یادداشت

ساعت به وقت حادثه !

نویسنده: کتایون محمودی

یک سال گذشت ؛ برابر با سیصد و شصت و . .

یک سال با دیوارهای ریخته و سقف های به سجده افتاده .

با زنان جگر سوخته و دخترکان بی آینده

سیصد و شصت و پنج کوچه ی بی رهگذر

محله ی بی همهمه ی کودک !

یک سال که هر روز اش ؛ برابر باسالی بی تقویم بود !

با روزهایی بی خورشید و شب هایی بی ستاره …

سیصد و شصت و پنج بار دل بریدن و آرام بغض شکستن . ضجه زدن !

سیصد و شصت و پنج قول بی عمل ….

سیصد و شصت و پنج مسئول به منطقه آمدن و سیصد و شصت و پنج وعده دادن .

با وفا اندوه بود که لحظه ای بی آن که برود ؛ کنار چادر و کانکس ها پرسه زد !

ساعت به وقت حادثه سیصد و شصت و پنج بار چرخید …

شانزده آبان نود و هفت

برچسب ها

کتایون محمودی

کتایون محمودی/ روزنامه‌ نگار و کارشناس ادبیات فارسی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 2 =

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن