طوفانهای شن در سیستان، خشکی رودها و چشمه سارها در بلوچستان، مرگ تدریجی یک تمدن

43535455 - طوفانهای شن در سیستان، خشکی رودها و چشمه سارها در بلوچستان، مرگ تدریجی یک تمدن


در خبرها آمده بود مردم سیستان پنجاه و چندمین روز متوالی آلودگی هوا و شرایط ناسالم را پشت سر گذاشته اند و طی این مدت در برخی روزها حتی غلظت ذرات معلق در هوا به بیش از ۶۰ برابر حد مجاز رسیده است. همچنین بر اثر طوفان و گرد و خاک طی چند روز اخیر پانصد و هفتاد و هشت نفر از مردم این منطقه به مشکلات تنفسی دچار و راهی مراکز درمانی شده اند. این حادثه کمتر از سیل و‌ زلزله نیست. کسانی که روزهای آباد، کانالهای پر آب، گندمزارهای زیبا، تالاب بین المللی هامون و دسته دسته ‌پرندگان مهاجر آن را به یاد دارند، درک میکنند که تغییر اقلیم، اشتباهات زیست محیطی و بی کفایتی های مدیریتی چه بر سر این سرزمین آورده است. به گونه ای که انبار غله ی ایران تبدیل به منطقه ای خشک و غیر قابل سکونت شده است. دیگر باید گفت اوضاع از حد بحرانی هم‌ گذشته است. برای نجات این منطقه باید ستاد بحران ملی تشکیل شود‌. درست است که مبارزه با قهر طبیعت سخت است اما قدرت تدبیر انسان نیز قوی است و بشر هیچگاه در مقابله با خشم طبیعت تسلیم نشده است.
برای نجان سیستان چه باید کرد؟

می توان با دیپلماسی فعال و تامین حقابه از افغانستان به این سرزمین خشک آب رساند. می شود کانون ریزگردها را شناسایی و با مالچ پاشی شن های روان را متوقف کرد یا در منطقه گیاهان تثبیت کننده ی خاک کاشت.باید موقتا بین مردم ماسک و دیگر اقلام ضروری توزیع کرد و آنان را امیدوار به ماندن و زندگی کردن کرد. باید هرچه زودتر منطقه ی آزاد سیستان را که به تصویب مجلس رسیده است راه اندازی و با دعوت از سرمایه گذاران داخلی و خارجی زمین های منطقه را با ساخت و ساز دارای ارزش افزوده کرد. دولت می تواند صنایع کوچک و مشاغل خانگی را در منطقه راه اندازی و برای مردم درآمد پایدار ایجاد کند.

در بلوچستان نیز شرایط به همین سختی است. بی آبی امان مردم را بریده است. بیش از هزار و ششصد روستا دچار تنش آبی هستند، کشاورزی و دامداری بماند، آنان حتی برای نوشیدن و استحمام آب ندارند. منابع درآمدی مردم از بین رفته و فقر و گرسنگی بر بسیاری از روستاها و حتی شهرها حاکم شده است. بسیاری از کودکان و نوجوانان بر اثر سوئ تغذیه به کوتاهی قد و تغییر چهره دچار شده اند.فشار اقتصادی مردم را ناراضی و‌ عصبی کرده است. هزینه های تامین آب با تانکر و برق گران کمرشان را خم کرده است.

برای مقابله با قهر طبیعت در بلوچستان نیز راهکار وجود دارد. چاره کار استفاده از روشهای علمی تامین آب، شیرین کردن آب دریا و رساندن آب به مردم و احداث سدها و آب بندهای کوچک، انجام طرح های آبخیز داری و ‌مهار روان آبها و بارش های فصلی است تا این نعمت پر ارزش جمع آوری، حفظ و به دریا یا خارج از مرزها سرازیر نشود.

باید برای نجات سیستان و بلوچستان از خشکسالی و فقر، مهاجرت و نا امنی های احتمالی ناشی از آن زنگهای هشدار ملی به صدا در بیاید. از فرصت دریا و مرزهای استان برای تجارت و ترانزیت بجای کشاورزی و دامپروری و ایجاد اشتغال و تولید ثروت و استمرار حیات در این سرزمین باستانی و استراتژیک بهره برد و گرنه باید شاهد مرگ تدریجی و‌ نابودی یک تمدن که مساحت آن یازده درصد خاک ایران زمین را تشکیل می دهد باشیم.

اما در عرصه ملی و در کشوری که میزان بارش هایش محدود و سال به سال رو به کاهش است باید مسئولانش استراتژی تامین آب و مقابله با خشکسالی داشته باشند. در هیات دولت ستاد دائمی نجات و احیای مناطق درگیر با خشکی و کم آبی تشکیل شود و از اساتید دانشگاه و تجربه کارشناسان خارجی در این راه کمک بجویند. مملکت داری به حل مشکلات و نجات کشور است نه به برگزاری جلسات نمایشی و بدون بازده، گلنگ زنی و افتتاح چند باره طرح ها و درگیری های سیاسی و بحران آفرینی برای از صحنه بدر کردن رقبا و ناکارآمد جلوه دادن جناح مقابل. یادمان باشد اگر کاری برای نجات مملکت از بحران ها و بهبود رفاه و جلب رضایتمندی مردم نکنیم به نفرین آنان و لعنت آیندگان دچار می شویم!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *