ماه محرم

عاشورا و شورا

کربلا و روز عاشورا از جمله رویدادهای تلخ تاریخ اسلام بشمار می آید، در گذر زمان هر صاحبدل و اندیشمندی به ظن خود برای آن ماجرای بی بدیل، تاویل و تفسیری خاص ارائه داد و بنحوی از حسین بن علی یاد کرد که در نهایت سبب شد از آن سرمایه ی بزرگ تاریخی الگوی ایثار و رهایی در اذهان نقش ببندد که مولانای عارف آن را اینچنین به زیبایی ترسیم کرده است؛

کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده‌تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی‌نوایی
در آن بحرید کاین عالم کف او است
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت‌های عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی

اما گاها در میان شهر شلوغ تفاسیر درس آموزی از واقعه کربلا به محاق می رود و بدست فراموشی سپرده می شد که به باور نگارنده در مواجهه ی تاریخی با رخداد عاشورا همچنانکه علی زمانیان یادآور شده اند دچار شدن به پروسه تهی سازی معنایی بزرگترین جفا به آرمان گل خوشبوی مصطفی است.

هر چند که در قرائت سنی مذهبان، اسلام برای زاد روز و وفات اشخاص اهمیت ماهوی قایل نیست اما هر سال به بهانه روز عاشورا می توانیم از حرکت تاریخ ساز و معنا آفرین آن بزرگوار درسی بیاموزیم و به فراخور حال به ایشان تاسی بجوییم.

نخست لازم است بدانیم حسین نه ملک بود نه قدیس، انسانی مصمم و صاحب اراده با اهدافی عالی و صاحب ارزش بود در زمان حیات او جامعه اسلامی با معضلات گوناگونی دست به گریبان بود، بدنبال تغییر حکومت شورایی به سلطنت و ملوکیت، سرزمین اسلامی دچار آسیب و بحران جدی شد؛ظلم، تبعیض و رنج ناشی از بی کفایتی ملوک بر مردم تحمیل گشت، شایسته سالاری و عدالت محوری که از آموزه های مهم قرانی است رخت بر بست؛

إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها وَإِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ أَن تَحکُموا بِالعَدلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمّا یَعِظُکُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمیعًا بَصیرًا(سوره مبارکه النساء آیه۵۸)

دلسوزان و آگاهان خانه نشین شدند و یاغیان و سرکشان بر مسند حکومت تکیه زدند.

فساد حکومت مستبد پرور و بی تدبیر یزید بیداد می کرد که شرح ماوقع در تاریخ طبری چنین آمده؛

الا وَ اِنَّ هوُلاءِ قَدْ لَزِمُوا طاعَهَ الشَّیْطانِ، وَ تَرَکُوا طاعَهَ الرَّحْمنِ، وَ اَظْهَرُوا الْفَسادَ، وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَاسْتَاْثَرُوا بِالْفَیءِ، وَ اَحَلُّوا حَرامَ اللّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلالَ اللّهِ، وَ اَنَا اَحَقُّ مَنْ غَیَّرَ

هان اى مردم! این گروه به طاعت شیطان پای بند شده و از پیروى خداوند سرپیچى کرده اند، فساد را آشکار ساخته و حدود الهى را تعطیل کرده اند. آنان بیت المال را به انحصار خویش درآورده، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمرده اند و من براى تغییر این اوضاع، سزاوارترم.

(تاریخ طبرى، ج ۴، ص ۳۰۴ )

اهالی سرزمین اسلام فریاد مظلومین و استضعاف خود را به حسین بن علی رساندند، حسین آن شاگرد ممتاز مدرسه نبوی به اقتفای بزرگان اصحاب نمی توانست عافیت طلبی پیشه سازد و به امید امداد ناگهانی غیبی دست بر دست نهد و بر مصائب وارد آمده زانوی غم به آغوش بگیرد و بگرید.

آن یار جوان بهشتی بخوبی می دانست روزنه های ستم و تبعیض جز با بکارگیری سنن الهی در تغییر و از بین بردن علل و اسباب بوجود آمدن انها از میان نخواهند رفت، چون توکل و دعا پشتیبانی از جنس ایثار و حرکت و تلاش می خواهد.

سیدنا حسین بسان مصلحی اجتماعی هیچگاه در پی آن نبود ساختار حکومت را با توسل به زور و قهر عریان تغییر دهد همچنانکه مایل نبود به زور خود را به مردم بقبولاند.

حسین در حرکت اصلاحی خود اساس را بر مردم نهاد و معتقد بود آنچه اراده ملت است باید به منصه ظهور و تحقق برسد، نباید هیچ سیتسم فرمانروایی خود را بر مردم تحمیل نماید، بهمین دلیل ابتدائا از مردم و بیعت آنان در کوفه سراغ گرفت.

حسین به نیکی آگاه بود نقطه اتکاء و پشتوانه ی هر تغییری مردم هستند و تا مردم نخواستند به سوی عراق حرکت نکرد.

تراژدی عاشورا به نمایش درآمد تا اینکه نعره های خفقان، سیاهی استبداد و اجبار لگدمال بشود و همگان در آزادی و امنیت دست به انتخاب های برآمده از اختیار آزاد و بی قید خود بزنند، مبادا خودکامگان ستم پیشه نان و ایمان مردمان را بزدند و دست به عیاشی ببرند همچنانکه یزید شکمباره و قمار باز شده بود.

حسین به امید تجربه هوای تازه دست به ایثار جان زد تا نشان دهد فضیلت های برتری چون شورا، آزادی، مبارزه و اصلاح کجی ها از جان عزیز، عزیز تر‌‌ و با ارزش تراند، ندای <هیهات منا الذله>را سر داد که بفهماند مرگ بهتر از زندگی در لجن زار ذلت استبداد است.

حسین بخاطر نیکخواهی و نیک فرجامی ملت به آغوش مرگ شتافت یعنی دیگری را به وسط کشاند و او را بر خود ترجیح داد و عشق به انسانیت را نهادینه کرد و به مقام بلند “بر” اخلاقی نائل آمد؛

<لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ>

(ال عمران ایه ۹۲)

بدین ترتیب روشن می شود که حسین با ایثار جان در راه آزادگی و انسانیت از شورا که رکنی رکین از ساختار نظام قانون گذاری اسلام بشمار می آید پاسداری و محافظت کرد و برای احیای آن چه خطرها که نکرد!

به باور اهل نظر، دموکراسی جوامع غربی تعریفی ناقص از شورای اسلامی قلمداد می شود، شورا در حکومت اسلامی تنها رکن و تنها قدرت اصلی تصمیم گیرنده است و هیچ نیروی دیگری جز شورا اصالت ندارد، فرد در چنین ساختاری تنها حق یک رای دارد و هیچ فضلیت و برتری برای رای یک پزشک بر رای یک چوپان و کارمند شهرداری وجود ندارد همگان در سطحی مساوی از ارزش قرار دارند اما تصویری که کتب تاریخی از آن دوره ترسیم می کنند این هست؛ که تنها یک نفر به عنوان شاهنشاه زمام امور را بدست گرفته و نظامی موروثی در حال شکل گیری بود، در صورتی که از جانب پیامبر اصل بر این گذاشته شده بود که مردم هر کسی را که انتخاب کردند حق حاکمیت داشته باشد، اما این حق بنیادین توسط افرادی از قبیله امویان پایمال شده بود که حسین برای احقاق حق پایمال شده به پا خواست و با حرکت خود نشان داد تنها سیستمی حق حیات و قانون گذاری دارد که برآمده از انتخاب عمومی مردم باشد.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن