دسته‌بندی نشده

شما چه نقابی به صورت می‌زنید و چقدر آن نقاب به چهره ی واقعی شما نزدیک است؟

سلسلهٔ مضامین امراض ساری درجامعه!

﴿مرض نزدهم﴾

﴿ شخصیتِ کاذب﴾:

﴿بخش هشتم﴾:

حقیقتی که هرگز نخواسته ایم آن رابدانیم خیلی اذیت کننده است.

بسیاری از ما صبح که بیدار می‌شویم یک نقاب بر چهره می‌زنیم و از خانه بیرون می‌رویم؛ یکی نقاب یک آدم مهربان، یکی نقاب آدم منصف، یکی نقاب آدم مرفه و یکی نقاب آدم راستگو.

به راستی شما چه نقابی به صورت می‌زنید و چقدر آن نقاب به چهره ی واقعی شما نزدیک است؟

و نیز آدمهائی در اطراف داریم که گاه صد نقاب برای یک چهره میزنند.

نقابی از نفاق و منافقت، نقابی از عالم دین و مصلح، نقابی از شوهر خوب، نقابی از انسان نیکو و خیرخواه، نقابی از خیرخواه مردم و نقابی از یک خادم و خدمتگذارِ مسجد و نماز گذاران.

موجودیت این همه نقاب ها باعث شد تا خزانه ی ملی به تاراج رَوَد، معلمین بیچاره از معاشات شان محروم شوند، اهل علم و دانش خانه نشین شوند، بیخردان کرسی ها و منصب ها را تصاحب کنند، و حتی زائرینِ بیچاره پولی را که برای ادای مناسک حج تحویل داده بودند، به هوا بخار کند.

انسان ‌ها برحسب انسان بودن دارای دو رو هستند؛ یک روی ظاهر افراد و روی دیگر باطن انسان ‌هاست.

دورویی بیانگر این نکته است که ارتباطات در جامعه به شکل موثر صورت نمی ‌پذیرد،

وقتی ظاهر و باطن افراد با یکدیگر همخوانی نداشته باشد و هر کدام به شیوه خودشان عمل کنند، دورویی به وجود می‌آید. در این شماره به کمک سیدعلی دربانی، کارشناس ارشد مشاوره خانواده به زبان بدن افراد دورو می‌پردازیم.

انسانهائی که شخصیت کاذب و دروغین دارند، و این همه نقاب ها را بر رو میکشند به چهار دسته تقسیم می‌ شود.

۱- دسته ی اول:

آنهایی هستند که نام ‌شان را کنار گذاشته‌اند، «دوروهای صادق ظاهری»، همان ‌هایی که ادعاهای ‌شان با رفتار و اعمال‌ شان در تضاد است.

وقتی در میان مردم هستند یک چیز می‌گویند و در عمل بر خلاف آن رفتار می‌کنند، اما اینها در عین حال صادق نیز هستند چون اگرچه عمل‌شان با آنچه می‌گویند در تضاد است اما به آنچه انجام می ‌دهند ایمان دارند.

یعنی، اگر دروغ میگویند، رشوت میخورند، مال مردم را می دزدند، اینها به این اعمال غیر، ایمان دارند، و آن را یگانه مدرک زندگی و معیشت میدانند.

۲- دسته ی دوم:

«دوروهای صادق باطنی» هستند که مثل گروه قبل باورهای ‌شان با رفتارشان در تضاد است با این تفاوت که این گروه با خود صادق هستند و می ‌دانند در باطن چه نوع شخصیتی دارند، و چگونه انسانس هستند.

۳- دسته ی سوم:

شخصیت این گروه، پیچیده‌تر از دو گروه دیگر است، و روانشناسان آنها را دو روی متقلب می‌دانند که حتماً کنار آمدن با آنها سخت‌تر از دو دسته ی قبل است.

«دوروهای متقلب ظاهری» نه فقط ادعای‌شان با رفتارشان متضاد است بلکه ادعای این افراد نیز با باورهای ‌شان یکی نیست.

درواقع این گروه از آدم ‌ها ادعا می‌کنند به مسائلی باور دارند در حالی که در درون هیچ اعتقادی به آن مسائل ندارند.

مثلاً اینها نه ‌تنها راستگو نیستند و دروغ می‌گویند بلکه اساساً به راستگویی نیز باور ندارند.

ریاکارانی که لقب «صادق ظاهری» می‌گیرند اگر به رفتارهای ریاکارانه خود ادامه دهند تبدیل به ریاکاران متقلب ظاهری می‌شوند یعنی کسانی که رفتارشان با گفتارشان هماهنگ نیست و در باطن به آنچه در میان مردم می‌گویند نیز اعتقاد ندارند.

۴- دسته ی چهارم:

پیچیده ‌ترین گروه دارندگان شخصیت کاذب، دسته ی چهارم هستند که به آنچه می‌گویند عمل می‌کنند اما به آنچه می‌گویند باور ندارند.

این گروهِ انسانهای کاذب الشخصیه این چنین عمل می ‌کنند چون سعی دارند همیشه دیگران را از خود راضی نگه دارند، حتی اگر قرار باشد دست به کارهایی بزنند که به آن اعتقاد ندارند.

حال، برای رعیت و مردم عادی خیلی مشکل است شخصیتِ کاذب انسانها را تشخیص دهند، و خود شان را از زهرِ عمل شان محفوظ دارند.

اما، جای مسرت است که از طریق ارتباطات غیرکلا می ‌می ‌توان افراد دورو و نقاب داران را شناسایی کرد.

ارتباطات غیرکلامی، دنیایی از کلام را به مخاطب می ‌رساند. «بن‌بست دو سویه» مبحثی در علم ارتباطات است که به خوبی روشن‌کننده ی این مسئله است.

اگر کسی در کلام مطلبی را عنوان می‌کند ولی رفتار و سکناتش چیز دیگری می‌گوید، شما به رفتار و سکناتش توجه داشته باشید.

نکته ی جالب آن است که اگر در جایی ارتباطات کلامی ‌و غیرکلامی‌گرد هم آیند، شما با ۹۰ درصد اطمینان به ارتباطات غیرکلامی ‌توجه کنید.

یکی از مشخصات غیر کلامی، نبودِ شرم و حیا در وجود صاحبانِ شخصیت کاذب است که به آسانی آن را میتوان در آنها ملاحظه کرد.

کافی است کمی به اتفاقاتی که هر روز با آنها دست به گریبانیم، فکر کنیم، هر کداممان به فراخور موقعیتی که داریم، بی‌تردید موارد متعددی از حوادثی را که حاکی از دورویی و ظاهرسازی اطرافیان مان بوده،را به یاد می‌آوریم.

فراتر از آن اگر فقط کمی با خودمان صادق باشیم، قطعاً موارد متعددی را که خودمان رفتار دوگانه از خود بروز داده‌ایم را هم به یاد خواهیم آورد.

مِکانیسم فرهنگی جامعه ی ما، آسیب‌ های شوم و بنیان‌کن فراوانی را به دنبال دارد، آسیب‌هایی که از فرط فراگیری، اثباتشان نیازی به پافشاری ندارد.

در جامعه‌ای که رفتارهای دوگانه، اینچنین در تار و پودش ریشه دوانده، آدم‌ها خود به ‌خود به سمت دروغ سوق داده می‌شوند که نفاق و دورویی، پیشینه ی دروغ است.

در چنین جامعه‌ای «اعتماد» روزبه‌روز نحیف ‌تر شده و «بدبینی» به سکه ی رایج مُلک تبدیل می‌شود.

«صداقت» همچون گوهری نایاب می‌شود، «دروغ» همه سطوح زندگی آدم‌ ها را در می‌نوردد و «خیانت» بنیان بسیاری از روابط را برباد می ‌دهد.

متأسفانه با موجودیت شخصیت کاذب در انسانها همیشه چیزی برای پنهان کردن وجود دارد، حتی در صمیمانه‌ ترین روابط.

درجامعه ‌ای که رابطه ‌اش با اعتماد، چیزی در حد رابطه ی «جن و بسم‌الله» باشد، بنیان بسیاری از خانواده‌ها از حیث سستی به لانه ی عنکبوت پهلو می‌زند، در چنین جامعه ‌ای است که آمارها وحشتناک ‌تر و تکان ‌دهنده ‌تر از همیشه شده، امکانات ترمیم و اصلاح، روز به روز تحت خط قرمز نزول میکند.

افرادی که شخصیت کاذب دارند، در برخی اوقات دارای تزلزل گفتاری هستند، آنان ثبات رأی و شخصیت نیز ندارند و گاهی چنان صحنه ‌پردازی می‌کنند که مخاطب می‌انگارد که حقیقت محض است.

به راستی روباه خطرناک‌تر است یا گرگ؟

گرگی که مستقیم به چشم‌ های‌مان نگاه می‌کند و بی‌درنگ حمله می‌کند یا روباهی که لبخند می‌زند و با ظاهری دلفریبانه فریب‌ مان می ‌دهد، و با نقابی که بر رویش گذاشته است، میان گروهی محبوب هم است؟

عزیزان گرانقدر:

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.

جزاکم الله خیراً!

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 9 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن