتن به نوارابزار