زن در اسلامفرهنگ و جامعه

عدالت در میان زنان

عدالت در میان زنان شرعا مطلوب است چون خداوند می فرماید: *فان خفتم الا تعدلوا فواحده او ما ملکت ایمانکم ذلک ادنی الا تعولوا*(نساء – ۳)

اگر می ترسید که نتوانید میان زنان دادگری نمایید به یک زن اکتفا کنید یا با کنیزان خود ازدواج نمائید. این باعث می گردد تا کمتر دچار کجروی و ستم شوید و فرزندان کمتری داشته باشید. خداوند در هنگام ترس از ظلم به یک زن اقتصار نموده، و این دلالت بر وجوب دارد.

منظور از برابری و عدالت در میان زنان در نفقه و صحبت یعنی معاشرت و موانست است، نه در محبت و همبستر شدن، زیرا محبت از اعمال قلبی است، و انسان هیچ سیطره ای بر قلب خود ندارد، خداوند می فرماید: *واعلموا ان الله یحول بین المرء و قلبه و انه الیه تحشرون،*(انفال – ۲۴)

و بدانید که خداوند میان انسان و دل او جدایی می اندازد، و بدانید که همگان در پیشگاه خدای سبحان گرد آورده می شوید، و نیز می فرماید: *ولن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء و لو حرصتم فلا تمیلوا کل المیل فتذروها کالمعلقه و ان تصلحوا و تتقوا فان الله کان غفورا رحیما،*(نساء – ۱۲۹)

شما نمی توانید میان زنان عدالت برقرار کنید، هر چند که کوشش و توان خود را بکار برید، ولی بطور کلی دوری نکنید، بدانگونه که او را بصورت زن معلقه ای درآورید. و اگر صفا و صمیمیت پیشه کنید و پرهیزگاری کنید خداوند بس آمرزنده و مهربان است.

از حضرت عایشه رضی الله عنها روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بعد از تقسیم وقتشان در میان همسرانش بطور عادلانه، اینچنین می فرمودند: *اللهم هذا قسمی فیما املک، فلا تلمنی فیما تملک و لا املک،*(بروایت اصحاب سنن)

پروردگارا ! این تقسیم من است در آن چیزی که مالک آن می باشم، پس در آنچه در اختیار و ملک تو است و من مالک آن نیستم مرا مورد سرزنش قرار نده. ترمذی می گوید: منظور از این دوستی محبت است، چنانکه اهل علم تفسیر کرده اند. بیهقی از علی ابن ابی طلحه از ابن عباس روایت می کند که: هدف از *(شما هرگز نمی توانید)*دوستی و جماع است.(فتح الباری)

پس تکلیف در شریعت اسلامی وابسته به توان و قدرت است، چون خداوند می فرماید: *لا یکلف الله نفسا الا وسعها،*(بقره – ۲۸۶)

خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی اش تکلیف نمی کند. پس مرد به عدالت در بین زنان خود به امور عاطفی مکلف نمی باشد، و با وجود این اجازه ندارد همه ی میل و توجه اش را به یکی از زنانش که او را بسیار دوست دارد صرف نماید و از زن دیگرش روی بتابد بگونه ای که او را معلق بگرداند، یعنی او را مثل زنی بگرداند که نه شوهر دارد و نه طلاق داده شده، این نوع برخورد ظلمی آشکار می باشد و در اسلام ممنوع است، و در حدیثی از ابو هریره رضی الله عنه روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند: *من کان عنده امراتان فلم یعدل بینهما جاء یوم القیامه و شقه ساقط،(بروایت اصحاب سنن و حاکم)

کسی که دو زن دارد و میان آنان به عدالت رفتار ننماید روز قیامت در حالی می آید که یک طرف بدنش فلج است.

 

اگر در پیش یکی از همسرانش یک ماه در غیر سفر سپری کرد و سپس دیگری در این باره اعتراض نمود به او امر می شود که در آینده در میان آنها به عدالت رفتار نماید، و آنچه گذشته هدر است اگر چه گناهکار می باشد، پس زن دوم برای اولین مرتبه نمی تواند از مرد بخواهد یک ماه هم پیش او بماند همانطور که در نزد زن دیگرش مانده، چرا که تقسیم بعد از طلب است، و اگر بعد از نهی قاضی به جور روی آورد به غیر از زندان تعزیر گردد، چرا که زن در مدت زندانی بودن مرد از صحبت و معاشرت او محروم می شود.

زن باکره و بیوه، زن جدید و قدیمی، مسلمان و کتابی در عدالت یکسانند، چون خداوند مطلق فرموده است: *و عاشروهن بالمعروف فان کرهتموهن فعسی ان تکرهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا (نساء – ۱۹)

 

و با آنها به نحو احسن رفتار کنید، و اگر از آنان خوشتان نیامد، پس چه بسا از چیزی خوشتان نیاید اما خداوند در آن خیر فراوان قرار داده باشد.

و در احادیث نیز بطور مطلق نهی از ظلم و ستم آمده است، و از سویی تقسیم اوقات از حقوق نکاح می باشد، و در این تقسیم اوقات در میان زنان هیچ تفاوتی نیست، اما آنچه از حضرت انس رضی الله عنه روایت شده است، اگر بخواهم می توانم بگویم این قول پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، و لیکن گفت: سنت این است که هرگاه با دختر باکره ای ازدواج کردی هفت شب نزد او بمان، و چون با زن بیوه ازدواج کردی سه شب در نزدش بمان.

(صحیح بخاری فی النکاح ۵۲۱۳)

نمایش بیشتر

مدیر سایت

پورتال اسلامی تبیین

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن