سخن روز

شایسته‌سالاری رمز شکوفایی و بقای مدارس علوم دینی

 

اشاره: این‌روزها عموما معیار استخدام و پذیرش در مدارس علوم دینی، بر پایهٔ روابط فامیلی، قدرت مالی یا موقعیت اجتماعی‌ِ دست‌اندرکاران رقم می‌خورد، خواه شخص گزینش‌شده توانایی و شایستگی تدریس را دارا باشد یا نباشد. یادداشت زیر درهمین‌رهگذر نوشته شده‌است. امید است چراغی فروزان فراروی اصحاب مدارس باشد.

الله‌تعالی دارالعلوم دیوبند را با ویژگی‌ها و خوبی‌های گوناگونی نوازش کرده‌است؛ یکی‌از ویژگی‌هایش این است که گزینش افراد بر اساس صلاحیت، توانایی و شایستگی انجام می‌پذیرد و بر همین اساس پیشرفت می‌کند. روابط فامیلی هیچ جایگاه و نقشی در استخدام و گزینش افراد ندارد.
واضح‌ترین نشانِ این ادعا، دست‌اندرکاران و مسئولان کنونی دارالعلوم دیوبند هستند؛ مولانا مفتی ابوالقاسم نعمانی مدیریت کنونی دارالعلوم از منطقهٔ «بَِنارس»(یکی از قدیمی‌ترین شهرهای جهان در کرانهٔ رودخانهٔ گنگ) است. نائب وی جناب مولانا عبدالخالق مِدْراسی از «مِدراس» است و شیخ الحدیث و صدرالمدرسین حضرت مولانا مفتی سعیداحمد پالن‌پوری ،دامت‌برکاته، از «گجرات» است.
هیچ‌یک از این سه‌بزرگوار که مسئولیت‌های کلیدی دارالعلوم دیوبند را عهده‌دارند، هیچ قرابت نسبی و رابطهٔ فامیلی با بانیان و پیش‌کسوتان دارالعلوم؛ مانند حضرت مولانا نانوتوی، حضرت مولانا رشیداحمد گنگوهی، حضرت شیخ‌الهند، حضرت علامه محمدانورشاہ کشمیری، حضرت مولانا حسین‌احمد مدنی، حضرت شیخ‌الادب مولانا اعزازعلی، حضرت شیخ‌الاسلام مولانا شبیراحمد عثمانی، حضرت مولانا ابراهیم بلیاوی ،رحمهم‌الله، و دیگران، ندارند. ازهمین رهگذر می‌توان مزاج و خط‌مشیِ دارالعلوم دیوبند را در گزینش افراد براساس توانایی و شایستگی‌، سنجید.

افزون براین در رابطه با نظام و قوانین دارالعلوم، قانون جدیدِ تحسین‌آفرینی به‌ذهنم رسید که خیلی متأثرم کرد؛ باری، مدیریت سابق دارالعلوم حضرت مولانا مرغوب‌الرحمن(ت۱۴۳۲ق) برای سد باب موروثی‌شدن دارالعلوم، این قانون را تصویب می‌کند که فرزند ارجمند هیچ‌‌‌ استاد گران‌مایه‌ای _تازمانی‌که در دارالعلوم مشغول است_ برای تدریس گزینش نشود.
برای اطمینان از درستی این قانون وقتی مسئله را از مفتی ابوالقاسم نعمانی مدیریت کنونی دارالعلوم دیوبند در دفتر کارش، در حضور دو نائب وی جویا شدم، پس‌از تصدیق قانونِ پیش‌گفته فرمود: آری، این قانون از زمان مدیریت مولانا مرغوب‌الرحمن اجرا شد و چون‌ همهٔ کارکنان دارالعلوم از این قانون آگاهند و در پرتو آن تعامل برقرار است برای همین اعتراضی هم به آن نمی‌شود. البته هنوز این قانون به‌صورت مکتوب در آیین‌نامهٔ دارالعلوم درج نشده‌است.
بهتر است برای روشن‌ترشدن موضوع از مشاهدات میدانی‌ام دربارۂ چگونگی عمل به این قانون برایتان بنویسم، اکنون هیچ‌یک از فرزندانِ استادان کنونی دارالعلوم، در دارالعلوم استاد نیست. درحالی‌که برخی‌از این بزرگوران را خوب می‌شناسم و می‌دانم که فضل و فضیلت را توأمان دارند و از توانایی و شایستگی بالایی برخوردارند، درضمن از فضلای خوش‌نام و نازنین دارلعلوم دیوبند نیز هستند.

برای مثال جناب مولانا مفتی محمدسلمان منصورپوری که اکنون استاد حدیث و مفتی مدرسهٔ علوم دینیِ قاسمیهٔ شاهی‌مرادآباد است، فرزند جناب مولانا قاری محمدعثمان منصورپوری استاد حدیث دارالعلوم دیوبند و نوهٔ شیخ‌الاسلام مولانا حسین‌احمد مدنی ،قُدِّس‌َسِرُّه، نیز هست. بنده وی را از زمانی می‌شناسم که در دارالعلوم طلبه بود. آن زمان تازه به‌عنوان استاد در دارالعلوم گزینش شده بودم. نیک به‌یاد دارم که در امتحانات مقام می‌آورد و استادان دارالعلوم به توانایی و شایستگی وی اذعان داشتند. پس‌از فراغت از دارالعلوم تا امروز در کسوت یک مفتیِ لایق و موفق و در مقام استادی خوش‌نام و مصنف و مؤلفی ماهر می‌درخشد و یقینا با این برخورداری‌ها و توانمندی‌ها می‌توانست به عنوان استادی موفق در دارالعلوم دیوبند نقش‌آفرینی کند. اما فقط برای این‌که پدرش از استادان دارالعلوم دیوبند است، اجازهٔ تدریس در دارالعلوم را ندارد و از همان آغاز در مدرسهٔ علوم دینی قاسمیهٔ شاهی‌مرادآباد کار فتوی و تدریس را به‌نیکوترین وجه انجام می‌دهد.
همین‌طور جناب مولانا حسین‌احمد پالن‌پوری دانش‌آموختهٔ دارالعلوم دیوبند فرزند حضرت استاد مفتی سعیداحمد پالن‌پوری دامت‌برکاته، از استادان موفق و خو‌ش‌نام حدیث و عالمی وارسته و عامل است. کسی که کتاب «تحفهالألمعی شرح سنن ترمذی» و «تحفهالقاری شرح صحیح بخاری» را ترتیب داده‌است اما فقط به‌این‌خاطر که پدربزرگوارش استاد دارالعلوم دیوبند است، نه او و نه دیگر فرزندان حضرت استاد، توفیق کسوتِ استادی در دارالعلوم را نداشته‌اند.

جناب مولانا سیدامجد مدنی، فاضل دارالعلوم دیوبند، فرزند رشیدِ حضرت مولانا سیدارشد مدنی ،دامت برکاته، و نوۂ شیخ الاسلام مولانا حسین‌احمد مدنی ،قُدِّس‌َسِرُّه، نیز از همین گروه است.
نامبرده دانشوری متقی و استادی صاحب‌کمال است. از ذوق علمی و فکری بسیاربالایی نیز برخوردار است. دستیار پدرش در تحقیق کتاب «نُخَبُ‌الأفکار فی تَنْقِیحِ مَبانی الأخبار شَرح معانی‌الآثار» نیز بوده‌است.
اما چون‌ پدرش مولانا سیدارشد مدنی از استادان دارالعلوم دیوبند است، هنوز موقعیت استادی در دارالعلوم برایش فراهم نشده‌است.
حضرت مولانا مرغو‌ب‌الرحمن پیش‌ازهمه خودش به این قانون عمل کرد؛ چنان‌که فرزند گرامیش، جناب مولانا انوارالرحمن _دانش‌آموختهٔ دارالعلوم دیوبند_ را در مدت سی‌سال مدیریتش نه نائب مدیر کرد و نه برای استخدام وی دیگر شعبه‌های دارالعلوم تلاش کرد. درحالی‌که همهٔ کسانی‌که وی را می‌شناسند به شرافت، تقواپیشگی، سنجیدگی، متانت و خوش‌اخلاقی وی معترف‌اند. بنده امیدوارم که فرهنگ‌سازیِ همین شیوه و قانون در دارالعلوم دیوبند، سبب نجاتِ حضرت مولانا مرغوب‌الرحمن ،قُدِّس‌َسِرُّہ، و رفع درجات وی بشود.
از این شیوه‌کاری دارالعلوم دیوبند شاید در ذهن بعضی‌ها این شبهه ایجاد شود که این نوع تعامل سبب می‌شود تا زمینهٔ فعالیت برای برخی از شایستگان و توانمندان دارالعلوم که آشنا به مزاج و محیط آن نیز هستند فراهم نیاید! خدمت این عزیزان عارض می‌شوم که فقط از عدم پذیرش چند شخصِ خاص آن‌هم تا مدت معین و مشخصی، اگر به دارالعلوم سودی نرسد، ضرر و زیانش بزرگتر از ضرری نیست که احتمالا از گزینش‌های فامیلی به آن می‌رسد. درهرحال، به‌نظرگاه این حقیر پس‌از تأمل بسیار، طرح و اجرای قانون پیش‌‌گفته نقش اساسی‌ای در رشد و شکوفایی بی‌مثل‌ومانند دارالعلوم دیوبند، ایفا کرده‌است. الله‌تعالی دارالعلوم و زنجیرۂ خدمات دینی‌اش را تا روز قیامت ساری‌وجاری بگراند.
شایسته‌ و بایسته است بنیان‌گزاران و مدیران دیگر مدارس علوم دینی نیز از این خط‌مشی دارالعلوم الگو بگیرند. از کران تا کران گیتی و به‌خصوص‌ از مدیران و استادان و طلاب مدارس علوم دینی در آسیای میانه، از همهٔ کسانی‌که دارالعلوم دیوبند را مرکز علمی خود می‌دانند و جانانه به آن عشق می‌ورزند، تقاضاست، محبت و علاقه‌شان به دارالعلوم فقط درحد ادعا نباشد، بلکه رفتن بر نقش قدمِ بزرگان دارالعلوم و پیروی از شیوهٔ کاری و قوانین اجراشدهٔ آنان را شعار زندگی خود قراردهند، به اخلاص و تقوا و تلاش و سادزیستی و توانایی و شایستگی افراد در گزینش‌ها توجه و عنایت ویژه بشود. از تساهل و نام‌ونمود و استخدام‌های غیرضروری به‌ویژه گزینش صرفاً بر اساس روابط خویشاوندی، به‌شدت اجتناب شود؛ زیرا در این صورت مدارس علوم دینی به‌جای رشد و شکوفایی، سیر قهقرایی را آغاز می‌کنند و اعتماد مردم اندک‌اندک نسبت به‌مدارس ازبین می‌رود.
اصحاب مدارس نیز همواره این سخن را به‌خاطر بسپارند که مدرسه، ملکِ شخصی آنان نیست، بلکه امانت عموم مسلمان است که الله‌تعالی آنان را عهده‌دار حفاظت و پاسداری آن کرده‌است و روز قیامت دربارهٔ خشت‌خشت این امانت باید پاسخگو باشند.

[این حدیث از سر دردیست که من می‌گویم
تا بر آتش ننهی، بوی نیاید ز عبیر]
نمایش بیشتر

مصباح العلوم محمدان

صفحه رسمی مدرسه علوم دینی مصباح العلوم شهر محمدان- ایرانشهر کانال تلگرام:T.me/al_mesbah1

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + 2 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن