فرهنگ و جامعه

زن اگر نبود ….

نویسنده: کتایون محمودی

پدرم همیشه می گفت : زن بلاست ؛ الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشد !

هروقت هم که به خانه بر می گشت ؛ اول سراغ مادر را می گرفت .

زن در خانه ، حکم روح را دارد وگرنه خانه تنها آجر و آهن است .

زن که در خانه باشد ؛ بوی خوب زندگی همه جا می پیچد . پای گلدان ها خیس است .

پنجره ها تمیزاند و نور را به خانه مهمان می کنند .

زن که باشد ؛ همه چیز سر جای خودش هست ، حتی حواس اهل خانه !

با وجود این که خودم مادر بزرگ هستم و در فصل میانسالی به سر می برم ؛ ولی وقتی مادرم خانه نیست ؛ رغبتی به ماندن ندارم .

انگار با وجود او همه چیز می خندد.

با صدای آرام قدم های او ؛ جغرافیای خانه معنا می گیرد .

همه جا نشان اوست و اگر نباشد؛ مثل برهوتی خاموش است .

صبح با طلوع خورشید او در آسمان خانه و روبراه کردن بساط صبحانه ؛ روز کاری بیست و چهار ساعته اش شروع می شود.

به همه سرویس می دهد .

خانه را از هجوم آشفتگی ، پاک می کند .

راه می رود در دنیای خانه و رد پایش ، پر از آرامش است .

دست می کشد بر صورت همه چیز و نوازش بی خستگی اش ؛ همه جا را برق می اندازد . جارو می زند . غذا می پزد .

شلختگی ها را مرتب می کند . اتاق ها را نظافت می کند و دست های جادویی اش ، خانه را آرام می کند تا ساکنانش برگردند و استراحت کنند . او عاشق است ؛ اگر نبود از پا در می آمد . با عشق ، گوشه گوشه ی خانه را از گرد و غبار کدورت پاک می کند.

ظهر که همه برگردند ؛ او با تمام خستگی اش ، تازه شارژ می شود .

خاصیت چشم و نگاه اش ؛ معجزه ی حرف هایش و سحر خنده هایش ، برای همه مسکن است و کی می داند که این کوه ، چه ساعتی از روز و چه لحظه ای از شب ، در خودش فرو می ریزد تا اهل خانه شاد بمانند .

برای تمام روز و شب های بی استراحت اش ، تا آخر عمر بی مزد و منت کار کردن بی باز نشستگی اش . برای غصه ها و حسرت های در دل دفن شده اش ؛ برای شب های دیجور و روزهای غمگین اش ، برای تمام عمر سکوت کردن و در گوشه ای از وجود پنهان کردن اش ، می گویم :
اگر نبود ، دنیا جهنم بود .

بیست و پنجم مرداد نود و هفت

@zagros_qalam

نمایش بیشتر

کتایون محمودی

کتایون محمودی/ روزنامه‌ نگار و کارشناس ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن