زن در اسارت سنت های جاهلی

زن مسلمان


برخی بر این باورند که شکل غربی حکومت نسبت به شکل اسلامی آن بیشتر لیاقت ماندگاری دارد. چنین باوری آشکارا به بیراهه رفتن است. در گناه این بیراهه روی مقلدان غرب و ناآگاهان از اسلام –همانان که اسلام را از طریق کتاب خدا و سنت پیامبر نفهمیده اند- مشارکت دارند.

شکلی که اسلام پنداشته شده –و در حقیقت اسلام نیست- این است که زن موجودی متهم است؛ باید در خانه زندانی و از کسب دانش، پیشرفت و از هرگونه فعالیت اجتماعی و سیاسی که با حال و آینده ی اسلام ارتباط دارد محروم بماند؛ نباید کسی را ببیند و نه کسی او را ببیند؛ با راه مسجد و مدرسه آشنا نشود؛‌ در هیچ یک از افقهای زندگی نباید به او اجازه ی فعالیتی هدفمند و جدی داده شود؛‌در مقوله ی امر به معروف و نهی از منکر و جهاد در راه اسلام –هنگامی که مورد شبیخون قرار می گیرد- نباید هیچ جولانی داشته باشد.

شهادت زن در مورد خون و ناموس شنیده نمی شود و سرپرستی اش در هیچ زمینه ای قبول نخواهد شد. هنگام ازدواج به نظر او اهمیت نمی دهند؛ گاه ترشیده می شود و سپس پا به سن یائسگی می گذارد، اما اولیای او گمان می کنند که هنوز خواستگاری که هم شأن دخترشان باشد پیدا نشده؛‌ این است که آن دوشیزه،‌ سالخورده می شود و سپس جان می دهد بی آنکه پا به خانه ی شوهر بگذارد.

هنگام تأمل می بینیم که سنت های ریا و سالوس ازدواج را تبدیل به فاجعه ی کمرشکن نموده اند و این سنت های ظالمانه در شرق و غرب جهان اسلام استقرار یافته اند. این است که جوانان جز با دشواری و مکافات نمی توانند به حلال دست یابند. بدین جهت هنگامی که این دسته از جوانان به اروپا یا آمریکا می روند تبدیل به گرگهای برافروخته ای می شوند که در پی شهوات و لذات فراهم شده بی صبرانه می دوند. اگر دروازه ی بزرگ حلال را محکم بسته اند، متقابلاً‌ هزار و یک راه به سوی حرام هموار شده است.

طبق این سنت های ظالمانه غیرممکن است که زن بتواند بر تکالیف مدرسه ی فرزندان خود نظارت داشته باشد و یا مشاور خوبی برایشان باشد. آخر چگونه بتواند؟ قصور و کوتاهی فکری و عقلی بر او تحمیل شده است!

غیرممکن است که چنین زنی بتواند در باب مشکلات امت با صلیبیون و صهیونیست ها چیزی بداند. هنگامی که از مسائل منطقه ای امت ناآگاه باشد،‌ چگونه می تواند مسائل جهانی اش را درک کند؟ گویی داشتن دید باز،‌ افق وسیع و عملکرد صحیح به همه ی زنان جهان اختصاص دارد و تنها زنان مسلمان که در حصار قرار گرفته اند باید از آنها محروم باشند.

در جهان امروز،‌ زنان به فضاپیمایی دست می زنند. در چنین اوضاعی ما فتوا می دهیم که نماز گزاردن زن در خانه از نماز گزاردن او در مسجد پیامبر(ص) بهتر است؛‌گذشته از این بهتر است جایی را برای نماز انتخاب کند که از هر نوع نوری دور باشد.

ضروری است که آگاهانه و بی درنگ از خواب خود بیدار شوند و با ارائه ی جایگزین متناسب اسلامی به رویارویی تمدن جدید بروند و بدین سان جلوی فتنه ی مهاجم را بگیرند؛‌ فتنه ای که جز اسلامی که در زمان پیامبر و صحابه شکل عملی به خو گرفته است، چیز دیگری نمی تواند جلویش را بگیرد؛ نه اسلامی که از دهان های ناآگاه بیرون می آید و الگوی مناسبی نمی تواند ارائه دهد.

پیامبر(ص) زنانی را که با هدف انجام خدمات بهداشتی،‌ پزشکی و اجتماعی به دنبال سپاه راه افتاده بودند،‌ پاداش دادند. در زیر درخت با زنان بیعت نمودند؛‌ پیش از آن و درست قبل از هجرت در عقبه نیز با آنان بیعت کردند. از اینکه می دید برخی از زنان با کفار می جنگند بسیار خوشحال می شد. چرا برخی از شیوخ اصرار دارند که اسلام را همچون زندانی برای زنان به تصویر بکشند؟

بحرانی که اکنون در بین امت اسلام وجود دارد این است که برخی می خواهند زن را در پذیرفتن یکی از دو راه مختار بگذارند. یا در خانه زندانی شود و یا در خیابان رها باشد. چنینی پیشنهادی، مختار گذاشتن زن در پذیرفتن یکی از دو راهی است که شیرین ترین آنها نیز تلخ است. راستی چرا جایگزین اسلامی به جای دوره های انحراف، از دوره ی پیامبر و خلفای راشدین ارائه نمی شود؟

اسلام در برابر تهاجم فرهنگی و نظامی به شکست های بدفرجامی تهدید می شود. نویسندگانی که درست مثل مگس هایی که بر عسل هجوم آورده باشند، بر کتاب و سنت هجوم آورده اند، نمی توانند کاری از پیش ببرند؛‌ چرا که دلها –مثل همان عسل- از کتاب و سنت گریزان می شود.

اکنون مبلغان بدی وجود دارند که در روز قیامت در ردیف آدمهای فتنه جو محشور خواهند شد. چون با تصویر منفی و نادرست خود از اسلام در این روزگار، خدا و پیامبر را آزار می دهند؛ انگار کار و وظیفه ی اصلی شان بستن راه خداست.

برگزیده از کتاب : ارزیابی میراث فکری مسلمانان


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *