عالم ربانی و مصلح بزرگ حضرت مولانا عبدالعزیز

6545646545 - عالم ربانی و مصلح بزرگ حضرت مولانا عبدالعزیز

مولانا عبدالعزیز ملازاده


از وفات عالم ربانی و مصلح بزرگ بلوچستان و یکی از پیشوایان معاصر اهل‌سنت ایران «حضرت مولانا عبدالعزیز ملازاده رحمه‌الله» بیست سال می‌گذرد. مروری مختصر بر زندگانی و سیره این شخصیت والامقام و آشنایی با فعالیت‌ها و خدمات ایشان، نوعی سپاسگذاری از تلاش‌های ایشان در عرصه بیداری اسلامی، و زمینه‌ای برای بهره‌گیری و آشنایی نسل جوان از عوامل رشد و موفقیت چنین انسانهای تاریخ‌ساز و الگو قرار دادن آنها خواهد بود. پرداختن به تمام ابعاد وجودی شخصیت مولانا عبدالعزیز و ارایه مصادیق برای آن، از حوصله این نوشتار خارج است و ان‌شاءالله به زودی کتاب جامعی از زندگانی ایشان به قلم نگارنده به چاپ خواهد رسید. در این مجال، به ذکر کلیاتی از زندگی ایشان به صورت فهرست‌وار بسنده می‌کنیم.

ولادت و تحصیلات

مولانا عبدالعزیز ملازاده در سال ۱۲۹۵هـ.ش. [۱۳۳۵هـ.ق./ ۱۹۱۶م.] در روستای دپکور دهستان پارود، بخش مرکزی شهرستان سرباز، واقع در جنوب بلوچستان ایران به دنیا آمد. پدر بزرگوار ایشان، مولانا عبدالله ملازاده سربازی، برجسته‌ترین عالم منطقه و قاضی‌القضات بلوچستان در زمان حکومت خوانین محلی بود.

مولانا عبدالعزیز، آموزش قرائت قرآن کریم و تحصیلات ابتدایی را از والد گرامی‌اش فراگرفت و برای ادامه تحصیل با وجود مشکلات موجود از نظر معیشتی و وسایل سفر و راه‌های ارتباطی خارج کشور، به شهر کراچی سفر نمود و یک سال و اندی در مدرسه مظهرالعلوم آن شهر مشغول به تحصیل شد. پس از آن برای استفاده هر چه بیشتر و بهتر از اساتید برجسته آن زمان، به مدرسه فتح‌پوری هند عزیمت کرد و به مدت دو سال در آنجا به کسب علم پرداخت. سپس این مدرسه علمیه را به قصد دارالعلوم دیوبند، بزرگترین مرکز علمی شبه قاره هند، ترک کرد و در آنجا به مدت شش ماه از شخصیت‌های برجسته‌ای همچون مولانا حسین‌احمد مدنی، مولانا اعزازعلی و اساتید دیگر دارالعلوم دیوبند استفاده برد.

مولانا پس از آن به مدرسه امینیه دهلی(۱) که توسط مفتی بزرگ شبه قاره هند، مولانا مفتی کفایت‌الله دهلوی(۲)، اداره می‌شد، رفت و به مدت ۴ سال تا آخرین سال فارغ‌التحصیلی در آن مدرسه ماند و از اساتید توانای آنجا بهره گرفت. مکتب فکری اصلاحی دارالعلوم دیوبند و آموزه‌های ضد استعماری آن، تأثیر زیادی در شکل‌گیری شخصیت مولانا عبدالعزیز و افکار و اندیشه‌های ایشان بر جای گذاشت.

بیشترین استفاده ایشان از محضر مولانا مفتی کفایت‌الله دهلوی بود که از مبارزان برجسته ضد استعمار و از عالمان، عارفان و سیاست‌مداران مسلمان طراز اول شبه قاره هند به شمار می‌رفتند. دیدگاه‌های فقهی، وسعت نظر، افکار روشنگرانه، تجربه فعالیت‌های دینی، سیاسی و اجتماعی این فرزانه روزگار، تحولی شگرف در شخصیت مولانا به وجود آورد که می‌توان نتایج آن را در تصمیم‌گیری‌ها و حکمت عملی ایشان در عرصه‌های مختلف فعالیت ایشان در بلوچستان و ایران مشاهده نمود.

سرانجام پس از اینکه ژرفای درون خود را به زیور علم و دانش و عرفان آراست، در سال ۱۳۲۵هـ.ش./ ۱۳۶۷هـ.ق. به زادبوم خود سرباز بازگشت، و به کار دعوت و تبلیغ و قضاوت پرداخت. مولانا در سال ۱۳۲۸هـ.ش./۱۳۶۹هـ.ق.، برای ادای فریضه حج و بهره‌مندی از فیوضات معنوی حرمین شریفین عازم سرزمین وحی شد، و به لحاظ محبت و اشتیاق وافرشان به حرمین شریفین، برای مدتی قصد اقامت در آن سرزمین نمود. لذا پس از اتمام مناسک حج به یکی از مراکز دینی آن دیار به نام مدرسه صولتیه [تأسیس مولانا رحمت‌الله کیرانوی هندی] در مکه مکرمه رفته و با هدف استفاده از اساتید توانای آنجا درخواست اقامت نمود. شیخ سلیم، مدیر وقت مدرسه مذکور، به نبوغ علمی و شخصیت والای ایشان پی برده و از ایشان درخواست نمود که در آنجا به تدریس بپردازد. مولانا نیز با این درخواست موافقت کرد و به مدت یک سال و نیم در آنجا به تدریس پرداخت و در کنار آن از اساتید مجرب آنجا در علوم مختلف خصوصاً علم قرائت و تجوید استفاده برد.

مولانا عبدالعزیز بنا به درخواست پدر بزرگوارشان و خدمت به مردم منطقه محروم بلوچستان، در سال ۱۳۳۰هـ.ش. به منطقه بازگشت و فعالیت‌های دینی گسترده‌ای را در منطقه سرباز آغاز کرد. از مهم‌ترین فعالیت‌های ایشان در این مقطع، تأسیس مدرسه عزیزیه سرباز است که از آن زمان تا به حال فعال است.

هجرت به زاهدان

سفر سرنوشت‌ساز و اقامت این بزرگوار در شهر زاهدان از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مراحل زندگانی ایشان به شمار می‌آید. با ورود این بزرگمرد تاریخ بلوچستان و پیشوای مذهبی مردم این دیار در سال ۱۳۳۴ به زاهدان، تحولی بزرگ در روش زندگی و افکار و اندیشه‌های مردم این سامان پدید آمد. شهری که از هر نظر عقب‌مانده و خصوصاً از نظر دینی فاقد هر گونه مدرسه دینی و مرکز علمی بود، در مدت کوتاهی رشد کرد و تعداد مساجد آن از چهار و پنج مسجد به دهها و صدها مسجد رسید. مدارس علوم دینی و مکاتب حفظ قرآن با حضور علمای دلسوز و فداکار فعال گردید. رسومات جاهلی و بدعات و کلیه امور خلاف شریعت با تلاش، تبلیغ و ارشاد ایشان برچیده شد و جای خود را به آموزه‌های زلال دین و سنت پاک نبوی داد.

در ادامه، به طور خلاصه فعالیت‌ها و اقدامات ایشان را در زمینه‌های مختلف برخواهیم شمرد:

فعالیت‌های فرهنگی و دینی

۱ـ دعوت و تبلیغ
از برنامه‌های اصلاحی و مهم ایشان در اصلاح افکار و اندیشه‌های مردم، تبلیغ و تعلیم آموزه‌های دینی بود. سخنرانی‌های عمومی ایشان در نماز جمعه و عیدین و در جلسات خاص و ملاقات‌های مردمی، تدریس ترجمه و تفسیر قرآن و حدیث نبوی، سفر به روستاهای اطراف شهر و ملاقات با مردم و تبلیغ مسائل دینی و بسیاری از برنامه‌های دیگر که بعداً ذکر می‌شوند، تأثیر بسیار سازنده و مفیدی در روح و روان مردم گذاشت و سبب اصلاح و تحول‌ عمیقی در زندگی آنان شد.

۲ـ حل و فصل اختلافات
مولانا در امر قضاوت و حل و فصل دعاوی، همچون پدر بزرگوارشان مولانا عبدالله ملازاده سربازی، تبحر و توانایی ویژه‌ای داشت. بزرگترین مسائل اختلافی و درگیری‌های قومی با جرأت ایمانی، قوت بیان و قدرت استدلال ایشان، حل و فصل می‌گردید. پرونده‌های ازدواج و طلاق و مسائل دیگر اهل‌سنت منطقه، از طرف دادگاه برای حل و فصل و صدور حکم به ایشان ارجاع داده می‌شد.
ایشان با سعهصدر و دید بلندشان از به وجود آمدن هر گونه درگیری قومی و مذهبی بین فارس و بلوچ و شیعه و سنی، به شدت جلوگیری می‌کردند و خواهان اتحاد و همدلی همه اقشار جامعه بودند.

۳ـ حضور مولانا در رادیو بلوچی
در مهرماه سال ۱۳۳۷ هـ.ش. از طرف رادیو زاهدان، از مولانا دعوت شد تا در برنامه بلوچی صدای زاهدان، موضوعات و مباحث مذهبی را به زبان بلوچی برای مردم بیان نمایند. ایشان بنا به مسائلی، ابتدا این مسئولیت را قبول نکرد، اما سرانجام درخواست‌های زیاد مردم سبب شد که این پیشنهاد را بپذیرند. از سال ۱۳۳۸هـ.ش کار خود را در رادیو زاهدان شروع کردند و عصر روزهای پنج‌شنبه مباحث دینی و اخلاقی را با بیانی شیرین و لحنی گیرا و به صورت موضوعی بیان می‌کردند. این برنامه شنوندگان زیادی را به خود جلب کرد و تأثیر عمیقی بر مردم گذاشت. پس از چندی، زمان این برنامه بیشتر شد و عصر روزهای دوشنبه جهت پاسخگویی به سؤالات اختصاص یافت. نه تنها مردم بلوچ ایران، بلکه بلوچ‌های پاکستان، افغانستان، ترکمنستان و مناطق دیگر نیز به مدت دو دهه با استفاده از رادیو، تنها وسیله ارتباطی آن زمان، پیگیر یادگیری مسائل دینی و مذهبی‌شان با صدای دلنشین و تاثیرگذار مرشدشان حضرت مولانا عبدالعزیز بودند.

۴ـ خدمت در آموزش و پرورش
مدارک تحصیلی مولانا در سال ۱۳۳۵ هـ.ش. در شورای عالی فرهنگ در تهران مورد ارزیابی قرار گرفت و برای ایشان مقام افتاء تشخیص داده شد. پس از آن، مولانا پیگیر استخدام در آموزش و پرورش شدند. در مهرماه سال ۱۳۳۹ هـ.ش. با پیگیری‌های مولانا دبیرستانی به نام معقول و منقول ویژه اهل‌سنت در زاهدان راه‌اندازی شد و سرپرستی امور دینی و تدریس کتب عربی و تعلیمات دینی آن به عهده مولانا گذاشته شد. بعد از منحل شدن این دبیرستان در سال ۱۳۴۷، مولانا در سایر دبیرستان‌های سطح شهر تدریس می‌‌کردند و سرانجام در سال ۱۳۶۰ هـ.ش. بازنشسته شدند.

۵ـ احداث مساجد و مدارس
مولانا از بدو ورود به زاهدان همواره می‌کوشید در هر محله و منطقه‌ای که مسجد نیست، زمینه را برای ساخت مسجد و برپایی نماز جماعت فراهم کند. خیلی از مساجد شهر و روستاهای اطراف با ارشاد و راهنمایی و حمایت ایشان ساخته شدند.
برخی از مساجد زاهدان که مولانا در تأسیس و یا توسعه آنها نقش مستقیم داشته است، عبارتند از: مسجد عزیزی (مسجد جامع قدیم)، مسجد جامع مکی، مسجد نور، مسجد مدنی و مصلای سابق شهر زاهدان.
همچنین برای تربیت نسلی که پاسخگوی نیازهای دینی و مذهبی مردم باشند و قرآن را آموزش دیده و حفظ نمایند و مردم را دعوت و تبلیغ کنند، اقدام به تأسیس مدارس دینی نمودند. مولانا ابتدا در مسجد جامع قدیم (عزیزی) مدرسه‌ای دایر نمودند و طلاب زیادی برای فراگیری علوم دینی و یادگیری قرآن به آنجا مراجعه کردند.
در سال ۱۳۴۵ مدرسه و مسجد اشاعه التوحید را تأسیس نمودند که مرکز رجوع طلاب علوم دینی قرار گرفت. پس از مدتی این مدرسه را به یکی از علمای زاهدان واگذار کردند و خود مدرسه‌ای بزرگتر را در خیابان خیام شهر زاهدان بنیان نهادند که بعدها بزرگترین مرکز علمی اهل‌سنت ایران قرار گرفت و به نام حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان شهرت یافت. دارالعلوم زاهدان در سال ۱۳۵۰ تأسیس شد و طلاب به صورت شبانه‌روزی برای ادامه تحصیل در آنجا پذیرفته می‌شدند.
در حال حاضر به همت بلند جانشین و خلف صالح ایشان، حضرت مولانا عبدالحمید «حفظه‌الله»، بیش از دو هزار نفر طلبه، در دو قسمت برادران و خواهران این حوزه، مشغول تحصیل علوم دینی و یا حفظ کلام‌الله مجید هستند، و سالانه به مناسبت همایش فارغ‌التحصیلی طلاب دارالعلوم زاهدان، گردهمایی بسیار بزرگی با حضور شخصیت‌های برجسته علمی از داخل و خارج و شرکت چشمگیر اهل‌سنت سراسر ایران برگزار می‌گردد.

۶ـ حمایت از جماعت دعوت و تبلیغ
مولانا عبدالعزیز تنها شخصیت ایرانی‌ای بود که در ایام تحصیلش در هند، با مولانا محمدالیاس کاندهلوی، بنیان‌گذار نهضت جهانی دعوت و تبلیغ، ملاقات نمود و با برنامه‌های اصلاحی و تربیتی ایشان آشنا گردید.
طبق وعده مولانا محمدالیاس به ایشان، اولین گروه جماعت دعوت و تبلیغ در سال ۱۳۳۱ شمسی از هندوستان به بلوچستان ایران آمد و مورد استقبال گرم مولانا قرار گرفت. از آن پس با حمایت ایشان همواره جماعت‌های تبلیغی به ایران می‌آمدند و مراکز متعددی در شهرهای مختلف بلوچستان و ایران تأسیس شد. با توجه به اینکه این حرکت قرین اخلاص و حکمت هست، تأثیر خوبی بر عموم مردم گذاشته و سبب اصلاح بسیاری از مردم و آشنایی‌شان با مسائل دینی و اسلامی شده است.

فعالیت‌های سیاسی مولانا

۱ـ مولانا و اصلاحات ارضی شاه
در جریان اصلاحات ارضی شاه در سال ۱۳۴۲ هـ.ش.، رژیم قصد داشت برای سرکوب عشایر قشقایی فارس که مانع اجرای اصلاحات ارضی بودند، از عشایر بلوچ استفاده کند. مولانا پس از اطلاع از این موضوع، در خطبه‌های عید همان سال از برنامه اعزام مردم بلوچ برای درگیر شدن با برادران ایرانی خود بشدت انتقاد کردند و مردم بلوچ را از رفتن برحذر داشتند و فتوا دادند هر کس در این جنگ بمیرد، مرگش اسلامی نخواهد بود و مورد رضای خدا قرار نخواهد گرفت.
عوامل رژیم سعی زیادی کرد تا مولانا را دستگیر نمایند و به علت به هم خوردن برنامهشان از مولانا انتقام بگیرند، اما نتوانستند در مقابل هیبت و شجاعت مولانا و ایمان محکم ایشان کاری از پیش ببرند.

۲ـ تأسیس حزب اتحادالمسلمین
در سال ۱۳۵۷ با تحولات و دگرگونی‌هایی که در ایران و جهان در حال پیش‌آمدن بود، جمعی از علمای بلوچستان به این نتیجه رسیدند که باید به صورت حزبی از حقوق و مطالبات مردم منطقه دفاع نمایند، لذا در همین راستا «حزب اتحادالمسلمین» تأسیس گردید و بنا به اصرار اعضا مسئولیت رهبری حزب به حضرت مولانا عبدالعزیز تفویض گردید. دفاتر حزب در شهر زاهدان و شهرهای دیگر استان دایر و فعالیت‌های خوبی آغاز گردید. علاوه بر اهداف اصلاحی و تربیتی حزب، در ارتباط با وقایع روز، همواره موضع‌گیری‌ها و قطعنامه‌های حزب به عموم مردم ابلاغ می‌شد. خصوصاً بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بیشتر مطالبات مردم و علما از طریق این حزب به مسئولین منتقل می‌گشت. این حزب نه تنها از حقوق مذهبی بلکه از مسائل ملی و قومی مردم منطقه نیز دفاع می‌کرد و خواهان آزادی قلم و بیان و پاسداشت زبان و فرهنگ مردم منطقه و اقوام ایرانی بود.

منبع: ندای اسلام


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *