شخصيت‌هاصحابه و اهل‌بیت

عثمان در بهشت خواهد بود

امروز،حتماً دربان پیامبر خدا خواهم بود!

این، اشعاری بود که یک روز ابوموسی اشعری سرداد، هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه وسلم) واو در چاه اریس شدند، وضو گرفتند و بر روی چاه نشستند

ابوموسی، پیش پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آمد، سلام کرد و برگشت تا بر درِ چاه بنشیند و دربانِ سیّدِ آفریدگان و دوستِ آفریدگار شود.

پس از مدّتی، ابوبکر صدیق آمدو درِ دیوار اطراف چاه را – که از شاخه های بی برگ خرما ساخته شده بود – فشار داد تا باز کند، ابوموسی گفت:

-کیستی؟

ابوبکر جواب داد:

-ابوبکر هستم!

ابوموسی به ابوبکر گفت :

-چند لحظه صبر کن!

و خودش پیش پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رفت و عرض کرد:

-ای پیامبر خدا! ابوبکر الان جلو در است و اجازه ورود می خواهد.

پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:

-بگذار داخل شود و به او مژده‌ي بهشت بده!

ابوموسی پیش ابوبکر رفت و به او گفت:

-داخل شو! پیامبر خدا به شما مژده‌ي بهشت می دهند!

ابوبکر وارد شد، سلام کرد و در طرف راستِ پیامبر (صلی الله علیه وسلم) نشست.

ابوموسی هم، به جای خود در کنار در بازگشت و دید که شخصی به در فشار می آورد، ابوموسی گفت:

-کیستی؟

مرد پاسخ داد:

-عمر بن خطّاب هستم!

ابوموسی گفت : جلوِ در بمان!

و خود نزد پیامبر (صلی الله علیه وسلم) آمد، و سلام کرد و به ایشان گفت:

-عمر اجازه‌ي ورود می خواهد!

پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:

-بگذار داخل بیاید و به او مژده‌ي بهشت بده !

ابوموسی پیش عمربن خطّاب آمد و به وی گفت:

-داخل شو و پیامبر خدا به شما مژده‌ي بهشت می‌دهند!

عمر داخل آمد، سلام کرد ودر طرف چپ پیامبر (صلی الله علیه وسلم)نشست . چند لحظه گذشت ، مرد دیگری آمد و در را حرکت داد. ابوموسی فریاد زد:

-چه کسی هستی؟

مرد گفت:

-عثمان بن عفّان هستم!

ابوموسی گفت:

-اندکی بمان!

و سپس، پیش پیامبر (صلی الله علیه وسلم) رفت و اجازه خواستنِ عثمان رابه ایشان خبر داد. پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمودند:

-به وی اجازه‌ي ورود بده و مژدگانی بهشت را با بلایی که بر سرش خواهدآمد!

ابوموسی، پیش عثمان بن عفّان- که جلو درایستاده بود- بازگشت و گفت:

-داخل شو و پیامبر (صلی الله علیه وسلم) به شما مژده‌ي بهشت دادند با بلایی که بر سرت خواهد آمد.

عثمان- که کمی غمگین شده بود-گفت: -خدایا !… به من صبر عطا فرما!

و داخل شد.

مسلم، حدیث شمارۀ۲۴۰۳

منبع: داستان‌هایی از زندگی خلفای راشد

نویسنده:استاد محمد صدیق منشاوی/مترجم:عثمان نقشبندی

انتشارات:کردستان۱۳۸۸

نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 2 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن