سیمای شب در اندیشۀ پیر هرات

546555 - سیمای شب در اندیشۀ پیر هرات


نویسنده: فضل الرحمن فقیهی هروی استاد دانشگاه هرات

چکیده
دو پدیدۀ شب و روز در سخن سخنوران و ادبای همه زبانها و به‎ویژه زبان فارسی دری انعکاس متداوم یافته‎اند. در سخنان پیر هرات شیخ الاسلام انصاری، این دو پدیده، تجلّی جدی و ارزشمند یافته‎اند؛ چنان که در یکی از رسایل خود، بخشی را به مناظره میان شب و روز اختصاص داده است.

سخن از شب و فضایل آن در سخنان منظوم و منثور خواجۀ انصار، جایگاه برازنده دارد و چنان معلوم است که شب در نگاه آن عارف نام‎آور، جایگاه والایی نسبت به روز دارد و برتر دانسته شده است. این برترشماری از آنجا سرچشمه گرفته که شب به عنوان زمان آرامش و وقار، با توجه به مدلول نصوص شرعی، مناسب‎ترین هنگام برای عبادت، تقرب و راز و نیاز به درگاه پروردگار دانسته می‎شود. از اینرو پیر هرات نیز در سخنان و آثار خود، و در مناظره میان شب و روز، جایگاه شب را برجسته ساخته و آن را بر شب غلبه داده است. پژوهش کتابخانه‎یی این مقاله، سیمای شب از نگاه شیخ الاسلام انصاری را تبیین می‎نماید تا شناخت گوشه‎یی از اندیشه‎های عرفانی آن مرد بزرگ برای اهل مطالعه هموار گردد.

واژگان کلیدی
شب، روز، انصاری، شریعت، عرفان، آیات، احادیث.

مقدمه
شب و روز به عنوان دو پدیدۀ طبیعی و مورد مشاهدۀ همه انسانها، معمولا در سخن سخنوران و ادباء مطرح بوده‎اند. اما شب به طور خاص در دیدگاه‎های دینی، به حیث میعادگاه راز و نیاز و تقرب، از اهمیت ویژه برخوردار است. از اینرو در نگاه اهل عرفان، صاحب اهمیت تلقّی شده و بحث و نظر در این مورد، در عرفان اسلامی مطرح است.

پیر هرات به عنوان یکی از اندیشمندان حوزۀ ادب و عرفان، در آثار خود عنایت ویژه به شب داشته؛ چنانچه مناظرۀ قابل اعتنایی میان شب و روز برقرار ساخته تا اهمیت هریک به گونۀ آشکار و مستدل، نمودار گردد. شناخت ارزش شب در اندیشۀ پیر هرات، راه را برای رسیدن به سایر افکار ارزندۀ آن مرد بزرگ، هموار خواهد ساخت و بدین گونه می‎توان ادعا کرد که طرح این موضوع برای شیفتگان آثار و افکار پیر هرات دارای جاذبه و ارزشمند است. علاوه براین، ارزش شب در فرهنگ اسلامی و طرح آن در تفکر شیخ الاسلام انصاری، بیانگر اعتنای وی به مبانی دینی است و میزان حضور روح نصوص شرعی در اندیشه‎های پیر هرات را آیینه‎داری می‎نماید.

مقالۀ حاضر برای این نوشته شده تا جایگاه شب در اندیشۀ پیر هرات را با توجه به ارزش این پدیده در نصوص شرعی به بحث و بررسی بگیرد و دیدگاه خواجۀ انصار در این مورد را برای دوست داران آن مرد بزرگ و سایر اندیشمندان متبارز سازد.
بدین اساس، این مقاله به پرسشهایی از این قبیل پاسخ خواهد داد:

شب در حوزۀ اندیشۀ دینی و عرفانی چه ارزشی دارد؟
شب در تفکر خواجۀ انصار از چه جایگاهی برخوردار است؟
کدام یک از شب و روز در اندیشۀ پیرهرات برتر دانسته شده است؟

قبل از این، جایگاه شب و به‎ویژه مناظراتی که در آثار شاعران و نویسندگان میان شب و روز صورت گرفته، گاهی کمتر مورد پژوهش اهل تحقیق واقع شده‎اند. تا جایی که نگارنده مشاهده کرده، نصر الله پورجوادی در بخشی از اثرش «زبان حال در عرفان و ادبیات پارسی» روز و شب را در ادبیات فارسی و به‌ویژه در آثار ادبی- عرفانی زبان فارسی به بررسی و پژوهش گرفته است. وی در این مبحث کتاب مذکور، از مناظرۀ میان شب و روز در کنز السالکین منسوب به خواجه عبد الله انصاری نیز یاد کرده، گوشه‎هایی از ویژگی‎های آن مناظره را توضیح داده و جایگاه هریک از شب و روز را در آن مشخص ساخته است. (پورجوادی، ۱۳۸۵: ص۴۴۴- ۴۵۸).

در این مقاله که به شیوۀ کتابخانه‎یی پژوهش آن دنبال شده است، از منابع معتمد استفاده شده و بیشتر تمرکز بر کنز السالکین است که مناظرۀ شب و روز در آن تسجیل یافته است.

الف. جایگاه شب در نصوص شرعی

مسلم است که افکار همه عرفاء، به‎ویژه خواجۀ انصار از چشمه‎سار زلال وحی سیراب می‎شوند و نصوص شرعی در بنای افکار اندیشمندان عارف، نقش اساسی و بنیادین دارند. بدین اساس، برای تبیین ارزش شب در اندیشۀ پیر هرات شیخ الاسلام انصاری، نیاز است نخست این موضوع در پرتو نصوص شرعی برسنجیده شود. در آیات قرآن کریم و احادیث نبوی در مورد شب به پیمانۀ قابل اعتنایی سخن رفته و جایگاهش مشخص شده است. لذا نخست تجلّی شب در نصوص قرآن و سنت به شکل جداگانه به بحث گرفته می‎شود و آنگاه جایگاه شب در برخی آثار زبان فارسی و به تعقیب آن به بیان دیدگاه‎های خواجه در این مورد پرداخته خواهد شد.

۱٫ شب در آیینۀ آیات قرآن کریم

توجه و دقت به آیات قرآنی می‎رساند که شب در بیان قرآن کریم، وسیلۀ آرامش و سکون و هنگام اطمینان خاطر دانسته شده است. قرآن کریم در مواضع متعددی از این امر یادآوری می‏کند؛ در یکی از آیات چنین آمده است:

«فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنًا…». (الانعام: ۹۶).
(او شکافندۀ صبح است و شب را [محل] آرامش مقرر داشته…).

در موضعی دیگر باز از شب به عنوان محل آرامش، چنین سخن رفته است:
«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا…». (یونس: ۶۷).
(او ذاتی است که شب را مقرر داشته تا در آن آرامش یابید و روز را روشنگر ساخته است).

قرآن کریم پیامبر صلی الله علیه وسلم را مأمور ساخته، شب هنگام به راز و نیاز مخصوص با پروردگار شان بپردازند. این عبادت ویژه و ارزشمند، تهجُّد نامیده شده و در این باره است که الله متعال برای ایشان فرموده است:

«وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهً لَکَ عَسَى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا…». (الاسراء: ۷۹).
(و در برخی از شب تهجُّد بخوان، که عبادت نافلهیی برای توست، شاید که پروردگارت تو را به جایگاه ستوده‎یی برساند).
در جای دیگر، قرآن کریم، پیامبر صلی الله علیه وسلم را مأمور شب زنده داری ساخته و بدین ترتیب بر ارزش شب تأکید صورت گرفته و می‎فرماید:

«یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلا نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلا أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلا». (مزمل: ۱- ۴).
(ای جامه در هم پیچیده، شب را جز اندکی به عبادت بایست، نصف آن را یا کمی از آن کم کن، یا برآن بیفزا، و قرآن را با ترتیل بخوان).

در قرآن کریم، یکی از صفات مؤمنان راستین صدر اسلام، همانا شب زنده داری و عبادت در هنگام شب دانسته شده که این برخورد، جایگاه شب را متبارز می‎سازد. برای بیان این امر آمده است:
«کَانُوا قَلِیلاً مِنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ وَبِالأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ». (الذاریات: ۱۷).
(آنان کمی از شب را می‎خوابند و به سحرگاهان آمرزش می‎طلبند).

۲٫ شب در آیینۀ احادیث نبوی

شب در احادیث نبوی صلی الله علیه وسلم نیز جایگاه خاصی را دارا می‎باشد و ارزشمند تلقی شده است. در حدیث طولانیی که عمرو بن عبسه از پیامبر صلی الله علیه وسلم در مورد بهترین اوقات سوال کرد، آخرِ شب بهترین اوقات دانسته شده است. وی از ایشان پرسید:

«أَیُّ السَّاعَاتِ أَفْضَلُ؟- کدام اوقات (برای عبادت و دعا) بهتر است؟».
به پاسخ وی فرمودند: «جَوْفُ اللَّیْلِ الْآخِرُ- میان آخر شب». (ابن حنبل، حدیث: ۱۹۴۳۵).

در همین حدیث به روایت ابوداود آمده است که به پاسخ وی فرمودند:
«جَوْفُ اللَّیْلِ الْآخِرُ، فَصَلِّ مَا شِئْتَ، فَإِنَّ الصَّلَاهَ مَشْهُودَهٌ مَکْتُوبَهٌ، حَتَّى تُصَلِّیَ الصُّبْحَ،…». (ابوداود، حدیث: ۱۲۷۷).
(نیمۀ آخر شب؛ پس در آن هنگام هرچه می‎خواهی نماز بخوان؛ زیرا نماز مشهود و نوشته شده است؛ تا اینکه نماز صبح را بخوانی…).

باز در حدیث دیگری به روایت مسلم، ادای نماز در آخر شب، بهترین نماز دانسته شده است. در آنجا آمده که پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم فرمودند:

«أَفْضَلُ الصَّلَاهِ، بَعْدَ الصَّلَاهِ الْمَکْتُوبَهِ، الصَّلَاهُ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ…». (مسلم، حدیث: ۱۱۶۳).
(بهترین نماز، بعد از نماز فرض، نماز در میان شب است).

از همین جهت پیامبر اسلام صلی الله علیه وسلم، آخر شبها را زنده نگه می‎داشتند. امام مسلم از ابن عباس روایت کرده که رسول الله صلی الله علیه وسلم نیمۀ آخر شب برمی‎خاستند و چنین می‎فرمودند: «اللهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ، أَنْتَ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ، وَلَکَ الْحَمْدُ،…». (مسلم، حدیث: ۷۶۹).
(بارالها، حمد برای توست؛ تو نور آسمان ها و زمین استی و حمد برای توست).

در حدیث دیگری به روایت ترمذی که آن را شیخ البانی رحمه الله صحیح شمرده، ایشان برای معاذ بن جبل فرمودند، که آیا تو را به دروازه‎های خیر رهنمایی نکنم؟ آنگاه در ضمن بیان ابواب خیر، یکی را چنین معرفی داشتند: «وَصَلَاهُ الرَّجُلِ مِنْ جَوْفِ اللَّیْلِ- و نماز شخص در نیمۀ آخر شب». (ترمذی، حدیث: ۲۶۱۶). سپس این آیه را به عنوان استشهاد تلاوت نمودند:
«تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ المَضَاجِعِ». (السجده: ۱۶).
(پهلوهای شان از خابگاه‎ها دور است).

به همین گونه هنگامی که از پیامبر صلی الله علیه وسلم پرسیده شد که:
«أَیُّ الدُّعَاءِ أَسْمَعُ؟- کدام دعا بیشتر قابل پذیرش است؟».

در پاسخ فرمودند: «جَوْفَ اللَّیْلِ الآخِرِ، وَدُبُرَ الصَّلَوَاتِ المَکْتُوبَاتِ- نیمۀ آخر شب و عقب نمازهای فرض». (ترمذی، حدیث: ۳۴۹۹).

باز در حدیث دیگری رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فرمودند:
«مَا مِنْ قَطْرَتَیْنِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ قَطْرَهٍ فِی سَبِیلِهِ، أَوْ مِنْ قَطْرَهِ دُمُوعٍ قَطَرَتْ مِنْ عَیْنِ رَجُلٍ قَائِمٍ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ مِنْ خَشْیَهِ اللَّهِ». (ابن ابی شیبه، حدیث: ۳۴۴۰۹).

(هیچ چیزی از دوقطره در نزد الله محبوب تر نیست؛ از قطرۀ [خونی که] در راه او [ریخته] باشد و از قطرۀ اشکی که از چشم شخصی ایستاده در میان آخر شب از ترس الله بریزد).

معیار ارزش شب در نزد رسول الله صلی الله علیه وسلم از روایت مغیره دانسته می‎شود. وی روایت می‎کند که ایشان شب هنگام چندان نماز می‎خواندند که قدمهای شان آماسیده بود. برای شان گفته شده که الله متعال گذشته و آیندۀ تان را آمرزیده است. فرمودند:

«أَفَلاَ أَکُونُ عَبْدًا شَکُورًا» (بخاری، حدیث: ۴۸۳۶).
(آیا من بندۀ شکر گزار نباشم؟).

به همین گونه در حدیث دیگر، آخر شب وقت نزول بلاکیف پروردگار به آسمان دنیا معرفی شده که در این هنگام عبادات و طلب آمرزش مورد قبول واقع می‎شوند و خواسته‎های شب زنده دار از جانب الله متعال برآورده می‎شوند. در این حدیث مبارک آمده است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «یَنْزِلُ رَبُّنَا تَبَارَکَ وَتَعَالَى کُلَّ لَیْلَهٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا، حِینَ یَبْقَى ثُلُثُ اللَّیْلِ الآخِرُ فَیَقُولُ: مَنْ یَدْعُونِی فَأَسْتَجِیبَ لَهُ، مَنْ یَسْأَلُنِی فَأُعْطِیَهُ، مَنْ یَسْتَغْفِرُنِی فَأَغْفِرَ لَهُ». (بخاری، حدیث: ۷۴۹۴- مسلم، حدیث: ۷۵۸).

(پروردگا ما – تبارک و تعالی- هر شبی، هنگامی که سه یکم آخر شب باقی مانده باشد، به آسمان دنیا [بلاکیف] فرود می‎آید، آنگاه می‎فرماید: چه کسی مرا می‎خواند تا برایش اجابت کنم، چه کسی از من سؤال می‎کند که برایش عطا کنم و چه کسی از من آمرزش می‎خواهد که برایش بیامرزم؟).

ب. شب در برخی آثار ادب فارسی

شب در ادب فارسی از دیر باز جایگاهی داشته و گاهی در تقابل با روز از آن کار گرفته شده است. اسدی طوسی نخستین شاعری است که در زبان فارسی مناظره‎یی میان شب و روز برقرار ساخته؛ طوری که هریک از شب و روز، بر دیگری برتری می‏جوید و می‎کوشد جایگاه خویش را برتر معرفی نماید. (پورجوادی، ۱۳۸۵: ص۴۴۴).

نزاری قهستانی، شاعر اسماعیلی در مثنویی بر وزن حدیقۀ سنایی، که آن را به عنوان تحفۀ نوروزی برای شاه شمس الدین علی پادشاه نیمروز فرستاده، میان روز و شب پیکاری برقرار ساخته است. سرایندۀ این مثنوی برخلاف اسدی توسی، مشرب عرفانی داشته و ابیاتش را به رمز نوشته است. (همان: ۴۴۸).

در کنز السالکین منسوب به خواجۀ انصار نیز، بخشی به مناظرۀ شب و روز اختصاص یافته که بحث این مقاله بیشتر بر مطالب آن مناظره می‌چرخد و در اینجا به گفتگو و وجوه مقابلۀ هریک از شب و روز مباحثی توضیح خواهد شد. مناظرۀ منیر لاهوری نیز حاوی مناظرۀ شب و روز است. در مناظرۀ میان شب و روز، دقت جالبی به کار رفته و به ویژگی‎های هرکدام اعتنا و توجه صورت گرفته است. در این مناظره آغاز گر پیکار روز است. (همان: ص۴۵۷).

ج. مقام شب در تفکر پیر هرات
با توجه به مدلول نصوص شرعی و ارزشی که برای شب در احادیث رسول الله صلی الله علیه وسلم تجلی یافته، در تفکُّر خواجۀ انصار نیز، جایگاه برجسته و عزیز دارد و او همیشه برای شب ارزش خاصی قایل است. چنان می‎نماید که او در روشنایی نصوص شرعی این همه ارزش و اعتنا را برای شب قایل شده است. در زیر برای بیان ارزشمندی شب در نگاه پیر هرات، مواردی که بیانگر این امر هستند، به بحث گرفته می‎شوند:

۱٫ تبارز شب با یک مناظره

ارزش دهی پیر هرات برای شب از آنجا آیینه داری شده که وی ضمن یادآوری شب در مواضع زیادی از آثارش، خواسته است جایگاه شب را با روش مناظره برازنده سازد و آن را بر روز ترجیح دهد. چه روش مناظره، توجُّه خواننده را به خود جلب می‎کند و پدیده یا مفهوم مورد نظر را در منظر بیننده مهم و ارزشمند نمایش می‎دهد. در مناظره میان شب و روز که آن را پیر هرات برگزار کرده روز برای شب چنین می‏گوید:

«من زیارت احبابم و عمارت اسبابم، نفقۀ زن و فرزندم، صدقۀ خویش و پیوندم، هنگام زراعتم روز بازار بضاعتم، سفرۀ من نور است ظلمت من از دور است، خوان من اسباب است، کرم من آفتاب است، گنج نامۀ من إن فی ذلک لآیات لأولی الألباب است». (انصاری، ۱۳۸۰: ص۵۶۱).

اما شب خویشتن را برای روز، توصیف کرده و می‏گوید که من «صومعۀ حضورم سجادۀ سرورم؛ آرام دلهایم سکینۀ سرّهایم؛ راحت اشباحم صیقل ارواحم؛ پناه ابرارم گریزگاه اخیارم؛ زاهد ایامم شاهد شب نامم؛ سلطان بی میلم، شهرت یافتۀ یا أیها المزّمل قُم اللیل‎ام». (همانجا).

۲٫ طرح ماده‎گرایی روز و معنا‎گرایی شب

خواجۀ انصار برای بیان ارزش و برتری شب بر روز، شب را معنویت‎گرا و روز را مادی‎گرا تمثیل کرده است. او خواسته میان آن دو پدیده با این دو خصوصیت موازنه برقرار سازد تا ارزش یکی بر دیگری تبارز یابد. این ویژگی، همچنان که با مناظرۀ پیشتر نیز قابل ملاحظه بود، با این حلقه از مناظره نیز بیشتر قابل مشاهده است:

«روز گفت: ای شب، اینها که گفتی راست است، اما تو غلام حبشی و من حُرّم؛ تو شبهی و من دُرَّم. ای شب تو رعیتی و من شاهم؛ تو ستاره‎ای و من ماهم. ای شب تو زاغی و من شبهازم؛ تو بلالی و من ابوبکر صاحب رازم، بلال حبشی به جای ابوبکر قرشی نشاید.

ای شب سخنی تو بشنو از من به خوشی
با آن که تو را ستوده شاه قرشی
خواهی که به جای من نشینی نسزد
بر جای ابوبکر بلال حبشی». (انصاری، ۱۳۸۰: ص۵۶۱).

به همین روش، شخصیت روز، جایگاه ظاهری و مادی خود را بر رخ شب می‎کشد و چنین می‎افزاید:
«ای شب تو کیستی؟ زنگی سیاهی و من ختنی زادۀ چو ماهی. ای شب تو در خرابۀ تاریکی‎ها بومی، و من بر تخت بخت روز، سکندر رومی. ای شب تو حبشیِ مشعله‎داری و من شهرت یافتۀ بزرگواری». (انصاری، ۱۳۸۰: ص۵۶۲).
اما شب در برابر این همه فخرفروشی که از جانب روز مطرح شده، نخست جایگاه خویش را در برابر مفاخرات او، چنین تبارز می ‏دهد:

«ای روز، من آن شاه شب نامم، که مریخ دربان من است، عطارد دیوان من است، زهره مهمان من است، زحل پاسبان من است، ماه چراغ رخشان من است، شفق شاهد نور افشان من است». (همانجا).
بعد از آن در مقام مقایسه، جایگاه خویش را برتر از شب توصیف می کند و می گوید:

«ای روز، اگر تو را تاج نوربخش زرّین است، مرا دُرَرِ غُرَرِ بهجت افزای پروین است. اگر تو را از اشعّۀ آفتاب لباس شُشتری است، مرا نیز در بناگوش اسرار دُرّ شاهوار مشتری است. اگر تو را بر خوان قرص آفتاب است، مرا نیز شادروان زربفت ماهتاب است. اگر از پنج وقت نماز، سه در تو گزارده است، مرا شاهد ماه شب چهارده است. اگر تو را به تفاخُر و بزرگواری میل است، مرا خطاب مستطاب یا ایها المُزّمل قُمِ اللیل است». (همانجا).

سپس ادعای روز را با معنویت‎گرایی، رد می‏کند و برتری جویی آن را انکار می‎نماید:
«ای روز اگر مرا گفتی سیاهی، باک نیست؛ جامۀ کعبه سیاه است، بیت الله سیاه است، حجر الاسود سیاه است یمین الله است. ای روز اگر من سیاهم باکی نیست؛ مداد سیاه است مدد ادباست، اطلس سیاه است زینت خطباست. ای روز اگر من سیاهم باکی نیست، سنگ محک سیاه است؛ عزت صرّافان است، نرگس چشم سیاه است؛ غارت وقت مشتاقان است. ای روز اگر من سیاهم باکی نیست؛ زبیب سیاه است؛ شفای بیماران است، هلیله سیاه است؛ دوای دردمندان است». (همانجا).

۳٫ جانبداری حق از شب

بیان خواجۀ انصار می‏رساند که سرانجام، حق تعالی از شب جانبداری و طرفداری می‎کند و او را بر روز، پیروزی می‏بخشد. این بیانگر آن است که در تفکر خواجه، توحید تسلیم و توکُّل، نقش عمده دارد و تنها فقط پروردگار است که برای همگان عزت و ذلت می‎بخشد؛ حتی برای شب و روز نیز. وی گفته است:

«شب به حضرت عزت بنالید که الهی اگر روز بندۀ رومی درگاه است، شب نیز غلام حبشی بارگاه است. به جاه نبی قرشی که این حبشی شب را بر رومی روز فیروز گردان. باری عزّ اسمه خطاب فرمود که ای روز، بعد از این بر شب شکسته دل مفاخرت مکن که شب پردۀ عصمت است، جذبۀ رحمت است. شب باغ یقین است، چمن إن للمتقین است. شب پناه انبیاست، گریزگاه اولیاست؛ شب سجده گاه عُبّاد است خلوتگاه زُهّاد است، شب خزینۀ اسرار است، سفینۀ ابرار است، شب خوان احسان برّ است، سرمۀ روشنایی چشم سرّ است». (انصاری، ۱۳۸۹: ص۵۵۶).

۴٫ ترجیح شب بر روز در نگاه پیر هرات

پیر هرات سرانجام، شب را بر روز پیروز می‎داند. نگاه پیر هرات با توجه به فضایل عبادت و راز و نیاز در شب، در پیروی از نصوص شرعی انعطاف یافته و شب را بر روز ترجیح داده است. این ترجیح از نحوۀ بیان خواجه در رسایل او به گونۀ منظوم و منثور تبارز یافته است. وی در ضمن رباعیی ادعای برتری شب بر روز را به حق می‎داند و چنین گفته است:

در شب دلِ زنده را به حق میل بود
در دیدۀ شبروان او سیل بود
بر روز مفاخرت کنی می شاید
ای شب چو چراغ تو قُمِ اللَّیل بود (انصاری، ۱۳۸۹: ص۵۵۵).

۵٫ شب، هنگام وصال به محبوب

در نگاه پیر هرات، سالک مُحبّ در هنگام شب به محبوب خود می‎تواند دست یابد و از اینرو همیشه در پی دریافت این زمان است تا بتواند از آن حظّی ببرد و کمالی حاصل کند. پیر هرات در ضمن رباعیی این ویژگی شب را چنین تبیین کرده است:

سالک به غم تو خشک لب می‌باید
شیدای تجلّیات شب می‌باید
جانی که ز سوز روز حظی خواهد
پیوسته نیازمند شب می‌باید (انصاری؛ ۱۳۸۹: ۵۵۵).

شیخ الاسلام این حقیقت را با بیانی زیبا و تمثیلی چنین بیان داشته و به سلک جملات تنظیم داده است:
«طالبی که روزنامۀ محبت نخواند، او قدر غلبات جذبات تجلیات شب چه داند؟ سکندر سرّی که در عالم تاریکی شب به میامن نظر عنایت رب، آب حیات نجات مناجات نیافته است، او قیمت دم ندم صبح چه شناسد؟ کو عاشق شب خیزی، صادقی اشک ریزی، تا قدر شب بداند؟». (همانجا).

۶٫ شب سرمایۀ زندگانی و مایۀ رحمت الهی

پیر هرات شب را روشنی قلب مؤمن، به گونۀ جاودانه، می‎شمارد و بدین گونه شب زنده‎داری را مایۀ فروغ ایمان سالک برشمرده است. او امتزاج تاریکی شب و تفکُّر و مناجات سالک را مایۀ تحصیل معارف و فیضان برکات بر قلب سالک می‎داند. بدین اساس است که گفته است:

شب چیست چراغ جاودانی
یا شعلۀ شمع آن جهانی
شب برقع اطلس سیاه است
بر چهرۀ شاهد معانی
در طور شب است نور معنی
جان مست شراب لن ترانی
با عاشق اشک ریز شب خیز
شب راست کرشمۀ نهانی
شب چیست به قول پیر انصار
سرچشمۀ آب زندگانی
ای دولت سین سرّ جانت
گر عزّت شین شب بدانی (انصاری، ۱۳۸۹: ص۵۵۶)

وی در ضمن باب مناظرۀ شب و روز، شب را محل فیضان رحمت الهی دانسته می‌گوید:
«هر بحری را که می‎بینی او را لبی است و هر روزی را در عقب شبی است. گلبن باغ بلاغت شب است و خزاین دفاین رحمت حق به شب است». (انصاری، ص۵۵۳).

۷٫ شب، مایۀ مغفرت و آیینۀ معرفت

خواجه عبد الله انصاری، سیاهی شب را باعث پوشش و کفارۀ گناهان، لحظات آن را گنج عافیت مشتاقان، گذار آن را راه بهشت، عبادت در آن را آیینۀ معرفت و گنج شناخت برشمرده و این مفاهیم را در ضمن عباراتی چنین تبیین نموده است:
«چنان که سقف سماء را سیارات است، هرغفلت و زلتی را نیز کفارات است؛ کفارت گناه مؤمنان تب است، گنج عافیت مشتاقان شب است.

در معنی شب سراپردۀ ظُلام است و یا خود، شاه‎راه بلدۀ والله یدعو الی دار السلام است. شب که در او نماز گزاری، آیینۀ معرفت است؛ چون نیاز عرضه داری، گنجینۀ مغفرت است. روزی که به معصیت به سر می‎بری نامۀ گناهی است پر ظلمت، شبی که به غفلت به پایان می‎رسانی شبه سیاهی است بی‎قیمت». (همانجا).
او به شکل باریک بینانه با حروف شب، بازی هنرمندانه کرده و شب را مایۀ برکت و شفقت دانسته می‎گوید:

«شب دو حرف است «شین» و «با». شین او شفقت إنک لعلی خلق عظیم است و بای او برکت بسم الله الرحمن الرحیم است».(همانجا).

او بیداری شب و ریاضت در آن را مایۀ تحصیل معرفت دانسته که سالک به این وسیله می‎تواند قلب خویش را به حکمت منوَّر سازد و زبانش را به حکمت و دانش مزیَّن گرداند. در این باره است که می‎گوید:
«سیاه و سفید چندین هزار اسرار نهان بر اهل جهان پیدا می‎شود که: «ن. والقلم وما یسطرون» در عالم معنی چون کاتب سرّ سالک قلم تیز کار اذکار روز را به وسیلۀ مداد شب سیاه بر قرطاس اخلاص و قوموا لله قانتین روان دارد، لطایف ازل و ابد بر او کشف گردد که: من أخلص لله اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمه من قلبه علی لسانه». (انصاری، ۱۳۸۹: ص۵۵۵).

۸٫ فروغ دل و کرامت در شب زنده داری

شب زنده‎داری در تفکُّر پیر هرات، مستلزم روشنایی و فروغ دیدۀ دل و مایۀ سعادت دوجهان شمرده شده است. وی با تعمُّق در حلقه‎یی از داستان نوح علیه السلام گفته است:

«شنیده باشی که سیلاب طوفان نوح، تیره بود چشم او خیره گردانید، کشید به امر الله سرمۀ سیاه، تا روشنایی چشم او بر مزید شد، در عالم معنی نیز سیلاب طوفان غفلت روز مگر تیره است که چشم روح از او مجروح و خیره است؟ لاجرم کحّال حکمت، سرمۀ سیاه شب را به وسیلۀ میل قم اللیل در دیدۀ دل تو می‎کشد، تا بینای ازل و ابد شوی؛ چنان که رسول الله ص می‌فرماید: «عَینَانِ لَم تَمسَّهُمَا النَّارُ عَینٌ بَکَت فِی جَوفِ الَّلیلِ مِن خشیۀِ اللهِ و عَینٌ بَاتَت فِی سَبِیلِی [ترمذی، حدیث: ۱۶۳۹]». (همانجا).

شیخ الاسلام انصاری گریه در شب را مایۀ کرامت دانسته و این امر را مایۀ دور شدن موانع از راه سالک می‌شمارد. او براین نظر است که باید تقصیرات و گناهان را با آب ندامتی شست که شب هنگام از دیدگان سالک سرازیر می‎شود و با صفای این آب، نامۀ سیاه را می‏توان شست و شوی داد. وی می‎گوید:
«عارفان را در شب به گریه فرمایند تا چون روی دل ایشان به قطرات ندامت شسته گردد، نظر کرامت یابند؛ یعنی گُل چینند و خار نبینند، در نور نشینند و نار نبینند». (انصاری؛ ۱۳۸۹: ۵۵۴).

۹٫ سالک، نیازمند و شیدای شب

در نگاه شیخ الاسلام انصاری، سالک نیازمند و دل دادۀ شب است و همین شب است که با آرامش و سکون لحظات و با وقار و شکوه سحرگاهانش، کار سالک را می‎سازد و جایگاه او را در نزد مولایش برجسته می‎کند و مقرّب درگاهش می‎گرداند. او همه این مفاهیم را چنین ارائه کرده است:

سالک به غم تو خشک لب می‌باید
شیدای تجلّیات شب می‌باید
جانی که ز سوز روز حظّی خواهد
پیوسته نیازمند شب می‌باید (انصاری؛ ۱۳۸۹: ۵۵۵).

نتیجه گیری

از آنچه در این مقاله گفته آمد، به این نتیجه دست می‎یابیم که شب در حوزۀ عبادات و تقرب، و در معیار سلوک و ریاضت، نسبت به روز برتر شمرده شده است. این مفهوم و حکم، هم در نصوص شرعی کتاب و سنت، جلوه یافته و هم در دیدگاه اهل تحقیق، اعم از فقهاء و عرفاء، طرح و تأیید گردیده است. دلیل این امر، سکون و آرامش خاطر عالم انسان از وساوس حیات مادی است که در شب هنگام تحقق می‏یابد و در روز چنین ویژگی، کمتر تحقق یافتنی است.

همین برتری شب در نگاه پیر هرات شیخ الاسلام انصاری نیز امری محسوس و مشهود است. او به شکل بسیار زیبا در یکی از آثارش، با طرح مناظره میان شب و روز، جایگاه شب را برجسته تر می‎نمایاند و در این مناظره سرانجام، شب را بر روز غلبه می‎دهد و آن را به اوصاف برتر می‌ستاید. وی ضمن اینکه شب را برخلاف مادیگری روز، معنویت‎گرا معرفی داشته است، آن را هنگام وصال به محبوب، سرمایۀ زندگانی سالک، مایۀ رحمت الهی، باعث مغفرت، آیینۀ معرفت، فروغ دل، و وسیلۀ کرامت برشمرده است. بدین ترتیب، سالک را سخت نیازمند شب و شب زنده داری دانسته است. از محتوای نصوص شرعی و از دیدگاه شیخ الاسلام انصاری و سایر اهل معرفت دانسته می‎شود که شب از نگاه وقت عبادت و ریاضت، بر روز برتری دارد و عبادت در آن برتری و امتیازی دارد که در روز برای طالبان معرفت و سالکان راه میسر نمی‏باشد.

فهرست منابع
۱٫ قرآن کریم.
۲٫ ابن ابی شیبه، أبو بکر عبد الله بن محمد بن إبراهیم بن عثمان بن خواستی العبسی. (۱۴۰۹). المصنف فی الأحادیث والآثار. چاپ اول، المحقق: کمال یوسف الحوت، ریاض: مکتبه الرشد.
۳٫ ابن حنبل، أبو عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل بن هلال بن أسد الشیبانی. (۱۴۲۱ هـ – ۲۰۰۱ م). مسند الإمام أحمد بن حنبل. المحقق: شعیب الأرنؤوط – عادل مرشد، وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن الترکی، بیروت: مؤسسه الرساله.
۴٫ ابو داود السّجِسْتانی، سلیمان بن الأشعث بن إسحاق بن بشیر بن شداد بن عمرو الأزدی. (بی تا). سنن أبی داود. المحقق: محمد محیی الدین عبد الحمید، صیدا – بیروت: المکتبه العصریه.
۵٫ پورجوادی، نصر الله. (۱۳۸۵). زبان حال در عرفان و ادبیات پارسی. چاپ نخست، تهران: انتشارات هرمس.
۶٫ انصاری، خواجه عبد الله. (۱۳۸۰) .کنز السالکین. به تصحیح و مقدمه محمد سرور مولایی، چاپ دوم، تهران: انتشارات توس.
۷٫ انصاری، خواجه عبد الله. (۱۳۲۸ﻫ.ق) .گنجنامه. به سعی و اهتمام حاجی بهادر خان و زکریاخان، چاپ دوم، پشاور: کتابخانه نعمانی.
۸٫ بخاری الجعفی، أبو عبدالله محمد بن إسماعیل. الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلى الله علیه وسلم وسننه وأیامه = صحیح البخاری. المحقق: محمد زهیر بن ناصر الناصر. چاپ اول، الناشر: دار طوق النجاه (مصوره عن السلطانیه بإضافه ترقیم ترقیم محمد فؤاد عبد الباقی).
۹٫ ترمذی، محمد بن عیسى بن سَوْره بن موسى بن الضحاک. (۱۳۹۵ﻫ.- ۱۹۷۵م.) .سنن الترمذی. تحقیق و تعلیق: احمد محمد شاکر (ج۱، ۲) محمد فؤاد عبد الباقی (ج۳) و ابراهیم عطوه عوض المدرس فی الأزهر الشریف (ج ۴، ۵) چاپ دوم، پنج جلد، مصر: شرکت مکتبه و مطبعه مصطفى البابی الحلبی.
۱۰٫ قشیری النیسابوری، أبو الحسن مسلم بن الحجاج. صحیح مسلم (المسند الصحیح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم). المحقق: محمد فؤاد عبد الباقی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − یک =

مطالب تازه