عشق غیرمستقیم به خدا

  • توسط صدیق قطبی
  • ۱ سال قبل
  • یادداشت
  • ۳۰ بازدید
  • 0
546564555 - عشق غیرمستقیم به خدا


نویسنده: صدیق قطبی

مستقیم نمی‌توان در چشم‌های خورشید خیره شد. اگر عاشق خورشید هستید به تماشای گل‌های آفتاب‌گردان بنشینید و سبزه‌های کم‌سالِ دامنه‌ها را رعایت کنید. اگر عاشقِ خورشید هستید در آستانه‌ی بلوغِ گندم‌زارها زانو بزنید و خوشه‌های رسیده را نوازش کنید.

آفتاب را مستقیم نمی‌شود بوسید، برگ‌های جوان را چرا.

نگاهی مشرکانه است که گمان کنیم می‌توانیم از مسیری جز هستی، به خدا عشق بورزیم. از مسیری جز کوچه‌های جهان که به دست‌های خداوند ختم می‌شوند.

نگاهی دوگانه‌نگر و مبتنی بر تفرقه است که گمان کنیم می‌توان با پشت کردن به آدمی، به خداوند روی آورد. آنکه خواهشِ چشمانی دردمند را نمی‌بیند، چگونه به محضرِ نگاهِ خدا راه خواهد یافت؟ آنکه شُکوه شاعرانه‌ی آوازِ قناری‌ها را نمی‌شنود، چگونه به ساحتِ آوای خدا خواهد رسید؟

عشق ورزیدن به خدا از کوچه‌های خرامانِ طبیعت، از جاده‌های نوازش و انسان و از بزرگراه جستجوی آرمان‌های روشن، می‌گذرد.

عشق ورزیدن به خدا از طریق عشق به آرمان‌ها(حقیقت، زیبایی، خیر) و عشق به کائنات، محقق می‌شود.

اما اگر چنین است یعنی همه‌ی انواع محبت و دوستی، به خدا ختم می‌شود؟ یعنی هر که به چیزی عشق می‌ورزد، بی‌آنکه بداند یا بخواهد، مشغول عشق‌ورزی به خداست؟

به نظر نمی‌رسد.

مگر آنکه آنچه متعلق محبت توست، نه صورتِ مادّی آن چیز، که روح ساری در آن باشد. مگر آنکه بتوانی همه‌ی هستی را در چیزی که دوست می‌داری، ببینی و دوست بداری. مگر اینکه دریابی و استحضار داشته باشی که از ورایِ عشق به چیز یا کسی، به جانِ جهان، به شیرینی و شکوهِ جاری در رگِ هر چیز، عشق می‌ورزی. مگر اینکه دریابی و حضور قلب داشته باشی که از طریق عشق به کودک هفت‌ساله‌ات، در حالِ اعطایِ عشق به کلّ کودکان هفت‌ساله و به تمامی آثار و جلوه‌های خدا هستی.

بخوانید:   عاشورا و چگونگی ما

مگر وقتی از پسِ این اَشکالِ فریبا، در برابرِ آن بتِ عیّار و رازِ جادو، خضوع کنی.

عشق به خدا، عشق به آینه‌هاست و جهان، سرتاسر، آینه است.

پیوست ? «سیمون‌وی بر آن بود که ما امکان معاشقه‌ی بی‌واسطه با خداوند را نداریم؛ به همین سبب برای بهره‌مندی از موهبت عشقی که حافظِ روح آدمی از رنج‌ها و دردها باشد، باید از تکاپوی بی‌حاصل برای ابراز عشق بی‌واسطه به ساحتِ الوهی صرف‌ِنظر کنیم و محبت او را در عالَم خلق بجوییم: “عشق خداوند به ما دلیل آن نیست که ما باید به او عشق بورزیم؛ بلکه عشق او به ما دلیلی است تا یکدیگر را دوست بداریم. ما بدون وجود این انگیزه چگونه می‌توانیم یکدیگر را دوست بداریم؟ برای آدمی ناممکن است که جز از این طریقِ غیرمستقیم، خود را دوست بدارد.”…
سیمون‌وی معتقد است با آنکه خداوند خویشتن را از عالَم پنهان کرده است، محمل‌هایی در این عالَم نهاده تا ما از رهگذرِ التفات به آنها بتوانیم به نحو غیرمستقیم دوستش بداریم. از منظرِ وی، عشق‌ورزیدن به همنوعان، آیین‌ها و اعمال دینی و نیز زیبایی و نظم جهان، مهم‌ترین این محمل‌هاست. تشخیص خداوند در پسِ این محمل‌ها، عشق غیرمستقیم ما را به خداوند، به عشقی بی‌واسطه بدل می‌کند… از رهگذرِ همین عشق‌ورزیدن به همنوعان و طبیعت و آیین‌های مذهبی، ما به نوعی به خداوند و محبت او تقرّب می‌جوییم و آن را تجربه می‌کنیم.»(رویارونشینان: سه‌گفتار در باب آرا و اندیشه‌های سیمون‌وی، مجتبی اعتمادی‌نیا، ‌نشر علمی فرهنگی)

پیوست? «مذهب یعنی خدمت به ناتوانان و درماندگان. خدا خود را در لباس بیچارگان و مبتلایان بر ما ظاهر می‌سازد…
تنها راهِ یافتنِ خدا دیدن او در مخلوقاتش و یکی دانستن خویش با آنهاست. چنین چیزی جز از رهگذر خدمت به همگان امکان‌پذیر نیست. من بخشی جدایی ناپذیر از کل بشریت هستم و جدای از بقیه‌ی همنوعانم نمی‌توانم او را بیابم…
اگر می‌توانستم به خود بباورانم که خدا را می‌توان در گوشه‌ی غارهای هیمالیا یافت، بی‌لحظه‌ای درنگ به آنجا می‌رفتم. اما می‌دانم که جدای از بشریت نمی‌توانم او را بیابم…
همه‌ی همت و تلاش من آن است که از طریق خدمت به انسان، به دیدار خدا نائل آیم، چرا که می‌دانم خدا نه در آسمان است نه بر زمین؛ خدا در درون هر آدمی مأوی دارد.»(خدا آنگونه که من می‌فهمم، مهاتما گاندی، ترجمه شهرام نقش تبریزی، نشر نی)

بخوانید:   همه جا پر از طنین تاریکی است....

منبع: عقل آبی


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 + 8 =