شعبان

سفر به شهر رمضان

ماه شعبان ماه خانه تکانی بیرون و درون است. ماه بستن بار و بنه برای مسافرتی عظیم است.

شور و حالی عجیب همه را فراگرفته خصوصاً وقتی ماه شعبان از نیمه گذشت، قلب‌ها به حرکت در می‌آیند و برای رسیدن اولین روز مسافرت، لحظه شماری می‌کنند. همه خانم‌ها به جنب و جوش افتاده‌اند همه جا را آب و جاروب می‌کشند؛ یا همه وسایل‌ها را مرتب و منظم ساخته‌اند. حتی وسایل غذایی سفر یک‌ماهه را مهیا می‌کنند. چون در طول سفر می‌خواهند از وقتشان به بهترین وجه استفاده نمایند.

آقایان هم آن‌هایی که خداوند مال و منالی به آن‌ها بخشیده و ملک و سرمایه‌ای دارند در این روزهای نهایی شعبان با دقت هرچه تمام‌تر مغازه‌ها، زمین‌ها، پول‌ها و … را حسابرسی می‌کنند. بدهکاری‌ها و طلبکاری‌ها را راس و ریس کرده و نهایتاً مقدار سهمیه مستحقان را جدا می‌کنند، که در طول سفر به همسفران محتاج و نیازمند خود بدهند. چه صحنه‌ی زیبایی جلوه‌گر است!

همه عاشق این سفرند. چرا که تجربه خیلی خوبی دارند و هر سال کاروان مومنین در کل جهان با اعلام روز حرکت در شهرها، روستاها و کوه و دشت و صحرا هر جا که یک مؤمن هم وجود داشته باشد، هماهنگ شروع به حرکت می‌کنند.

هر سال این مسافرت که با جسم و روح بندگان مؤمن شروع می‌شود برایشان جذاب‌تر از سال قبل است. می‌دانی چرا؟

چون هر سال چیزهای متنوع و قیمتی دیگری نسبت به سال گذشته بدست می‌آورند. مناظر دیدنی‌تری را مشاهده می‌کنند. سخنان و موسیقی‌های جذابتری را می‌شنوند. بوی عطر گل‌های رنگارنگ و بهاری طول راه، آن‌ها را بر سر ذوق و شوق می‌آورد که خود را آماده‌تر از قبل کنند تا سرمایه‌ی هنگفتی را برای تجارت با خود بردارند. و بالاخره هر کسی سعی می‌‎کند بیشتر و بهتر از دیگری از این سفر تجارتی استفاده ببرد.

بعضی از آدم‌ها خیلی زرنگند، میدانند چکار میکنند. یعنی سرشان توی حساب و کتاب است و طرف معامله را می‌‎شناسند و می‌دانند که چه کالاهایی و با چه ویژگی‌هایی را بیشتر می‌پسندند. اینها قبل از شروع به سفر، جنس‌ها را آماده و بسته‌بندی می‌کنند؛ ناخالصی‌ها را کنار زده و مرغوب‌ترین اجناس را انتخاب می‌کنند. البته این گروه حسود نیستند و راز و رمز موفقیت در تجارت را به بقیه دوستان و اقوام هم می‌گویند؛ چون با گفتن چیزی از دست نمی‌دهند. تازه در ازای این تبلیغ هم دستمزد به آنها داده می‌شود!

چون آن تاجری که خریدار اجناس مومنین است آنقدر ثروت عظیمی دارد که اگر در یک روز، کل افراد بخواهند وارد معامله شوند؛ قیمت همه‌ی اجناس خوب را از ده برابر الی هفتصد و در بعضی موارد بیشتر از آن به صاحبانش می‌دهد. افرادی که ظرفیت حمل سودها را ندارند؛ برایشان نزد خودش بصورت امانت نگهداری می‌کند تا هر وقت لازم داشته باشند؛ به آن‌ها بدهد. می‌دانی چرا؟ آخر این تاجر ثروتمند خیلی مهربان و دست و دل باز است. اصلاً فقط دنبال بهانه‌هایی می‌گردد تا همینطور ببخشد و نیازمندان را خوشحال کند..

و اما در این کاروان مسافرتی، مسافرانی هم هستند که خیلی موفق نشدند؛ تا سرمایه چندانی برای تجارت جمع و جور کنند. علتش هم آنست که چون طرف معامله را خیلی نمی‌شناختند؛ چندان اشتیاقی هم به خرید و فروش نداشتند. فقط دوست داشتند همراه کاروان باشند و از سیر و سیاحت‌های این سفر بهره‌مند شوند. دیگر توجه به سودهای کلانی برای بعد از سفر نداشتند..

بالاخره موعد سفر با فراخوان عمومی و علامت هلال شهر رمضان به دستور مهماندار و میزبان بزرگ شروع می‌شود. همه مسافران توسط وسیله‌های حمل و نقل متناسب با خود، هم جهت و هماهنگ با دیگر مؤمنان شروع به حرکت می‌کنند. شهر بزرگ و زیبای رمضان با مناظر دلربای خود و بوی گل و ریحان، انسان را به یاد بهشت موعود می‌اندازد. این شهر همواره آب و هوای بهاری دارد و هیچ وقت فصل خزان در آن راهی ندارد. پیوسته تازگی و طراوت از مرز و بوم این شهر نمایان است . چه جای باصفایی خوشا بحال کسانی که موفق به رفتن به آنجا شدند و صد افسوس به زنان و مردانی که از قافله عقب مانده‌اند!

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دوازده + چهار =

دکمه بازگشت به بالا
بستن