شرک، خطر شرک، اقسام شرک

1 - شرک، خطر شرک، اقسام شرک


نویسنده : محمد بن إبراهیم بن عبدالله التویجری
مترجم : محمد گل گمشادزهی

شرک
شرک: قرار دادن شریک برای الله متعال در ربوبیت یا الوهیت و یا اسماء و صفات الهی. پس اگر انسان معتقد باشد آفریننده‌ یا کمک کننده‌ای با الله وجود دارد مشرک است. و کسی‌که اعتقاد داشته باشد کسی غیر از الله شایسته‌ی عبادت است مشرک است، و کسی‌که اعتقاد داشته باشد برای الله در اسماء و صفاتش شبیه و مانندی وجود دارد نیز مشرک است.
خطر شرک
۱٫ شرک به الله ظلم بزرگی است، برای این‌که آن، تجاوزی است به توحید که حق خالص الله ﻷ می‌باشد. پس توحید بزرگ‌ترین عدل، و شرک بزرگ‌ترین ظلم، و زشت‌ترین زشتی‌ها می‌باشد. برای این‌که نقص برای الله جهانیان محسوب می‌شود. و حقی را که مخصوص الله ﻷ است، به دیگری می‌دهد، و دیگران را با او برابر می‌کند.
و بزرگ‌ترین خطر شرک این است که اگر کسی در حالت شرک، الله را ملاقات نماید، الله او را مورد مغفرت قرار نمی‌دهد، همان‌طور که می‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَغۡفِرُ أَن یُشۡرَکَ بِهِۦ وَیَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَن یَشَآءُۚ وَمَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفۡتَرَىٰٓ إِثۡمًا عَظِیمًا۴٨﴾ [النساء: ۴۸].
«بی‌گمان، الله این گناه را که به او شرک آورده شود نمی‌بخشد و غیر از آن را – برای هر ‌کس بخواهد – می‌بخشد؛ و هر ‌کس به الله شرک ورزد، یقیناً گناهی بزرگ به گردن گرفته است».
۲٫ شرک به الله بزرگ‌ترین گناه محسوب می‌شود. کسی‌که غیر از الله را عبادت نماید، در واقع عبادت را در غیر جایگاه آن قرار داده است و آن را برای کسی‌که مستحق آن نیست، انجام داده است و این ظلمی بزرگ و گناهی زشت است، همان طور که الله ﻷ می‌فرماید: ﴿لَا تُشۡرِکۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡکَ لَظُلۡمٌ عَظِیمٞ﴾ [لقمان: ۱۳].
«به الله شرک نورز. به راستى که شرک ستمى بزرگ است».
۳٫ شرک اکبر تمام اعمال را حبطه می‌نماید و موجب هلاکت و خسران می‌شود و از بزرگ‌ترین گناهان کبیره می‌باشد. ﴿وَلَقَدۡ أُوحِیَ إِلَیۡکَ وَإِلَى ٱلَّذِینَ مِن قَبۡلِکَ لَئِنۡ أَشۡرَکۡتَ لَیَحۡبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِینَ۶۵ بَلِ ٱللَّهَ فَٱعۡبُدۡ وَکُن مِّنَ ٱلشَّٰکِرِینَ۶۶﴾ [الزمر: ۶۵-۶۶].
«و [اى پیامبر] به راستى که به تو و به کسانى که پیش از تو بودند، وحى کرده شد: اگر شرک آورى، بى‌گمان عملکردت نابود شود. و به یقین از زیانکاران شوى. بلکه الله را بندگى کن و از سپاسگزاران باش».
عَنْ أَبِی بَکْرَهَ س، قَالَ: قَالَ النَّبِیُّ ج: «أَلاَ أُنَبِّئُکُمْ بِأَکْبَرِ الکَبَائِرِ؟» ثَلاَثًا، قَالُوا: بَلَى یَا رَسُولَ اللَّهِ، قَالَ: «الإِشْرَاکُ بِاللَّهِ، وَعُقُوقُ الوَالِدَیْنِ – وَجَلَسَ وَکَانَ مُتَّکِئًا فَقَالَ – أَلاَ وَقَوْلُ الزُّورِ»، قَالَ: فَمَا زَالَ یُکَرِّرُهَا حَتَّى قُلْنَا: لَیْتَهُ سَکَتَ.
ابوبکره س از رسول ج روایت می‌نماید که فرمود: «آیا شما را از بزرگ‌ترین گناهان کبیره با خبر نسازم؟» سه مرتبه تکرار کرد. صحابه گفتند: ای رسول الله، بله بفرما. پیامبر ج فرمود: «شرک به الله ﻷ و نافرمانی از پدر و مادر». پیامبر ج که پیش‌تر تکیه زده بود، نشست و فرمود: «آگاه باشید که سخن دروغ و شهادت دروغین نیز جزو گناهان کبیره است». و آن قدر این جمله را تکرار کرد که با خود گفتیم: ای کاش سکوت می‌فرمود!
زشتی‌های شرک
الله ﻷ برای شرک، چهار زشتی در چهار آیه ذکر کرده که عبارت‌اند از:
۱٫ الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَغۡفِرُ أَن یُشۡرَکَ بِهِۦ وَیَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَن یَشَآءُۚ وَمَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱفۡتَرَىٰٓ إِثۡمًا عَظِیمًا۴٨﴾ [النساء: ۴۸].
«به راستى الله [آن را] که به او شرک آورده شود، نمى‌بخشد و جز آن را براى هرکس که بخواهد، مى‌بخشد و هرکس که به الله شرک آورد، گناهى بزرگ بربافته است».
۲٫ و الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱللَّهَ لَا یَغۡفِرُ أَن یُشۡرَکَ بِهِۦ وَیَغۡفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِکَ لِمَن یَشَآءُۚ وَمَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ ضَلَّ ضَلَٰلَۢا بَعِیدًا١١۶﴾ [النساء: ۱۱۶].
«الله نمى‌بخشد که به او شرک آورده شود و جز آن را براى هرکس که بخواهد، مى‌آمرزد و هرکس به الله شرک آورد، به گمراهى دور و درازى گرفتار آمده است».
۳٫ و الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿لَقَدۡ کَفَرَ ٱلَّذِینَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِیحُ ٱبۡنُ مَرۡیَمَۖ وَقَالَ ٱلۡمَسِیحُ یَٰبَنِیٓ إِسۡرَٰٓءِیلَ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمۡۖ إِنَّهُۥ مَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِ ٱلۡجَنَّهَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِینَ مِنۡ أَنصَارٖ٧٢﴾ [المائده: ۷۲].
«کسانی که گفتند: «الله همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند؛ در حالی ‌که [خودِ] مسیح گفت: ای بنی‌اسرائیل، الله را عبادت کنید که پروردگار من و پروردگار شماست. بی‌تردید، هر ‌کس به الله شرک آورَد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاهش دوزخ است؛ و ستمکاران هیچ یاوری ندارند».
۴٫ و الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿حُنَفَآءَ لِلَّهِ غَیۡرَ مُشۡرِکِینَ بِهِۦۚ وَمَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ ٱلسَّمَآءِ فَتَخۡطَفُهُ ٱلطَّیۡرُ أَوۡ تَهۡوِی بِهِ ٱلرِّیحُ فِی مَکَانٖ سَحِیقٖ٣١﴾ [الحج: ۳۱].
«[بندۀ مخلصِ الله و] حقگرا باشید و به او شرک نورزید؛ و هر کس به الله شرک ورزد، چنان است که گویى از آسمان فرو افتد و مرغان [شکارى‌] وی را بربایند یا باد او را به جایى دور بیندازد».
جزای مشرکان
۱٫ الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ مِنۡ أَهۡلِ ٱلۡکِتَٰبِ وَٱلۡمُشۡرِکِینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ خَٰلِدِینَ فِیهَآۚ أُوْلَٰٓئِکَ هُمۡ شَرُّ ٱلۡبَرِیَّهِ۶﴾ [البینه: ۶].
«بی‌گمان، کسانی از اهل کتاب و مشرکان ‌که کافر شدند، جاودانه در آتش جهنم خواهند ماند. آنان بدترینِ آفریدگان هستند».
۲٫ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ س … قَالَ النَّبِی ج: «مَنْ مَاتَ وَهْوَ یَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ نِدًّا دَخَلَ النَّارَ».
عبدالله بن مسعود س از رسول ج روایت می‌نماید که فرمود: «کسی‌که بمیرد در حالی که برای الله شریکی قرار داده است، وارد جهنم می‌شود».
اساس شرک
اساس شرک و قاعده‌ای که بر آن بنا شده است، تعلق به غیر الله است. کسی‌که به غیر الله تعلق و وابستگی داشته باشد، الله او را به آن‌چه که تعلق و وابستگی دارد، واگذار می‌نماید و او را به این خاطر، عذاب می‌دهد، و خوار و ذلیلش می‌گرداند، و مورد سرزنش و ملامت قرار می‌گیرد. و کسی‌که او را ستایش نمی‌کند، خوار و ذلیل می‌شود و هیچ یاور و نصرت‌دهنده‌ای ندارد. همان‌طور که الله ﻷ می‌فرماید: ﴿لَّا تَجۡعَلۡ مَعَ ٱللَّهِ إِلَٰهًا ءَاخَرَ فَتَقۡعُدَ مَذۡمُومٗا مَّخۡذُولٗا٢٢﴾ [الإسراء: ۲۲].
«[ای انسان، هرگز هیچ] معبود دیگری را با الله [شریک] قرار نده که نکوهیده و بی‌یاور خواهی ماند».
دانستن شرک
شرک به الله در اسماء و صفاتش، شرک به الله در حکمش، شرک به الله در عبادتش، همه‌ی این اقسام شرک به الله محسوب می‌شود که پادشاه و بر حق است. پس اول: شرک در ربوبیت، و دوم : شرک در طاعت و سوم: شرک در عبادت است.
الله ﻷ، پروردگار بلندمرتبه و بزرگ، مالک و آفریننده‌ی هر چیزی است و هیچ شریکی برای او وجود ندارد.
شرک به الله در حکمش مانند شرک در عبادتش است، هردو شرک اکبر و سبب خروج از دین اسلام می‌باشند، برای این‌که عبادت حق الله یکتاست و شریکی برایش وجود ندارد.
همان‌طور که الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُکُمۡ یُوحَىٰٓ إِلَیَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُکُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ فَمَن کَانَ یَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡیَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا یُشۡرِکۡ بِعِبَادَهِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا١١٠﴾ [الکهف: ۱۱۰].
«[ای پیامبر،] بگو: «من فقط بشری [عادی] همچون شما هستم. به من وحی می‌شود که تنها معبودتان، اللهِ یکتاست؛ پس هر‌ کس به دیدارِ پروردگارش [در آخرت] امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد و هیچ کس را در عبادتِ پروردگارش شریک نسازد».
حکم کردن حق الله ﻷ است که شریکی ندارد، همان‌طور که می‌فرماید: ﴿قُلِ ٱللَّهُ أَعۡلَمُ بِمَا لَبِثُواْۖ لَهُۥ غَیۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِۖ أَبۡصِرۡ بِهِۦ وَأَسۡمِعۡۚ مَا لَهُم مِّن دُونِهِۦ مِن وَلِیّٖ وَلَا یُشۡرِکُ فِی حُکۡمِهِۦٓ أَحَدٗا٢۶﴾ [الکهف: ۲۶].
«[ای پیامبر،] بگو: الله از [مدت] ماندنشان [در غار] آگاه‌تر است؛ غیب آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست. [به راستی که] او تعالی چه بینا و چه شنواست! آنان [= جهانیان] هیچ [دوست و] کارسازی جز او ندارند و او هیچ کس را در حکم [و فرمان] خویش شریک نمی‌سازد».
و هرکس غیر از آن‌چه الله ﻷ نازل فرموده است، تبعیت و پیروی کند، مشرک و کافر می‌باشد و صاحب آن شریعت، ابلیس است که آن را بر زبان اولیا و دوستان کافرش جاری ساخته است، همان‌طور که الله ﻷ می‌فرماید: ﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَٰنَهُمۡ أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِیحَ ٱبۡنَ مَرۡیَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِیَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗاۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا یُشۡرِکُونَ٣١﴾ [التوبه: ۳۱].
«[این مشرکان،] علما و راهبان خود و [همچنین] مسیح – پسر مریم – را به جای الله [به عنوان] معبودان خویش تلقی کردند؛ حال آنکه دستوری جز این نداشتند که فقط الله یگانه را عبادت کنند که معبودى [به‌حق] جز او نیست. او تعالی از کسانی ‌[یا چیزهایی] که برایش شریک قرار می‌دهند منزه است».
و عبادت شیطان این است که از نظام و شریعتی که مخلوقات را به سوی شرک و کفر سوق می‌دهد، پیروی شود. الله ﻷ ما را از این شیطان بر حذر داشته و فرموده است: ﴿۞أَلَمۡ أَعۡهَدۡ إِلَیۡکُمۡ یَٰبَنِیٓ ءَادَمَ أَن لَّا تَعۡبُدُواْ ٱلشَّیۡطَٰنَۖ إِنَّهُۥ لَکُمۡ عَدُوّٞ مُّبِینٞ۶٠ وَأَنِ ٱعۡبُدُونِیۚ هَٰذَا صِرَٰطٞ مُّسۡتَقِیمٞ۶١﴾ [یس: ۶۰-۶۱].
«ای فرزندان آدم، آیا با شما پیمان نبستم [و فرمان ندادم] که شیطان را عبادت نکنید [که] قطعاً او دشمن آشکارِ شماست؟ و اینکه [تنها] مرا عبادت کنید [که] راه راست همین است؟».
مذاهب و نظام‌های وضعی که مخالف شریعت الهی هستند، همه‌ی‌شان شریکانی هستند که غیر از الله عبادت می‌شوند، و حکم کردن به آن، و دوست داشتن به خاطر آن، و دشمنی با دشمنان آن، از جمله‌ی شرک اکبر محسوب می‌شوند: ﴿أَمۡ لَهُمۡ شُرَکَٰٓؤُاْ شَرَعُواْ لَهُم مِّنَ ٱلدِّینِ مَا لَمۡ یَأۡذَنۢ بِهِ ٱللَّهُۚ وَلَوۡلَا کَلِمَهُ ٱلۡفَصۡلِ لَقُضِیَ بَیۡنَهُمۡۗ وَإِنَّ ٱلظَّٰلِمِینَ لَهُمۡ عَذَابٌ أَلِیمٞ٢١﴾ [الشورى: ۲۱].
«آیا [مشرکان] معبودانى دارند که بدون اجازۀ الله، [قوانین] دینى برایشان مقرر کرده‏اند؟ اگر حُکمِ قطعى [براى مهلت دادن به گناهکاران] در میان نبود، [بى‌درنگ] میانشان داورى مى‏شد؛ و ستمکاران عذابی دردناک [در پیش] دارند».
و مشرکانی که نمادها (بت‌ها) را سجده می‌نمایند، کفار متجاوزگر و نافرمان هستند. پس اگر حکم الله را تغییر دهند و از شریعت شیطان تبعیت و پیروی کنند، این کفرشان نسبت به کفر قبلی‌شان جدید می‌باشد، همان‌طور که الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿إِنَّمَا ٱلنَّسِیٓءُ زِیَادَهٞ فِی ٱلۡکُفۡرِۖ یُضَلُّ بِهِ ٱلَّذِینَ کَفَرُواْ یُحِلُّونَهُۥ عَامٗا وَیُحَرِّمُونَهُۥ عَامٗا لِّیُوَاطِ‍ُٔواْ عِدَّهَ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُ فَیُحِلُّواْ مَا حَرَّمَ ٱللَّهُۚ زُیِّنَ لَهُمۡ سُوٓءُ أَعۡمَٰلِهِمۡۗ وَٱللَّهُ لَا یَهۡدِی ٱلۡقَوۡمَ ٱلۡکَٰفِرِینَ ٣٧﴾ [التوبه: ۳۷]
«بی‌تردید، به تأخیر‏ انداختن [ماه‌های حرام و بر هم زدن ترتیب اصلىِ آن‌ها، موجب] افزایش کفر است [و] کسانی که کفر ورزیدند با این کار، به گمراهی کشیده می‌شوند. آن [ماه] را یک سال حلال مى‌شمارند و یک سالِ [دیگر] حرام مى‌دانند تا با تعداد ماه‌هایی که الله حرام کرده است یکسان سازند؛ پس [به سبب آن‌] آنچه را که الله حرام کرده است [بر خود] حلال می‌کنند؛ زشتىِ اعمال آنان برایشان آراسته شده است؛ و الله گروه کافران را هدایت نمى‌کند».
 اقسام شرک
شرک دو نوع است: شرک اکبر و شرک اصغر
اول – شرک اکبر: قرار دادن شریک برای الله در ربوبیت، یا الوهیت و یا اسماء و صفاتش است. و این شرک سبب خروج از اسلام می‌شود، و تمام اعمال را حبط می‌نماید، و خون و مال صاحبش را حلال می‌کند. اگر فرد بدون توبه بمیرد، برای همیشه در جهنم خواهد بود.
و شرک اکبر انجام دادن عبادت و یا قسمتی از آن برای غیر الله است، مانند خواستن و دعا کردن از غیر الله، و ذبح و نذر کردن برای غیر از الله، برای قبرها و جن و شیاطین و غیر آنان. و خواستن از غیر الله در آنچه که فقط الله توانایی انجام آن را دارد، مانند سؤال کردن، غنی شدن، شفا، طلب نیازها و باریدن باران از غیر الله، و مانند آنچه که جاهلان نزد قبرهای اولیا و صالحان یا نزد نمادها و بت‌هایی که از سنگ، درخت و… ساخته شده‌اند، می‌گویند.
الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿لَقَدۡ کَفَرَ ٱلَّذِینَ قَالُوٓاْ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلۡمَسِیحُ ٱبۡنُ مَرۡیَمَۖ وَقَالَ ٱلۡمَسِیحُ یَٰبَنِیٓ إِسۡرَٰٓءِیلَ ٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ رَبِّی وَرَبَّکُمۡۖ إِنَّهُۥ مَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِ ٱلۡجَنَّهَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِینَ مِنۡ أَنصَارٖ٧٢﴾ [المائده: ۷۲].
«کسانی که گفتند: «الله همان مسیح پسر مریم است» یقیناً کافر شدند؛ در حالی ‌که [خودِ] مسیح گفت: ای بنی‌اسرائیل، الله را عبادت کنید که پروردگار من و پروردگار شماست. بی‌تردید، هر ‌کس به الله شرک آورَد، الله بهشت را بر او حرام کرده است و جایگاهش دوزخ است؛ و ستمکاران هیچ یاوری ندارند».
نمونه‌هایی از انواع شرک اکبر
۱٫ شرک در خوف: این است که از غیر الله از بت، یا طاغوت، یا مرده، یا از جن یا انسانی که غایب است، و حضور ندارد، بترسد که به او ضرر می‌رساند یا به او چیزی می‌رسد که آن را ناپسند و ناخوشایند می‌داند.
و این نوع خوف از بزرگ‌ترین درجه‌های دین است. پس کسی‌که آن را برای غیر از الله به کار گیرد، نسبت به او شرک بزرگی را مرتکب شده، و آن سلاح شیطان است که به وسیله‌ی آن انسان را هلاک و نابود می‌نماید. ﴿إِنَّمَا ذَٰلِکُمُ ٱلشَّیۡطَٰنُ یُخَوِّفُ أَوۡلِیَآءَهُۥ فَلَا تَخَافُوهُمۡ وَخَافُونِ إِن کُنتُم مُّؤۡمِنِینَ١٧۵﴾ [آل عمران: ۱۷۵].
«در حقیقت، این شیطان است که [شما را از هیبت پوشالیِ] دوستانش می‌ترساند؛ پس اگر ایمان دارید، از آنان [= مشرکان] نترسید و از من بترسید».
۲٫ شرک در توکل: توکل کردن بر الله در تمام امور و کارها از بزرگ‌ترین انواع عبادت است که واجب است فقط برای الله صورت پذیرد.
پس کسی‌که بر غیر از الله توکل نماید، در آن‌چه فقط الله توانایی انجامش را دارد، مانند توکل کردن بر مردگان، یا غایبین و مانند آن‌ها، در دفع کردن و از بین بردن ضررها، و به دست آوردن منافع و رزق و روزی، به درستی که نسبت به الله ﻷ شرک اکبر مرتکب شده است. الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿قَالَ رَجُلَانِ مِنَ ٱلَّذِینَ یَخَافُونَ أَنۡعَمَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِمَا ٱدۡخُلُواْ عَلَیۡهِمُ ٱلۡبَابَ فَإِذَا دَخَلۡتُمُوهُ فَإِنَّکُمۡ غَٰلِبُونَۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَکَّلُوٓاْ إِن کُنتُم مُّؤۡمِنِینَ٢٣﴾ [المائده: ۲۳].
«دو تن از مردانی که [از نافرمانی و عذاب الهی] می‌ترسیدند و الله به آنان نعمت [اطاعت و بندگی] داده بود گفتند: «از آن دروازه بر آنان [هجوم برید و] وارد شوید که اگر از آن درآمدید، قطعاً پیروز خواهید شد؛ و اگر مؤمنید، بر الله توکل کنید».
۳٫ شرک در محبت: محبت الله، محبتی است که مستلزم آن، نهایت ذلیل و خوار شدن و کمال و نهایت اطاعت کردن برای الله ﻷ است.
این محبت فقط برای الله است، و جایز نیست که هیچ‌کس با او در آن شریک شود. پس هرکس همان‌طور که الله را دوست می‌دارد، غیر از او را دوست بدارد، به درستی که غیر از الله را در حب و تعظیم، شریک قرار داده است و این شرک اکبر است.
الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَندَادٗا یُحِبُّونَهُمۡ کَحُبِّ ٱللَّهِۖ وَٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ أَشَدُّ حُبّٗا لِّلَّهِۗ وَلَوۡ یَرَى ٱلَّذِینَ ظَلَمُوٓاْ إِذۡ یَرَوۡنَ ٱلۡعَذَابَ أَنَّ ٱلۡقُوَّهَ لِلَّهِ جَمِیعٗا وَأَنَّ ٱللَّهَ شَدِیدُ ٱلۡعَذَابِ١۶۵﴾ [البقره: ۱۶۵].
«[با وجود این آیات روشن،] برخی از مردم، همتایانی غیر از الله را [برای عبادت] برمی‌گزینند و آن‌ها را همچون الله دوست می‌دارند؛ و[لی] کسانی ‌که ایمان آورده‌اند الله را بیشتر دوست ‌دارند؛ و کسانی که [با شرک و ارتکاب گناهان] ستم کردند، هنگامی که عذاب [قیامت] را ببینند، [خواهند دانست] که تمام قدرت از آنِ الله است و اینکه الله سخت‌کیفر است».
۴٫ شرک در طاعت: از انواع شرک در طاعت، اطاعت کردن از علما، حکام، امیران، و رؤسا در حلال دانستن آنچه که الله تحریم نموده یا حرام دانستن آن‌چه که الله حلال دانسته است، می‌باشد. پس کسی‌که از آن‌ها در این امور اطاعت نماید، آن‌ها را با الله در تشریع و حلال دانستن و تحریم، شریک ساخته است و این از شرک اکبر محسوب می‌شود. همان‌طور که الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿ٱتَّخَذُوٓاْ أَحۡبَارَهُمۡ وَرُهۡبَٰنَهُمۡ أَرۡبَابٗا مِّن دُونِ ٱللَّهِ وَٱلۡمَسِیحَ ٱبۡنَ مَرۡیَمَ وَمَآ أُمِرُوٓاْ إِلَّا لِیَعۡبُدُوٓاْ إِلَٰهٗا وَٰحِدٗاۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَۚ سُبۡحَٰنَهُۥ عَمَّا یُشۡرِکُونَ٣١﴾ [التوبه: ۳۱].
«علما و راهبان خود و [همچنین] مسیح – پسر مریم – را به جای الله [به عنوان] معبودان خویش تلقی کردند؛ حال آنکه دستوری جز این نداشتند که فقط الله یگانه را عبادت کنند که معبودى [به‌حق] جز او نیست. او تعالی از کسانی ‌[یا چیزهایی] که برایش شریک قرار می‌دهند منزه است».
اقسام نفاق
اول – نفاق اکبر: و آن نفاق اعتقادی است به این که انسان اسلام را آشکار نماید، ولی در باطن کافر باشد. و صاحب آن، کافر است و اگر بدون توبه بمیرد، در پایین‌ترین طبقات جهنم قرار می‌گیرد.
الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿إِنَّ ٱلۡمُنَٰفِقِینَ فِی ٱلدَّرۡکِ ٱلۡأَسۡفَلِ مِنَ ٱلنَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمۡ نَصِیرًا١۴۵ إِلَّا ٱلَّذِینَ تَابُواْ وَأَصۡلَحُواْ وَٱعۡتَصَمُواْ بِٱللَّهِ وَأَخۡلَصُواْ دِینَهُمۡ لِلَّهِ فَأُوْلَٰٓئِکَ مَعَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَۖ وَسَوۡفَ یُؤۡتِ ٱللَّهُ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ أَجۡرًا عَظِیمٗا١۴۶﴾ [النساء: ۱۴۵-۱۴۶].
«همانا منافقان در پایین‌ترین درجاتِ دوزخند و هرگز یاوری برایشان نخواهی یافت. مگر کسانی که توبه کردند و [باطنِ خویش را] اصلاح نمودند و به [کتابِ] الله تمسک جستند و دین خود را برای الله خالص گرداندند؛ که اینان با مؤمنانند و الله به مؤمنان پاداش بزرگی خواهد داد».
دوم – نفاق اصغر: و آن نفاق در اعمال و مانند آن‌ها است، و صاحب آن از دین اسلام خارج نمی‌شود، ولی نافرمان الله و رسولش می‌باشد. و بر او واجب است که توبه نماید، برای این‌که به سوی نفاق اکبر سوق داده نشود.
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو ب أَنَّ النَّبِیَّ ج قَالَ: «أَرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فِیهِ کَانَ مُنَافِقًا خَالِصًا، وَمَنْ کَانَتْ فِیهِ خَصْلَهٌ مِنْهُنَّ کَانَتْ فِیهِ خَصْلَهٌ مِنَ النِّفَاقِ حَتَّى یَدَعَهَا: إِذَا اؤْتُمِنَ خَانَ، وَإِذَا حَدَّثَ کَذَبَ، وَإِذَا عَاهَدَ غَدَرَ، وَإِذَا خَاصَمَ فَجَرَ».
عبدالله بن عمرو بن عاص ب از پیامبر ج روایت می‌نماید که فرمود: «چهار خصلت و ویژگی هستند که اگر در یک فرد وجود داشته باشند، آن شخص به طور کامل و خالص منافق خواهد بود، ولی اگر یکی از آن ویژگی‌ها در او باشند، یکی از ویژگی‌های نفاق در او خواهد بود تا زمانی که آن را رها کند؛ در امانت خیانت می‌نماید، و هنگامی‌که سخن بگوید، دروغ می‌گوید، اگر عهد و پیمانی ببندد، آن را می‌شکند و هنگام دعوا، ناسزا می‌گوید و دشنام می‌دهد».
دوم – شرک اصغر: شرکی است که شارع آن را شرک نامیده است، ولی شرک اکبر نیست، توحید به وسیله‌ی آن نقض می‌شود، اما از دایره‌ی اسلام خارج نمی‌گردد و وسیله‌ای است برای رسیدن به شرک اکبر. و حکم انجام دهنده‌ی آن، مانند حکم اهل توحیدی است که نافرمانی می‌نمایند، و خون و مال آنان حرام است.
شرک اکبر تمام اعمال را حبط می‌نماید، اما شرک اصغر عملی را که با آن مقارن است، از بین نمی‌برد. در قرآن وقتی که لفظ شرک به کار رفته است، منظور شرک اکبر است، اما شرک اصغر در سنت متواتر ذکر شده است.
۱٫ الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُکُمۡ یُوحَىٰٓ إِلَیَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُکُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞۖ فَمَن کَانَ یَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡیَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا یُشۡرِکۡ بِعِبَادَهِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا١١٠﴾ [الکهف: ۱۱۰].
«[ای پیامبر،] بگو: «من فقط بشری [عادی] همچون شما هستم. به من وحی می‌شود که تنها معبودتان، اللهِ یکتاست؛ پس هر‌ کس به دیدارِ پروردگارش [در آخرت] امید دارد، باید کار شایسته انجام دهد و هیچ کس را در عبادتِ پروردگارش شریک نسازد».
۲٫ عَنْ أَبِی هُرَیْرَهَ س قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ج: «قَالَ اللهُ تَبَارَکَ وَتَعَالَى: أَنَا أَغْنَى الشُّرَکَاءِ عَنِ الشِّرْکِ، مَنْ عَمِلَ عَمَلًا أَشْرَکَ فِیهِ مَعِی غَیْرِی، تَرَکْتُهُ وَشِرْکَهُ».
ابوهریره س از رسول الله ج روایت می‌نماید که فرمود: «الله بلندمرتبه می‌فرماید: من بی‌نیازترین شریکان از شرک هستم، کسی‌که عملی انجام دهد و در آن عمل، دیگری را با من شریک سازد، او و شرکش را رها خواهم کرد».
انواع شرک اصغر
اول – شرک اصغر در عبادات قلبی و امثال آن‌ها عبارت‌اند از:
۱٫ ریا: این است که انسان عمل صالحی را انجام دهد و آن را نزد مردم آشکار نماید و خوب انجام دهد تا مردم او را تعظیم و تعریف نمایند.
ریا انواع زیادی دارد: بعضی به اقوال بستگی دارد، برای این‌که به شخص، عالم یا فقیه گفته شود و به اعمال بستگی دارد تا این‌که عابد یا شجاع یا کریم گفته شود و بعضی به هیأت و لباس نیز بستگی دارد تا به او زاهد گفته شود.
و این نوع ریا حرام است و عملی را که صاحب آن انجام می‌دهد را باطل می‌نماید.
۲٫ اراده‌ی انسان که عملی را فقط به خاطر دنیا انجام می‌دهد: مانند کسی‌که به خاطر به دست آوردن غنیمت جهاد می‌نماید، و شخصی که به خاطر به دست آوردن مال حج می‌نماید و کسی‌که علم شریعت را به خاطر مدرک کسب می‌کند.
۳٫ اعتماد کردن فقط بر اسباب: کسی‌که معتقد باشد سبب بدون الله نفع می‌رساند، به درستی که در شرک اکبر قرار گرفته است و شخصی که به اسباب اعتماد نماید و معتقد باشد که الله صاحب نفع و ضرر است در شرک اصغر واقع شده است، بر انسان واجب است که اسباب را به اعضای خویش به کار گیرد و با قلبش بر الله توکل نماید.
۴٫ بدفالی: و آن فال بد گرفتن به چیز دیدنی یا شنیدنی یا مکان یا زمان و مانند آن می‌باشد. پس کسی‌که آن را حمل نماید بر انجام کاری که می‌تواند آن را ترک کند، یا ترک آن‌چه را که می‌تواند، انجام دهد به درستی که در بدفالی قرار گرفته و در شرک اصغر واقع شده است، و فال نیک گرفتن از آن استثنا شده است.
دوم – شرک اصغر در افعال؛ و انواع زیادی دارد که مثال‌های آن عبارت‌اند از:
مُهره‌های چشم زخم شرکی: هر آنچه که بر اطفال و بیماران و چهارپایان و… از تعویذها آویخته می‌شود، برای جلوگیری از بلا و یا دفع آن، و همه‌ی آن‌ها شرک اکبر محسوب می‌شوند. هنگامی‌که فرد معتقد باشد که آن‌ها در ذات خویش بدون الله نفع می‌رسانند.
ولی اگر معتقد باشد که نفع دهنده و شفا دهنده الله است، ولی قلب خویش را به آن معلق نموده که ضرر را بر طرف می‌نمایند، شرک اصغر است. برای این‌که به اسباب اعتماد نموده است.
سوم – شرک اصغر در اقوال؛ که انواع زیادی دارد. برخی از مثال‌هایش را ذکر می‌نماییم:
۱٫ سوگند یاد کردن به غیر الله: اگر آنچه که به آن قسم یاد کرده را به مانند الله و یا بیش‌تر از آن تعظیم نماید، پس این شرک اکبر است و اگر چنین قصد و نیتی نداشته باشد، شرک اصغر است.
فَقَالَ ابْنُ عُمَرَ ب إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ج یَقُولُ: «مَنْ حَلَفَ بِغَیْرِ اللَّهِ فَقَدْ أَشْرَکَ».
ابن عمر ب از رسول الله ج روایت می‌نماید که فرمود: «کسی‌که به غیر الله سوگند یاد نماید، به درستی که کفر یا شرک نموده است».
۲٫ مساوی قرار دادن الله بلندمرتبه و یکی از مخلوقات به وسیله‌ی گفتن حرف «و»، مانند این سخن: آن‌چه که الله بخواهد و تو بخواهی. یا این جمله: به غیر الله و تو چیزی نداریم. پس این جملات شرک اکبر هستند. اگر فرد معتقد باشد تنها الله، آفریننده است و مخلوق با فعل و امر همراه است، پس این شرک اصغر است.
عَنْ حُذَیفَهَ س عَنِ النَّبِی ج، قَالَ: «لَا تَقُولُوا مَا شَاءَ اللَّهُ، وَشَاءَ فُلَانٌ، وَلَکِنْ قُولُوا مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ شَاءَ فُلَانٌ».
حذیفه س از پیامبر ج روایت می‌نماید که فرمود: «نگویید آنچه که الله بخواهد و فلانی بخواهد، بلکه بگویید آنچه که الله بخواهد سپس آنچه که فلانی بخواهد».
۳٫ طلب باران نمودن به وسیله‌ی ستارگان: و آن این است که از ستارگان بخواهد تا باران نازل کنند یا این‌که باران را به ستارگان نسبت دهد. پس کسی‌که معتقد باشد که ستارگان بدون اراده‌ی الله باران نازل می‌کنند، در شرک اکبر قرار گرفته است.
ولی اگر معتقد باشد که الله باران را نازل می‌نماید، ولی ستارگان در نازل شدن باران سبب هستند، پس این شرک اصغر است، برای این‌که او آنچه را که سبب نیست، به عنوان سبب قرار داده است.
۴٫ و از جمله شرک اصغر، نام‌گذاری به نام‌هایی که در آن کلمه‌ی «عبد» است، برای غیر الله، مانند عبدالرسول، عبدالکعبه و مانند آن.
شرک اصغر به نسبت آنچه که در قلب صاحبش قرار دارد، به شرک اکبر نیز تبدیل می‌شود.
پس بر مسلمان واجب است تا از شرک به صورت مطلق، چه اکبر باشد یا اصغر، پرهیز و دوری نماید. شرک ظلم بزرگی است و برای الله یک نقص محسوب می‌شود، همان‌طور که الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿وَإِذۡ قَالَ لُقۡمَٰنُ لِٱبۡنِهِۦ وَهُوَ یَعِظُهُۥ یَٰبُنَیَّ لَا تُشۡرِکۡ بِٱللَّهِۖ إِنَّ ٱلشِّرۡکَ لَظُلۡمٌ عَظِیمٞ١٣﴾ [لقمان: ۱۳].
«و [یاد کن از] آنگاه که لقمان به پسرش [چنین] پند می‌داد: پسرم، به الله شرک نیاور [و کسی یا چیزی را همتایش قرار نده؛ چرا که] یقیناً شرک، ستم بزرگی است».
افعال و اقوال شرک‌آمیز یا وسایل و اسباب آن
اقوال و افعالی بین شرک اصغر و شرک اکبر وجود دارند که بر حسب آنچه که در قلب فاعل آن وجود دارد و از آن‌جا سرچشمه می‌گیرند، با توحید منافات دارند و یا صاف و زلال بودنش را مکدر و سیاه می‌نمایند و شریعت از آن‌ها بر حذر داشته است که عبارت‌اند از:
۱٫ پوشیدن حلقه و ریسمان و مانند آن، به قصد بر طرف کردن بلا و یا جلوگیری از آن که شرک می‌باشد، چون در آن تعلق و وابستگی به غیر الله وجود دارد.
۲٫ آویزان کردن مُهره بر فرزندان، خواه از شیشه باشد یا استخوان یا چیزی نوشتنی. این‌ها برای دفع چشم زخم به کار می‌روند و شرک هستند، برای این‌که تعلق و وابستگی به غیر الله می‌باشد.
۳٫ بدفالی: عبارت است از فال بدگرفتن به وسیله‌ی پرندگان، یا حیوانات، یا اشخاص، یا یک قطعه زمین و یا روزها، یا رنگ‌ها و مانند آن‌ها، که شرک می‌باشند؛ زیرا به غیر الله تعلق و وابستگی دارد و معتقد است که ضرر از جانب مخلوق به او می‌رسد و نمی‌تواند به خودش نفع و ضرری برساند و آن از تلقین‌های شیطان و وسوسه‌های آن می‌باشد که با توکل نمودن بر الله منافات دارد.
۴٫ تبرک جستن به درختان و سنگ‌ها و آثار و قبرها و مانند آن. پس طلب کردن برکت و تبرک و امیدوار بودن به آن‌ها در این اشیا شرک محسوب می‌شود، برای این‌که در به دست آوردن برکت و تبرک، به غیر الله، وابسته و تعلق داشته است.
در همه‌ی آنچه که گذشت اگر معتقد باشد که به طور مستقل بدون الله تأثیر دارند، پس آن شرک اکبر است، ولی اگر معتقد باشد که آن‌ها اسباب هستند و به صورت مستقل تأثیر ندارند، پس شرک اصغر محسوب می‌شود.
۵٫ سحر: آن است که به صورت مخفی و سببش نیز ناچیز می‌باشد.
و آن عبارت است از اوراد و افسون‌ها و سخنانی که گفته می‌شود و داروهایی که در روح و بدن تأثیر می‌گذارد که در نتیجه‌ی آن، شخص مریض می‌شود یا می‌میرد یا بین شخص و همسرش جدایی می‌اندازد که اعمالی شیطانی هستند.
سحر شرک است، زیرا در آن وابسته شدن به غیر الله و تعلق داشتن به شیطان‌ها می‌باشد و در آن ادعای علم غیب نیز مطرح است.
و از انواع سحر، شعبده‌بازی می‌باشد که در بعضی از صحنه‌های نمایش و میدان‌ها عرضه می‌شود و فعل و مشاهده‌ی آن حرام است، و خرج کردن مال به خاطرش و کسب و یادگیری آن نیز حرام است. الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿وَٱتَّبَعُواْ مَا تَتۡلُواْ ٱلشَّیَٰطِینُ عَلَىٰ مُلۡکِ سُلَیۡمَٰنَۖ وَمَا کَفَرَ سُلَیۡمَٰنُ وَلَٰکِنَّ ٱلشَّیَٰطِینَ کَفَرُواْ یُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحۡرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلۡمَلَکَیۡنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَۚ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنۡ أَحَدٍ حَتَّىٰ یَقُولَآ إِنَّمَا نَحۡنُ فِتۡنَهٞ فَلَا تَکۡفُرۡۖ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنۡهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَیۡنَ ٱلۡمَرۡءِ وَزَوۡجِهِۦۚ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِۦ مِنۡ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذۡنِ ٱللَّهِۚ وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمۡ وَلَا یَنفَعُهُمۡۚ وَلَقَدۡ عَلِمُواْ لَمَنِ ٱشۡتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِی ٱلۡأٓخِرَهِ مِنۡ خَلَٰقٖۚ وَلَبِئۡسَ مَا شَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡۚ لَوۡ کَانُواْ یَعۡلَمُونَ١٠٢﴾ [البقره: ۱۰۲].
«و از آنچه شیاطین در [عهدِ] فرمانروایی سلیمان [بر مردم] می‌خواندند پیروی کردند [و مدعی شدند که سلیمان پادشاهی خویش را با سحر استوار کرده است]؛ و [حال آنکه] سلیمان [هرگز دست به سحر نیالود] و کافر نشد؛ ولی شیاطین [که] کفر ورزیدند، به مردم سحر می‌آموختند؛ و [نیز] از آنچه بر دو فرشته «هاروت» و «ماروت» در بابِل نازل شده بود [پیروی کردند؛ و[لی آن دو فرشته] به هیچ کس چیزی نمی‌آموختند مگر اینکه [قبلاً از روی خیرخواهی به او] می‌گفتند: «ما وسیلۀ آزمایش هستیم؛ پس [با به کار بستن سحر] کافر نشو». آنان [= یهود] از آن دو [فرشته] چیزهایی می‌آموختند که [بتوانند] توسط آن میان مرد و همسرش جدایی افکنند؛ حال آنکه بدون اجازۀ الله نمی‌توانستند به وسیلۀ آن به کسی زیانی برسانند؛ و چیزی می‌آموختند که [فقط] به آنان زیان می‌رساند و سودی نمی‌داد؛ و قطعاً می‌دانستند که هر کس [مشتاق و] خریدارِ آن [جادوها] باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. اگر [حقیقت را] می‌دانستند، [متوجه می‌شدند که] چه بد و زشت بود آنچه خود را به آن فروختند!».
۶٫ پیشگویی و از غیب خبر دادن: ادعای علم غیب داشتن است، مانند خبر دادن به آنچه که در زمین اتفاق می‌افتد با استناد و کمک گرفتن از شیاطین. این عمل شرک است، برای این‌که در آن تقرب به غیر الله می‌باشد و ادعای مشارکت با الله در علم غیب است.
عَنْ أَبِی هُرَیرَهَ س قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: «مَنْ أَتَى عَرَّافًا أَوْ کَاهِنًا فَصَدَّقَهُ فِیمَا یَقُولُ، فَقَدْ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ج».
ابوهریره س از رسول ج روایت می‌کند که فرمود: «کسی‌که نزد فالگیر و غیبگو برود و او را تصدیق نماید، پس بر آن‌چه که بر پیامبر ج نازل شده، کفر ورزیده است».
۷٫ رصد کردن ستارگان: استدلال نمودن به احوال ستارگان بر حوادث و اتفاقاتی که در زمین رخ می‌دهد، مانند اعتقاد به حصول خوبی و بدی به طلوع فلان ستاره یا به وجود آمدن بیماری‌ها و مرگ‌ها با خروج فلان ستاره، یا تغییر قیمت‌ها به ظهور فلان ستاره. پس همه‌ی این‌ها شرک اکبر است، برای این‌که در آن‌ها ادعای علم غیب وجود دارد و نسبت دادن شریک به الله ﻷ است.
اما استناد کردن به ستارگان در شناخت مصالح دینی، مانند شناخت قبله، امری مطلوب و مشروع است. ولی استدلال کردن به آن‌ها بر حوادثی که در زمین رخ می‌دهد و الله آن‌ها را به عنوان نشانه‌هایی قرار داده است، مانند اوقات وزیدن بادها و آمدن باران و پیدایش گرمی و سردی و شناخت جهت‌ها و فصل‌ها و مانند آن جایز است، برای این‌که الله برای هر چیزی علامتی قرار داده است.
﴿وَعَلَٰمَٰتٖۚ وَبِٱلنَّجۡمِ هُمۡ یَهۡتَدُونَ١۶﴾ [النحل: ۱۶].
«و نشانه‌هایی [قرار داد] و آنان در پرتو ستارگان راه مى‌یابند».
۸٫ طلب باران به وسیله‌ی ستارگان: عبارت است از نسبت دادن باریدن باران به طلوع ستاره یا غروبش، مثل این‌که بگوید: با طلوع و یا غروب فلان ستاره باران برای ما بارید. پس بارش باران را به ستارگان نسبت داد نه به الله. که این شرک است، زیرا بارش باران به دست الله است، نه به دست ستاره و… .
۹٫ نسبت دادن نعمت‌ها به غیر الله: هر نعمتی که در دنیا و آخرت وجود دارد از جانب الله است. پس کسی‌که آن را به غیر الله نسبت دهد، دچار کفر گردیده و به الله شرک ورزیده است. مانند کسی‌که نعمت به دست آوردن مال یا شفا را به فلانی یا فلانی نسبت دهد یا نعمت رفتن و سلامتی در دریا و خشکی و آسمان را به راننده و ناخدا و خلبان نسبت دهد یا نعمت به دست آوردن انواع نعمت‌ها و دفع کردن زشتی‌ها را به تلاش حکومت یا افراد یا علامت‌ها و نشانه‌ها یا خوب خط‌کشی کردن و مرزبندی نمودن و مانند آن‌ها نسبت دهد.
واجب است که تمامی نعمت‌ها را به الله نسبت داد و در مقابلش شکر نمود و آنچه که بر دست بعضی از مخلوقات جاری است، اسباب می‌باشد که بعضی اوقات نتیجه می‌دهد و گاهی نتیجه‌بخش نیست و بعضی اوقات نفع می‌رساند، اما گاهی وقت‌ها نفع نمی‌دهد.
الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿وَمَا بِکُم مِّن نِّعۡمَهٖ فَمِنَ ٱللَّهِۖ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ ٱلضُّرُّ فَإِلَیۡهِ تَجۡ‍َٔرُونَ۵٣﴾ [النحل: ۵۳].
«و [ای مردم،] هر نعمتی که دارید، از سوی الله است؛ به علاوه، وقتی گزندی به شما می‌رسد، به پیشگاه او ناله و زاری می‌کنید».
تصویر، از بزرگ‌ترین اسباب شرک به الله است
تصویر هر آنچه که دارای روح است، حرام می‌باشد، بلکه از گناهان کبیره است، و دارای اثری بسیار قوی است که دین و اخلاق و رفتار را در قدیم و عصر جدید به فساد و تباهی کشانیده است.
در قدیم: تصویر سبب نخستین کفر است که در زمین اتفاق افتاد و آن تصویر برخی از افراد صالح در قوم نوح بود که عبارت‌اند از: ود، سواع، یغوث، یعوق و نسر. به قصد نیکی تصویر آن‌ها را مرسوم نمودند، تا این‌که مردم آن‌ها را ببینند و عبادت‌شان را یاد نمایند و برای انجام دادن عبادت با نشاط باشند، بعد از مدت زمان طولانی، آن‌ها را عبادت کردند و الله را عبادت نکردند.
پس نخستین جنایت شرک‌آمیزی که در دنیا نسبت به توحید اتفاق افتاد، به سبب تصویر بود.
اما در عصر جدید: حالا تصویر سبب فساد دین و از بین بردن اخلاق و انتشار اعمال ناشایست و پست می‌شود، به تصویر کشیدن زنان لخت همراه با زینت‌شان و عرضه کردن‌شان در برابر غریزه‌های مردان باعث از بین رفتن دین و مکارم اخلاقی آن‌ها می‌شود، و این بلا و مصیبت، عمومی و بسیار زیاد شده است، و این بزرگ‌ترین جنایت نسبت به دین و اخلاق است.
دفع کردن مفاسد نسبت به جلب مصالح مقدم است، هر آنچه که سبب حرام شود، حرام است. پس چه طور هنگامی‌که آن حرام است، به سوی حرام می‌رود؟ چه طور در حالی که الله تصویرگران را مورد لعنت قرار داده است؟ چگونه تصویر رسم می‌نماید در حالی که الله آن‌ها را به شدیدترین عذاب وعده داده است؟ چگونه انجام دهنده‌ی آن با الله و رسولش مخالفت می‌نماید؟
۱٫ الله بلندمرتبه می‌فرماید: ﴿وَمَن یَعۡصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَیَتَعَدَّ حُدُودَهُۥ یُدۡخِلۡهُ نَارًا خَٰلِدٗا فِیهَا وَلَهُۥ عَذَابٞ مُّهِینٞ١۴﴾ [النساء: ۱۴].
«و هر ‌کس از الله و پیامبرش نافرمانی نماید و از حدود او تجاوز کند، وی را در آتشی وارد می‌کند که جاودانه در آن خواهد ماند و برایش عذابی خفت‌بار [در پیش] است».
۲٫ عَنْ عَبْدَ اللَّهِ س سَمِعْتُ النَّبِی ج یقُولُ: «إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَذَابًا عِنْدَ اللَّهِ یوْمَ القِیامَهِ المُصَوِّرُونَ».
عبدالله بن مسعود س از پیامبر ج روایت می‌کند که فرمود: «قطعا سخت‌ترین عذاب جهنم در روز قیامت به تصویرگران داده می‌شود».
۳٫ عَنْ أَبِی هُرَیرَهَ س قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِی ج یقُولُ: «قَالَ اللَّهُ ﻷ: وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذَهَبَ یَخْلُقُ کَخَلْقِی، فَلْیَخْلُقُوا ذَرَّهً أَوْ لِیَخْلُقُوا حَبَّهً أَوْ شَعِیرَهً».
ابوهریره س روایت می‌کند که پیامبر ج فرمود: «الله ﻷ می‌فرماید: چه کسی ستمکارتر از فردی است که تلاش می‌کند تا مانند آفرینش من بیافریند، پس ذره‌ای یا دانه‌ای گندم یا دانه‌هایی از جو بیافریند».


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + ده =

مطالب تازه