دسته‌بندی نشده

شومی گناه بر ملتِ گناه پسند

﴿شومی گناه بر ملتِ گناه پسند﴾!
قرآن کریم گناه را شوم می داند، و حتی برخی از انسان‌ ها را به حیواناتی نظیر سگ یا خر تشبیه می‌کند؛ یا بعضی از افراد را مثل حیوانات و پست ‌تر از آنها می ‌شمارد و حتی آنها را از هر جنبنده‌ای پست ‌تر میخواند.
بعضی از مفسران و علمای کرام، این آیات را از باب تشبیه و یا از باب سرزنش شمرده ‏اند، اما باید گفت:
﴿این آیات مبارکه، از حقیقتِ شخصیتِ برخی انسان ‌ها خبر می‌دهد و با بیان واقعیات، هویت آن افراد را تبیین می‌فرماید﴾.
بنابراین، الله سبحانه و تعالی، نه قصد اهانت به بندگان خود را دارد، نه از این آیات قصد انشاء دارد، بلکه این‌گونه آیات اخباری است و صرفاً خبر از واقعیت می‌دهد.
گناه شوم است، و درجه ی شومی گناه بستگی دارد به درجه ی گناه، و کمیت و کیفیت، و مقداری که آدم به گناه دل می سپارد.
گاهی ما گناهانی را مرتکب میشویم و خیلی عمیق گناه می کنیم، به حدی که، تمامِ روح و جان مان در آن گناه شریک می شود، شومی گناه، به درجه ی گناه، کرات، استمرار، دلبستگی، دلگرمی، و آدم نشدنِ ما ارتباط دارد.
برخی آدم ها،گناهانی را مرتکب میشوند، ولی توبه میکنند، و میخواهند آدم شوند، یعنی، اشتیاق آدم شدن را در دل دارند، و خیلی زود توبه میکنند و رستگار میشوند.
برخی از انسان ‌ها با انجام گناهان از صورت انسانی خارج می‌شوند؛ اما در این دنیا هویت حیوانی آنها آشکار نیست، ولی از بلأ های زمینی و آسمانی که دم به دم بر آنها نازل میگردد، هویت حیوانی آنها بر دیگران برملأ میگردد.
انسانی که برای عبادت و پنج وقت نمازش در ۲۴ ساعت، فقط ۴۵ دقیقه اش را وقف خالقش نمیکند، و شب و روزش با منکرات سپری میشود، بر علاوه ی اینکه در این دنیا زندگی ناراحت کننده‌ای دارد، در آخرت نیز نور چشمانش را از دست میدهد، و بدون چشم؛ کور و نابینا، از قبرش برانگیخته میشود.
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَىٰ (طه ۱۲۴)
و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!
این است آنچه الله تعالی بر او تعیین کرده:
۱- زندگی ناراحت کننده و سخت در این دنیا.
۲- محروم شدن از نعمت بصارت و نابینا حشر شدن در آن دنیا.
برخلافِ این گروه گنهکاران و انسانهای گناه پسند، الله سبحانه و تعالی امنیت و آرامش را برای کسانی وعده کرده است که تقوای الهی را بر لذتِ زود گذرِ گناه، برگزیده اند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَٰئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ (انعام ۸۲)
آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت ‌یافتگانند!
عادت به گناه و انجام اعمال زشت و ناپسند، انسان را از صورت انسانی خارج می‌کند و شخصیت درونی او را به یک حیوان تبدیل می‌کند، و آنگه که حیوانِ درون زنده شد، آثارِ شومِ گناه در زندگی انسان، یکی بعد دیگری ظاهر میشود.
انسان با پیروی از هوا و هوس، شهوت ‌رانی، اتراف و متوغل شدن در شهوات نفسانی، ظلم، جنایت، پامال کردنِ حق ‌الناس و درنده‌خویی، حقه بازی و نیرنگ، و نداشتنِ توشه ی آخرت و نبودِ علاقه و دلگرمی به توبه، هم خودش شوم میشود، و هم آثار شومی گناهانش، خانواده، اطرافیان و دوستانش را به سوی فتنه های شومی بدرقه میکند.
و در صورتِ سرایت گناه در یک دهکده، روستا، قریه، شهرک و…..بالاخره در یک جامعه، شومی گناه، همه جامعه را زیر چترش میگیرد.
برخلاف، اعمال صالح و شایسته، هویت و شخصیت درونی انسان را به یک انسان کامل تغییر می‌دهد. بروز این شخصیت، هم در دنیا و هم در آخرت است، و از فیوض این اعمال صالح، دروازه های برکاتِ آسمان و زمین باز میشوند.
اگر افکار، گفتار و کردار انسان ناشایست و بد باشد، به تناسب آن اعمال، انسان به صورت حیوانى شهوت پرست، و یا بوزینه ‏اى شکم پرست، یا خنذیر صفت (متکبر)، یا پلنگى ظالم، یا سگى هار، و خلاصه به صورت زشت و پلید جلوه خواهد کرد. چنان‌که اعمال نیکو و شایسته، از او انسانِ کامل می‌سازد.
انسانها با ارتکاب گناهان شان، تعقل و تدبر در دین را از دست میدهند، حتی بی دین، بی ایمان، مرتد، مجوس و بت پرست میشوند، چون اسلام را مانع ارتکاب گناهان شان می یابند.
چنانچه میبینیم، اکثریت جوانانِ گناه پسند، اسلام گریز شده، ادیان باطل دیگر را منحیث بسترِ ارتکاب بیشتر گناهان، برگزیده اند.
قرآن کریم در آیه ای در سوره ی انفال حیوانِ درون انسانها را در عدم تعقل و تدبر شان زیبا بیان میکند:
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لَا یَعْقِلُونَ (انفال ۲۲)
بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند.
بدین معنی که، کسی که تعقل ندارد، کسی که کورِ باطن و کرِ باطن است، در قیامت، به صورت یک جنبنده ی پست و مانند یک مِکروب محشور می‌شود.

و یا در سوره ی اعراف:

فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ (اعراف ۱۷۶)
مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود)!
الله سبحانه و تعالی هُشدار می‌دهد و با خبر دادن از یک واقعیت می‌گوید:
برخی افراد در اثر اعمال، عدم تعقل و تدبر، و چسپیدن به منکرات، به صورت یک سگِ هاری در می آیند که چی بر او حمله کنی یا نکنی، دهانش را باز، و زبانش را بیرون میکند.
در قرآن کریم، به کرات، از تقوا و دوری از گناه، سخن به میان آمده، و گاهی با بیان مجازاتِ سختِ مجرمان و اهل گناه، و زمانی با بیان آثار درخشان دوری از گناه، با تعبیرهای گوناگون انسان ها را به سوی تنفّر از گناه فراخوانده است.
قرآن کریم با هُشدارهای مکرر، پیروان خود را به دوری از گناه و پرهیز از سرپیچی از فرمان الله سبحانه و تعالی، و نجات از بازتاب شوم و سخت گناه فرا می خواند، و گناه را شوم، آفتِ ویرانگر و عامل بلاها و عذاب های دنیا و آخرت می داند.
هر گناهی آثاری دارد که اگر چشم برزخی و بصیرت داشتیم، آثار آن را می ‌دیدیم.
گناه شوم و بد بوست و بوی متعفن و بدِ گناهان، مومنانی را فراری می ‌دهد که دارای حس بویایی قوی شهودی هستند.
حتی مؤمنان عادی یک نوع اشمئزاز و بیزاری را در خود نسبت به گناهکار می ‌یابند هر چند که علت آن را نمی ‌فهمند.
اگر بخواهیم خودمان را از بوی گناه در امان نگهداریم باید پس از هر کاری که گمان می ‌کنیم در آن خطا و گناهی مرتکب شده‌ایم، استغفار کنیم؛ زیرا استغفار موجب می ‌شود که انسان در دنیا گرفتار عذاب الهی نشود.
اما، در صورت نبود ِاشتیاقِ توبه، گناهان، فتنه های شومِ خودِشان را با خود دارند، که متأسفانه، شومی آن دامنگیر تمام جامعه ی ما شده است که هریکی مان، در این اواخر، شاهد دلخراش ترین بلأ ها و مصائب بوده ایم، و میتوان گفت که:
آیات قرآنی، در صورت استمرار و ترویج گناهان، که با سرعت مافوقِ سرعتِ صوت روان است، و نبودِ اشتیاقِ توبه در دلهای انسانها، از بلأ های بعدی، و بزرگ دیگری ما را باخبر ساخته است.
انسان، همان چیزی را دَرَو میکند که آن را کاشته است:
دهقان سالخورده چه خوش گفت باپسر
ای نـورچشم من بجز از کِشته نَـدرَوی

عزیزان گرانقدر!

لطفاً این مضامین خیلی مهم و حیاتی را با تمام خانواده، اقارب، دوستان، و همکاران تان شریک سازید، و در رشد فکری، عقیدتی، ایمانی و وجدانی همنوع تان اقلاً یک امر خیری را، مایه ی حصولِ صدقات جاریه ی تان سازید.
جزاکم الله وخیراً!
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن