یادداشت

طربناکی روح

هم نسلان ما سخت جانی فشرده دارند.طربناکی در زندگی ما کم است.یک قسمتش به نحوه ی تعامل ما در برخورد با اطرافمان است و دیگری به نوع نگاهمان برمی گردد.

این شیوه های نامیمون مواجهه موجب اندوهناکی ما می شود.

بگذارید بیفزایم که گاهی ارتباط و امید و تکیه زدنمان به ذات باری مخدوش و گنگ است.

پروردگارش که روز و شب خواب ندارد و دایم الْقَیُّوم است و به تدبیر شؤون هستی که ما هم جزئی از آن هستیم مشغول است و ابدا (لاتأخذکم سنه و للنوم) است و دروازه ی ارتباط با خود را در هر لحظه بازگشوده است و امکان نیایش بر ما مفتوح است حتی درد دل خود را با این مهربان بی همتا هم نمی گوییم و گاه به کسانی مراجعه می کنیم که با قرص و دارو آراممان کنند.

خوشحالی و طربناکی عارفانه نداریم،عاشق جمال جانان نیستیم و خود را در بحر لامنتهای رحمتش غرق نمی سازیم.

جان طربناک ما هر دم از حالی به أحوالی باید بخزد و از کاری به کاری مشغول شود.کار زیاد نیست که ما را افسرده دل می سازد بلکه انجام ندادن وظیفه ای که در لحظه بر دوش ماست ما را غمگین می سازد زیرا روح ناخودآگاه ما می داند که چه فرصتی از خیر و نیکی را از دست می دهد که هیچگاه جبران نمی شود.

این از دست دادن هاست که قلب را ناشاد می کند.طرب و سماع و مطربی سبکباری است ،رقص کنان مختوم  به بهشت عدن الهی است،آنجا که همه ما را منتظرند،از نبی و صدیق و شهید و صالح.

پس سزد که عاشقانه و شاد رهسپار شویم،حرکت ما را زنده و طربناک می کند و جمود رو به نیستی می برد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن