یادداشت

شیخ محبوب برگشت

 

طبقه دوم مسجد بودم آوای دلنشین قرآن طنین انداز شد، پایین آمدم متوجه شدم جمع غفیری از مردم متدین زاهدان و طلاب دارالعلوم مشتاقانه در انتظار محبوب نشسته اند.

احتراما همه بلند شدند نعره های تکبیر فضای مسجد را عطرآگین می کرد، آری ! بوی حرمین شریفین ، رائحه روضه نبوی، عطر بهشتیان جنت البقیع داخل مسجد منتشر شد.

کیست جلوی نعره های ایمانی این مردم خون گرم را بگیرد  وجودشان مالامال از شوق دیدار محبوب است که  مدتهاست ازشان فاصله گرفته است؟؟

محبوب دل ها بدون هیچ مقدمه و تکلف لب به سخن می گشاید و تأثرات خویش را برای مشتاقانش بیان می کند.

مولاناعبدالحمید محبوب این محفل پس از بازگشت فرخنده شان از حرمین شریفین با سخن زیر خدمت مردم رسید:

با هیچ زبانی نمی توان شکر الله تعالی را بجا آوریم که توفیق داد تا در این مراسم(حج) که همه مردم از اکناف دنیا جمع شدند شرکت کنیم.

واقعا مظهر قدرت خداست اینکه تمام زبان ها، رنگ ها، و سلیقه ها کنار خانه کعبه جمع می شوند و در میدان عرفه و مزدلفه و منی زن و مرد همه و همه فقط یک چیز طلب می کنند و آن *رضای خداست.*

چیز جالبی که در آنجا دیده می شود عظمت خداست که همه را به استغفار و ندامت وادار می کند.

آنجا همه برابرند هیچ استثنائی نیست، آنجا همه مقام و پست خویش را فراموش کرده و عظمت خدا را متذکر می شوند.

وقتی حاجیان در عرفه گریه می کنند فضای عرفه را گریه فرا می گیرد و قلب ها را تکان می دهد.

آنجا یک درس است، آنجا یک مدرسه است آنجا حتی غیرمسلمانان هم حاضر می شوند.

آنجا عشق های مرده زنده می شوند آنجا تحمل سختی ها و مشقات سفر آسان می گردد.

آنجا به تکبر و خودخواهی و نافرمانی خداوند سنگ می زنند.

همه بین صفا و مروه سعی می کنند تا نشان دهند برای اطاعت خدا نیز باید سعی نمود.

آنجا فهمیده می شود که تنها راه نجات انسجام و وحدت است.

همانطور که الله در آنجاست در همه جا نیز هست ، الله را فراموش نکنید.

آنجا فهمیده می شود هر کسی تکبر ورزد نصیبش سنگ و خاک است.

صحنه ای که در دربار رسالت و مسجدالنبی است که همه مردم اشک ریزان حاضر می شوند در هیچ دربار و هیچ مسجدی نیست.

سبحان الله چه محبتی؟ چه عشقی؟ مردم می خواهندحبیب خود را پیدا کنند. کجا نشسته؟ کجا نماز خوانده؟ کجا رفته؟.

ای مسمانان شرف شما مادیات نیست شرف شما در اطاعت و رجوع به طرف الله است.

 

مولانا فرمودند: سوگند به خدائی خدا هیچ نعمتی بزرگتر از دین نیست دینی که مایه عزت و شرافت ماست ، دین و سیرت آنحضرت (صلی الله علیه وسلم) را نشر بدهیم.

آنجا فهمیده می شود بزرگترین خدمت، نفع رساندن به مردم است.

هنگامی که مولانا مشغول ایراد تأثرات خویش از سرزمین وحی بود نگاهم به اطراف عطف شد ، چه زیبا بود که همه حاضرین مرغ وجودشان به طرف سرزمین وحی ، و کاشانه آنحضرت (صلی الله علیه وسلم) پرواز کرده و اشک شوق چکان چکان بر رخسارشان نقش می بست.

 

بعد از این سخنان اندک اما پر محتوا ، همه دست نیازمندی به آسمان بلند کردند و از الله تعالی رحمتش را طلب نمودند.

 

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن