رسول الله صلی الله علیه وسلم

سیرت رسول الله صلى‌ الله‌ علیه‌ وسلم قبل از بعثت [بخش چهارم]

نویسنده: محمد عظیم حسین بر

فصل چهارم: از ازدواج تا بعثت

۴-۱- ازدواج با خدیجه

خدیجه میل فراوانی به پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از سفر به شام پیدا کرد و کسی را فرستاد و گفت: «ای محمّد! می‌دانی که سروران قریش خواستگار من هستند و مهتران قوم در آرزوی نکاح با من هستند. من به کسی از آنان رغبت ننمودم، لیکن به خاطر این‌که میان من و تو خویشاوندی وجود دارد و نیز در قریش مانند تو کسی به صدق و صیانت و امانت نمی‌بینم، میل دارم که به نکاح تو درآیم و مالی که مراست در راه تو نهم.» با این درخواست، پیامبر این موضوع را با عموهای خود عبّاس و حمزه در میان گذاشت و عمرو بن اسد، عموی خدیجه، او را به همسری پیامبر داد. (ابن هشام، ۱۳۷۷، ج۱: ص۱۶۶،۱۶۷) پدر خدیجه قبل از جنگ فِجار مرده بود. (طبری، ۱۳۸۵، ج۳: ۸۳۳،۸۳۴)

آن‌چه بر حکمت و بینش خدیجه دلالت می‌کند، این است که پیامبر، فقیر و خدیجه ثروتمند بود، ولی وی به دنبال ثروتمندی دیگری از نوع غنای نفس بود. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۷۷: ۳۰) پیامبر قبل از خدیجه ازدواجی نداشت و تا زمان وفات خدیجه نیز با کسی ازدواج نکرد. (نیشابوری، ۱۳۵۵، ج۸: ص۲۱۵)

۴-۱-۱- نسب خدیجه

نام ایشان خدیجه و کنیتش اُم‌هند و در دوران جاهلیّت به طاهره مشهور بود. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۸۷: ۲۲) نسب ایشان بدین صورت است: خدیجه بنت خُوَیلِد بن اسد بن عبدالعُزّیٰ بن قُصی. در این‌جا خاندان خدیجه با پیامبر یکی می‌شوند. اسم مادر ایشان فاطمه بنت زایده از اولاد عامر فرزند لؤی بن غالب بود. حضرت خدیجه ۱۵ سال قبل از عام الفیل متولّد شدند. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ص۱۰)

۴-۱-۲- اوصاف خدیجه

خدیجه بانویی بسیار شریف و دارای ثروت سرشار و بازرگانی بود (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۱: ص۱۲) و مردان را در کار خویش به کار می‌گرفت. چون خدیجه از راستگویی، امانت و نیک‌خویی محمّد باخبر شد، کسی را پیش او فرستاد که با غلام وی مسیره به کار تجارت به سوی شام برود و سهمی بیش‌تر از تاجران دیگر بردارد و محمّد با مال خدیجه آهنگ شام کرد و در شام کالاهایی را که به همراه داشت، فروخت و به سوی مکّه بازگشت و مال را به خدیجه داد و دو برابر یا بیش‌تر سود کرده بود. (طبری، ۱۳۸۵، ج۳: ۸۳۲،۸۳۳)

۴-۱-۳- تجارت ایشان

خدیجه بعد از درگذشت پدر و شوهرش با مشکلات زیادی مواجه شد. تنها وسیله‌ی امرار معاش تجارت بود، امّا کسی که بتواند اُمور تجارت را اداره کند، نبود؛ به همین دلیل خدیجه ناچار بود از خویشاوندانش در برابر مزد در امر بازرگانی و تجارت استفاده کند. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۸۷: ۱۶)

۴-۱-۴- ازدواج‌های قبلی خدیجه و فرزندانش

خدیجه در آغاز و پیش از این‌که با کسی ازدواج کند، نامزد پسرعموی خود وَرَقه بن نَوفِل بود، ولی ازدواج آن دو صورت نگرفت. ازدواج نخست حضرت خدیجه با ابوهاله بود. نام وی هند بن نباش بن زراره بود. حاصل این ازدواج دو پسر به نام‌های هند و هاله بود. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ص۱۱) خدیجه با تمام وجود سعی کرد که شوهرش در میان قوم خود سربلند باشد، امّا مرگ این آرزو را قطع کرد. (المصری، ۱۳۸۸: ۲۳) خدیجه پس از ابوهاله با عتیق بن عابد بن عبدالله ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام هند شد. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ۸۱: ص۱۱) امّا این ازدواج نیز زیاد طول نکشید؛ در نتیجه، خدیجه سرور زنان قریش بدون شوهر ماند. (المصری، ۱۳۸۸ :۲۳)

۴-۲- فرزندان محمّد از خدیجه

فرزندان به ترتیب ولادت قاسم، سپس زینب، رقیّه، فاطمه و اُم‌کلثوم هستند. پس از بعثت نیز عبدالله ملقّب به طاهر به دنیا آمد. مادر این فرزندان خدیجه بود. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۱: ۱۲۲) به روایت دیگر ابتدا از پسران قاسم، طیّب، طاهر، و از دختران به ترتیب رقیّه، زینب، اُم‌کلثوم و فاطمه متولّد شدند. (ابن کثیر، ۱۳۸۲، البدایه والنهایه، ج۳: ص۸۷) فرزندان پسر همه در دوران جاهلیّت به جز ابراهیم از ماریه وفات کردند و دختران ایشان همگی دین اسلام را دریافتند. (ابن هشام،  ۱۳۷۷، ج۱: ص۱۶۸)

۴-۲-۱- قاسم

نخستین فرزند رسول خدا در مکّه به دنیا آمد و هنگام مرگ دوساله بود و کنیه‌ی پیامبر نیز از همین فرزندش است. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۱: ص۱۲۲)

۴-۲-۲- عبدالله

طیّب و طاهر لقب داشت. (مبارکپوری، ۱۳۸۷، الرحیق المختوم: ۸۰) وی موقع وفات تازه راه رفتن را شروع کرده بود. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۷۷: ۲۷)

۴-۲-۳- زینب

بزرگ‌ترین دختر رسول خدا بود و ده سال قبل از بعثت به دنیا آمد. وی با ابوالعاص بن ربیع ازدواج کرد و در سال سیزدهم هجرت نمود. وی دارای دو فرزند به نام‌های علی و اُمامه بود. (ندوی، عبدالسّلام،  ۱۳۷۷: ۸۴) وی در سال هشتم هجرت وفات نمود و رسول اکرم ایشان را نماز جنازه داد. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ص۳۲)

۴-۲-۴- رقیّه

دوّمین دختر رسول خدا و قبل از بعثت به دنیا آمد. وی ابتدا در عقد عقبه پسر ابولهب بود، و پس از نبوّت او را طلاق داد. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ص۳۴) وی پس از آن با عثمان ازدواج کرد. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۷۷: ۸۴) وی در دو هجرت با عثمان همراه بود و (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ص۳۵) در سال دوّم هجری در زمان غزوه‌ی بدر وفات نمود.

۴-۲-۵- اُم‌ّ کلثوم

سوّمین دختر رسول خدا و بیش‌تر با کنیت شناخته می‌شدند. وی ابتدا همسر دومین پسر ابولهب یعنی عتیبه بود و پس از نبوّت، به خواست ابولهب وی را طلاق داد. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۷۷: ۸۵) وی پس از  به نکاح عثمان درآمد. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ۳۶)

زمان این ازدواج در ماه ربیع‌الاول سال سوم هجرت بود. و به مدّت شش سال با عثمان زندگی کرد و در ماه شعبان سال نهم هجرت از دنیا رفت. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۸۷: ۸۷) پیامبر خود بر جنازه‌ی ایشان نماز گزارد. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ص۳۷)

۴-۲-۶- فاطمه

کوچک‌ترین دختر رسول خدا است. در ارتباط با ولادت ایشان اقوال مختلفی آمده است؛ از جمله یکم بعثت، پنج سال قبل از بعثت و در نخستین روزهای بعثت. (ندوی، عبدالسّلام، ۱۳۸۷ :۸۸) وی به سال دوّم هجرت به عقد حضرت علی درآمد، ولی در روایت دیگری در ماه رجب پس از جنگ بدر ازدواج کرد که آن زمان هجده سال داشت. (ابن سعد، ۱۳۷۴، ج۸: ص۳۹) و در ماه مبارک رمضان سال یازدهم هجری شش ماه بعد از وفات رسول اکرم از دنیا رفتند.

از عایشه نقل شده است: «گفت‌وگو و نشست و برخاست حضرت فاطمه با رسول‌الله کاملاً شباهت داشت و طریقه‌ی راه رفتن نیز یکی بود.» (بخاری، ۱۳۸۸، ج۴: ص۳۹۰)

۴-۳- تعمیر کعبه و نصب حجر الأسود

ویران کردن خانه‌ی کعبه به سبب آن بود که یک چهار دیوار سنگی بی‌سقف بود و ارتفاع آن بیش از یک قامت انسان نبود و می‌خواستند مرتفع بسازند و طاق بزنند؛ زیرا کسانی از قریش گنجینه‌ی کعبه را که در چاهی در دل کعبه بود، ربوده بودند. (طبری، ۱۳۸۵، ج۳: ۸۳۵-۸۴۱) در این زمان طبق قول مشهور پیامبر سی و پنج سال سنّ داشت. (ابن اثیر، ۱۳۷۴،ج۲: ص۸۴۵) برخی نیز بیست و پنج سال نوشته‌اند. (یعقوبی، ۱۳۸۲، ج۱: ص۳۷۳) وقتی که خانه‌ی کعبه بازسازی و تعمیر شد، به محل حجرالاسود رسیدند و در مورد گذاشتن حجرالاسود بین آن‌ها اختلاف پیش آمد.

ابوامیه بن مغیره که سالمندترین قریشیان بود، گفت: «ای قریشیان! نخستین کسی که از در بیاید، در این کار مورد اختلاف میان شما داوری کند.» نخستین کسی که از در درآمد، محمّد بن عبدالله بود و چون او را دیدند، گفتند: «این شخص امین است، به داوری او رضایت می‌دهیم، او محمّد است؛» چون ایشان به نزد آن‌ها رسید، حکایت را به وی گفتند. ایشان فرمود: پیرآهنی بیاورید و سنگ را در آن نهادند و فرمود: «مردم هر قبیله یک گوشه‌ی آن را بگیرند و بردارند.» و چنین کردند و چون تا محلّ نصب سنگ را بالا بردند، ایشان آن را به دست خویش در جایش قرار داد و بنا را بر روی آن بالا بردند. (طبری، ۱۳۸۵، ج۳: ۸۳۵-۸۴۱)

۴-۴- نفرت فطری از رسوم جاهلیّت

ابن هشام در این باره می‌نویسد: «رسول اکرم در حالی جوان شد که خداوند متعال او را حفاظت و نگه‌داری کرد و از تمام خرابی‌های جاهلیّت ایشان را پاک نگه داشت و این، از این سبب بود که خداوند متعال می‌خواست او را به نبوّت و رسالت عزّت دهد.» (ابن هشام،  ۱۳۷۷، ج۱: ص۶۲) ایشان از عبادت بت‌ها نیز تنفّر داشت؛ چنان‌که از حضرت علی روایت شده که وقتی از ایشان سؤال شد: «آیا تا به حال بتی را سجده کرده‌ای؟» فرمودند: «خیر!» پرسیده شد: «آیا شراب نوشیده‌ای؟» فرمودند: «خیر!» و در ادامه فرمودند: «با وجود عدم علم کتاب، باز هم این چیزهای رذیله را کفر می‌فهمیدم.» (کاندهلوی، ۱۳۸۹، ج۱: ص۱۵۳)

از حضرت خدیجه نیز قبل از بعثت روایت شده که پیامبر فرمودند: «به خدا سوگند من لات و عُزّی را هیچ وقت عبادت نخواهم کرد.» (کاندهلوی، ۱۳۸۹، ج۱: ص۱۵۴)

۴-۵- خلوت ساختن در غار حرا

20140529-131216-660x330کوه، نماد آرامش، استقامت و  عبادت خالصانه است؛ به همین دلیل در بسیاری موارد عرفا این مکان‌ها را برای ذکر، تفکّر و عبادت انتخاب می‌کردند. خواست خداوند متعال نیز این بود که در این مکان محمّد را به پیامبری برگزیند. غار حراء در جبل‌النّور قرار داشت که دو فرسخ از مکّه فاصله داشت. این غار باریک و طول آن چهار ذراع و عرض آن یک و سه‌چهارم ذراع است. پیامبر ماه رمضان در آن جا می‌ماند. (مبارکپوری، ۱۳۸۷، الرحیق المختوم: ۸۷) قاعده‌ و روش پیامبر آن بود که هر سال یک ماه از مکّه بیرون می‌آمد و در غار حراء خلوت می‌نمود و هر بینوایی که نزدش می‌رفت، او را خوراک می‌داد و پس از آن که به خانه برمی‌گشت، هفت بار دور خانه کعبه طواف می‌کرد و آن‌گاه به خانه‌ی خود برمی‌گشت. (ابن هشام،  ۱۳۷۷، ج۱: ص۲۰۸)

این عزلت‌گزینی در واقع بخشی از تدبیر الهی در مورد آن حضرت بود تا وی را از سرگرمی‌های زمینی و غوغای زندگی و رنج‌های ناچیز و حقیر مردم دور کند. خداوند قبل از اعطای رسالت، سه سال این عزلت و خلوت را برای پیامبر مقدّر نمود. (مبارکپوری، ۱۳۸۷، الرحیق المختوم: ۸۷) در یکی از همین خلوت‌ها بود که خداوند متعال بر آن حضرت توسّط جبرئیل امین وحی نازل نمود و آیات ابتدایی سوره‌ی علق را خواند و این چنین بود که عشق آغاز شد.

نتیجه گیری

آن‌چه از فصل اوّل می‌توان نتیجه گرفت این است که محمّد در سرزمینی متولّد می‌شد که از نظر تمدّن چندان پیشرفتی نداشت و مردم در افکار جاهلیّت غوطه‌ور بودند و سر و کار داشتن با این چنین مردمی همّتی بسیار بالا نیاز داشت که خداوند آن را در وجود مبارک ایشان قرار داد. در فصل دوّم که زمان ولادت و دوران کودکی ایشان را بیان می‌کند، بیانگر یتیم شدن ایشان و  از دست دادن بهترین افرادی است که وی را حامی و یاور بودند و در چنین زمانی زندگی برای هر انسانی بسیار تنگ خواهد شد، امّا باز هم در این میدان امتحان و آزمایش، محمّد سربلند بیرون می‌آید و سختی‌ها را یکی پس از دیگری با توجّه به صبوری که از زندگی خشن بیابان آموخته پشت سر می‌گذارد.

در فصل سوّم که با از دست دادن مادر و کفالت پدربزرگ و عمویش شروع می‌شود، ایشان به عنوان کسی که می‌تواند برای خود شخصیّت مهمّی در بین جوانان عرب کسب کند، از نیروی جوانی و همّت والای خویش در جهت دستگیری مظلومان و رونق زندگی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش گام برمی‌دارد و توانایی خویش را مصروف می‌کند تا دیگران در آسایش باشند. در فصل چهارم که برای هر انسانی آن دوره‌ی بسیار ‌‌مهمی است، تشکیل خانواده است، امّا نه یک زندگی معمولی، بلکه زندگی است که در آن یک جوان با شخصیّتی نکاح می‌کند، که قبلاً ازدواج کرده و دارای فرزندانی است و از همه مهم‌تر این‌که  بانو خدیجه از ایشان بزرگ‌تر و ثروتمندتر است و محمّد فقیر و کم سنّ و سال‌تر، ولی در این آزمایش نیز محمّد سربلند می‌شود تا جایی که خدیجه ثروت خود را در اختیار ایشان قرار می‌دهد و این مقدّمه‌ای می‌شود تا کسی که به عنوان خاتم پیامبران انتخاب می‌شود از لحاظ پشتوانه‌ی خانوادگی کسی مانند خدیجه پشت او باشد و از لحاظ حمایت از مظلومان ثروت او را در این امر مهم هزینه کند.

در گزینش منابع نیز سعی بر آن بوده که علاوه بر منبع دسته اوّل از منابع دسته دوّم جهت معرّفی جغرافیای منطقه نیز استفاده شود تا موضوع به هم پیوستگی داشته باشد و شیرازه‌ی مطالب از هم گسیخته نشود. می‌توان گفت بیش‌تر منابع مورد استفاده به دلیل نزدیکی به زمان پیامبر جزو منابع دسته اوّل به شمار می‌روند و از منابع دسته دوّم نیز جهت تکمیل مطالب و آراستگی بیش‌تر موضوعات استفاده شده است که کمک شایانی به زیباتر کردن مطالب نموده است و از جهتی نیز مطالب را پربارتر نشان داده است.

پایان

منابع و مآخذ

۱ــ قرآن کریم.

۲ــ ابن اثیر، عزّالدّین، اسد الغابه، تهران: انتشارات اسماعیلیان، بی‌تا.

۳ــ ابن اثیر، عزّالدّین، تاریخ کامل، محمّد حسین روحانی، تهران: اساطیر، ۱۳۷۶.

۴ــ ابن سعد، محمّد، طبقات، محمود مهدوی دامغانی، تهران: فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۷.

۵ــ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، البدایه والنهایه، دمشق: دار ابن کثیر، ۱۳۸۲.

۶ــ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل، الفصول فی سیرت‌ الرسول، سیّدمحمّد سمیعی رستاقی، تهران: احسان، ۱۳۸۷.

۷ــ ابن هشام حمیری، عبدالملک، سیرت رسول الله، محمّد ابن اسحاق همدانی، تهران: خوارزمی، ۱۳۷۷.

۸ــ البخاری، محمّد بن اسماعیل، صحیح بخاری، عبدالعلی نوراحراری، تربت‌جام: شیخ‌الاسلام احمدجام، ۱۳۸۸.

۹ــ الصلابی، محمّد علی، السّیره النبویّه، ترجمه هیأت انتشارات حرمین، زاهدان: انتشارات حرمین، ۱۳۸۷.

۱۰ــ احمد العلی، صالح، دولت رسول خدا، هادی انصاری، قم: ناشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۵.

۱۱ــ المصری، محمود، بانوان نمونه، اسحاق دبیری، ریاض: حقیقت، ۱۳۸۸.

۱۲ــ خلیل جمعه، احمد، الرجال مبشرون بالجنّه، دمشق: دار ابن کثیر، ۱۳۷۸.

۱۳ــ دهلوی، عبدالحقّ، مدارج النبوّه، سکهر: مکتبه رضویّه، ۱۳۵۵.

۱۴ــ شاملویی، حبیب الله، جغرافیای کامل جهان، تهران: بنیاد، ۱۳۷۷.

۱۵ــ شهیدی، سیّد جعفر، تاریخ تحلیلی اسلام، تهران: مرکز نشردانشگاهی، ۱۳۷۷.

۱۶ــ طبری، محمّد بن جریر، تاریخ طبری، ابوالقاسم پاینده، تهران: اساطیر، ۱۳۸۵.

۱۷ــ عثمانی، محمّد شفیع، معارف‌القرآن، محمّد یوسف حسین پور، تربت جام: شیخ‌ الاسلام احمد جام، ۱۳۷۹.

۱۸ــ کاندهلوی، محمّد ادریس، سیرت مصطفیٰ، محمّد امین حسین بر، سراوان: مترجم، ۱۳۸۵.

۱۹ــ مبارکپوری، صفی الرحمن، الرحیق المختوم، عبدالله خاموش هروی، تربت‌ جام: شیخ‌ الاسلام احمد جام، ۱۳۸۷.

۲۰ــ مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ابوالقاسم پاینده، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲.

۲۱ــ مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، تهران امیرکبیر، چاپ پنجم ۱۳۸۷.

۲۲ــ ملازهی، محمّدعمر، تبیین الفرقان، تربت جام: شیخ‌ الاسلام احمد جام، ۱۳۸۷.

۲۳ــ معین، محمّد، فرهنگ لغت معین، تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۲.

۲۴ــ  ندوی، ابوالحسن، نبی رحمت، محمّد قاسم قاسمی، تربت‌ جام: شیخ‌ الاسلام احمد جام،۱۳۸۶.

۲۵ــ ندوی، عبدالسّلام، بانوان نمونه، نذیراحمد سلامی، تهران: یکان، ۱۳۷۷.

۲۶ــ نیشابوری، مسلم بن حجّاج، صحیح مسلم، بیروت: دار ابن حیان، بی تا.

۲۷ــ واقدی ، محمّد بن عمر، المغازی، محمود مهدوی دامغانی، تهران: مرکز نشردانشگاهی، ۱۳۶۹.

۲۸ــ یعقوبی، احمد بن یعقوب، تاریخ یعقوبی، ابراهیم آیتی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۸۲.

٭ سال چاپ کتاب‌های قمری به شکل یکنواخت به سال شمسی تبدیل شده است.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − 16 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن